دفتر اول

April 8, 2007

نسخه دانشجويان و روزنامه‌نگاران براي نظاميان انگليسي !!

عدم عقلانيت و آينده نگري گاهي تبديل به معضلي مي‌شود كه شايد با اندكي تدبير مي‌شد جلوي ضايع شدن منافع ملي را در آن گرفت.

بحران ملوانان و تفنگداران انگليسي حال پس از مصاحبه‌هاي آنان در خاك وطن‌شان كم كم تبديل به يك مسئله حقوق بشر براي ايران شده است و متاسفانه نكته بد اين قضيه آن است كه رفتار حكومت ايران با يكسري نظامي صورت گرفته است و براساس قوانين بين‌المللي در زمان اسارت نظاميان داراي يكسري امتيازات و حقوق خاص خواهند بود كه براساس شواهد گويا تمامي آن به صورت كامل از سوي ايران نقض شده است.

درك اين مسئله برايم سخت است كه چطور مسئولان دستگير كننده اين ملوانان به عقلشان خطور نكرده بود كه ممكن است روزي اين ملوانان به كشورشان بازگردند و امكان اينكه بتوانند اين ملوانان را تا ابد در ايران نگه دارند وجود ندارد(!) و با چه منطق و استدلالي شروع به فشار آوردن به اين نظاميان جهت پذيرفتن خواسته‌هايشان داشتند و فشار را در نهايت به جايي رساندند كه يك ملوان دون پايه يا يك تفنگدار ساده انگليسي را مجبور كرده‌ بودند تا عليه عالي‌رتبه‌ترين مقام سياسي كشورشان يعني نخست وزير، در مقابل دوربين صداوسيماي ملي ايران شروع به انتقاد كند، آيا شما آنموقع تصور داشتيد اين مصاحبه‌ها در شرايط عادي برگزار شده بود؟

متاسفانه عدم آينده نگري در اين مسئله حساس بيداد مي‌كند. گويا مسئولان پرونده، نظاميان انگليسي را با روزنامه‌نگاران يا دانشجويان ايراني اشتباه گرفته بودند و فكر مي‌كنند مانند روال برخورد با شهروندان سياسي ايران كه هركاري كه دوست دارند با آنها مي‌كنند، اينبار مي‌توانند همان نسخه را بر روي نظاميان خارجي اجرا كنند !!

به نظرم مصاحبه‌هاي نظاميان انگليسي در ايران هيچگاه منبع و سند معتبري نبود، همچنانكه مصاحبه‌هاي روزهاي اخير آنها در انگليس هم سند قابل استنادي نيست زيرا همچنان در فضاي ايزوله و دور از دسترس رسانه‌ها قرار دارند اما در هر صورت دنيا سخنان آنها را در خاك كشورشان بعنوان سند واقعيت قبول خواهد كرد كه آنهم متاسفانه صددرصد عليه ايران است.

خواندن مطلب اعترافات! - كريم ارغنده‌پور را در اين خصوص را پيشنهاد مي‌كنم.

February 21, 2007

مهلتي كه پايان يافت ؛ منافعي كه فراموش مي‌شود

امروز پايان مهلت قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل بر عليه ايران است، ايران نيز به گونه اي در اين مورد عمل كرده كه انگار اصلا قطعنامه اي صادر نشده بود كه بخواهد در خصوص مفاد آن تصميمي بگيرد.

قطعا از اين پس روند تحريم‌هاي جديد آغاز مي‌شود و دنيا با بي‌اعتمادي بيشتري به ما خواهد نگريست؛ بحث اين نيست كه آيا داشتن انرژي هسته اي حق ما هست يا خير، بلكه مسئله ايجاد اعتماد جهاني است، و اين دقيقا چيزي است كه در مسئله هسته‌اي، ما دنيا را به خود بي‌اعتماد كرده‌ايم و نتيجه آن ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شده بود.

