« در آستانه جلسه شوراي حكام آژانس | دفتر اصلي | ... »
November 28, 2005
برخوردهای قهری ما را به کجا می برد؟
فکر می کنم کمتر کسی باشد که خبر برخورد زشت صورت گرفته در مراسم معرفی رئیس جدید دانشگاه تهران را نخوانده باشد،
عده ای جوان دانشجوی که هیچ منطقی جز مخالفت ندارند با حضور در مراسم فوق و سعی در بر هم زدن آن مراسم را با اختلال مواجه کرده اند و در پایان نیز با برخوردی توهین آمیزتر با شخص عمیدزنجانی خروج او را با مشکل مواجه کردند.
متاسفانه این نوع برخوردها هیچ نشانه ای از تمدن و مدنیت را که باید دانشجو سرمدار آن باشد، ندارد و تنها به تندتر شدن فضا کمک می کند، فضایی که در آن تنها زورگویان برنده خواهند شد.
صریح میگویم عده ای جوان که احساساتشان بر رفتار عقلانی شان غلبه داشته است، فکر کرده اند با این رفتار نابخردانه چه کرده اند، آیا موفق شده اند که رئیس جدید، رئیس نشود؟
آیا این نشان دادن اعتراضاشان چه نکته مثبتی بر جای گذاشته، به جز اینکه اصولگرایان در وزارت علوم را بیشتر علیه آنها بسیج کرده است؟
آیا پس فردا اگر موج برخورد با این دانشجویان از سوی کمیته های انضباطی در دانشگاهها شروع شود سر و صدای اینکه چرا از ما حمایت نمیکنید راه نمی اندازند؟
واقعا از دیروز هر چه اندیشه کردم متوجه این منطق در این مسئله نشدم که دلیل این برخورد بچه گانه واقعا در چیست؟
جدا از این اتفاق، به نظرم حداقل انتخاب خود شخص عمید زنجانی را باید به فال نیک گرفت، زیرا حداقل کسی است که نزدیک به بیش از 10 سال است که در محیط دانشگاه تهران بوده و استاد این دانشگاه بوده، و بهتر از این بود که دولت جدید بمانند رویه هایی که تاکنون عمل کرده از سپاه و بسیج یک نفر را می آورد، آنوقت مطمئن بودم که اگر یک رئیس سپاهی می گذاشتند دیگر هیچکدام از این بچه ها جراءت این بچه بازی ها را پیدا نمی کردند،
یک اشتباه بزرگتری هم این وسط بی بی سی مرتکب شده که گفته عمید تحصیلاتی دانشگاهی ندارد، خدا پدر و مادر آنکه این خبر را نگاشته بیامرزد که نمیدانم از لندن چگونه آمار میگیرد، من اصلا قصد دفاع از عملکرد وزارت علوم را ندارم ولی عمید در همین دانشگاه تهران درس خوانده و مدرک دکترایش را از همین دانشگاه کسب کرده و علوم حوزوی را هم که قبلا خوانده بود.
به نظرم به جای این برخورد زشت حداقل بایستی از این انتخاب نه استقبال می شد نه رفتاری اینچنین، اما از حق نباید گذشت که در بین مدیران انتخاب شده از سوی دولت جدید، این انتخاب تنها انتخابی بود که حداقل کمی با سمتی که به او محول شده بود می خواند.
در آخر هم به دوستان یادآوری میکنم که در هر حال این دولت در طی یک فرآیند انتخاباتی و دمکراتیک هرچند ناقص بر سرکار آمده و الان حق دارد هر کاری می خواهد بکند، هر چند به نظرمان کارهای خراب کردن کشور باشد، پس بهتر است ابزار نقد را در دست بگیریم تا ابزار تخریب را که آنها در تخریب استادتر از ما هستند و نتیجه تخریب و خشونت را آنها از آن خود می کنند.
اگر معترض هستید، فعالیت کنید برای انتخابات بعدی که نماینده فکری تان بتواند در صورت انتخاب شدن، اوضاع را بهتر کند.
« در آستانه جلسه شوراي حكام آژانس | دفتر اصلي | ... »
ای حنیف !!!!
