« May 2005 | دفتر اصلي | July 2005 »
June 30, 2005
آخرين دستاوردها
خاتمي جداي از همه انتقاداتي كه ميتوان صادقانه يا غيرصادقانه به او داشت، اما يك حسن داشت كه فكر ميكنم هيچكس توان انكار آن را ندارد،
به نظرم يكي از مهمترين كاركردهاي خاتمي در طول اين هشت سال اين بود كه حداقل نوع گفتمان حكومت با مردم و دنيا رو عوض كرد و توانست ادبيات خودش را به حكومت بقبولانه،
امروز همه از مردمسالاري ديني صحبت ميكنند، حتي اونهايي كه به اين كلمات هيچ اعتقادي ندارند،
امروز همه آزادي و حقوق شهروندي دم ميزنند، در حاليكه در كارنامهشان تنها ميتوان نقض اين دو اصل را ديد،
و امروز سعي ميكنند كه نه در كلمات حتي در نوع صدايشان شبيه خاتمي باشند،
امروز كساني كه او را به كاخ نشيني و كلاه گذاشتن بر سر مردم متهم ميكردند سعي ميكنند به هر شكل ممكن شبيه او رفتار كنند،
اين دستاورد كمي نيست كه مخالفين سرسخت ديروز و امروز براي ادامه فعاليتشان مجبورند حداقل در ظاهر مانند خاتمي باشند
و فردا خاتمي ديگر ..................
(7) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 28, 2005
راهمان را ادامه ميدهيم
دوشنبه عصر در تالار اجتماعات سالن وزارت كار حاميان «دكتر مصطفي معين» در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري گرد هم جمع شدند تا در «همايش بزرگ سپاس» از تلاشهاي حاميان معين در اين مدت تقدير و تشكر صورت گيرد.
برنامهاي كه فكر ميكردم چندان مورد استقبال واقع نشود، ولي اگر نخوام بيانصافي كنم ازدحام در سالن بقدري زياد بود كه آدم فكر ميكرد تازه ما ميخواهيم انتخابات رو برگزار كنيم، نه اينكه انتخابات تمام شده، خلاصه جدا ازاينكه همه صندليها پر شده بودند، روي پلهها هم جاي سوزن انداختن نبود، البته من چون زود رفته بودم جا گيرم اومده بود، ولي بچههايي كه بيرون سالن بودند ميگفتند بيرون سالن هم دست كمي از داخل نداشته و همه ياد كنگره حاميان براي آمدن يا نيامدن دكتر معين افتاده بودند.
در ابتداي جلسه «علي شكوريراد» رئيس ستاد حاميان معين با اعلام اينكه اين برنامه فصلالختام ستاد دكتر معين خواهد بود، اينگونه به نظر رساند كه اين برنامه براي خداحافظي ترتيب يافته است، اما سخنرانان بعد از او همگي بر ادامه راه و ادامه فعاليتها تاكيد كردند و اذعان داشتند كه اين راهي نيست كه با شكست در اين انتخابات بشود آنرا كنار گذاشت يا از آن پشيمان شد.
در جايي يكي از سخنرانان خطاب به دكتر معين گفت:
«جناب آقاي دكتر با شما بعنوان كانديداي رياست جمهوري ايران خداحافظي كرده و به شما بعنوان رهبر جنبش دمكراسي خواهي و حقوق بشر سلام ميكنيم»
به نظر من اين كل كلام جمع در آن جلسه بود، و فقط هر كسي به زبان ديگري اين جملات را بيان كرد، از ستادهاي «نيسم»، «يار دبستاني»، «دانشآموزي»، «روزنامهنگاران و هنرمندان» و «دانشجويي» و در آخر هم خود دكتر معين بر اين نكته كاملا تاكيد كرد.
از نكات جالب توجه جلسه آمار مخارج ستاد انتخاباتي سراسري دكتر معين در سراسر كشور بود كه توسط رئيس ستاد حاميان ارائه شد، شكوري گفت كه ستاد توانسته توسط دو شماره حساب(حساب دكتر معين و حساب خود ستاد) حدود 400 ميليون تومان در مجموع كمكهاي مردمي جذب نمايد و البته اين را هم گفت كه كل مخارج ستاد در كل كشور نزديك به 800 ميليون تومان شده كه ستاد در حال حاضر 400 ميليون بدهكار است و به نوعي در خواست كمك نيز در اين زمينه نمود. اين نكته مهمي است كه يكي از اصليترين كانديداها ميآيد و بهطور شفاف و صريح ميزان هزينهها و ميزان كمكهاي ستاد خود را اعلام ميكند و در جهت شفافيت گام مثبتي بر ميدارد، البته يك نكته بامزه ديگري كه شكوريراد گفت اين بود كه اين مخارج(800 ميليون تومان) تنها حدود سه درصد هزينههاي يكي از كانديداها ميشود، در هر حال اميدوارم كه ساير كانديداها نيز به اين اقدام پسنديده دست بزنند.
رضا خاتمي هم تحليل جالبي نسبت به اوضاع انتخابات و پس از آن و رئيس جمهور منتخب ارائه كرد كه خواندن آنرا به دوستان توصيه ميكنم.
