نسخه دانشجويان و روزنامهنگاران براي نظاميان انگليسي !!
عدم عقلانيت و آينده نگري گاهي تبديل به معضلي ميشود كه شايد با اندكي تدبير ميشد جلوي ضايع شدن منافع ملي را در آن گرفت.
بحران ملوانان و تفنگداران انگليسي حال پس از مصاحبههاي آنان در خاك وطنشان كم كم تبديل به يك مسئله حقوق بشر براي ايران شده است و متاسفانه نكته بد اين قضيه آن است كه رفتار حكومت ايران با يكسري نظامي صورت گرفته است و براساس قوانين بينالمللي در زمان اسارت نظاميان داراي يكسري امتيازات و حقوق خاص خواهند بود كه براساس شواهد گويا تمامي آن به صورت كامل از سوي ايران نقض شده است.
درك اين مسئله برايم سخت است كه چطور مسئولان دستگير كننده اين ملوانان به عقلشان خطور نكرده بود كه ممكن است روزي اين ملوانان به كشورشان بازگردند و امكان اينكه بتوانند اين ملوانان را تا ابد در ايران نگه دارند وجود ندارد(!) و با چه منطق و استدلالي شروع به فشار آوردن به اين نظاميان جهت پذيرفتن خواستههايشان داشتند و فشار را در نهايت به جايي رساندند كه يك ملوان دون پايه يا يك تفنگدار ساده انگليسي را مجبور كرده بودند تا عليه عاليرتبهترين مقام سياسي كشورشان يعني نخست وزير، در مقابل دوربين صداوسيماي ملي ايران شروع به انتقاد كند، آيا شما آنموقع تصور داشتيد اين مصاحبهها در شرايط عادي برگزار شده بود؟
متاسفانه عدم آينده نگري در اين مسئله حساس بيداد ميكند. گويا مسئولان پرونده، نظاميان انگليسي را با روزنامهنگاران يا دانشجويان ايراني اشتباه گرفته بودند و فكر ميكنند مانند روال برخورد با شهروندان سياسي ايران كه هركاري كه دوست دارند با آنها ميكنند، اينبار ميتوانند همان نسخه را بر روي نظاميان خارجي اجرا كنند !!
به نظرم مصاحبههاي نظاميان انگليسي در ايران هيچگاه منبع و سند معتبري نبود، همچنانكه مصاحبههاي روزهاي اخير آنها در انگليس هم سند قابل استنادي نيست زيرا همچنان در فضاي ايزوله و دور از دسترس رسانهها قرار دارند اما در هر صورت دنيا سخنان آنها را در خاك كشورشان بعنوان سند واقعيت قبول خواهد كرد كه آنهم متاسفانه صددرصد عليه ايران است.
خواندن مطلب اعترافات! - كريم ارغندهپور را در اين خصوص را پيشنهاد ميكنم.