من با تو موافقم
متاسفانه امروز افرادی به عنوان دانشجو مطرح اند که بعضا(در اصفهان اکثرا)هیچ بویی از مطالعه و تفکر نبرده اند و تنها در پشت نامی از آزادی و دموکراسی(در حالی که از رفتارشان بر می آید هیچ با اصول آن آشنا نباشند)با رفتاری احساسی به دنبال اغتشاش و متاسفانه گاه خنده و هیجان و امثال این هستند
حال آیا چه تفکری در پشت اعتراضاتی بدین سبک وجود دارد و یا هدف از این اعتراض(در اصل توهین) چه بوده؟من نمی دانم اما می پندارم این حرکت ریشه در همان تفکری داشته باشد که مردم را به پیروی از "توهمات" و تعصبات (کور) فرا میخواند. همان که نتیجه اش رای ندادن به بهانه های واهی و "خرافی" و هدفهای پوچ و بیفایده است.
سوالی که برای من مطرح شده این است:
"هدف" از این سبک اعتراض و توهین چه بود؟؟؟؟
آیا کسی اندیشیده است؟
ارسال شده توسط: بی ادب درNovember 30, 2005 04:40 PM
مشکل اصلی دانشجوها در اعتراض به رئیس جدیدانتسابی بودن ایشان است.چرا که تا پیش ازین رئیس دانشگاه با رای انتخاب می شده.و دوم برای روحانی بودن ایشان و نه داشتن یا نداشتن تحصیلات عالیه.آنهم در شرایطی که حزب حاکم تمایل به گوشه گیر کردن روحانیت دارد این مساله خیلی جذاب تر می شود.البته نظر شما هم درمورد اعتراض آرام و متین جنبشها و اعتراضات دانشجویی خیلی جالب و تازه است!!!
ارسال شده توسط: نقطه الف درNovember 30, 2005 11:03 AM
من همکلاسی پرویز فرزین بودم و مثل اوشاهد بودم که روزی که او می گوید بچه هاعمید را سوال پیچ کردند. ولی آن روز عمید نگفت که مدرک دانشگاهی ندارد فقط اعتراف کرد که تحصیلات دانشکاهی ندارد یعنی هیچ وقت در دانشگاه درس نخوانده است.امااین آقایان عین پاسداران که به خودشان بیخودی و فله ای درجه می دهند برای همدیگر مدرک دانشگاهی صادر می کنند لذا دیگر هر روضه خوانی خود را دکتر می خواند. پس شاید عمید هم یک چیزی برای خودش دست و پا کرده باشد. در هر صورت بحث اصلی را گم نکنیم. سخن این نیست که عمید فقط مدرک ندارد بلکه او اصلا فرزند دانشگاه نیست. رفتارش هم این را درست نشان می دهد. وانگهی حتی اگر اینشتین را هم بر دانشگاهیان تحمیل می کردند غلط بود. عمید که جای خود دارد. حتی فکر نمیکنم خودش هم به این کار راضی بوده چون آدم بی هوشی نیست و می داند مایه و پشتوانه لازم برای چنین کاری را ندارد. رژیم به وضوح دارد با آبروی این بیچاره برای منافع خود بازی میکند.
ارسال شده توسط: hassan thaqafi درNovember 30, 2005 03:19 AM
be nazare man hamin didgahahaye naghes bod ke eslahat ra kosht.
man be onvan yek keshavarz mokhalefe nazare shoma hastam.
toro khoda daneshjoyan ra delsard nakonid,ma omideman be anhast.
ارسال شده توسط: joubari درNovember 29, 2005 11:51 PM
اقاحنیف برو جلو بوق بزن.
همگی خوب جوابتو دادن.
ارسال شده توسط: نریمان درNovember 29, 2005 06:40 PM
http://www.payaan.com/bidad/archives/000242.php
ارسال شده توسط: rouhi درNovember 29, 2005 01:57 PM
hazrate daneshmand maaloomeh keh cheshm va gooshet ro basti va nemibini dareh che ettefaghi miofteh, kami khabarhaye marboot beh entesab zendanbanha va avamele aminiati ro dar tamame organha bekhoon, bebin reis jomhoore entekhab shodeh dar entekhabate demokratik vali naghes che sharayeti baraye ravabete khareji, ozaye siasi va eghtesadi va fahangie dakheli piadeh kardeh va dareh mikoneh , bebin keh faseleh ziadi ba jang, tahrim, foroopashie eghtesadi va khafaghan bi sabegheh nadarim va baad ezhare fazl dar morede eteraze mashrooe daneshjooyan bokon. sharm avare keh shoma dar morede amadeh shodan baraye entekhabate ayandeh harf mizanid. enetekhabat ba janati, poormohammadi vazire keshvar, ye ostandarhaii keh zendanban boodand. vaghean moteasefam barat va baraye Iraniha keh deleshoon beh eslahtalabani mesle to khosh basheh.