گزارش محمدجواد روح را در اين زمينه كه در شرق چاپ شده بخوانيد:
«انگار نه انگار كه نتيجه انتخابات معلوم شده، ببين! چه هيجانى نشان مى دهند.» اين را خانم جوانى به دوستش گفت و اشاره كرد به جمعيت فشرده اى كه جلوتر از آنها در حال خروج از سالن اجتماعات وزارت كار بودند. جمعى كه در انتخابات رياست جمهورى حاميان «مصطفى معين» را شكل داده بودند و عصر ديروز «همايش بزرگ سپاس» در تقدير از تلاش هايشان در جريان رقابت هاى انتخاباتى برپا شده بود. انتخاباتى كه «على شكورى راد» رئيس ستاد انتخاباتى معين در سخنانش آن را «عرصه اى سخت» براى حاميان اين كانديدا خواند. عرصه اى كه به گفته وى، حاميان معين در آن از يك سو با تحريميان و مخالفان شركت در انتخابات به رقابت پرداختند و از سوى ديگر، با رقبايى كه امكانات و سازماندهى ستادى و تشكيلاتى آنها ده ها برابر آنان بود. پس از چنين رقابت سختى كه در نهايت به حذف معين از عرصه در دور اول انتخابات منجر شد، همايش ديروز در يك شرايط عادى مى توانست تنها در سطح يك Godbye Party برگزار شود اما نه معين و نه حاميانش نمى خواستند سطح همايش چنين باشد. از اين رو بود كه همه آنان كه ديروز پشت تريبون سالن اجتماعات وزارت كار قرار گرفتند بر ضرورت ادامه راه پاى فشردند. در اين موضع مشترك معين و «محمدرضا خاتمى» و «الهه كولايى» كه قرار بود معاون اول و سخنگوى دولت او باشند با نمايندگان كميته هاى فرهنگيان، زنان، دانش آموزان، دانشجويان و نيز ستاد هاى نسيم و ستاد سيستان و بلوچستان (تنها استانى كه معين در آن راى اول را به دست آورد)، هم داستان بودند و با برشمردن سختى دوچندان راه پيش رو، گفتند كه پايان انتخابات، آغاز راهى جديد است.

• رضا خاتمى: هنوز چشم ميليون ها ايرانى به اصلاح طلبان است
مثل هميشه اين «محمدرضا خاتمى» بود كه قاطعانه مواضع اصلاح طلبان همفكر و همراه معين را اعلام كرد. او هر چند به صراحت موقعيت سخت كنونى اين جريان را تشريح كرد اما به همين صراحت هم گفت كه آنان راه خويش را ادامه مى دهند. خاتمى سخنانش را با تقدير از حاميان و اعضاى ستادهاى معين آغاز كرد: «خسته نباشيد! شمايى كه با دستان خالى اما با فكرى بلند و قلبى روشن به ميدان آمديد. كار شما زير فشار همه جانبه موجود از اقتدارگرايان گرفته تا تحريمى ها و از دشمنان گرفته تا دوستان بى وفا ارزشى دوچندان دارد.» «خسته نباشيد!» بعدى خاتمى خطاب به معين بود: «شما هم خسته نباشيد، جناب آقاى دكتر معين! شما در شرايطى نامزدى انتخابات رياست جمهورى و ايفاى نقش محورى براى اصلاح طلبان پيشرو را پذيرفتيد كه ابرهاى يأس همه جا را گرفته بود. اما ورود شما به عرصه فضايى را به وجود آورد كه اكنون و به رغم يكدستى حاكميت، اميد ما به آينده از آن زمان بسيار بيشتر است. آقاى معين! شما اسوه مردمى بودن، ساده زيستى و عدالت خواهى بوديد. اما نخواستيد عوام فريبى كنيد و البته ما هم نتوانستيم اين چهره اصيل را به مردم بشناسانيم. از شما متشكريم كه عافيت طلبى نكرديد و امروز به شما «خسته نباشيد» مى گوييم اما بدانيد كه اين تازه آغاز كار است. چشم ميليون ها نفرى كه به شما راى دادند و چشم ميليون ها نفر ديگرى كه برنامه شما را قبول داشتند و رياست جمهورى شما را مى پسنديدند، اما نمى خواستند آرايشان به كام مخالفان شما شود، امروز به شماست. آنها انتظار دارند كه شما و حاميانتان راه آغاز شده براى تحقق برنامه دموكراسى در داخل و صلح با جهان را ادامه دهيد.» سپاسگزارى هاى خاتمى البته ادامه داشت. او از چهار ميليون نفرى كه در دور اول به معين و ۱۰ ميليون نفرى كه در دور دوم به هاشمى رفسنجانى راى دادند، تشكر كرد. دبيركل جبهه مشاركت همچنين از مهدى كروبى و هاشمى رفسنجانى به خاطر اعتراضشان به روند انتخابات تشكر و با آنها اعلام همدردى كرد. او گفت كه اميد دارد اين دو چهره با سابقه انقلاب در آينده «منشاء اثر مباركى» در تقويت دموكراسى و حقوق بشر در جامعه ايران باشند. خاتمى براى «محمود احمدى نژاد» رئيس جمهورى منتخب هم آرزوى موفقيت كرد و خطاب به او گفت: «هر جا كه شما منافع ملت را پيگيرى كنيد، حامى شما خواهيم بود و هرگاه از اين مسير خارج شويد، با انتقاد بحق ما مواجه خواهيد شد.» خاتمى در بخش ديگر سخنان خود به تحليل عملكرد معين و حاميانش در عرصه انتخابات رياست جمهورى پرداخت. وى گفت: «ما با واقع نگرى وارد عرصه انتخابات شديم، گرچه در محاسبات خود اشتباهاتى داشتيم. هدف اصلى ما از ورود به اين عرصه، جلوگيرى از انهدام جمهوريت نظام و تبديل رئيس جمهورى به تداركاتچى بود. همچنين ما تلاش زيادى براى تحقق اجماع اصلاح طلبان در انتخابات داشتيم و از التماس به مهندس موسوى تا ارائه پيشنهادهاى علمى براى اجماع را انجام داديم اما در نهايت، اين مسئله حاصل نشد. با اين حال، موقعيت و روند انتخابات