« March 2005 | دفتر اصلي | May 2005 »

April 30, 2005

نمايشگاه مطبوعات امسال

از امروز درگيري‌ام براي براه افتادن غرفه روزنامه اقبال در نمايشگاه مطبوعات خيلي بيشتر مي‌شود،
اگر خدا بخواهد برنامه‌هاي خوبي را تا امروز براي غرفه در نظر گرفته‌‌ام كه اگر مشكلي پيش نيايد خبر همه آنها را هم به شما خواهم داد،
فقط مي‌گويم كه مهمانان بسيار خوبي خواهيم داشت و برنامه‌هاي حاشيه‌اي چشمگيري خواهيم داشت، از دكتر معين تا رضا خاتمي و بهزاد نبوي و بچه‌هاي روزنامه، هر روز عده‌اي از روزنامه‌نگاران و سياسيون در غرفه اقبال در انتظار شما هستند،
من هم بعنوان عضو كوچك خانواده اين روزنامه در ايام نمايشگاه پذيراي شما هستم،
قدمتان روي چشم؛
باز هم در اين باره برايتان خواهم نوشت، مخصوصا در ايام خود نمايشگاه

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

مباركت باشد برادر

حقيقتش چند روزيست كه به شدت(البته به قدري كه وقت كرده‌ام) درگير كارها و برنامه‌هاي ازدواج برادر همسرم(برادرم) هستم،
دليل اصلي اين هم كه نتوانستم در چند روز مطلبي بنويسم همين مسئله بود، چون هم سعي مي‌كردم تا در حد توانم كمكي كرده باشم و هم بچه‌هاي روزنامه را تنها نگذارم.
فريور هم به خير و خوشي و سلامتي قدم به زندگي جديدش و به عبارتي خودش گذاشت،
بسيار خوشحالم،
اميدوارم كه هميشه مانند اين چند روز لبخند بر لبانش نشسته باشد،
فريور سبب آشنايي و ازدواج من شد و بر گردنم حق زيادي داشته و دارد و اميدوارم كه توانسته باشم، زحماتش را تا حدي جبران كنم،
فريور و پرستو ي عزيز مبارك باشد،
در ضمن جشن عروسيشان مهمان ويژه‌اي(البته به زعم من) داشت كه بسيار محبت كردند و آمدند، دكترجان ممونم،
در ضمن حميد، مجيد، علي، پوريا و علي(دائي رضا) و صدالبته احسان خسته نباشيد، ايشالا عروسي‌تون، خيلي زحمت كشيديد.

(4) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 27, 2005

تبرئه از چه !!!!!

متن نامه ام به رئيس کل دادگستري استان تهران در پي مصاحبه روز پنجشنبه اش و اعلام تبرئه شدنم را بخوانيد:
جناب آقای عليزاده رئيس کل دادگستری استان تهران

با سلام،
روز پنجشنبه از طريق يكي از دوستان اطلاع يافتم كه جناب آقاي عليزاده رئيس كل دادگستري استان تهران در حاشيه مصاحبه مطبوعاتي خود مطالبي را در خصوص پرونده متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان گفته‌اند و در قسمتي از آن اسم اينجانب را نيز بعنوان يكي از 15 نفر متهمي كه براساس بررسي‌هاي كميته تحقيق اين قوه بي‌گناه شناخته شده‌اند،‌ آورده است.
پس از مراجعه به متن اصلي گفت‌وگوي ايشان كه در خبرگزاري ايسنا منتشر شده بود، متوجه شدم كه ايشان من را يكي از تبرئه‌(!!) شدگان اين پرونده دانسته است و بسيار برايم تعجب برانگيز بود كه چرا با وجود اينكه اعلام كرده‌اند براي اعلام نام منع قانوني دارند، خود ايشان در يك اقدام خلاف قانون اقدام به اعلام نام اينجانب نموده‌اند.