حنیف: از اینکه یادآوری کردید که چه اتفاقی داره میفته ممنون، ولی بهتر بود کمی به آرشیو وبلاگ نگاه می کردید و بعد این مطالب را می نوشتید.
ارسال شده توسط: Ali درNovember 29, 2005 01:55 PM
حرف شما در يک آرمانشهر درست است ولی مدتهاست فهميده ايم که دوره اين حرفها متاسفانه گذشته. آخرين حضور خاتمی در دانشگاه را که يادتان هست؟ الان دو طرف طيف دانشگاهی از هرچه دم دستشان است استفاده ابزاری ميکنند و اين گفتمان غالب شده است. اصلا باورم نميشود که دانشجويان در حمايت از فرجی دانا فرياد سر داده اند! اينها همانها هستند که ... بگذريم. شما هم ميتوانستيد از اين تجمع استفاده ابزاری کنيد. درود به شرفتان که نکرديد
ارسال شده توسط: Mehdi درNovember 29, 2005 11:32 AM
با سلام.بيش از 10 واحد با عميد زنجاني در دوره ليسانس و فوق ليسانس گذراندهام.ايشان فقط فقه سياسي ميداند و ان را تدريس ميكند.اعتقادي به مرز هاي ملي ندارد و دنيا را به سه سرزمين اسلام- كفر-و نامشخص(مثل آفريقا) تقسيم ميكرد.
از ويژگيهاي بارزش اين بود كه رانندهاش ورقه هاي امتحاني را تصحيح ميكرد.
خيلي هم مغرور است.
ارسال شده توسط: دانشجوي عميد زنجاني درNovember 29, 2005 10:46 AM
با نظرت تا حدي منطقت درسته، هيچوقت يادم نميره همين جماعت احساسي وقتي قرار بود همين رئيس سابق كه الان دارن سنگش رو به سينه مي زنن، چقدر عليه اش برنامه گذاشتن و شعار دادن و جنجال كردن، آدم نمينونه كدوم رو باور كنه، قسم حضرت عباس رو يا ........
ارسال شده توسط: حامد ايراني درNovember 29, 2005 09:17 AM
gharaar nist har ja har ettefaghi oftaad hameh saaket benshinand va sedayeshan dar nayaayad...
faghat moghayesye Faraji dana ba har kas-e digari mitavaand ain e'teraaz ra bar angizad
chand saal-e pish ke ra'is-e ghabli-e danehsgaah tehraan gorouh physic ra be mokhaberat foroukhteh boud, agar ma ham ke an zamaan daneshjoo boudim saaket mineshastim, alan digar gorouh physici vojoud nadaasht
darbareye Faraji dana inja neveshteham:
http://starparty.blogspot.com/2005/11/blog-post_113311077792065499.html
ارسال شده توسط: sarbehava درNovember 29, 2005 05:42 AM
۱-من نمیدانم دقیقا چه صورت گرفته. اما میدانم توهین به دیگران بهترین گزینهی مخالفت نیست. این را قبول دارم.
۲-آیا دموکراسی تنها به رای دادن و فعالیت برای رای جمع کردن محدود میشود؟ از چند خطر آخرتان اینطور برداشت میشود. شما مبارزات بدون خشونت و ... را جز در ایام انتخابات قبول ندارید؟
۳-آن جوانان حق داشتند هر طور صلاح میدانند رفتار کنند. حرفهایتان تنها نظری شخصی است دربارهی "راه درست مبارزه". و میدانیم تنها یک راه ممکن وجود ندارد.
۴-کار آنان را نه تقبیح میکنم و نه تایید، اما این نوشتهتان شما را در موقعیتی نابرابر با دیگران نشان میدهد: عقلای که درستتر از جمع تصمیم میگیرد.