تا ظهر روز ۲۴ خرداد ماه مساعد بود اما در اين زمان هماهنگى براى حمايت از نامزدى خاص ايجاد شد. نامزدى كه هيچكس نبايد گمان كند شكست ما از او، شكست از يك كانديداى مستقل يا حزب شناسنامه دار بوده است. ما شكست خورديم اما از يك جريان سياسى كه به راحتى آب خوردن حتى نزديك ترين ياران خود را قربانى كرد. البته در اين روند بايد از ضعف ساختارى دولت هم انتقاد كرد كه توان مقابله با تخلفات را نداشت و حتى برخى نيرو هاى آن در پاى صندوق هاى راى با روند تخلف همراه شدند. در مرحله دوم انتخابات هم دو بار به آقاى هاشمى پيشنهاد انصراف داديم چرا كه مى دانستيم دور دوم انتخابات به راحتى به جنگ فقر و غنا و كوچ نشينى و اشرافى گرى تبديل مى شود و شكست آقاى هاشمى در آن قطعى خواهد بود.» دبير كل جبهه مشاركت پس از ارائه اين تصوير از انتخابات به برشمردن اشتباهات حاميان معين پرداخت و گفت: «ما به دلايل مختلف نتوانستيم ارتباط كاملى با مخاطبان خويش برقرار كنيم. ما نتوانستيم شعار دموكراسى را به نان شب مردم ترجمه كنيم. ما پاسخگوى برخى نقايص ۸ سال گذشته شديم كه در آنها نقشى نداشتيم.» وى گفت كه همه اين مسائل باعث شد تا نامزد رقيب بتواند با «سياه نمايى و نفى تمامى دستاورد هاى ۱۶ سال گذشته»، از خود تصويرى «همسو با مردم و عليه نظم موجود» ارائه دهد. تصويرى كه به گفته خاتمى، «در آينده ميزان درستى آن براى مردم روشن خواهد شد.» دبيركل جبهه مشاركت در ادامه سخنانش «يكدستى موجود در ساختار جمهورى اسلامى در حال حاضر» را براى اولين بار در تاريخ نظام دانست و گفت كه اين وضعيت بهترين عرصه براى آزمودن كارآمدى جريان مخالف اصلاحات است. خاتمى با برشمردن شعارهاى اقتصادى احمدى نژاد و با بيان اينكه او در حوزه هاى آزادى، حقوق بشر و دموكراسى شعارى نداشته است، گفت: «ما خودمان بايد حداقل هاى آزادى و دموكراسى را به دست آوريم و اميدى به دولت نبايد داشته باشيم.»
در اين زمينه، او به «سرمايه ها»ى جريانى اشاره كرد كه در جريان اين انتخابات به حمايت از معين پرداخت. وى گفت: «سرمايه ما آگاهى و سازماندهى است و نيز اجماع بى نظيرى كه عليه اقتدارگرايى در اين انتخابات شكل گرفت. ما بايد تشكل ها را تقويت و براى حفظ دستاوردهاى انقلاب و اصلاحات ائتلاف كنيم.»
وى گفت كه در سايه چنين حركتى است كه قتل هاى زنجيره اى در وزارت اطلاعات، سانسور در وزارت ارشاد و رانت خوارى در حوزه هاى اقتصادى دولت آينده تكرار نخواهد شد. دبيركل جبهه مشاركت در پايان سخنان خود ابراز اطمينان كرد كه شرايط داخلى و خارجى اجازه حاكم شدن افراطى گرى به كشور را نخواهد داد و گرچه نگرانى هايى در اين زمينه وجود دارد اما چشم انداز كلى، روشن است.

•معين: به تلاش براى تشكيل جبهه دموكراسى خواهى ادامه مى دهم
«امروز در نشيبى از راه دشوارى كه با هم پيموده ايم، قرار داريم اما براى خداحافظى نيامده ايم، بلكه آغازى ديگر را در دستور كار داريم.» معين با اين جمله سخن آغاز كرد و ضمن تشكر از همه جريان ها و احزاب حامى خود از جمله ملى _ مذهبى ها و نهضت آزادى خطاب به حاميانش گفت: «دستاورد بزرگ شما در اين انتخابات آن بود كه صريح و بى ابهام خواست هاى خود را مطرح كرديد و بدون هزينه كردن از بيت المال يا استفاده از اعتبار ديگران حركت خود را پيش برديد.» وى از گروه هاى علمى، كارشناسى و دانشگاهى خواست تا ضمن تحليل روند انتخابات نهم دليل شكست اصلاح طلبان و تصميم مردم را مشخص سازند تا در حركت هاى بعدى و «تدوين راهبرد هاى آينده» مورد استفاده قرار گيرد. معين همچنين تاكيد كرد كه با توجه به يكدست شدن حاكميت، هيچ نهادى در شرايط كنونى نمى تواند پاسخگو نباشد و به همين خاطر، اعلام كرد كه او و حاميانش در برابر «خدشه بر حقوق مردم» سكوت نخواهد كرد.
معين در سخنانش همچنين نسبت به «فروافتادن دوباره جامعه جوان ايران به دامان ياس، انفعال و تحريم»، «نهادينه شدن ساختارى ناسالم در انتخابات» و «تضعيف روند دموكراسى و دفاع از حقوق ملت» ابراز نگرانى كرد اما گفت كه «اميد من به تدبير و استقامت نسل جوان و آگاهى خودمان است و اين اميد از آن نگرانى بيشتر است.» معين اجماع شكل گرفته در دور دوم انتخابات در حمايت از هاشمى رفسنجانى را «اجماعى براى پيشبرد گفتمان خاتمى» ناميد و گفت كه اين اجماع از «بروز توانايى هاى جديد در جامعه براى پيشبرد دموكراسى» خبر مى دهد. معين در سخنانش گفت كه او نيز «عضوى كوچك از اين تحرك اجتماعى» خواهد بود و در اين زمينه به احزاب و گروه ها و جوانان حامى خود «چك سفيدامضا» مى دهد و نيز تلاش هاى خود براى تشكيل جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر را تداوم مى بخشد. اظهارات معين با اين دو قول پايان گرفت تا به قول مجرى مراسم، گفته هاى او و حاميانش نشان دهد كه «نتوان گفت كه اين قافله وامى ماند».