در خصوص اظهارات ايشان نكاتي را متذكر شده و خواهشمندم در خصوص برخي موارد در اظهاراتشان توضيح دهند:
1- گفته‌اند كه من(حنيف مزروعي) تبرئه شده‌ام، سئوال من اينست كه:
اصلا اتهام من چه بوده است و به چه اتهامي دستگير شده‌ بودم كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده‌ام؟
آيا اتهام من همان خيالبافي‌هاي ذهني دست‌اندركاران پرونده و مديرمسئول كيهان است؟
اصلا من در كجا محاكمه شده‌ام كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده‌ام؟
آيا جديدا محاكم قضايي بدون حضور و اطلاع يك فرد هم تشكيل مي‌شود تا مبادا از اتهامات خود خبردار گردد؟
آيا از اتهاماتي كه در طول مدت زمان بازداشت و تحت آن فشارهاي پيدا و پنهان به من ايراد مي‌شد تبرئه شده‌ام؟
اتهاماتي همچون: اقدام عليه امنيت ملي، تشويش اذهان عمومي، آلت دست بودن آمريكا و دشمنان نظام، داشتن روابط نامشروع با فرزندان شخصيت‌هاي سياسي‌اي كه مورد قبول آقايان نبودند، داشتن روابط نامشروع با همكاران مطبوعاتي و ... بسياري موارد ديگر كه بازگو كردن آن را به تاريخ مي‌سپارم.
2- گفته‌اند كه «چرا وقتي جرم اينترنتي بوده، به دنبال جرايم ديگر رفته‌ بودند و مسائل بي‌ربط پرسيده شده بود چرا از قانون تخطي شده بود، البته نيروي انتظامي و ضابط مي‌دانسته كه برخي‌ سئوال‌هايي كه مطرح شده در موضوع نبود است».
جناب آقاي عليزاده حضرتعالي در جلسه ما و رئيس قوه قضائيه حضور نداشتيد و احتمالا در جريان نيستيد كه همين سئوالات بي‌ربطي كه مي‌فرمائيد چه چيزهايي بوده است، چه الفاظ ركيك و زننده‌اي نسبت به خانواده‌ها ايراد مي‌شده، چه تهمت‌هاي ناروايي كه از شخص دوم كشور تا بقيه نيروهاي سياسي‌اي كه آقايان آنها را قبول نداشتند زده مي‌شد.
با گفتن همين جمله كه فقط سئوالاتي بعضا بي‌ربطي پرسيده مي‌شد اين قضيه و داستان تمام نمي‌شود، تمام بچه‌هاي جواني كه در اين پرونده بوده‌اند بر اثر همين سئوالات بي‌ربطي كه شما صحبت از آن مي‌كنيد نزديك به 100 روز را در انفرادي گذراندند. به چند نمونه از اين سئوالات بي‌ربط اشاره مي‌كنم تا در جريان واقعيت قرار بگيريد:
اعتراف كن كه با دختر ..... رابطه نامشروع داشتي؟
با همكاران مطبوعاتي‌اي كه رابطه نامشروع داشتيد به صورت مشروح و دقيق توضيح دهيد؟
كليه روابط نامشروع خود را بنويسيد؟
كليه اعمال خلاف قانون خود را بنويسيد؟
كليه روابط مشكوك و غيرقانوني پدر خود را به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش پدرتان را در به راه‌اندازي جنگ رواني عليه نظام در طول مجلس ششم شرح دهيد؟
كليه روابط مشكوك انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با خارج را در جهت ضربه به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بنويسيد؟
كليه سفرهاي خارجي پدرتان را همراه با ريز ملاقات‌ها و محل سفر و دليل سفر شرح دهيد؟
هر چه در مورد فرار حسين باستاني و سعيد رضوي فقيه از ايران مي‌دانيد بنويسيد؟
رابطه خود را با مسعود بهنود و ساير روزنامه‌نگاران فراري به صورت مشروح شرح دهيد؟
هر چه در مورد بهزاد نبوي، محمدرضا خاتمي، محسن ميردامادي، سعيد شريعتي، حسين باستاني، محمدعلي ابطحي، مصطفي تاج‌زاده، رجبعلي مزروعي مي‌دانيد به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش خود را در آشوب‌هاي خياباني 18 تير 78 به صورت مفصل شرح دهيد؟(توضيح اينكه در آن تاريخ اصلا من در خدمت سربازي بودم)
تاكنون چند بار به خارج از كشور سفر كرده‌ايد و ديدارهاي مخفي خود را در خارج با گروه‌هاي مختلف شرح دهيد؟(توضيح اينكه تنها يكبار مشرف به حج عمره خانه خدا شده‌ام)
اهدافتان را از ضربه زدن به نظام مقدس جمهوري اسلامي و سياه‌نمايي عليه كشور از طريق مطبوعات و روزنامه‌هايي كه در آن كار مي‌كرديد به صورت واضح شرح دهيد؟
كليه اعضاء تحريريه‌ روزنامه‌هايي كه كار مي‌كرديد را بنويسيد؟
در روزنامه‌هايي كه كار مي‌كرده‌ايد شرح دهيد كه هر شخص مشغول انجام چه كاري عليه نظام بود؟
اهداف سايت‌هاي ضدانقلاب مانند رويداد را كه شما با آن همكاري مي‌كرديد در ضربه زدن و سياه نمايي عليه جمهوري اسلامي ايران به طور مشروح توضيح دهيد؟
و .....
همانطور كه آقاي عليزاده مشاهده مي‌كنند، آنقدر به اين سئوالات در آن مدت پاسخ داده‌ام كه اكنون پس از گذشت بيش از 5 ماه هنوز ريز ريز آن سئوالات خيالي و تخيلات را به خاطر دارم و البته سندي نيز براي اثبات اين مدعايم توانسته‌ام همراه خود از آن مخوف‌گاه به يادگار و براي اثبات بي‌گناهي خودم و هم‌بندانم بياورم كه رئيس قوه قضائيه آنرا مشاهده نموده‌اند.
آقاي عليزاده البته لازم نيست متذكر شوم كه هرباري كه نسبت به هر كدام از اين سئوالات پاسخي در خور علاقه آقايان داده نمي‌شد مورد نوازش دوستانه‌شان قرار مي‌گرفتم تا متوجه شوم كه حقيقت!!! را بگويم و جز آن چيزي نگويم؟
آقاي عليزاده از نظر شما آيا سئوال بي‌ربط شامل فشار براي انجام مصاحبه تلويزيوني و كردن اعترافات ساختگي بر عليه خود و ساير اصلاح‌طلبان مي‌شود؟
آيا سه بار ضرب و شتم شديد هم جزو اندكي تخطي از قانون است؟
اينجانب تنها كسي بودم كه پيش از دستگيري توانستم وكيل براي خود انتخاب كنم،‌ وليكن بقدري در عمل به قانون در اين پرونده دقت ‌شد كه تا به امروز حتي وكيل من نمي‌دانم من به چه جرمي 60 روز بايد در بازداشت با آن شرايط ويژه مي‌بودم؟
البته خوشحالم كه روند اين پرونده از جايي به بعد به سمت روشن شدن حقيقت گام برداشت و اسرار آن تاريكخانه نمايان شد و عاليجنابان رسوا، وليكن چه كسي جوابگوي زندگي‌هاي از هم پاشيده جوانان اين پرونده را مي‌دهد؟
جناب آقاي عليزاده شما مي‌دانيد كه از مجموع 21 متهم اين پرونده متوسط سني در حدود 25 تا 27 سال است و اكثرا جواناني بوده‌اند كه حتي بعضي شخصيت‌هاي سياسي را بدرستي نمي‌شناختند ولي از بد حادثه در اين ماجرا گرفتار شدند و بعضا بيش از 80 روز را در انفرادي به سر بردند.
به قول يكي از دست‌اندركاران اين پرونده «اين ماجرا مانند رعد و برقي بود كه آمد و رفت» آيا در حكومت عدل اسلامي با شهرونداني كه در حال گذران زندگي عادي خود هستند بايد چنين رفتار كرد كه رعدي بيايد و برقي بگيرد و بعد از مدتي هم تمام!!
اينجانب خواستار روشن شدن اين مسئله هستم كه چرا اصلا دستگير شدم؟ چرا آن برخوردهاي زننده با من انجام شد؟ چرا آن اتهامات ناروا و غيراخلاقي بارها و بارها به من زده شد و من را مجبور مي‌كردند كه براي خلاص شدن از اين ماجرا بي‌جهت اعتراف كنم كه فلان عمل نامشروع را انجام داده ام؟ چرا به زور اعتراف‌گيري عليه پدرم انجام مي‌شد تا عليه او سند سازي ساختگي كنند؟ چرا از من به اجبار تك نويسي در مورد فعالان سياسي و انجمن‌هاي صنفي و احزاب سياسي گرفته مي‌شد؟ و هزاران چراي ديگر كه گاهي اوقات فقط كابوس آن به يادم مي‌آيد و كابوس اين دوران است كه در زندگي شخصي و اجتماعي‌ام تاثير گذاشته و خواهد گذاشت.
چه كسي پاسخگوي اين ايستگاه ناخوشايند در زندگي من و سايرين درگير در اين ماجراست، چگونه اين ماجرا در حق ما و سايرين جبران خواهد شد.
يادم هست كه يكي از دست‌اندركاران پرونده روزي به من گفت كه هميشه به ياد آن جمله گوهر بار سيدالشهداء‌ در دشت كربلا باش كه فرموده بود: «اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد»
البته اميدوارم كه خود آن شخص اين گفته را سرلوحه عمل خويش كند كه مي‌دانم هيچگاه چنين نخواهد كرد و من فقط اين خطوط را برايتان نوشتم بر اساس اين جمله شريف و گفتن حقيقت را به عافيت طلبي و اينكه حال كه خلاص شده‌ام چشمم را بر آن قضايا ببندم ترجيح دادم، باشد كه جنابعالي پيگير ظلم‌هايي كه رفته است باشيد و بدانيد كه بر سر عده‌اي جوان اين مملكت كه صدايشان را به گوش شما رسانده‌اند چه رفته است.
والسلام
حنيف مزروعي

(6) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 26, 2005

ميلاد پيامبر رحمت و بخشش مبارك

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 25, 2005

اين ماجرا پاياني ندارد!

ظاهرا اين پرونده ما قصد تمام شدن ندارد،
در حاليكه قوه قضائيه تلوحيا" و با اما و اگرهاي بسيار و پرده پوشي قبول كرده كه فقط يكسري تخلف در جريان پرونده ما صورت گرفته،
اينبار از قرار معلوم برادراني كه آن مدت آب خنك را مهمانشان بوديم دوباره آستين بالا زده‌‌اند و اينبار به سراغ مجلس هفتم رفته‌اند!!
ظاهرا" كميسيون اصل نود كه بايد محل دادخواست مردم باشد، اينبار در يك وظيفه جديد شده است محل دادخواست همكاران سابق آقاي قاليباف!
روز گذشته مخبر اين كميسيون از اطلاعات ويژه‌اي سخن گفت كه در خصوص ارتباطات خاص متهمان پرونده وبلاگ نويسان با خارج دارد، بدون هيچگونه پرده پوشي هم گفته كه ما اين مدارك را از معاونت اطلاعات ناجا گرفته‌ايم.
ظاهرا" هم آن برادران چون ديگر حمايت رئيس سابق را ندارند، اينبار دست به دامن جاي ديگري شده‌اند تا شايد بدين طريق احتمال بررسي تخلفات فاجعه‌بارشان در زمان بازداشت ما رهايي يابند.
اما نكته جالب ديگري را هم ديروز در حين گشتن در خبرگزاري‌ها ديدم كه سخنگوي دستگاه قضا اعلام كرده كه اسامي آن 4 نفر متهم اين پرونده را به هيچ‌عنوان اعلام نخواهد كرد.
عجب روزگاري شده، يك نفر در مجلس مي‌گويد كه ما اين اسامي را مي‌دانيم و آنها ارتباطات ويژه‌اي داشته‌اند، يك نفر هم در يك قوه ديگر مي‌گويد كه به هيچ عنوان اسامي را اعلام نمي‌كنيم!
خدا به داد برسد ....

(0) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 24, 2005

عوامفريبي يا كارايي

لطفا متن اين خبر را بخوانيد،
خلاصه ماجرا اينكه برادران براي اينكه بتوانند كانديداي مورد نظر خودشان رو انتخاب كنند تصميم گرفته‌اند كه دسته جمعي بروند بازديد منازل نامزدها تا هركس ساده زيست‌تر بود را انتخاب كنند!!
بابا يكي اين دوستان را بره از خواب زمستاني بيدار كنه، آن موقع كه مرحوم شهيد رجايي آنطور زندگي مي‌كرد فضايش كلا با فضاي امروز كشور فرق كرده، انگار عده‌اي هنوز 20 سال عقب‌تر زندگي مي‌كنند و متوجه گذشت زمان نشده‌اند،
آيا امروز كارايي، علم، دانش، قدرت تصميم‌گيري و مديريت و .... براي اداره كشور لازم است يا ساده زيستي،
به فرض يك كانديدايي انقدر ساده زيست بود كه شب را روي روزنامه به صبح مي‌رساند، آيا اين دليل مي‌شود كه از دنبال پارامترهاي اساسي‌‌تري كه يك كانديدا بايد دارا باشد بگذريم؟!
خدا آخر عاقبت همه ما را ختم به خير كند

(0) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

از دست اين روزنامه

خيلي عصباني هستم،
به خاطر سهل انگاري و ندانم كاري و مسئوليت ناشناسي عده‌اي من بايد جور و تاوان آن‌ را پس بدهم،
كساني كه ظن خود در عالم روزنامه‌نگاري خبره‌اي شده‌اند مطلبي را جدا از اشكالات ويرايشي و حقوق معنوي صاحب اثر تاييد مي‌كنند، غافل از اينكه حتي ليد در اين مطلب نيست،
بعد بايد جور آن را من به دوش بكشم،
زور داره ديگه،
خيلي دارم سعي مي‌كنم كه چيز توهين آميزي ننويسم،
كاش يكم هم معرفت وجود داشت،
براي خودم متاسفم!