ارسال شده توسط: سولوژن درNovember 29, 2005 05:25 AM
((وطن یا مرگ))رفیق حنیف !!!!
راستش رابخوای اگه از قبل نمی شناختمت(نوشته هات رو می خواندم).اگه توی ستادهای دکتر معین از نزدیک ندیده بودمت !!!!
اگه خودم 02 نرفته بودم انفرادی نکشیده بودم اگه توی بازداشتگاه حفاناجا توی تپه های داودیه توی اون سوراخ های نیمه استوانه نخوابیده بودم.
یقین داشته باش طور دیگری بهت جواب می دادم!!!
رفیق حنیف !!!!
با تمام وجود ایمان دارم که به دموکراسی اعتقاد داری.پس اجازه بده تعدادی دانشجو (نه بجه) که بر خلاف بظر تو فکر می کنند در مورد مسئله ای که کاملا صنفی است اعتراض کنند.این حق ماست که به برکناری رییس دانشگاه ی که منتخب هییت علمی دانشگاه بود اعتراض کنیم. اعتراض به عوض شدن فرایند تصمیم گیری در مورد رییس دانشگاه ها از فرایندی دموکراتیک به فرایندی ضد آن حق ما است !!!!
رفیق حنیف !!!!
در کجای دنیا دولت هایی که کاملا دموکراتیک به قدرت می رسند حق اعتراض به تصمیم هایشان را از مخالفان
می گیرند؟ جه برسد به دولتی که یک شبه و با حمایت حزب پادگانی به قدرت می رسد؟
رفیق حنیف !!!!
انتصاب های غلط قبلی دلیلی موجه برای توجیه این انتخاب نیست. این که شد عذر بد تر از گناه!!!
این اعتراض اگر هیج فایده ای نداشت حداقل این حسن را داشت که ثابت کرد دانشگاه و جنبش دانشجویی زنده است و هوشیار ودر مقابل هر تصمیمی که به بسته شدن فضای دانشگاه بینجامد خواهد ایستاد این را با صدای بلند فریاد میزنیم:
((که هرگزاجازه نخواهیم داد فضای دانشگاه به قبل از دوم خرداد بازگردد ودر این راه از پرداخت هزینه هیج هراسی نداریم))
رفیق حنیف !!!!
این نامه را بادرود همیشگی ((رفیق ارنستو )) به پایان میبرم
((وطن یا مرگ))
ارسال شده توسط: ا.امیر قلی درNovember 29, 2005 01:58 AM
می دونی چیه ؟ الان تو یه وضعیت گندی هستیم ، گند از این نظر این که همه فقط "مخالفند"، فقط مخالف ... بدون هیچ منطقی ، مهم نیست که طرفشون کیه ... خاتمیه ، احمدی نژاده یا هاشمیه ... تفکر جوون های ما به شدت سطحی شده ، سیاه و سفید می بینن ...
همین آدم ها وقتی فرجی دانا به عنوان وزیر علوم معرفی شده بود ، داد و هوارشون رفته بود بالا ... من به هیچ وجه موافق رئیس جدید نیستم ولی برخورد هوچی رو هم به شدت رد می کنم.
ارسال شده توسط: مانی منجمی درNovember 29, 2005 01:32 AM
رفیق حنیف !!!!
سلام!!!!
راستش رابخواهی اگه از قبل نمی شناختمت توی ستادهای دکتر معین ندیده بودمت !!!اگه خودم 02 نرفته بودم اگه خودم چند شب توی اون سوراخ های حفاناجا توی تپه های داودیه نبودم !!!اگه خبر نداشتم که در زندان چگونه از خودت رشادت ها نشان دادی !!!اگه این حرف غیر از تو کسی این حرف ها رو زده بود شاید طور دیگه ای جوابش رو می دادم!!!!
رفیق خنیف !!!!
یقین دارم که به دموکراسی اعتقاد داری پس اجازه بده دانشجویانی که مثل تو در این مورد فکر نمی کنند در مورد مسئله ای که بیشتر صنفی خودشون تصمیم بگیرن !!!!
رفیق حنیف !!!!