گزارش ايسنا از سخنراني دكتر معين
گزارش ايسنا از سخنراني دكتر محمدرضا خاتمي
گزارش ايسنا از سخنراني دكتر الهه كولايي
(14) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 27, 2005
عجب آواز خوشي
به نقل از وبلاگ دكتر معين:
گوشها منتظر بانگ جرسهاي مناند
كوچهها منتظر بانگ قدمهاي تو اند
تو از اين برف فرو آمده دلگير مشو
تو از اين وادي سرمازده نوميد مباش
«دي» زماني دارد
و زمستان اجلش نزديك است
من صداي نفس باغچه را ميشنوم
و صداي قدم گل را در يك قدمي
و صداي گذر گرده گل را در بستر باد
و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر
و صداي شعف فاخته را در باران
و صداي اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهايي
نمناك
و مرموز
و سبز
عجب آواز خوشي در راه است.
مجتبي كاشاني (م.سالك)
(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 26, 2005
...
ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
(8) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 24, 2005
به يك اميد به هاشمي راي ميدهم !
طي چند روز گذشته بارها و بارها بر لزوم راي دادن به هاشمي رفسنجاني در محافل مختلف تاكيد كردم، و سعي داشتم دوستان و كساني كه ميديدم را مجاب كنم كه حتما در مرحله دوم به او راي دهند و در اين ميان گاهي اوقات مورد انتقاد شديد نيز قرار ميگرفتم كه دارم از هاشمي دفاع ميكنم. در اينجا دليل خودم را براي اين عمل مينويسم.
معتقدم كه شايد از هاشمي رفسنجاني نشود به صورت صد در صد دفاع قاطع كرد كه البته اين مسئله را ميتوان در مورد خيليهاي ديگر هم نام برد، همانگونه كه مثلا از خاتمي با وجود اينكه بسيار دوستش دارم و بقيه اصلاح طلبان نيز نميتوان صد در صد دفاع كرد، اما دلايلي كه موجب ميشود ما مثلا از يك نفر در انتخابات دفاع كنيم اين است كه ميزان عمل مثبت و منفي او را در يك ترازو قرار دهيم و تصميم بگيريم و يا ميزان نزديكي اعتقادات او را به خودمان بسنجيم و فكر ميكنم كه اين عاقلانهترين راه براي انتخاب يك فرد براي هر كدام از ما باشد و البته شايد در اين ميان اصلا كسي با اين معيارها مطابقت پيدا نكند و فرد مورد نظر خود را نيابيم كه اين حق طبيعي هر انسان است و بر آن خردهاي نيست، البته نكته ديگري هم در اينجا هست كه گاهي دلايل عدم شركت در انتخابات در مقياسهاي رياضي بر دلايل شركت ميچربد و فرد اصلا به مرحله مقايسه افكارش با كانديداها يا اعمال مثبت آنها نميرسد كه اين مسئله هم حق طبيعي هر فرد است.
بگذريم؛ از نظر من نقاط تاريك بسيار زيادي در خصوص هاشمي وجود دارد كه قطعا بايد به آنها پاسخ دهد و افكار عمومي در خصوص آن روشن شود، و از آن طرف نيز معتقدم كه هاشمي امروز هاشمي هشت سال پيش كه كاخ رياست جمهوري را ترك كرد نيست و البته اين را ميتوان در مورد هر انساني گفت كه هيچكس آدم سابق نميماند و مطمئنم كه روند اين هشت سال بر او هم تاثيراتي داشته كه نمونههاي آن را در همين يكماه تبليغات به وضوح شاهد بوديم وليكن به نظرم اين تاثيرات و تغييرات چندان زياد و به نسبت تغييرات گفتمان جامعه ايراني نبوده، اما يكي از نكاتي كه مرا به راي دادن به هاشمي ترغيب ميكند اين است كه اگر ما بر فرض مثال تمامي هشت سال رياست جمهوري او را سياه بدانيم و با نگاه بدبينانه به آن دوران نگاه كنيم(كه از نظر من اينگونه سياه و سفيد نيست) تنها عمل مثبت در كارنامه وي را ميتوان در برگزاري سالم انتخابات دوم خرداد 76 دانست.
قطعا هيچكس نميتواند منكر اين قضيه شود كه هاشمي در برگزاري انتخابات دوم خرداد تلاش كرد و سعي كرد انتخابات سالمي را برگزار كند و از نظر من همين عملكرد براي راي دادن به هاشمي با اينكه بسياري از آرمانهايم را در او نميبينم كافي است، زيرا خطري كه احساس ميكنم اينست كه شايد حتي نتوان چهار سال يا هشت ديگر حتي انتخاباتي داشته باشيم و اگر داشته باشيم مانند مجلس هفتم فرمايشي كامل شود.
تنها به اين اميد به هاشمي راي دادم كه امكان برگزاري انتخابات سالم حفظ شود، چيزي كه در كارنامهاش نمايان است، به اين اميد راي دادم كه بتوانم چهار سال ديگر از حق رايم بر ضد هاشمي استفاده كنم، به اين اميد به هاشمي راي دادم كه از فرداي انتخابات بتوانم نقدش كنم و با صداي بلند بتوانم بگويم كه بعضي عملكردهايش را قبول ندارم.
اينها دلايل كوچك من بود براي راي دادن و در ضمن اينكه انتقادات زيادي به هاشمي دارم به او راي دادم چون احساس ميكنم كه خطر اصلي در جايي است كه شايد ديگر امكان پاي صندوق راي رفتن نباشد.
اين انتخابات، شايد براي آيندگان چندان مهم نباشد، ولي براي ما كه از نزديك در بطن آن بوديم و كساني كه مدام آنرا پيگيري ميكردند بسيار مهم و درسآموز شد، همه بايد سعي كنيم كه از شكستهاي آن درس گرفته و آن را نقد كنيم و از موفقيتهاي آن براي آينده به شكل بهتري استفاده كنيم.
(21) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 22, 2005
راي ميدهم !!