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

تقاضای شيرين عبادی برای آزادی اکبر گنجی

اين مطلب در روزنامه اقبال چهارم ارديبهشت ماه به چاپ رسيده است:
گروه سياسي- حنيف مزروعي: شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل و از وكلاي اكبر گنجي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلبي كه امسال ششمين سالگرد زنداني شدن خود را پشت سر مي‌‌گذارد، خواستار آزادي فوري و بي‌قيد و شرط گنجي شد.
اكبر گنجي مدير مسؤول نشريه «راه نو» و نويسنده روزنامه‌هاي توقيف شده صبح امروز، خرداد، فتح، عصر آزادگان، نشاط، آفتاب امروز، آبان، آريا و چندين روزنامه اصلاح‌طلب ديگر از پنج سال پيش و پس از بازگشت از كنفرانس جنجالي برلين به ايران در بازداشت به سر مي‌برد.
شيرين عبادي وكيل گنجي در اين باره مي‌گويد كه گنجي فقط به خاطر 20 دقيقه سخنراني در اين كنفرانس به 5 سال زندان محكوم شده است در حالي كه متن آن سخنراني بارها و بارها در رسانه‌ها چاپ شده است و هيچ جرمي در جريان اين سخنراني صورت نگرفته و افترايي هم به كسي نزده است و چرا بايد اين مدت طولاني را در زندان باشد.

شيرين عبادي همچنين تصريح كرد كه بارها و بارها خواهان آزادي اكبر گنجي شده‌ام و اين چيزي نيست كه امروز خواستار آن شده باشم.
همچنين روز گذشته شيرين عبادي در ديداري كه در آستانه ششمين سال حبس وي داشت نسبت به وضعيت جسمي وي ابراز نگراني كرده و خواستار درمان گنجي در بيرون از زندان شد.
شيرين عبادي در اين باره به ايسنا گفت: امروز به اتفاق يوسف مولايي، ديگر وكيل گنجي به ملاقات اكبر گنجي كه 5 سال در زندان است و 2 ارديبهشت‌ماه، ششمين سال حبس‌ وي شروع شد، رفتيم.
وي افزود: گنجي به‌خاطر سخنراني در كنفرانس برلين، به 6 سال حبس محكوم شد كه 5 سال آن به اتمام رسيد.
وكيل گنجي با انتقاد از اين‌كه موكلش كه سابقه خدمت به جمهوري اسلامي را نيز دارد، به خاطر بيان نظراتش محكوم به حبس شده، ابراز اميدواري كرد كه با روزنامه‌نگاران برخورد مناسب و قانوني انجام گيرد.
وي گفت: موكلم علاوه بر مدت محكوميتش، در سال 76 نيز به مناسبت سخنراني در شيراز به سه ماه حبس تعزيري و 9 ماه تعليقي محكوم شده بود كه متأسفانه پرونده كنفرانس برلين موجب خواهد شد كه 9 ماه تعليق وي نيز فعال شود؛ علاوه بر اين دو اتهام، متأسفانه پرونده‌هاي ديگري نيز براي موكلم مطرح بوده كه راجع به كتاب‌ها و مقالاتي است كه در مطبوعات چاپ و ظاهراً عنوان شده كه اتهاماتي براي وي مطرح و پرونده مفتوح است و آقاي گنجي از نتيجه محاكمه و اين‌كه چه خواهد شد، اطلاعي نداشت.
عبادي با بيان اينكه در تمام مدتي كه با گنجي ملاقات داشته، وي به شدت سرفه مي‌كرده است، خاطرنشان كرد: موكلم از بيماري آسم رنج مي‌برد كه من يك بار ديگر توجه مقامات قضايي را به نياز مبرم گنجي براي معالجه بيرون از زندان جلب مي‌كنم.
با متخلفان پرونده وبلاگ‌نويسان برخورد شود
وي همچنين درباره گزارش كميته پيگيري پرونده وبلاگ‌نويسان اظهار داشت: انتظاري كه در اين‌باره از دستگاه قضايي مي‌رود، آن است كه با تخلف مسؤولان قضايي و بازجويان پرونده وبلاگ‌نويسان با مسببان و آمران اين تخلفات، برخورد قانوني شود نه از بابت اين‌كه قصد انتقام‌جويي در بين باشد بلكه به خاطر اين‌كه نظاير اين تخلفات در آينده تكرار نشود.
عبادي افزود: در زمينه حداقل و حداكثر مجازات برحسب نوع تخلف هركس و پرونده و مدافعات او بعداً بايد اظهارنظر كرد اما آن‌چه مهم است اين‌كه دستگاه قضايي هرچه زودتر برخورد با متخلفان را آغاز كند با اميد اين‌كه ديگر كسي جرأت تخلف از قانون را نداشته باشد و كسي خود و قدرت خودش را بالاتر از قانون نداند.

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 23, 2005

يادش گرامي

امروز پنجمين سالگرد دستگيري «اكبر گنجي» شير بيشه قلم و اصلاحات است.

يادش گرامي و پايمردي‌اش جاودان و برايش دعا مي‌كنم كه هميشه روحش آزاده باشد.
يادش بخير آخرين باري كه به ديدنش رفتم همچنان سرحال و سرزنده از عقايدش دفاع مي‌كرد،
كاش همه اصلاح‌طلبان هم با چنين روحيه‌اي، سعي در پيشبرد عقايدشان داشتند،
چند ماه قبل كه به اتفاق هيات‌ مديره انجمن صنفي به ديدن خانواده گنجي رفته بوديم،‌ وقتي همسر و دخترش را ديدم، حسرت آنرا خوردم كه ظلم تا چه حد مي‌تواند چهره كريه داشته باشد كه خانواده‌اي براي اينچنين مدت طولاني‌اي در فراق ديدن پدر در ميان خود و در منزلشان باشند.
يادش گرامي و هميشه سرزنده باد
در همين زمينه:
آیا کسی به یاد اکبر گنجی هست!؟
به یاد اکبر گنجی و برای حجاریان
به یاد اکبرگنجی و جست و جوگری بی پایانش

(4) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 21, 2005

پرونده ما و سعدي

يكم.
روز بزرگداشت سعدي با پشت سرگذاشتيم،
يك دوست براي اين پيام را از طريق اس ام اس فرستاد كه از اين استاد بنام ادب پارسي بود:
جماعتي نظر را حرام مي‌دارند / نظر حرام نمودند و خون خلق حلال
دوم.
از شعر سعدي كه شايد زبان حال ما هم باشد به يك نكته ديگر مي‌رسم،
امروز پس از مدتها انتظار گزارش هيات تحقيق پرونده وبلاگ نويسان منتشر شد، هرچند كه بايد نسبت به اينكه اين اتفاق مبارك افتاده خوشحال باشم ولي گزارش تا حدي مبهم است و معلوم نيست كه آن چهار نفر كيستند، ولي خدا را شكر مي‌كنم كه حداقل 18 نفر از هم پرونده‌اي‌هايم ديگر رها هستند، هرچند كه بايد براي همه جبران خسارتي كه صورت گرفته چه مادي و چه معنوي انجام شود.
روزنامه اقبال هم اين مسئله را تيتر يك كرد و من هم گزارش مفصلي در خصوص روند طي شده در اين پرونده از شروع دستگيري‌ها تا امروز نوشتم كه گزارش تيتر يك روزنامه است.
پدرم هم مصاحبه‌اي در اين زمينه با اقبال داشته و اظهار داشته كه تا عاملان تخلف محاكمه علني نشوند اين گزارش فايده‌اي ندارد

(0) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

فرجام پرونده وبلاگ نويسان

اين گزارش تيتر يك روزنامه در تاريخ اول ارديبهشت ماه 84 است.
گروه سياسي - حنيف مزروعي: سرانجام روز گذشته گزارش پرونده هيأت تعيين شده از سوي رئيس قوه قضائيه درخصوص پرونده وبلاگ‌نويسان منتشر شد. طبق اين گزارش، از جمع وبلاگ‌نويسان بازداشت شده 4 نفر همچنان متهمند و براي مابقي قرار منع تعقيب صادر شده است ضمن آنكه وعده داده شده نسبت به عملكرد ضابطان و مقام‌هاي قضايي پرونده در صورت احراز تخلف رسيدگي شود.
كليد آغاز اين پرونده جنجالي كه در اصل دست‌اندركاران سايت‌هاي اينترنتي و خدمات‌دهندگان به سايت‌هاي سياسي را شامل مي‌شد، در مردادماه سال گذشته زده شد.
در ابتدا «اصغر وطن‌خواه» (در پانزده مردادماه) و سپس «مسعود قريشي» (در 18 مردادماه) دو تن از دست‌اندركاران فني سايت اينترنتي «امروز» در جريان اين پرونده توسط يكي از شعبات دادگاه عمومي تهران بازداشت شدند. 48 ساعت پس از آغاز ماجرا، عده ديگري كنترل قضيه را در دست گرفته و با منتقل كردن پرونده به دادسراي ناحيه 9 فرودگاه پرونده را وارد فضاي جديدي كردند.