در اينجا مسئله سوءاستفاده آمريكا از نهادهاي بين‌المللي نيست بلكه بحث روندي است كه اين داستان پيچيده به خود گرفته است به صورتيكه نگاه بدبينانه عليه ايران آنقدر گسترش يافته كه تمامي اعضاي شوراي حكام سازمان بين المللي انرژي اتمي به غير از ونزوئلا و تمامي اعضاي دائم و غيردائم شوراي امنيت در هنگام صدور قطعنامه‌هاي مختلف، عليه ايران راي مي‌دهند و اين نكته رنگ مسئله را كاملا عوض مي‌كند.

اينها همه نتيجه رفتارهاي تخيلي و تحليل‌هاي غيرواقعي است؛ وقتيكه با شاخه و شانه كشيدن براي دنيا فكر مي‌كنيم آنها اينگونه حرف ما را بهتره مي‌فهمند نتيجه همين مي‌شود؛ وقتيكه به جاي صحبت منطقي با داد و فرياد مي‌آييم و مي‌گوييم كه انرژي هسته‌اي ما صلح آميز است دليلي ندارد احدي حرف ما را باور كند.

از آن طرف هم بهانه جويي به نام آمريكا نشسته است تا به هر بهانه‌اي منافع ملي ما را ضايع كند و حاكمان ما هم پشت سرهم برايش بهانه دست و پا مي‌كنند و متاسفانه و متاسفانه چيزي كه در اين ميان فراموش مي‌شود و كسي از آن صحبت نمي‌كند حق ملت ايران براي زيستن زير سايه آرامش و صلح است و هر دو طرف فراموش مي‌كنند كه نتيجه اين رفتارهاي احمقانه‌شان تنها دودي است كه به چشم مردم ايران مي‌رود.

خدا به خير بگذراند .....

February 17, 2007

هنر قانع كردن دنيا در سطح بين الملل

اين خبر را بخوانيد:

دولت سوئیس اعلام کرد که تحریم هایی را برعلیه ایران به دلیل تداوم غنی سازی اورانیوم اعمال خواهد کرد.
این تصمیم تنها دو روز پس از دیدار غیر رسمی میشلین کالمیره، وزیر خارجه سوئیس با علی لاریجانی در برن اتخاذ شد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران پس از شرکت در کنفرانس امنیت در مونیخ که موضوع برنامه های اتمی ایران نیز در آن مطرح شد، روز دوشنبه در برن با میشلین کالمیره رئیس دوره ای هیات وزیران (بوندس رات) سوئیس که در عین حال سمت وزیر خارجه را نیز دارد، دیدار کرد. در جریان این مذاکرات، میشلین کالمیره تاکید کرده بود که برای حل بحران اتمی ایران باید راه حلی دیپلماتیک اندیشیده شود.

شنيده بوديم كه سفر لاريجاني پر بوده از آثار مثبت در عرصه روشن كردن برنامه هسته اي ايران و اينكه ايران اهداف صلح آميز را پيگيري مي‌كند اما نمي‌دانستيم دامنه اين مثبت بودن بودن زياد ممكن است به چه جاهايي ختم شود. با اين اوصاف و اين هنر والاي سياستمداران ايراني كه مي‌تواند در 24 ساعت طرف هاي خارجي را چنان قانع كنند پيشنهاد مي‌گردد سياستمداران ايراني در سفرهايشان سعي نكنند بار مثبت زيادي به ديدارهايشان بدهند.

January 15, 2007

...

دوستي مي‌گفت آمريكا موشك‌هاي پاتريوت خودش را در مرز ايران و عراق و رو به سوي ايران مستقر كرده است

خبرهاي بد هم كه اين روزها پشت سر هم مي‌رسد، تحريم پشت تحريم

خدا به خير كند، نمي‌دانم رفتار غيرعقلاني و فضايي حاكميت در سياست خارجي تا كي مي‌خواهد منافع ملي را بر باد بدهد

ببخشيد اين روزها به قول عباس عبدي اصلا نوشتنم نمي‌آيد

November 13, 2006

ما را چه شده است؟

پرده اول:
مي‌گفتند كه اگر سازمان بين‌المللي انرژي اتمي بخواهد براي بازرسي مكان‌هاي مشكوك ايران، بازرس ويژه اعزام كنيم از ان پي تي خارج مي‌شويم و ديگر با سازمان همكاري نمي‌كنيم و فلان و بهمان ....