امروز در برنامه ميادين براساس تقسيم بندي انجام شده در ميدان انقلاب حاضر شدم،
ابتدا من و مراد ويسي تنها در ميدان بوديم و كسي نيامده بود، ويسي با حرارت شروع به صحبت با مردم كرد و جمعيت خوبي در ضلع شمالي ميدان جمع شده بود، يكدفعه يك آقايي با بيسيم آمد و جمعيت را متفرق كرد و گفت فقط طرفداران هاشمي حق دارند كه اينجا باشند،
باز برنامه ادامه داشت و فقط من نظارهگر بودم، باز همان آقا آمد و همه را متفرق كرد و به ويسي و من گفت كه برويد،
در همين بين يكنفر مدام داشت فيلم ميگرفت كه بهش گفتم براي كجا فيلم ميگيري، ابتدا گفت براي خودم بعد كه اصرار كردم گفت خبرنگارم بعد كه گفتم كارتت كو همون بيسيم بدست اومد و گفت كه مگه فضولي با منه، گفتم كه اينكه تا چند لحظه پيش براي خودش ميگرفت، بعد خبرنگار شد و حالا هم از حفاظت ناجا، دست خوش بابا،
بگذريم برادران ناجا طي يك برنامه هماهنگ ما را از ميدان با احترام خارج كردند و جاي ما را به دوستان احمدينژاد سپردند،
اينم از مزاياي حمايت ما از هاشمي است كه حاميان او هم جايي در اين كشور ندارند، به اسم ما به كام حاميان احمدي نژاد !!!
در هر حال روز جمعه با بغض راي ميدهم تا حداقل بتوانم چند صباحي نفسي بكشم،
***
نكته: اينم يك نمونه آماري رسمي كه در يكي از روزنامههاي نظام به چاپ رسيده، اشتباه نكنيد اصلا قصد ندارم كه بگم تقلبي در كار بوده، ولي بدون هيچ غرضي فقط به جمع آراي دكتر معين توجه كنيد.
(21) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
اي آزادي ........
اي آزادي چه رنجها كه برايت نكشيدهام ..........
اي آزادي چه رنجها كه برايت نكشيدهايم ..........
اي آزادي چه رنجها كه برايت نكشيدهاند ..........
اي آزادي چه رنجها كه برايت خواهيم كشيد ..........
اي آزادي چه رنجها كه برايت خواهند كشيد..........
اي آزادي ........
اي آزادي ........
اي آزادي ........
اي آزادي ........
(امروز چهارشنبه ساعت 6 در ميدان انقلاب در دفاع از آزادي)
(10) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 20, 2005
احمدي نژاد آمد - اقبال رفت

روزنامه اقبال تنها ارگان اصلاح طلبان پيشرو امروز به حکمي !!! ديگر منتشر نشد،
عده اي ميگويند شايد فقط براي يک روز باشد، اميدوارم
در هر حال مبارک باشد !!
(18) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 19, 2005
بدون تيتر !
امروز بعد از 5 روز آمدم كامپيوتر را روشن كردم و ....،
فكر ميكنم كه نتايج انتخابات را همه فهميده باشيد، انتخابات عجيبي شد و از آن عجيبتر رتبهبندي كانديداها،
راستش را بخواهيد هنوز كمي تا قسمتي خودم هم نتونستم حلاجي كنم كه تو اين كشور چه خبر شده،
اتفاق مهم، عجيب و پيچيدهاي رخ داد كه فكر ميكنم همه را بهت زده كرده از شركتكنندگان در انتخابات تا تحريميها و مخالفان كشور و حتي خود بوش،
فكر ميكنم بايد از اين حالت خارج شوم تا بتوانم دقيقتر در اين خصوص اظهار نظر كنم،
البته اين به معني اين نيست كه از تلاشهاي خودم در اين برهه احساس پشيماني كرده باشم و فكر ميكنم كه همه تلاشم در جهت عقيدهام بوده،
البته يك نكته ديگر را هم بگويم كه نتايج انتخابات رو تا وقتي كه دليل قانعكنندهاي براي مخدوش بودن آن نيابم كاملا قبول دارم،
امروز صبح مجتبي(مديار) باز هم به من زنگ زد، البته هفتهاي حداقل دو تماس را داشته،
از انتخابات پرسيد، از اينكه چرا اينطوري شده اوضاع، از اينكه نكنه دست برده باشند،
حقيقتش وقتي با سئوالاتش مواجه شدم با خودم فكر كردم كه دقيقا" من و مديار در اين زمينه با هم برابر هستيم و او كه اكنون در بند است و مني كه اكنون رها هيچكدام نميتوانيم جواب دقيقي به اين سئوالات بدهيم،
باز هم در خصوص انتخابات مينويسم،
(23) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 14, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 8
تازه از سفر خراسان به تهران رسيدم،
فقط به اندازه يك دوش گرفتن و لباس عوض كردن و چك كردن ايميلها و كامنتها بيشتر فرصت ندارم، چون بفاصله يك ساعت باز بايد راهي بندرعباس شوم و در جمع مردم خون گرمشان باشم،
اميدوارم كه مفيد باشه،
اتفاقات زيادي افتاده كه همه دوستان وبلاگ نويس در اين خصوص اظهار نظر كردهاند، من بعلت كمبود وقت ميگذرم،
در وبلاگها ديدم كه قرار وبلاگي پنجشنبه قطعي شده،
من هم براساس تصميم جمعي با تبعيت از همه دعوت ميكنم كه دوستان تشريف بياورند، جلسهاي است نه انتخاباتي و نه سياسي، خودماني و رفاقتي،
روز پنجنشنبه 26 خرداد - پارك لاله ساعت 6 بعدازظهر
(14) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 12, 2005
گفتوگويي با سميعينژاد
اين چند روز را مدام در سفر خواهم بود،
امروز صبح خسته و كوفته از اهواز به تهران برگشتم،
در اهواز برنامه خوبي داشتيم و با مهمان نوازي گرم خوزستانيها به من و اسد خوش گذشت،