پس از بازداشت اين دو تن، در اول شهريور ماه تعداد ديگري از عوامل فني و خدمات‌دهندگان به سايت‌هاي اينترنتي «امروز» متعلق به سازمان‌ مجاهدين انقلاب اسلامي و سايت «رويداد» متعلق به جبهه مشاركت ايران اسلامي بازداشت شدند كه مي‌توان به بازداشت «فريدثاني»،‌ «آرش نادرپور»، «ماني جوادي»، «كيارش قدملي» و همچنين «مژگان قويدل» اشاره كرد. اين افراد همگي جزو خدمات‌دهندگان سرويس‌هاي مجاز اينترنتي بودند و حتي برخي از آنها بيش از يك سال از خدماتي كه به يكي از اين دو سايت داده بودند،‌گذشته بود و هيچ رابطه شغلي ميان آنها با سايت‌ها وجود نداشت.
پس از آن، در آخرين روز مردادماه نيز «مهدي درايتي» فرزند «مصطفي درايتي» مشاور رئيس جمهوري و از اعضاي ارشد جبهه مشاركت دستگير شد.
تا اين زمان تنها خبرهاي جسته و گريخته‌اي از بازداشت شدگان منتشر شده بود كه از دسترسي نداشتن خانواده‌ها به بازداشت‌شدگان و معلوم نبودن محل نگهداري دستگيرشدگان حكايت داشت. نكته مشترك دستگيري‌ها فقط اين مسأله بود كه همه آنها به اتفاق دست‌اندركاران فني بودند و هيچ نقشي در نشر اخبار اين دو سايت نداشتند.
اما بازداشتها ادامه داشت. از 17 شهريورماه به تدريج چند روزنامه‌نگار بازداشت شدند.
در اين روز ابتدا «شهرام رفيع‌زاده» و يك روز بعد «بابك غفوري آذر» و «حنيف مزروعي»، سپس «روزبه ميرابراهيمي» در هفتم مهرماه و «اميد معماريان» در 19 مهرماه و در نهايت «فرشته قاضي» در هفتم و «محبوبه عباسقلي‌زاده» در يازدهم آبان‌ماه دستگير شدند كه نفر آخر از فعالان NGOها نيز بود.
دستگيري اين افراد كه همگي روزنامه‌نگار بودند،‌موجب انتشار گسترده قضاياي اين پرونده و پيگيري جوامع مختلف حقوق بشر و انجمن‌هاي صنفي شد. نكته واحدي كه همگان بر آن تأكيد داشتند بي‌اطلاعي خانواده‌ها از سرنوشت دستگيرشدگان و محل نگهداري آنها بود.
در جريان اين پرونده، اداره اماكن نيروي انتظامي به‌عنوان ضابط قضايي نقش مستقيمي در دستگيري‌ها ايفا مي‌كرد. مسؤول قضايي پرونده هم دادسراي ناحيه 9 فرودگاه بود كه با همكاري اداره اطلاعات ناجا و در بازداشتگاه اين اداره پرونده را پيگيري مي‌كرد.
بازتاب‌هاي خارجي اين نوع دستگيري‌ها از بيانيه‌هاي «روزنامه‌نگاران بدون مرز» تا «ديده‌بان حقوق بشر» و انجمن‌هاي قلم كشورهاي مختلف را شامل شده بود تا در نهايت پارلمان اروپايي در بيانيه‌اي كه در تاريخ 6 آبان 83 صادر كرد، نسبت به افراد بازداشت شده در اين پرونده اظهار نگراني كرد و خواستار آزادي افراد دستگير شده و برگزاري علني و عادلانه دادگاه اين افراد شد.
انجمن و نهادهاي حقوق بشر داخلي نيز به صورت مداوم نسبت به اين پرونده اظهار نظر و ابراز نگراني مي‌كردند و تجمعاتي هم در حمايت از دستگيرشدگان برگزار نمودند.
اين پيگيري‌ها و نگراني‌ها و همچنين فشارهاي خارجي و نكته مهمتر فقدان مستندات كافي براي برگزاري دادگاه افراد دستگير شده، در نهايت موجب شد كه روند آزادي افراد دستگير شده آغاز شود. اين روند از اوايل آذرماه 83 با قيد وثيقه شكل گرفت.
پس از آزادي اوليه چند تن از متهمان اين پرونده، آنها با اعلام وضعيت خود در مدت زمان بازداشت و مشخص شدن غيرقانوني بودن محل بازداشتگاه و برخوردهاي صورت گرفته در اين زمينه، خبر آن درسطح محدودي منتشر شد. در نهايت «علي مزروعي» پدر يكي از بازداشت شدگان درنامه‌اي به رئيس جمهوري خواستار پيگيري اين تخلفات توسط وي شد. در همين زمان بود كه انتشار اعترافات برخي متهمان آغاز شد بازداشت شدگان در نامه‌هايي كه به نقل از آنها خطاب به رؤساي قواي مجريه و قضائيه منتشر مي‌شد، نسبت به وضعيت زندان و رفتارها و ساير كارهاي خلاف قانون ابراز رضايت و از مسؤولان پرونده تشكر مي‌كردند پس از اين اتفاق، نامه مزروعي خطاب به رئيس جمهوري منتشر و ماجرا وارد بعد تازه‌اي شد. دوره‌اي كه در آن متهمان آزاد شده در ديدارهاي مختلفي كه با اعضاي كميسيون حقوق بشر اسلامي و هيأت پيگيري و نظارت بر حسن اجراي قانون اساسي داشتند، مسائل پرونده خود را مطرح مي‌كردند و در مقابل، متهمان آزاد شده به پاي ميز مصاحبه با سيما كشانده مي‌شدند. تا به ظن مسؤولان درگير پرونده، «حقايق» را مردم از سيما ببينند و بشنوند با اين اقدامات، هر روز حساسيت اين ماجرا ابعاد ديگري مي‌يافت. چون دو گروه مختلف از متهمان، هر كدام يك نوع حرف از نوع رفتارها و برخوردها مي‌زدند كه در تناقص كامل با يكديگر بود. در نهايت، هيأت پيگيري و نظارت بر قانون اساسي با دعوت از گروه دوم خواست تا حرف‌هاي ساير متهمان را بشنود. در اين شرايط بود كه اتفاقي عجيب كليت پرونده را به يك سمت واحد منتهي كرد. ساير متهماني كه تاكنون ابراز مي‌داشتند كه رفتارها قانوني و خوب بوده است، در ديدار با هيأت پيگيري قانون اساسي نسبت به رفتارهاي انجام شده با خود اعتراض كردند و دقيقاً صحبت‌هاي ديگر متهمان را تأييد كردند.
پس از اين ماجرا، هر دو دسته وبلاگ‌نويسان در قالب يك گروه متحد به پيگيري رفتارهاي انجام شده با خود پرداختند كه در نهايت به ديدار با رئيس قوه قضائيه خاتمه يافت. در آن ديدار كه شهرام رفيع‌زاده، آرش نادرپور، مسعود قريشي، روزبه ميرابراهيمي، اميدمعماريان، حنيف مزروعي، محبوبه عباسقلي زاده و فرشته قاضي حضور داشتند، هر كدام از دستگير شدگان به بيان بخشي از رفتارها و موضوعات درگير در پرونده پرداختند كه در نهايت رئيس قوه قضائيه قول پيگيري ماجرا و تشكيل هيأت تحقيق و تفحص از اين ماجرا را در اواسط دي ماه سال گذشته به متهمان اين پرونده داد، شاهرودي در اين ديدار، همچنين قول مساعد داد كه برخوردها با اين افراد ادامه پيدا نكند.
پس از آن ديدار، متهمان ديدارهاي ديگري نيز با دادستان كل كشور و فرمانده نيروي انتظامي بعنوان ضابط قضايي درگير در پرونده و نهادي كه مسؤوليت آن بازداشتگاه غيرقانوني را عهده‌دار بوده است، داشتند. هر كدام از اين مسؤولين نيز به نحوي قول پيگيري اين ماجرا را به متهمان مي‌دادند.
سرانجام روز گذشته و پس از 2 ماه انتظار گزارش هيأت منتخب قوه قضائيه منتشر شد، گزارشي كه توسط سخنگو و مدير اين تحقيقات اعلام شده است داراي نقاط بعضاً كور و همچنين نشانه‌هايي اميدواركننده است.
«جمال كريمي‌راد» سخنگوي قوه قضائيه در خصوص اين تحقيق به خبرنگار ايسنا گفته است: «با توجه به دستور رئيس قوه قضائيه، هيأتي براي پيگيري ادعاهاي اين افراد تشكيل شد كه با تشكيل جلسات متعدد و بررسي پرونده اين افراد توسط قاضي حقوق شهروندي دادسراي انتظامي قضات و داديار اين دادسرا، گزارش كاملي از روند رسيدگي به اتهامات و ادعاهاي اين افراد تهيه شد.»
سخنگوي قوه قضائيه با ابراز اينكه «رئيس قوه قضائيه در جريان اين گزارش قرار گرفته است»، افزود كه تنها 4 نفر از 21 متهم اين پرونده طبق تحقيقات اين هيأت همچنان متهم بوده و براي ساير افراد قرار منع تعقيب صادر شده است كه دادگاه اين 4 نفر نيز پس از صدور كيفرخواست برگزار مي‌شود.
كريمي‌راد بدون اينكه به نامهاي اين 4 نفر اشاره كند، تنها به اين جمله بسنده كرده كه اين چهارنفر جزو متهمان خانم نيستند.
سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به اين سؤال كه آيا صحت ادعاي اين افراد ثابت شده است يا خير؟ تصريح كرد: «در مجموع يكسري عدم رعايت قوانين و مقررات و تخلف وجود داشته كه برخورد مي‌كنيم و مورد پيگيري قرار خواهد گرفت.»
وي در پاسخ به اين سؤال مبني بر اينكه آيا تخلف احتمالي برخي ضابطان قضايي در اين پرونده محرز شد، اظهار داشت: «به طور كلي درباره چه ضابط و چه مقام قضايي، به اين نتيجه رسيديم كه در مواردي رعايت قوانين نشده بود و تصميمات لازم اتخاذ خواهد شد.»
اين اظهارات نه چندان روشن واقعيت آينده اين پرونده را باز هم در ابهام قرار داده است، سؤالاتي كه پاسخ به آنها شايد به اقناع افكار عمومي درخصوص ماجراهاي رخ داده در جريان اين پرونده كمك كند.