پرده دوم:
در مرحله بعدي مي‌گفتند كه اگر قرار باشد پرونده ايران توسط شوراي حكام سازمان بين‌المللي انرژي اتمي بررسي شود اين بار ديگر به جان فلاني از ان پي تي خارج مي‌شويم و به خارجي‌ها چه كه ما چيكار مي‌كنيم، تازه اونها كه اومدن و بازرسي كردن و ديدن كه ما كاري نكرديم پس چرا پرونده بايد بررسي شود.

پرده سوم:
در مرحله بعد و پس از بررسي و صدور قطعنامه اولتيماتوم عليه ايران در شوراي حكام سازمان بين المللي انرژي اتمي مي‌گفتند كه اگر قرار باشد كه پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارسال شود كه ديگر اصلا آب ما با دنيا در يك جوي نمي‌رود و ان پي تي كه هيچ همه چيز را تعليق مي‌كنيم و اصلا دنيا را تحريم اقتصادي مي‌كنيم.

پرده چهارم:
پس از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مي‌گفتند كه اگر شوراي امنيت عليه ما قطعنامه‌اي صادر كند كه بمعني آن است كه ديگر شوراي امنيت صلاحيت ندارد و ما صلاحيت داريم و آنوقت فلان و بهمان مي كنيم

پرده پنجم:
پس از صدور قطعنامه اولتيماتوم شوراي امنيت براي توقف غني سازي اورانيوم مي‌گفتند كه شوراي امنيت راه مذاكره را بست و ما چاره اي جز قهر كردن با جامعه جهاني نداريم و غيره و ذالك ...

پرده ششم:
اولتياتوم تمام شد و شوراي امنيت در حال تنظيم قطعنامه اي تحريمي عليه ايران است و ما هم بعد از آن همه رجز خواني و قلدر بازي و گردن كلفتي كارمان به اينجا رسيده كه مي‌گويند ايران با پيش نويس تحريم‌هاي روسيه و اصلاحات روسيه در قطعنامه تحريم عليه ايران موافق است وگرنه باز از همان كارهايي مي‌كنيم كه قبلا قولش را داده بوديم ....

حرف آخر:
اول اينكه نه به اون شاخه و شونه كشيدن‌هاي داخلي و خارجي و نه به اينكه حالا رضايت داديم به اينكه ما با نسخه تحريمي روسيه موافقيم و اين چه نوع دفاع از منافع ملي كشور است كه من ايراني بايستي كار را براثر رفتارهاي غيرعقلاني به جايي بكشانم كه با تحريم خودم در نهايت موافقت داشته باشم؟

دوم هم خدا وكيلي متوجه اين نوع رفتار پست مدرن در سياست خارجي يك كشور كه با آينده و منافع ملي تك تك ايرانيان سر و كار دارد نمي‌شوم، كدام رفتار غيرمعقولانه تجويز مي‌كند كه كار را به جايي بكشانيم كه هزينه آن از جيب تك تك ملت پرداخت شود و براساس كدام گواه و نظرسنجي و رفراندومي ملت را جان بر كف تحمل هرگونه تحريمي مي‌دانيم؟

سوم هم طبق معمول اينكه خدا آخر و عاقبت همه ما رو ختم به خير كند و از دست امثال لاريجاني برهاند.

آمين

November 9, 2006

بوش و انتخابات

نومحافظه‌كاران آمريكاي انتخابات كنگره و فرمانداري‌ها را با فاصله به دمكرات‌ها واگذار كردند و حال اين دمكرات‌ها هستند كه به كرسي رياست كنگره تكيه خواهند زد. در مجلس سنا نيز آراء برابر شده اما باز هم اين مسئله نتوانست بر شكست و اگذاري كنگره و فرمانداري‌ها به دمكرات‌ها تاثير بگذارد.