***
بگذريم،
حدود ظهر شنبه بود كه موبايل زنگ زد،
گفتم: سلام، بفرماييد
گفت: سلام حنيف، خوبي؟
گفتم: مرسي، شما؟
گفت: من مجتبي،
گفتم: مجتبي؟
گفت: بابا، سميعينژادم
صدايش را آخرين بار حدود 5 ماه پيش و در پارك لاله تهران كه همديگر را ديديم، شنيده بودم، ولي برايم باور كردني نبود، شوكه شده بودم، مجتبي به من زنگ زده، به شماره تلفني كه روي موبايلم افتاده بود نگاهي كردم، از كرج تماس ميگرفت، مطمئن شدم كه خود مجتبيست و از داخل زندان تماس ميگيرد، خودم را جمع و جور كردم و ادامه دادم:
گفتم: چطوري پسر، ما همه دلواپست شده بوديم،
گفت: من خوبم، بيرون چه خبر،
گفتم: اينجا هم جز سلامتي خبري نيست، همه اينجا نگران حالت هستند،
گفت: من خوبم، مشكلي نيست،
گفت: از انتخابات چه خبر، معين در چه وضعيه؟ اميدي هست؟
گفتم: اوضاع انتخابات بدك نيست، جامعه هنوز مجاب نشده كه بايد راي بده، وضعيت معين هم هر روز بهتر ميشه،
گفتم: ما داريم حداكثر تلاشمون رو ميكنيم، ايشالا كه جواب بده،
گفت: منم اميدوارم،
يك دفعه تلفن قطع شد و من هرچي الو الو كردم فايدهاي نداشت،
از يك طرف خوشحال بودم كه فهميدم كه مجتبي سلامته و از طرف ديگه اينكه اين تماس كوتاه زود قطع شد،
سريع به يكي از دوستاش زنگ زدم و خبر رو دادم،
گفت كه مجتبي بعضي موقعها ميتونه تماس با بيرون داشته باشه و اين بار به تو زنگ زده،
خيلي خوشحالم، حداقل اينكه پيام سلامتياش را به دوستاني كه اين چند وقت نگران حالش بودند ميدهم،
***
چند ساعت ديگه بازم پرواز دارم به مشهد، يك برنامه دو سه روزه در مشهد و شهرهايي مثل تربت حيدريه و ...
فكر ميكنم سفر آموزندهاي برام باشه و بتونم موثر باشم،
بعد از اون هم براي برنامهاي در بوشهر قرار شده برم،
بازم بهتون اگه شد خبرهايي ميدم.
(7) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
دوباره ميسازمت وطن - 7 - همايش ملي اصلاحطلبان پيشرو در تهران
(2) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 11, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 6 - به سوي تشكيل جبهه فراگير دمكراسي خواهي و حقوق بشر
(5) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 09, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 5 - پيروزي مبارك

از امروز صبح براي يك برنامه 2 روزه به استان خوزستان خواهم رفت،
البته اين هفته آخر تبليغات حدودا" روزهاي كمي را در تهران خواهم بود،
بعد از آن يك سفر به تربت حيدريه و كرمانشاه خواهم داشت،
در هر حال هفته آخر است و هر كاري كه از دست بر ميآيد بايد كرد،
ديروز بازي ايران را در نسيم و با ويدئو پروژكشن ديديم، آرش گزارش كرده،
بعد از بازي هم به همراه اسد و احد و حسام رفتيم و همسرم را برداشتيم و رفتيم تو خيابانهاي شهرك غرب،
حدود ساعت 12 بود كه تونسيتم از ازدحام ماشينهاي اونجا فرار كنيم به تازه بريم يه جا دنبال شام بگرديم،
مردم ايران بخدا مردم خوبي هستند،
فقط شادي ميخواهند،
ميخواهند حكومت اجازه دهد به موقع شاديشان را بكنند،
نكته جالب ديروز اين بود كه عليرغم عدم حضور گسترده ماموران نيروي انتظامي هيچكس قصد سوءاستفاده و بر هم زدن نظم عمومي را نداشت،
هر كس شادي دلخواه خودش را ميكرد و هيچ تعرضي در كار نبود،
بخدا مردم خوبي داريم،
بايد قدرشان را دانست،
اگر فرصت شد بيشتر در اين مورد خواهم نوشت،
(12) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 08, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 4 - به اميد پيروزي ايران
رضا خاتمي در جمع تماشاگران فوتبال ايران و كره شمالي
عكس از فرهاد كاوه
(8) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
دوباره ميسازمت وطن - 3
در ضمن همه دوستان فراموش نكنند،
روز پنجشنبه 19 خرداد - مجموعه ورزشي كوي دانشگاه - ساعت 17
(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 07, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 2
(5) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 06, 2005
وبلاگ نويسان، سميعينژاد و معين
امروز دكتر معين در دومين برنامه تلويزيوني خود در شبكه اول و در مجموعه برنامه ديدگاه با اشاره به تغيير نام خليج فارس در نقشههاي بينالمللي به تلاش گسترده وبلاگ نويسان در آن زمان و تهيه تومار براي بازپس گيري نام خليج هميشه فارس اشاره كرد و در ادامه بيان داشت كه با وجود اين تلاشها از سوي اين قشر شاهد بوديم كه سال گذشته پروندهاي براي وبلاگ نويسان ساخته شد كه موجب نقض حقوق بشر در كشورمان گرديد(نقل به مضمون).
اين حمايت معين آن هم در شبكه سراسري سيما از وبلاگ نويسان و اينكه خود گوينده نيز وبلاگ نويسي هر چند تازه كار است نشان از حساسيت برخوردهاي صورت گرفته با اين قشر دارد.