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 20, 2005

به دنبال قربانی

حتما خبرهای مربوط به اتفاقات ناگوار شهرهای خوزستان را شنیده یا خوانده اید.
متاسفانه عوامل رخ داد این حادثه همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد ولیکن از حواشی و نوع طراحی این سناریو می توان به هدف عوامل برنامه ریز اینگونه مسائل به نیتی که پیگیری می شد پی برد.
بحث قومیت ها در ایران یکی از حساس ترین بحث هایی است که در عرصه سیاسی کشور همیشه دارای جذابیتها و دافعه های منحصر به فرد خود بوده است.
نگاهی جریانی به بحث قومیت ها همیشه اینگونه بوده است این قشر جامعه و کشور در هر حال بعنوان یک خطر بالقوه مطرحند و همیشه با نگاهی امنیتی نسبت به این قشر جامعه نگاه می کنند. این نگاه همیشه مشکوک قومیت های مختلف ایرانی اعم از کرد و بلوچ و عرب و سنی را به سان بشکه ای می پندارد که ممکن است هر آن به منافع شان دست اندازی کنند.

این جریان خاص سنتی البته به تجربه دریافته است که قومیت های مختلف نیز نسبت به عقاید و افراد نمایندگی کننده تفکر سنی جریان محافظه کار هم هیچگونه اعتمادی ندارند و این مسئله را بارها حتی به صورت تلخ هم تجربه کرده اند، بمانند انتخابات دوم خرداد که در مناطق کرد و عرب نشین و سیستان و بلوچستان خاتمی دارای رای بالای 70 درصد شرکت کنندگان در انتخابات بود و یا در انتخابات 82 نیز این آمار به شکل دیگری تکرار شد، همچنین مثالهای متعدد دیگری در خصوص انتخابات مجلس و یا همین انتخابات شوراها در استان سیستان و بلوچستان ذکر کرد.
قومیت های مختلف ایرانی به تجربه یا در انتخابات شرکت نمی جویند و یا اگر حضور فعال می یابند رای آنها به کیسه محافظه کاران نخواهد رفت.
این تجربه محافظه کاران از این مسئله تلخ برایشان باعث شده است که با هماهنگی سعی در خراب کردن و یا مایوس کردن این قشر جامعه نسبت به کل مساله انتخابات و کشور کنند و با ضربه زدن و حذف عناصر و شخصیت های کلیدیی که می توانند در مراحل مختلف زمانی تاثیر به سزایی در ترغیب و تشویق این قشر داشته باشند به نوعی قومیت های مختلف را به وازدگی نسبت به مساله انتخابات در کشور دچار کنند.
نمونه این اتفاق را حدود یک ماه پیش و بر سر جنجالی که برای رمضان زاده پیش آمد، احتمالا همه به خاطر دارید که تا رمضان زاده آمد ثابت کند که چه چیزهایی گفته است چه جنجال و هوچی گری هماهنگی علیه وی و کردها و اهل تسنن به راه انداختند.
اکنون هم اینبار بوسیله یک نامه جعلی که قربانی آن ابطحی شده است سعی در به راه انداختن یک برنامه در پیش بوده که سناریو آنگونه که توقع آن می رفته به اجرا نیامده و کار از دست طراحان خارج شده و حادثه آفریده است.
محافظه کاران به خوبی دریافته اند که برای خارج کردن رای قومیت ها از صحنه سیاسی کشور فقط از طریق ایجاد بدبینی آنها به طیفی که ممکن است گاهی اوقات موجب حضور آنها در عرصه سیاسی کشور بیانجامد ممکن می باشد و براساس همین الگو با بهانه کردن نامه ای ساختگی قائله ای بر پا شده است.

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 19, 2005

احضار يك همكار

امروز در روزنامه همسر جواد روح بهم گفت كه جواد دوباره به دادگاه احضار شده،
بهش به شوخي گفتم كه خوب پس يه مدتي از دستش راحت مي‌شي و اونم در واكنشي گفت چرا جواد رو ببرن!! بيان تو رو ببرن
كه من اينبار جدي بهش گفتم، اينجوري كه خوبه اگه رفتني باشه حداقل ميره مستقيم زندان نه به مخفي‌گاههاي گشتاپو
گذشته از اين شوخي فكر كنم كه اين براي 3 يا چهارمين بار است كه جواد به دادگاه احضار شده و يك بار هم دادگاه يكي از مطالبش هم به صورت غيرعلني برگزار شده،
اين بار هم قرار كه هفته اول ارديبهشت يه سري به محل قرار هميشگي روزنامه‌نگارا بزنه
البته اينم در آخرش اضافه كنم كه اون فعلا با وثيقه آزاده، مثل اكثر روزنامه‌نگارايي كه با وثيقه آزادند و اين وثيقه حكم شمشير رو داره كه اگر خطايي كردي آن شمشير رها مي‌شه و شما رو متوجه خطاتون البته اونهم به صورت اختياري مي‌كنه،
خدا آخر عاقبت همه ما را به خير كند

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 18, 2005

پاسداشت وقايع اتفاقيه

وحيد پوراستاد همتي به خرج داده و همه برو بچه‌هاي وقايع اتفاقيه رو تو فضاي مجازي دور هم جمع كرده،
من هم مطلبي كوتاه در اين خصوص نوشتم، مي‌تونيد اين مطلب رو اينجا بخونيد.

(2) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

شغل شريف اختراع نامزد انتخاباتي!!