بوش در اولين اقدام «رامسفلد» را با «گيتز» جا به جا كرد و طبق مصاحبه تلويزيوني‌اش گفت كه احتمالا تغييرات ديگري در كادر رهبري ايالات متحده اعمال خواهد كرد، بوش به سرعت پيام انتخابات را دريافت كرده و مسئله اول آنرا كه عراق بوده به خوبي درك كرده و وزير دفاع را تغيير داد.

حال مقايسه كنيد آن وضعيت را با وضعيت احزاب سياسي در ايران مقايسه كنيد، در ايران احزاب رسمي و شناسنامه دار حتي براي حضور در انتخابات هم مشكل دارند، به قولي:

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

در همين زمينه:

پيام هفتم نوامبر – كريم ارغنده پور

November 7, 2006

پس كودكي ما چه مي‌شود؟

در خبرها آمده بود كه صدام ديكتاتور سابق عراق به جرم كشتار حدود 200 تن از شيعيان يك روستاي شيعه نشين در جنوب عراق به اعدام با چوبه دار محكوم شده است. به همين سادگي ... !!

نسل ما را به نوعي نسل سوم انقلاب مي‌نامند، نسلي كه در ابتداي انقلاب پا به عرصه وجود نهاد و به واقع فرزندان انقلاب 57 هستيم، اما ما فرزندان اين انقلاب آيا به واقع دوران كودكي و نوجواني داشته‌ايم؟

آيا دوران كودكي ما آنچنان بود كه امروزه كودكان در دوران خردسالي خود كودكي مي‌كنند و شادي مي‌كنند و ...؟ اما پاسخ من به اين سئوال منفي است. كودكي ما همراه بود با صداي آژير قرمز و زرد و سفيد، همراه بود با سوت موشك، همراه بود با مارش‌هاي هيجان انگيز نظامي، همراه بود با از دست دادن يكي از اعضاي خانواده يا در جنگ يا در موشك باران و همراه بود با غرش موشك‌هاي عراقي، همراه بود با زندگي در پناهگاهها و هزاران نكته ديگر كه سراسر كودكي‌‌مان را با آن گذرانديم.

دوران نوجواني ما نيز تعريفي نداشت، با اينكه گفته مي‌شد جنگ تمام شده ولي باز هم خبري از شادي و دوران معمول نوجوان‌ها نبود، زيرا به بهانه اينكه كشور نياز به بازسازي داشت كسي به فكر ما نبود و تنها چيزي كه ديده مي‌شد اين بود كه كساني كه همچنان فكر مي‌كردند جنگ ادامه دارد سعي مي‌كردند كه اين جنگ را به داخل شهرها و ايست بازرسي‌ها و گشتن‌ها و ... بگذرانند.

آري شايد مقصر همه اين مشكلات صدام نبود اما قطعا او سهم بزرگي در خراب كردن شيرين‌ترين دوران زندگي ما دارد و او بود كه جرقه اين آتش را روشن كرد و شايد ناداناني در داخل نيز به اين آتش دامن زدند اما معتقدم كه مقصر اصلي او بود و او امروز بايد پاسخگو كودكي از دست رفته من و همنسلان من باشد كه چرا نگذاشت ما آنچنان كه بايد كودكي بكنيم.

طرفدار خشونت ورزيدن نيستم، حتي با صدام و امثال او اما حداقل فكر مي‌كنم كه نبايد كسي كه موجب به آتش كشيده شدن زندگي‌هاي بسياري شده به اين راحتي خلاص شود، من كه كودكي‌ام را از او طلبكارم، شما را نمي‌دانم !

November 5, 2006

به نام «پيامبر رحمت» به كام «شوراي امنيت»

هيچگاه متوجه اين مسئله نشده‌ام كه چه دليلي دارد كه آموزه‌هاي ديني را در امورات سياسي و نظامي دخالت دهيم و برايم قابل درك نيست كه چرا براي راه‌اندازي يك برنامه و پروژه به جاي اينكه از خودمان مايه بگذاريم از نام ائمه و پيامبر استفاده مي‌كنيم.