اين روزها خبر بسيار بدي باز منتشر شده است، مجتبي به 2 سال زندان به جرمهاي ناكرده محكوم شده، گويا به قول ابطحي دارد به جاي ما هم مجازات ميشود،
منتظر انتشار نامهاش از درون زندان هستيم كه ابطحي در يك توصيف آن را از بلاهايي كه بر سر بچههاي هم پرونده ما آورده بودند وحشتناكتر خوانده،
معين چند روزي است كه براي سفرهاي تبليغاتي از تهران رفته، به محض بازگشت پيشش خواهم رفت و خواهم خواست كه در خصوص محكوميت اين جوان موضعگيري كند،
از معين خواستهاي تخيلي ندارم كه برود و بپرسد كه جرم اصلي مجتبي چيست كه اگر اين كار در توان اين طيف بود، حداقل پدرم متوجه شده بود كه من در دوران بازداشت كجايم و جرمهاي نكردهام چيست، تنها انتظاري كه معين به عنوان يك وبلاگ نويس و يك نفر كه شعارش دفاع از حقوق شهروندي است دارم اينست كه صريح نسبت به تضييع حق يك وبلاگ نويس و شهروند بيپناه ايراني اعلام موضع كند.
(13) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 05, 2005
دوباره ميسازمت وطن - 1

از امروز به جز مطالب روزانهاي كه مينويسم، يكسري از اقلام تبليغاتي دكتر معين را هم جهت استفاده در محيط وب منتشر ميكنم، اميدوارم كه از سنگين شدن وبلاگ ناراحت نشيد،
در ضمن دوستاني كه ميخوان اين عكسها رو در حجم و ابعاد بزرگتري داشته باشند، با كليك بر روي هر كدوم ميتونن فايل ZIP اين اقلام تبليغاتي رو دانلود كنن،
(4) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
مبلغان جوان معين

از امروز در ستاد نسيم(نسل سوميهاي ياور معين) مسئول ساماندهي به برنامههاي سخنرانان جوان در حمايت از معين شدم،
به پيشنهاد خودم و قبول دوستان اسم اين طرح رو گذاشتيم، «مبلغان جوان»
به نظرم ميرسه كه در فضاي كنوني كشور، جامعه شايد حرفهاي جوانان رو بيشتر از حرفهاي سياستمدارها قبول ميكنن،
فكر ميكنم نه اينكه سياستمداران طرفدار معين صادق نيستن، ولي در حال حاضر جامعه نميتونه به جوانهايي در سن ما بگه ما داريم براي پست و مقاممون تلاش ميكنيم و حرفهامون قابل قبول تره،
خلاصه كار جديدي رو شروع كرديم، اميدوارم كه موثر و موفق بشه،
اينم متن اطلاعيه ستاد «نسيم» در اين خصوص:
نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري فرصت مناسبي است تا جامعه با نگاهي موشكافانه به نقد و پيگيري سئوالات خود در خصوص نوع و رفتار دولت آينده بپردازد.
نسل سوميهاي ياور معين بعنوان كانديداي اصلاحطلبان پيشرو در اين مرحله حساس از تاريخ ميهن عزيزمان ايران دست در دست همه آزاديخواهان و دموكراسيخواهان اين سرزمين سعي بر آن دارند تا با نهادينه كردن آزادي و حق راي خويش گامي ديگر در جهت آباداني آينده ايراني كه فردايش از آن همه فرزندان امروز اين كشور است بردارند و در همين راستا تلاش دارند تا در اين مبازره دمكراتيك از حداكثر توانشان سود جويند.
از امروز ياور جوان دكتر مصطفي معين در قامت «مبلغان جوان» قصد آن دارند تا در سراسر اين خاك پر گهر حاضر شده و با صداي بلند خواستهها و مطالبات جوانان اين سرزمين باستاني را به گوش مردمان روشن دل ايران برسانند.
مبلغان جوان دكتر معين اين روزها ميهمان خانهها و مراسم شما در گوشه و كنار اين سرزمين خواهند بود و در صورتي كه آنها را طلب كنيد با يك «يا علي» نداي شما را پاسخ داده و در جمع گرمتان حاضر خواهند بود.
ستاد نسيم در راستاي فعاليتهاي تبليغي خود قصد دارد با برگزاري نشستهايي در نقاط مختلف كشور به وسيله طرفداران جوان دكتر معين گفت و شنودي جوانانه و جدي را با اهالي اين سرزمين آغاز نموده و در اين راه دست هر ايراني را به گرمي ميفشارد.
علاقهمندان جهت انجام هماهنگي براي حضور نسل سوميهاي ياور معين در جمع صميميشان ميتوانند با شماره تماس: 09121483080 تماس حاصل نمايند.
(9) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 03, 2005
ميردامادي تركوند
خوشبختانه از مزاياي برنامههاي زنده اينه كه نميتونن توش دست ببرن و سانسور كنن،
ديشب يعني پنجشنبه 12 خرداد محسن ميردامادي بعنوان نماينده ستاد دكتر معين در بخش خبري ساعت 22 و 30 شركت كرد و با بقيه آقايان از ستادهاي قاليباف، كروبي و لاريجاني،
از صحبتهاي بقيه بگذريم،
ميردامادي حرفهاي خيلي خوبي زد كه من تو اين چند ساله كه يادم هست از تلويزيون نديده بودم،
لزوم حل تنشهاي ايران و آمريكا،
حقوق شهروندي،
عدم برخوردهاي بگير و ببند با سياسيون،
عقلانيت در روابط خارجي به جاي احساسي عمل كردن و شعار ارزشها دادن!