امروز در روزنامه بودم كه يكي از بچه‌ها بهم گفت كه حنيف بابات كانديد انتخابات شده؟
سئوال آنقدر برايم تعجب انگيز بود كه گفتم: كي كانديد شده؟
از جواب من آن دوست متوجه اصل ماجرا شد و گفت بيا تو اين روزنامه نوشته!
وقتي رفتم ديدم كه روزنامه سياست روز در صفحه اول خود تيتري در گوشه‌اي از آن زده كه: مزروعي: به نفع معين انصراف نخواهم داد.
و ارجاع داده به صفحه داخلي كه در آن هم هرچه گشتم هيچ خبري از اعلام كانديداتوري نبود تا چه برسد به اينكه بگويد به نفع كسي كنار نمي‌روم.
نكته‌اي كه مي‌خوام در مورد اين خبر دروغ بگم اين مسئله است كه برادرها براي اينكه بخوان مشكلات داخلي جناح خودشون رو لاپوشوني كنن، سعي مي‌كنن هر روز با اعلام خبرهاي اينچنيني و تخيلي و ساختن ماجراهاي ساختگي كه در ميان اصلاح طلبان تفرقه وجود دارد و مثلا يك حزب حتي نمي‌توانند در مورد يك كانديدا به توافق و تفاهم در ميان اعضا برسد، مشكلات خودشون رو به سايرين تعميم بدهند.
از اين دست نمونه‌هايي رو قبلا داشتيم از اعلام نامزدي رمضان‌زاده كه محافظه‌كارا اصرار داشتن كه الا و بلا اين آدم كانديد شده در حالي كه خودش هر روز تو ستاد معين بود يا اينكه شايع كنن كانديداي دقيقه نود عارف(معاون فعلي رئيس جمهوره) و آخرين پرده اين نمايش كمدي هم همين قضيه بود كه من به شوخي تو تحريريه به بچه‌ها مي‌گفتم بابام كانديدايي كه روزهاي پنجشنبه و جمعه ميره براي معين تو شهرستانها سخنراني كنه و بقيه ايام هفته نامزد مستقل عرصه انتخاباته!!

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 17, 2005

يالثارت و يك پاسخ كوتاه

هفته‌نامه ارزشي ياالثارت .... در شماره اخير خود يكي از مطالب من را به نامه «دوپينگ در نظرسنجي» نقل كرده و با تعابيري كه در ادبيات آقايان مودبانه است من را بي‌ادب و ... نام داده است.
جدا از اينكه خوشبختانه همه مي‌دانند لحن آقايان چيست و البته من هم مي‌دانم كه دليل برآشفتگي برادران از چيست(پاسخ به قاليباف) وليكن متاسفانه يك درصد هم اخلاق مطبوعاتي را رعايت نكرده و بدون اينكه به خود زحمت كنكاش بدهند مطلب من را خطاب به رئيس ستاد آقاي كروبي نسبت داده و اينگونه وانمود كرده‌اند كه بر اساس دستوري ستادي من مامور تخريب شده‌ام.
خدمت برادران عرض كنم كه اگر منظور من آقاي محتشمي‌پور بعنوان رئيس ستاد آقاي كروبي بود، مطمئن باشيد هنوز آنقدر شجاعت دارم كه با اسم از شخصي انتقاد كنم، و اگر كمي در تلكس‌ها مي‌گشتند متوجه مي‌شدند كه منظور كيست، هرچند كه خوشبختانه همه اصلاح‌طلبان از همه نوع حداقل در اين ويژگي يكسانند كه مي‌شود بدون رودربايستي از همه‌شان انتقاد كرد و علي‌حضرت زاده نشده‌اند.
در ثاني دوستان صداقت كه ندارند ولي اگر ذره‌اي ايمان دارند اين پاسخ من را نيز به چاپ برسانند.

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 13, 2005

جفا در حق يك پروژه ملي

امروز در اقبال مطلبي از من با عنوان «جفا در حق پروژه ملي» البته در صفحه اقتصادي به چاپ رسيد كه نگاهي دارد به فعاليتي تخريبي كه در مورد سد كارون 3 در ايام نوروز صورت گرفت.
به اين مطلب كه روز چهارشنبه 24 ارديبهشت به چاپ رسيده است توجه فرمائيد:
نگارنده به مانند بيت از 25 هزار نفر از هموطنان، امكان يافتم تا براي ساعاتي از طرح عظيم سيد و نيروگاه كارون 3 بازديد كنم.
عظمت و بزرگي طرح آنچنان در نگاه اول چشم بيننده را خيره مي‌كند كه چاره‌اي جز تحسين معماران اين بناي عظيم ندارد.
در كنار همه ويژگي‌ها وقتي با دقت به كاركردهاي تخصصي سد و نيروگاه توجه كنيم، متوجه نكات بسيار جالبي در حاشيه‌ اين بناي تاريخي مي‌شويم، توليد دو برابر نيروي برق بيشتر از نيروگاه در حال ساخت اتمي بوشهر در مرحله راه‌اندازي نهايي و يا داشتن درياچه‌اي حدود 20 برابر بزرگتر از درياچه سد اميركبير(كرج) و در نهايت بلندترين پل‌هاي ايران همه حكايت از اعتماد به متخصصان اين كشور دارد.
پيش از سفر به خوزستان اخبار در گوشه و كنار پخش شد كه تا حدي رسانه ملي نيز در آن نقش داشت،‌ پخش خبر آمدن سيل در شهر اهواز و زير آب رفتن قسمت‌هاي حاشيه‌اي رودخانه از سوي رسانه ملي و متعاقب آن شايع شدن خبر سوراخ شدن سد كارون 3 و در پي آن جاري شدن سيل در اذهان كمي ذهنم را نسبت به اين دژ بدبين نموده بود.
اما وقتي كه براي اولين بار شاهد استحكام سد كارون 3 بودم، نسبت به جفايي كه در حق اين بنا شده تاسف خوردم، بنايي كه شايد اگر 8 سال پيش افتتاح شده بود،‌ آنچنان در بوق و كرنا مي‌كردندش و فرياد سازندگي مي‌زدند كه وصف آن را همگان حتما به خاطر دارند، اين هم شايد يكي ديگر از مظلوميت‌هاي خاتمي و همكارانش باشد.

(10) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 12, 2005

پاسخ به قاليباف

روز گذشته باقر قاليباف كه جديدا" به صف كانديداهاي رياست جمهوري پيوسته در كنفرانس خبري‌اش نكاتي را در مورد پرونده ما(سايت‌هاي اينترنتي) گفته بود كه علي‌رغم ميل باطني‌ام و براي اينكه قلب حقيقت نشود،‌ به آن پاسخي كوتاه داده‌ام.
حقيقت امر اينست كه دوست ندارم اين برداشت پيش آيد كه قصد تخريب يك كانديدا را دارم ولي چون در مصابحه‌ اظهارات سراسر كذبي گفته‌اند متاسفانه ناچار به نوشتن اين سطور شده‌ام.
اين نكته را هم اضافه كنم كه خود خبرگزاري ايسنا كه نشر دهنده خبر اصلي بر عليه ما متهمان اين پرونده بوده متاسفانه متن كامل نامه 15 سطري مرا چاپ نكرد و دوستان خبرگزاري آفتاب زحمت كشيده‌اند و متن كامل نامه را منتشر كرده‌اند.
متن كامل جوابيه‌ام بدين شرح است:

روز گذشته «محمدباقر قاليباف» يكي از كانديداهاي رياست جمهوري در كنفرانس خبري خود به نكاتي در مورد پرونده موسوم به وبلاگ نويسان اشاره كرده‌اند كه لازم مي‌دانم توضيحاتي را براي روشن شدن اين مسئله به اطلاع افكار عمومي برسانم.
ايشان در بخشي از سخنان خود گفته‌اند:« در بخش وبلاگ نويسان هم با يكايك آن افراد جلسه گذاشتم و كار را پيگيري كردم و آن‌گونه كه انعكاس يافته بود در ناجا ضرب و شتم شده، نبوده است.»
در خصوص اظهارات فوق چند نكته را متذكر مي‌شوم:
1-در ديدار با ايشان فقط دو نفر از افراد بازداشتي مرتبط با پرونده وبلاگ نويسان تهران حضور داشتند، پس چطور ايشان با تك تك افراد گفت و گو كرده اند؟
2-در جريان ديدار اينجانب و مسعود قريشي با ايشان در سمت فرماندهي نيروي انتظامي، ايشان صريحاً پذيرفتند كه مأمور بازجويي ما از افراد اين نيرو و پرسنل ناجا بوده است.
3-آقاي قاليباف درخصوص محل نگهداري ما در طول مدت بازداشت صراحتاً اعلام نمودند كه آن زندان يا بازداشتگاه تحت نظر نيروي انتظامي بوده است.
4-در آن ديدار اينجانب و آقاي قريشي متذكر شديم كه تنها يك بازجو داشته ايم و همان شخص اقدام به ضرب و شتم مي كرد و محل بازجويي مان هم همان بازداشتگاه تحت نظر ناجا بود.
با توجه به مقدمات فوق نمي دانم چرا ايشان اكنون كه از فرماندهي نيروي انتظامي استعفا داده اند در توجيه اقدامات گذشته ناجا به جاي پاسخگويي در اين زمينه كه در خصوص رفتارهاي متعدد خلاف قانون كه دراين پرونده صورت گرفته چه كرده اند و نتيجه قول هايي كه در ديدارشان داده اند به كجا انجاميد، سخن ديگري گفته اند و نيروي تحت امرشان را تبرئه كرده اند.
اميدوارم حال كه ايشان گام در ميدان سياست نهاده اند، صداقت را فداي مصلحت نكنند و صادقانه سخن بگويند.
حنيف مزروعي
سه شنبه 23/1/84