اين روزها دومين رزمايش – بخوانيد مانور – سال در كشورمان به نام پيامبر رحمت در حال اجراست و طبق گفته اخبار و شواهد تصويري تعداد زيادي از آخرين سلاح‌هاي ساخت كشورمان در حال آزمايش شده كه گويا نتيجه‌اش نيز در بعد نظامي مثبت بوده است.

در امور نظامي تخصصي نداشته و دوست هم ندارم كه اطلاعاتي داشته باشم و البته پيشرفت هر كشوري را در اين زمينه حق آنها مي‌دانم البته به شرطي كه اين سلاح‌ها در دست حاكمان باصلاحيت و ]...[ باشد با اين حال درك نمي‌كنم كه چرا براي آزمايش چنين تجهيزاتي از نام پيامبر مايه گذاشته مي‌شود و اين مسئله امروزي و دنيوي را به دين و ايمان و اعتقادات ارتباط مي‌دهند.

حقيقتا كه كج سليقگي در اين كشور بيداد مي‌كند، در دنياي كه امروزه بر اثر همين رفتارهاي نابخردانه اسلام مساوي دين خشونت و ترور و كشتار معني مي‌شود شما تصور كنيد كه يك شهروند ساده در يك نقطه از اين جهان پهناور مثلا خبر يا تصوير پرتاب موشك‌ها را ببيند و بشنود كه نام اين عمليات نام پيامبر اسلام بوده، خوب اولين نكته‌اي كه ذهن هر انساني مي‌رسد اين است كه اين دين، ديني است كه ترويج جنگ مي‌كند و براي جنگ از نام پيامبرانشان الهام مي‌گيرند.

تاكنون نه شنيده و نه ديده‌ام كه ساير اديان آسماني براي انجام عمليات‌هاي نظامي خود از اين ابتكارات محيرالعقولي در بد نام كردن شخصيت‌هاي مذهبي‌شان استفاده كنند و فكر كنم آخرين باري كه اين اشتباه را انجام دادند، جنگ‌هاي صليبي بود كه نتيجه‌اش را همه تاريخ مي‌دانند.

به هر صورت اينگونه رفتارهاي نابخردانه و اين اسامي مقدس نه تنها چاره كار ما براي رهايي از بي‌اعتمادي جهاني نسبت به مسئله هسته‌اي ايران است بلكه بهانه‌اي براي محدود و محذور كردن ايران در شوراي امنيت مي‌شود و حال كه ذره بين اين شورا بر روي ايران قرار گرفته است، اين عمليات‌ها و رفتارهاي مشابه تنها به ضرر ملت و منافع ملي ماست.

July 31, 2006

اعراب در پناهگاه

اين روزها عروس خاورميانه در آتش و خون مي‌غلطد، جهانيان و بدتر از همه آنها سران اعراب تنها به تماشاي اين واقعه دلخراش نشسته‌اند. اعراب كه كينه حسادت‌شان به حزب الله و شيعيان چشم آنها را بر واقعيت‌ها و فجايع در حال اتفاق بسته است اين روزها تنها در پناهگاههاي خود از ترس افكار عمومي دنياي عرب پنهان شده‌اند.

جنگ محكوم است زيرا اولين قرباني آن غيرنظاميان هستند، اما به شخصه با استدلال لبناني‌ها در اين درگيري‌ها بيشتر موافقم و معتقدم كه اسرائيل چه در لبنان و چه در غزه اشتباه استراتژيك فاحشي كرد زيرا آغاز درگيري مجدد با فلسطيني‌ها و لبناني‌ها به اين شكل وسيع در اين مقطع سودي برايشان نداشت و تنها باعث بدبيني افكار عمومي جهان به اين رژيم شد.


كشتار مردم بي دفاع قانا نمونه ديگري از استراتژي شكست خورده اسرائيل است و قطعا اين نسل كشي برگ برنده‌ لبنان در اين جنگ خواهد بود و افكار عمومي جهان را تكاني خواهد داد.

اين جنگ با همه مصيبت‌هايي كه براي مردم بي‌گناه لبنان ايجاد كرد، اما يك نكته داشت و آن هم اينكه خواب ناز اسرائيلي‌ها را كه سالها در خانه‌شان مي‌نشستند و كشتار مردم بي گناه لبنان و فلسطين را نظاره‌گر بودند به هم زد.