داشتن راديو تلويزيون خصوصي به عنوان يكي از حقوق شهروندي،
رد صلاحيتهاي گسترده و نا به جا،
حفظ حقوق قوميتها در پستهاي كليدي نظام،
دفاع از امكان حضور زنان در انتخابات رياست جمهوري،
انتقاد شديد از رفتارهاي سليقهاي شوراي نگهبان،
حقوق بشر به عنوان يك اصل كليدي در روابط خارجي،
سياست خارجي بدون در نظر گرفتن سياست داخلي بيمعناست،
خلاصه هر چيزي كه به ذهنش رسيد گفت و البته در آخر هم برادران ارزشي خيلي عصباني شدند،
در كل برنامه خوبي بود، حداقل من از برنامه صفايي فراهاني بيشتر خوشم اومد،
به قول بچههاي چلچراغي تركوند،
اميدوارم دوستان از آدمهايي كه صراحت لهجه دارن در اين جور برنامهها استفاده كنن،
(10) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 02, 2005
اين بار سانسور معين در سيما
نميدونم چند نفر تونستن برنامه چهارشنبه شب دكتر معين در شبكه اول سيما رو ببينن،
از نظر من كه برنامه خوبي بود و دكتر توانست با صراحت بعضي حرفها رو بزنه و بعضي را هم به جلسه ديگري موكول شد،
من شبهاي قبل نيز شاهد اين برنامه مصاحبه مانند بودم به خصوص برنامه سردار رو ديدم،
در مورد برنامه دكتر چيزي كه به نظرم خيلي واضح بود شيطنتهايي بود كه دوستاني سيمايي در خصوص دكتر انجام داده بودند،
فرم نامناسب نورپردازي به صورتي كه سعي كرده بودند كه اولا سر دكتر را كه كم موست نمايان كنند و ديگر اينكه چشمهاي دكتر را در سايهاي گذاشته تا مخاطب آنها را نبيند و اين براي يك مخاطب خيلي اهميت دارد كه بتواند در چشمهاي كسي كه دارد برايش صحبت ميكند نگاه كند،
وقتي اين برنامه را با برنامه شب قبل سردار دكتر مقايسه ميكنم يكي از مسائل نوع همين نور پردازي است به صورتي كه با اينكه سردار كم مو تر از دكتر است ولي جوري نورپردازي شده بود كه اين مسئله در چشم نزند و در ضمن صورت آن جناب هم بسيار نوراني جلوه ميكرد،
جداي از اين در برنامه معين مجري هر وقت كه دكتر از مسائل حاد سياسي كشور صحبت ميكرد با پوزخندهايي كه دوربين هم مدام آنرا نمايش ميداد سعي در بيمعني جلوه دادن حرفهاي معين ميكرد،
يكي از مسائلي كه مجري در حين صحبت پرسيد در خصوص اعتقاد دكتر به «تهاجم فرهنگي» بود كه معين بسيار خوب و مسلط جواب اين قضيه را داد و البته من متوجه پرشي در حرفهاي دكتر شدم ولي فكر كردم چيز مهمي نيست،
ولي در خبرها خواندم كه برادران سيمايي آنجايي كه معين به پخش برنامههايي چون هويت و چراغ و كنفرانس برلين اشاره كرده، بهشان برخورده و به بهانه اينكه اينها عليه رئيس سابقشان است از پخش آن خودداري كردهاند،
نميدانم اين روشها در اين كشور قرار است تا كي ادامه داشته باشد، ولي همين را ميدانم كه اين راه جز به تركستان به جاي ديگري ختم نميشود،
در اين كشور هر جايي براي خودش يك شوراي نگهباني گذاشته و براي ملت تصميم ميگيرد، اگر مردم از صحبتهاي يك كانديدا خوششان نيايد قطعا اقبال عمومي را هم آن شخص به دنبال نخواهد داشت،
سانسور صحبتها قبل از قضاوت مردم عين قضاوت شوراي نگهبان از طرف مردم است،
اين روزها، روزهاي سانسور است، از سانسور كولايي به خاطر زن بودن تا سانسور تاجزاده و بهزاد نبوي و در آخر كار هم خود معين،
باز داستان هشت سال پيش در حال تكرار است، اما اينبار بايد نشان دهيم كه ديگر كوتاه نميآييم،
اين بار ميايستيم و حقمان را ميگيريم،
در همين زمينه:
سانسور برنامه دكتر معين در صداوسيما – روزنامه اقبال
آرمين: در صورت ادامه روند موجود صداوسيما در مقابل اين سازمان تحصن ميكنيم – روزنامه اقبال
تاجزاده: در صورت ادامه سانسور از سيما از ماهواره استفاده ميكنيم - امروز
(13) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
عكسي از يك دوست
اين عكس را يكي از دوستان در پايان برنامه «پاسداشت آزادي» گرفته، ممنون

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب
June 01, 2005
طبيب بر بالين بيمار

اين بار مصطفي معين در قامت يك پزشك به ديدار اكبر گنجي در قامت يك بيمار رفته است،
معين سالهاست كه يكي از پزشكان تخصصي گنجيست،
دكتر معين متخصص بيماريهاي آلرژي يكي از طبيبان اكبر گنجي پس از بيمار شدن به آسم است،
ديدار بامزهاي بوده،
گنجي كه خود عقيده دارد كه در انتخابات شركت نميكند با يكي از نامزدهاي مطرح رياست جمهوري و اصلاحطلبان پيشرو ديدار كرده،
گنجي در اين سالها نماد آزادي زندانيان سياسي در ايران بوده و تا به امروز بر سر عقايدش ايستاده،
البته مطمئنم كه هيچ يك از كانديداهاي جراءت ملاقات كردن با گنجي را ندارند، حتي آن كانديدايي كه سعي دارد اينگونه القا كند كه از وقتي كه من آمدم «باقي زندان نرفت»، «عبدي آزاد شد» و حالا گنجي، اگر جراءت داري برو ديدن يكي از اينها،
مصطفي معين جدا از اينكه يك فعال سياسي است يك بشردوست است و ديدار با گنجي را علي رغم اينكه ميدانسته گنجي در همان جلسه شايد بگويد كه راي نميدهم پذيرفته و فقط بر اساس حس انساندوستي و اينكه طبيب وظيفه دارد بر بالين بيمار خود حاضر شود انجام داده،
اين روزها معين در حين فعاليتهاي انتخاباتي مدام به مطب پزشكي خود سركشي ميكند و بيمارهاي تخصصي خود را ويزيت ميكند،
به قولي خود را اول پزشك ميداند!
كاري كه شايد در اين زمانه خريداري نداشته باشد،
در همين زمينه:
عكسهاي كسوف در اين ديدار و حاشيهاش
گزارش ايسنا از اين ديدار