(11) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

گاف بي‌بي‌سي

سايت خبري فارسي زبان بي‌.بي.سي در گزارشي در خصوص ممنوع‌الخروج شدن پدرم اشاره مختصري به پرونده وبلاگ نويسان در سال گذشته داشته است.
از نكات بامزه و شايد عجيب براي بچه‌هاي حرفه‌اي اين سايت اين است كه گفته‌اند، دليل دستگيري من در سال گذشته همكاري‌ام با سايت امروز متعلق به جبهه مشاركت است.
هرچند كه ديگه آب از سر ما گذشته و اين چيزها براي ما دردسر ساز نمي‌شه، ولي بهتر است دوستان وقتي مي‌خواهند اشاره به گذشته داشته باشند، حداقل يك سايت يا يك آرشيوي را نگاه كنند.
شايد خداي نكرده اين اشتباه در مورد يك بنده خدايي موجب شود كه مدتي را در سفر آب خنك بگذراند.
به اطلاع دوستان مي‌رسانم كه اينجانب در خصوص همكاري و فعاليت با سايت رويداد دستگير شدم كه اين سايت متعلق به جبهه مشاركت مي‌باشد و هيچگونه همكاري با سايت امروز هيچگاه نداشته‌ام(يكدفعه فكر نكنيد كه از ترسم مي‌گويم كه با يان سايت همكاري نداشته‌ام، بلكه افتخار همكاري من با آن دوستان هيچگاه ميسر نشده) و سايت امروز متعلق به جبهه مشاركت نيست و تنها سايت رسمي مشاركت در آن زمان رويداد بوده است.

(4) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

گزارش پرونده وبلاگ نويسان: ابهام روي ابهام

روزنامه اقبال سه شنبه 23 فروردين
گروه سياسي - حنيف مزروعي: رسيدگي به پرونده وبلاگ‌نويسان كه پس از آزادي و پيگيري‌هاي آنان ابعاد تازه‌اي يافته بود، روز به روز و باگذشت زمان، نه‌تنها مسائل مطرح شده در‌آن حل نشده است بلكه ابهاماتي نيز به آن اضافه شده است. درحاليكه از ديدار دستگيرشدگان پرونده موسوم به وبلاگ‌نويسان يا سايت‌هاي اينترنتي با رئيس قوه قضائيه بيش از سه ماه مي‌گذرد، اما هنوز نتايج بررسي‌هاي كميته قوه قضائيه در اين خصوص با وجود قول هاي متعددي كه براي انتشار اين گزارش داده شده است در هاله‌اي از ابهام به سر مي‌برد.
متهمان پرونده وبلاگ نويسان كه پس از آزادي از رفتارهاي متعدد غيرقانوني صورت گرفته با خود مانند نگهداري در سلول انفرادي سخن گفتند و در ديدارهايي با هيأت پيگيري و نظارت بر قانون اساسي، كميسيون حقوق بشر اسلامي، فرمانده نيروي انتظامي، دادستان كل كشور و رياست قوه قضائيه مسائل و نكات موردنظرشان را به مسؤولين بلند پايه كشور انتقال دادند.

در همين حال براساس اطلاعات موجود هيأت ويژه تعيين شده از سوي رئيس‌جمهور گزارش نهايي بررسي هاي خود را در اختيار ايشان قرار داده است و رئيس‌جمهور در انتظار انتشار گزارش هيأت رئيسه قوه قضائيه مي‌باشد. رئيس قوه قضائيه در روزهاي پاياني سال گذشته اعلام كرده بودند كه گزارش هيأت منتخب ايشان تا پايان همان سال منتشر خواهد شد، كه البته اين اتفاق نيفتاد و در ابتداي سال سخنگوي قوه قضائيه از ارائه گزارش اين هيأت به رياست دستگاه قضايي خبر داد.
اما روز گذشته رئيس كل دادگستري استان تهران اعلام كرد كه رئيس قوه دستوراتي را درخصوص پرونده وبلاگ‌نويسان صادر كرده است كه رسانه‌ها از طريق سخنگوي دستگاه قضايي مي‌توانند از مفاد آن مطلع شوند.
وي درعين حال خاطرنشان كرد كه رئيس قوه قضائيه درخصوص اين پرونده به نتيجه‌اي كه بايد مي‌رسيد، رسيده است.
اما چند لحظه از مخابره اين خبر نگذشته بود كه سخنگوي قوه قضائيه در مصاحبه‌اي با خبرگزاري ايسنا اعلام كرد كه: «رئيس قوه قضائيه هنوز درباره ادعاهاي وبلاگ نويسان به نتيجه نرسيده است.»
وي در حالي‌كه بر مبناي گفته‌هاي رئيس دادگستري تهران بايد مفاد دستورات رئيس قوه قضائيه را اعلام مي‌كرد، گفت: هنوز آخرين جلسه هيأت تعيين شده براي بررسي اين ادعاها با رئيس قوه قضائيه گذاشته نشده و نتيجه‌اي هم گرفته نشده است.
وي ادامه داد: به زودي آخرين جلسه برگزار و در مورد نتيجه حاصله، اطلاع‌رساني مي‌شود.
همانگونه كه از تناقضات فوق و كليه اخباري كه درخصوص وعده‌هاي انتشار اين گزارش بر مي‌آيد، اين نكته است كه با وجود گذشت بيش از سه ماه، آيا اين گزارش سرانجام منتشر خواهد شد. يا اينكه اين پرونده هم مانند ساير پرونده‌هاي سياسي سال‌هاي اخير در هاله‌اي از ابهام خواهد ماند.

(0) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 07, 2005

دوپينگ در نظر سنجي

هميشه شنيده‌ايم كه نظرسنجي وسيله‌اي است براي سنجش ميزان علايق و انتظارات جامعه و عالمان اين علم از اين ابزار علمي براي شناخت هر چه بيشتر خواسته‌هاي جامعه آماري خود استفاده مي‌كنند، چه اين جامعه آماري تمامي مردم يك كشور، منطقه، محله باشد چه يك صنف و گروه خاص.
روز گذشته مصاحبه يكي از طرفداران يك كانديداي اصلاح طلب را در تلكس خبرگزاري‌ها خواندم كه گفته بود به با تعيين كانديداي واحد اصلاح طلبان به شرط «نظر سنجي با در نظر گرفتن سوابق مديريتي» موافقيم.

خواندن اين جمله آنچنانم كرد كه ديگر بقيه مصاحبه اين فرد هميشه عصباني در مصاحبه‌هايش و مورد توجه سيما به اين خاطر را فراموش كردم.
تاكنون نشنيده بودم كه براي انجام يك نظرسنجي شرطي هم گذاشته شود، مخصوصا در خصوص مسائلي مانند انتخابات كه بحث انتخاب يك يا چند نفر توسط فردي است كه قرار است مورد نظرسنجي قرار گيرد.
لابد بعضي‌ها در اين علم نوين به اكتشافات جديدي دست يافته‌اند تا بوسيله آن مي‌خواهند كانديداي خود را از قعر جدول به صدر از اين طريق برسانند.
در هر حال دوستان متخصص مي‌توانند نظر دهند كه نظرسنجي بوسيله دوپينگ تا چه واقعي بوده و نظرات واقعي مردم را در بر خواهد داشت.

(7) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

رئيس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران ممنوع الخروج شد

اين مطلب در اقبال روز پنجشنبه 18 فروردين 84 منتشر شده كه البته براي اينكه زياد تلقي نشه كه تو اين روزنامه فاميل بازي برپاست اسم من پاي آن ثبت نشد.
روز گذشته دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران خبر ممنوع‌الخروج شدن رئيس اين انجمن را به خبرگزاري‌ها اعلام كرد.
«علي مزروعي» قرار بود به منظور شركت در نشست تشكل‌هاي مطبوعاتي جهان به دعوت كنفدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران، عازم دانمارك شود.