حال بايد ديد تا كي اين اعراب با غيرت در پناهگاههاي خود مخفي مي‌مانند و حتي حاضر به ابراز همدردي با لبنان و مردمش نمي‌شوند.

امروز مراسمي توسط عده‌اي از روشنفكران و روزنامه نگاران اصلاح طلب در حسينيه ارشاد ساعت 4 بعدازظهر در «دفاع از لبنان» و آنچه بر سر مردم بي‌گناه اين كشور رفته برگزار مي‌شود.

در ضمن دوستاني كه مايل هستند حتما اين لوگو را بعنوان طرفداران صلح در لبنان در وبلاگ خود قرار دهيد.

June 27, 2006

سرنوشت اولين مشروطه خواه جهان


اولیور کرامول (1658 – 1599) یک فرمانده نظامی و سیاستمدار انگلیسی بود که خاندان سلطنتی بریتانیا را خلع ید کرده و در 16 دسامبر 1653 بعنوان نایب السلطنه بر انگلستان، اسکاتلند و ایرلند حکومت کرد. حکمرانی وی تا زمان مرگش، که گفته می‌شود بر اثر ابتلا به مالاریا و یا مسمویت بوده است، ادامه یافت.

با آغاز جنگهای داخلی انگلستان، وی برای نخستین بار یک قشون سواره نظام را تدارک دید که بعدها بعنوان الگویی برای ارتش انگلستان شناخته شده و لقب Ironsides Cavalry بدان داده شد. کرامول بدین ترتیب اولین تجربۀ نظامی خود را (در سن 43 سالگی) با فرماندهی نبرد مارستون مور قرین موفقیت نموده و به شهرت رسید. آنگاه با رهبری حرکت مشروطه طلبی و فرماندهی «ارتش الگوی جدید» (که به Roundheads معروف شده بود) نیروهای پادشاه چارلز اول را شکست داده و به قدرت مطلقۀ خاندان سلطنتی پایان داد.

جالب توجه است که تأثیر اولیور کرامول (که نام خانوادگی خود را از مادرش کاترین، یعنی دختر توماس کرامول گرفته بود، تا آوازۀ اجداد مادریش حفظ شود) هم بعنوان یک رهبر سیاسی و هم یک فرماندۀ نظامی تغییرات بسزایی بر نظام ارتش و سیستم سیاسی جزایر بریتانیا برجای گذارد. وی برای نخستین بار در فاصلۀ سالهای 1649 تا 1653 نظام جمهوری را در انگلستان به پا کرد، نظامی که تا آن هنگام در سرتاسر اروپا سابقه نداشت. البته بعدها، و با کاهش مشروعیت کرامول در پارلمان، وی بعنوان نیابت سلطنت عملاً اقدام به تاجگذاری کرده و بر تختی که قبل از او پادشاه می نشست، تکیه زد.

بسیاری از منتقدین سیاسی، رفتار کرامول را پس از رسیدن به قدرت به شدت نامعقول و ظالمانه توصیف کرده اند. بطوری که دو سال پس از مرگ وی، پارلمان در سوم سپتامبر 1658 چارلز دوم را به تخت سلطنت بازنشاند. اما این پایان ماجرا نبود چرا که در 30 ژانویۀ 1661 یعنی سالروز اعدام چارلز اول، با نبش قبر کرامول در دیر وست مینستر، جنازۀ وی از گور بیرون کشیده شده، محاکمه، بدار آویخته و شقه شقه شد. آنگاه بدن وی در چاله ای دفن و سر بریدۀ وی به مدت 25 سال، یعنی تا سال 1685 بر سر تیری در خارج از دیر مزبور به معرض دید همگان قرار داده شد.


از نكات بسيار جالب اين ماجرا مجسمه اوليور كرامول است كه در مقابل كاخ وست مينستر پالس انگلستان قرار دارد و با اينكه وي در عمل خاندان سلطنتي انگلستان را از حكومت خلع نمود و عليه آنان اقدام كرد‌، وليكن مجسمه وي هيچگاه به پايين كشيده نشد.