فرق امثال من و تویی که با دو فکر متضاد به معین رای دادیم (من فکر می کنم )با هواداران آقای احمدی نژاد در این است که به مخالفانمان توهین نمی کنیم و از آقای خاتمی یاد گرفتیم که بگوییم :
(( زنده باد مخالف من))
آزادی برابری حکومت کارگری
ارسال شده توسط: ا.امیر قلی درNovember 29, 2005 01:00 AM
hanif khan, vaghean fekr mikoni ta entekhabate digeh mamlekati baghi mimooneh keh ma beh fekre sherkat kardan bashim???!!!
حنيف: شما كه اطلاع داريد چه اتفاقي قرار بيافتده بگيد
ارسال شده توسط: Ali درNovember 29, 2005 12:51 AM
عمید زنجانی نه مدرک دکترا دارد و نه مدرک اجتهاد فقط یک دکترای افتخاری دارد . عمید زنجانی باعث گریختن اساتید از دانشگاه شده بود هنگامی که ریاست دانشکده را بر عهده داشت ( سال 73 ) . سید جواد طباطبایی را او از دانشگاه تهران بیرون کرد . عمید زنجانی تعداد زیادی دکترا به دست بی سواد ( مثل غلامحسین الهام )رابه زور وارد گروه حقوق دانشگاه تهران کرد . برای فهم عمق بی سوادی و عقاید فاشیستی این آدم بهتر است با یک دانشجوی حقوق دانشگاه تهران صحبت کنی . در مجموع خوب نیست در حیطه ای که در آن سوادی نداری وارد شوی و افاضه بفرمایی که چه کسی با سواد است و چه کسی استاد .
از قول دختر شانزده ساله عمید زنجانی - با یک واسطه - هم می گویم که این آدم مخالف ورود زنان به دانشگاه است .
ارسال شده توسط: عبدالله درNovember 29, 2005 12:46 AM
I just have a question for you. Do the “Hozeh” withstand an Engineer to become the president of Hozeh? As a TU graduate I am so shameful and angry about this and I cannot resist not taking my hat off for the students.
Your problems start from the point that you are in “system” my friend. Although you might have been imprisoned but the removal of the this regime is the last thing you want.
Best Regards,
Tehran University graduate,
PhD student in Canada,
Someone who had put the country for Mollas
ارسال شده توسط: mamad درNovember 28, 2005 11:38 PM
حنيف جان، ببخشيد، اما بنده موافق نظر شما نيستم. به اين ترتيب که شما مي گوييد، مي توان هر نوع اعتراض و مخالفتي را تخريب ناميد. گروهي دانشجو به هر دليل موافق اين موضوع نبودند که رئيس انتخابي دانشگاهشان عزل شود و در عوض يک روحاني، به قول شما تحصيلکرده، جانشين او شود. چه کار بايد مي کردند؟ ساليان سال است که در مخالفت با روندهاي نادرست در کشورمان اطلاعيه صادر مي کنند. آيا اين اطلاعيه ها تا به حال چيزي را عوض کرده است؟ من هم مانند شما با تحرکات قهر آميز موافق نيستم زيرا مثل شما معتقدم که اقتدارطلبان در آن عرصه از همه خبره ترند يا به عبارت ديگر خشن ترين، کم عقل ترين و وحشي ترين نيروهاي موجود در فضاي سياسي امروز ايران همان نيروهاي حاکم هستند. اما همه اينها باعث نمي شود که از ساير نيروها بخواهيم که از کمترين انتقاد و مخالفتي دست بردارند. دانشجويي که مخالف روندهاي پس از روي کار آمدن احمدي نژاد در کشور بوده است، اگر هيچ عکس العملي نشان ندهد، اصلاً موجود زنده اي نيست. مخالفت و اعتراض يکي از علائم حيات است.
ارسال شده توسط: پيام درNovember 28, 2005 10:55 PM
baba majbouri dar har mored nazar bedi?
adam yade pache khari miofte.
ارسال شده توسط: rasoul درNovember 28, 2005 10:27 PM
baba majbouri dar har mored nazar bedi?
adam yade pache khari miofte.