اما داستان ممنوع الخروج شدن رئيس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران بازمي‌گردد به پرونده موسوم به وبلاگ‌نويسان كه در سال گذشته رخ داد و مزروعي با توجه به اينكه پدر يكي از بازداشت شدگان اين پرونده نيز بود، با نامه‌نگاري‌هاي خود تلاش زيادي در جهت روشن شدن و حل اين ماجرا انجام داده بود.
اما در كنار اين اتفاق كه سه شنبه شب رخ داد، مي‌توان به تاريخچه مختصري از همين دست اقدامات كه كليد شروع آن سال گذشته زده شد، اشاره كرد: از ممنوع‌الخروج شدن «عمادالدين باقي» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه قرار بود جهت دريافت يك جايزه حقوق بشر به خارج از كشور سفري داشته باشد تا ممنوع‌الخروج شدن «عيسي سحرخيز» روزنامه‌نگار، «سيدمحمد سيف‌زاده» و «محمدعلي دادخواه» حقوقدان و از اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر كه مجموعه اين اقدامات در نهايت موجب اعتراض 400 تن از فعالان سياسي، فرهنگي و دانشگاهي در اين خصوص شده بود.
اين فعالان در بخشي از بيانيه خود در بهمن ماه گذشته با اشاره به ماده 3 اعلاميه جهاني حقوق بشر آورده بودند: «هر فردي حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد. به استناد بند 2 ماده 13 اعلاميه مذكور نيز هر شخص حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خويش بازگردد.»
گفتني است: «مصطفي درايتي» از اعضاي برجسته جبهه مشاركت و مشاور رئيس‌جمهور كه وي نيز پدر يكي ديگر از متهمان پرونده وبلاگ‌نويسان بوده، در جريان اقدام براي سفر حج تمتع خود در سال گذشته متوجه شده بود كه وي نيز علاوه بر تمامي متهمان اين پرونده ممنوع‌الخروج است. البته مسأله ممنوع‌الخروج بودن درايتي مدتي پيش با وساطت مسؤولان كشور به پايان رسيده بود.
اما ماجراي مزروعي زماني آغاز شد كه وي سه‌شنبه شب هنگام خروج به وسيله كامپيوتر، مطلع شد كه نامش در ليست ممنوع‌الخروج‌ها است و پاسپورتش توقيف شده است. «مسعود هوشمند رضوي» دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران در اين باره گفته است: «هيچ دليلي براي اين اقدام اعلام نشده است، جاي سؤال دارد كه چرا در حالي كه رئيس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران قصد شركت در يك اجلاس بين‌المللي را داشت، از ممنوع الخروج شدن خود باخبر شد و قطعاً اين اقدام بازتاب منفي‌اي در رسانه‌هاي بين‌المللي خواهد داشت.»
مزروعي در شكايتي سرگشاده كه روز گذشته خطاب به رئيس قوه قضائيه منتشر شد، با اشاره به دستگيري فرزندش و پيگيري‌هايي كه در جريان پرونده وبلاگ‌نويسان انجام داده است، آورده: «آنچه جالب مي‌نمايد اينكه تركش‌هاي اين پرونده (كه بنيادش بر آب و خيال است) به دليل پيگيري موضوع همواره متوجه اينجانب، به عنوان پدر يكي از بازداشت شدگان و همچنين رئيس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در رابطه با بازداشت تعدادي از روزنامه‌نگاران بوده است، و دست اندركاران پرونده از هيچگونه اقدامي در مقابله با پيگيري‌هاي بنده ابا نداشته‌اند. آخرين اقدامي از اين دست را كه با آن مواجه شدم اعلام ممنوع‌الخروج بودن از كشور در فرودگاه بود و ضبط غيرقانوني پاسپورت اينجانب در شب چهارشنبه 17/1/84.»
مزروعي در بخش ديگري از نامه‌اش آورده است كه: «جهت اطلاع جنابعالي آخرين باري كه بنده به سفر خارج رفتم آذرماه سال 83 و پس از آزادي به قيد وثيقه افراد بازداشتي در پرونده مورد اشاره بود، و از آن تاريخ تاكنون اينجانب در هيچ دادگاهي محكوم به ممنوع‌الخروجي نشده‌ام و هيچ جرمي كه مستوجب چنين مجازاتي باشد نيز مرتكب نشده‌ام.»
وي در پايان‌نامه‌اش آورده است: «من ضمن اعلام شكايت به جنابعالي نسبت به اين اقدام اعلام مي‌كنم اينجانب زندگي در زندان جمهوري اسلامي ايران را به هر گونه زيست در خارج ترجيح مي‌دهم. ريشه در اين خاك و فرهنگ دارم و به عنوان يك مسلمان وظيفه خود مي‌دانم در مقابل ظلم و كژي‌ها و بي‌عدالتي‌ها و... بايستم و دعوي اصلاح كنم به اميد روزي كه مام ميهن از دام اراده‌هاي فراقانوني رهايي يابد و قانون دائر مدار اداره امور كشور شود.»

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 05, 2005

وبلاگ شيرزاد هم راه افتاد

وبلاگ شخصي احمد شيرزاد نماينده سابق مردم اصفهان در مجلس ششم و روزنامه‌نگار هم از امروز راه افتاد،

با اينكه من گرافيست نيستم ولي سعي كردم براي ايشان وبلاگ ساده‌اي همراه با جذابيت‌هاي بصري ايجاد كنم،
اميدوارم كه ايشان هم اين كار را جدي بگيرند و مستمر بنويسند.

(3) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

گزارش پرونده آخرين وبلاگ‌نويس آزاد شده در سال 83

اين مطلب در شماره 16 فروردين روزنامه اقبال چاپ شده است.
گروه سياسي،‌ حنيف مزروعي: در روزهاي پاياني سال 83 آخرين وبلاگ‌نويس پس از دو ماه بازداشت آزاد شد.
آرش سيگارچي سردبير روزنامه گيلان امروز، و نويسنده وبلاگ «پنجره التهاب» در 28 دي‌ماه سال گذشته و پس از احضار به دادگاه بازداشت شده بود. حدود يك ماه پس از بازداشت وي در 29 بهمن خبري مبني بر صدور حكم وي از سوي دادگاه بدوي در رسانه‌ها منتشر شد. براساس اين خبر سيگارچي از سوي شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامي استان گيلان به 14 سال زندان محكوم شده بود.

سرانجام در اسفند‌ماه قرار بازداشت آرش سيگارچي به 200 ميليون تومان وثيقه تبديل شد كه بعد از آن نيز با تلاش‌هاي مسؤولان انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران قرار وثيقه وي به يك سوم كاهش يافت و در نهايت در 27 اسفند‌ماه وي آزاد گرديد.
سيگارچي در اولين اظهارنظرش پس از آزادي كه در ايام تعطيلات منتشر شد، ابراز اميدواري كرده بود كه در مرحله تجديد نظر حكم 14 سال زندان وي شكسته شود. وي در عين حال گفت كه در دوران بازداشت با استنهاد به مصاحبه‌هايش با راديوهاي خارجي به «جاسوسي» متهم شده، در حاليكه قانون تنها كارگزاران دولتي را از مصاحبه با اين راديوها باز داشته است.
هم‌ اكنون مجتبي سميعي‌نژاد تنها وبلاگ‌نويسي است كه در بازداشت به سر مي‌برد.

(2) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب

April 04, 2005

پشت برنامه يك برنامه انتخاباتي

در مطلب قبلي‌ام در خصوص عدم حضور دكتر معين در برنامه تا انتخابات صداوسيما گفتم،
اما امروز به يك زاويه ديگر از اين قصه نگاه مي‌كنم،
با توجه به انشقاق پيش آمده در جبهه محافظه‌كاران و تلاش براي به اجماع رساندن اين جماعت، راهبرد نظرسنجي را پيش گرفته‌اند كه طي آن هر كدام از كانديداهاي اين جناح كه در نظرسنجي‌ها بيشترين نظرات را توانسته است به خود جلب كند، كانديداي برگزيده اين جناح باشد، به اين منظور با راه‌اندازي برنامه تا انتخابات سعي در معرفي كانديداهاي خود و در نهايت نظرسنجي در ميان مردم دارند.

اما در اين ميان حتي بعضي كانديداهاي جناح محافظه‌كار نيز حاضر نشده‌اند در اين شو تلويزيوني شركت كنند، علي اكبر ولايتي كه از مدتي پيش اعلام كرده بود كه به صورت مستقل در انتخابات حاضر مي‌شود با رد دعوت برگزار كنندگان اين برنامه، آن را نقشه‌اي در جهت تعريف و تمجيد كردن از لاريجاني دانسته و وي نيز در اين برنامه شركت نكرده است.
گويا اختلافات اين جناح آنچنان تشديد شده كه ديگر مهار آن كار سختي مي‌نمايد.
اقبال روز دوشنبه گزارش كاملي از اين تحولات را منتشر كرده است.

(1) نظر مخاطبان | لينك دفاتر ديگر به اين مطلب