June 24, 2006

پاسخ خيلي خيلي خيلي ديپلماتيك آقاي وزير

وزير امور خارجه كشورمان كه بايستي در عمل ديپلماتيك ترين وزير بوده و پاسخ‌هايش نيز اينچنين باشد در اظهاراتي بسيار سنجيده پاسخ همتاي كاناداي خود را داده است.

منوچهر متكي در پاسخ به اظهارات و اعتراض وزارت خارجه و دولت كانادا نسبت به حضور سعيد مرتضوي در اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل اينچنين گفته است:

متكي در گفت‌وگو با خبرنگار ايرنا در ژنو درباره ادعاهاي اخير وزير خارجه كانادا درباره برخي از اعضاي هيات قضايي ايران در شوراي حقوق بشر سازمان ملل گفت: كانادا پرونده بلند بالايي نزد جمهوري اسلامي ايران دارد و آنها از زمان پيروزي انقلاب اسلامي اشتباهات سياسي جدي و فاحشي را در روابط خود با جمهوري اسلامي مرتكب شده‌اند.

متكي افزود: من در مجمع عمومي سال گذشته نيز به وزير خارجه آن كشور گفتم لازم است كه كانادا حد و اندازه خود را بداند و متوجه باشد كه با چه كشوري سخن مي‌گويد.

وي اضافه كرد: به اعتقاد جمهوري اسلامي ايران كشوري كه هنوز رگه‌هاي مستعمره بودن از بريتانياي كبير را دارد در حد و اندازه‌اي نيست كه برخي از حرفهاي غير منطقي ناصحيح و غير قانوني را مطرح كند و انتظار هم داشته باشد كه گوش شنوايي براي آن باشد.

اين سخنان خيلي خيلي خيلي ديپلماتيك كه مشت محكمي به دهان ياوه گويان بوده و موجب شده كه همه به حقانيت ويژه مقام قضايي ايران در آن اجلاس پي ببرند و او را در صدر مجلس بنشانند. همچنين گفته مي‌شود كه تمامي مقامات كانادايي پس از اين پاسخ دچار سنكوب شده اند.

گزارش خبرنگار ما(دفتر بي مخاطب) از ژنو حاكي از آن است كه هيات ايراني شركت كننده در شوراي حقوق بشر قرار است، تعريف جديد و نويني را از حقوق بشر در اين اجلاس ارائه كنند و تقاضا كند كه در اين شورا نيز به مانند شوراي امنيت سازمان ملل براي چندين عضو حق وتو ويژه‌اي در نظر گرفته شود. كشورهاي پيشنهادي براي داشتن حق وتو عبارتند از: ايران - سوريه - آمريكا - اسرائيل - ليبي - كره شمالي و ...

از آنجايي كه هنوز براي دريافت نام كشور دير نشده است، اگر پيشنهادي به ذهن شما مي رسد حتما اعلام بفرماييد.

May 16, 2006

ديده بان حقوق بشر عراقي

از آنجايي كه جديدا براي مقامات ايراني نقض حقوق بشر در عراق بسيار پر اهميت شده است و آنها بر سر اين مسئله بسيار حساس هستند و اين حساسيت تا بدانجا رسيد كه سرانجام پس از بيست و اندي سال شعار مرگ بر آمريكا بر روي تمامي اعتقادات اصولگرايانه خود براي از بين بردن اين شيطان بزرگ آنهم فقط و فقط بخاطر مردم عراق پا گذاشته اند، در آخرين اقدام وزارت خارجه ايران نسبت به نقض مداوم حقوق بشر در عراق به انگلستان اعتراض كرده است.

ما اين پايبندي به حقوق بشر را از سوي مقامات بشر دوست ايراني ارج مي‌نهيم و از آنها تقاضا داريم كه دوربين هاي ديده بان حقوق بشرشان را گاهي كمي بچرخانند تا داخل مرزهاي ايران را هم نگاهي بكند تا اتفاقات بي اهميتي مانند آنچه براي عبدالفتاح سلطاني و اين روزها براي رامين جهانبگلو افتاده را حداقل تماشا كند، ما از خير گزارش كردن آن گذشته ايم.

قطعا خون مردم عراق رنگين تر از خون شهروندان ايراني نيست، و تقاضاي رسيدگي ويژه و رانت ويژه اي هم در رسيدگي به وضعيت برخي شهروندان درجه سوم ايراني نداريم، بلكه تنها خواهان اين هستيم كه پس پس از رسيدگي به وضعيت نابسامان حقوق بشر در عراق نگاهي هم به اين گوشه بي ارزش انداخته شود.

به قول قدما: چراغي كه به خانه رواست به مسحد حرام است

April 6, 2006

پيشنهاد سازنده

در راستاي اينكه ممكن است كشورهاي قدرتمند و زورگو(!)ي جهان مانع اعلام نظر ايران در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد شوند، پيشنهاد مي‌شود تا به ايران در اين شورا «حق وتو» اعطا گردد.

در اين راستا ايران مي‌تواند از تمامي كشورهايي كه هيچگاه نقض حقوق بشر را انجام نمي‌دهند و حتي حقوق ساير موجودات را بيشتر از بشر محترم مي‌دارند دفاع كند.

كشورهايي مانند:‌ خودمان، چين، كره شمالي، كوبا و ساير كشورهاي آزاد جهان (لطفا در صورتيكه كشور خاصي را براي تحت الحمايه قرار گرفتن توسط ايران پيشنهاد داريد،‌ ذكر كنيد)

March 23, 2006

داستان مضحک مذاکره

این داستان مضحک مذاکره با آمریکا در خصوص عراق هم داستان جالبی دارد.
مقامات ایرانی و خصوصا علی لاریجانی آنچنان در این خصوص اظهار نظر می کنند که گویی تاکنون در این باره مذاکره ای با مقامات آمریکایی انجام نداده اند.
نکته جالب ماجرا که آقایان سعی دارند که آنرا از افکار عمومی داخل و بویژه سرسپرده گان جان بر کف شان(!!) مخفی کنند اینست که آقایان اکنون مدتهاست که در حال مذاکره با آمریکایی ها در عراق هستند.
حتی در ماه گذشته که داستان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بالا گرفت، مقامات ایرانی و در راس آن لاریجانی در پیغام های جداگانه ای به «زلمای خلیل زاد» از وی خواسته بودند که در ادامه مذاکرات ایران و آمریکا در خصوص عراق در خصوص انرژی هسته ای هم با ایرانیان وارد مذاکره شود.
البته پاسخ فرستاده ویژه و تام الاختیار ایالات متحده به این درخواست ایران منفی بود و گفته بود که وی تنها اجازه دارد در خصوص مسائل عراق با ایرانیان مذاکره کند.
اما اخبار این روزهای اخیر و درخواست مضحک عبدالعزیز حکیم از ایران برای مذاکره با آمریکا بسیار تعجب برانگیز بود.
در حالیکه وی قطعا می دانست که مقامات ایرانی از ماهها قبل در حال مذاکره هستند و مطرح کردن این مسئله بیشتر به ابزاری برای توجیه طرفداران جناح تندرو داخل ایران بوده که سرمداران آن تاکنون از آن بعنوان یکی از اصول لایتغیر انقلاب یاد کرده اند و حکیم بدین وسیله خواسته راه توجیه را برای به اصطلاح اصولگرایان ایرانی باز نگه دارد.
البته آقای لاریجانی هم با کله این درخواست برادرانه ایشان را پذیرفته و انگار نه انگار که قبلا مذاکرات در جریان بوده،
نکته بامزه این ماجرا احتمالا نگاه آمریکاییان به ایران است که حتما از این موش و گربه بازی مقامات ایرانی با خودشان دارند شاخ در می آوردند.
به این می گویند سیاست خارجی مستحکم که به جای اینکه سعی کنیم از خارجی ها امتیاز بگیرم، خودمان سر خودمان را به بهترین نحو ممکن شیره می مالیم.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007