ارسال شده توسط: rasoul درNovember 28, 2005 10:26 PM
چند تا ايراد منطقی بزرگ نوشته شما دارد که شايد نشاندهندهی بزرگترين نقطهضعفهای جريان [مرحوم] اصلاحطلبی حکومتی در ايران هم باشد:
اول: مگر برای دفاع از حقوق يک انسان بايد حتماً او کاملاً با شما همعقيده يا روش برخوردش با مسائل کاملاً با شما يکی باشد که میپرسيد «آیا پس فردا اگر موج برخورد با این دانشجویان از سوی کمیته های انضباطی در دانشگاهها شروع شود سر و صدای اینکه چرا از ما حمایت نمیکنید راه نمی اندازند؟» قطعاً اگر برخوردی با دانشجويان شود بايد از آنان حمايت شود.
دوم: شما گويا عادت داريد موضوع اصلی اعتراض را به چيز ديگری تقليل دهيد. مثلاً اگر مشکل اصلی ايران استبداد مذهبی است خاتمی عادت داشت مشکل را به «تحجر بعضی» تقليل دهد و رهبری را هم در موضع مظلوم قرار دهد که «اين متحجران به رهبر هم رحم نمیکنند» و زمانی که صحبتی از اشکالات ولايت فقيه میشد خاتمی هم به منتقدان میتاخت و از موضع قانون اساسی آنان را محکوم میکرد (بماند که وقتی قانون اساسی برای حقوق مردم حکمی داشت هيچ حاضر نبود با آن صلابت و قاطعيت نقضکنندگان قانون را محکوم کند و رفتارش در پس گرفتن لايحه و سکوت خلاصه شد) اين رويه در نوشتهی شما هم هست، آنجا که از مدرک دانشگاهی داشتن عميد زنجانی صحبت میکنيد و توجه نمیکنيد جهت اصلی اعتراض به روحانی بودن اين فرد نيست، به «انتصابی» بودن اوست. رئيس دانشگاه بايد انتخاب شود و اگر انتخاب میشد برگزيدن چنين شخصی بعيد بود.
يادم هست وقتی آقای خمينی مرد و آقای خامنهای را رهبر کردند عدهای میگفتند چه خوب که اين آدم مثلاً با فرهنگ آشناست، اگر فلانی میشد چه بد میشد. اين نهايت حماقت است که بگذاريم ديگران برايمان تصميم بگيرند و بعد خوش باشيم که «بدتر از اين هم ممکن بود پس بگذار نق نزنيم!» حالم از اين استدلال به هم میخورد.
سوم: نوشتهايد «عده ای جوان دانشجوی که هیچ منطقی جز مخالفت ندارند»، «عده ای جوان که احساساتشان بر رفتار عقلانی شان غلبه داشته است»،«دلیل این برخورد بچه گانه واقعا در چیست؟» مگر شما بابابزرگ هستيد که اينگونه راجع به «عدهای جوان» صحبت میکنيد؟ تا آنجا که میدانم خود شما هم سن و سالی نداريد که بخواهيد از «جوان» به عنوان صفتی منفی استفاده کنيد. سعی کنيد دليل مخالفت را درست بفهميد يا زنگ بزنيد از آقای دکتر معين بپرسيد: رئيس دانشگاه بايد در خود دانشگاه انتخاب شود. در ضمن در انتخاب جملاتتان دقت کنيد، اين جمله که «منطقی جز مخالفت ندارند» بسيار توهينآميز است گو اين که ممکن است کيهان مثل نقل و نبات از آن استفاده کند. مفهوم آن اين است که اينها افرادی هستند لوس و ننر و بادليل و بیدليل فقط دنبال مخالفت کردناند.
حنيف: ببينم براي روءساي دانشگاههاي قبلي هم انتخابي بودند اين برنامه مسخره انجام شده بود؟، شما كه عالم به همه چيز هستيد جواب دهيد
ارسال شده توسط: امين درNovember 28, 2005 07:21 PM
باز هم بیشتر اندیشه کن! انتخاب دموکراتیک؟!!!!! کدام انتخاب؟ کدام دمکراسی!!! واقعن برو بیش تر اندیشه کن.
حنيف: ميتونم بپرسم شما در زمان انتخابات كجا بوديد
ارسال شده توسط: آریا درNovember 28, 2005 06:00 PM
سلام
بله این اعتراض صد در صد با منطق بردگی در تضاد بوده و به هیچ روی قابل دفاع نمی باشد.
ارسال شده توسط: مهدی درNovember 28, 2005 05:54 PM
خاک بر سرت با این نظر دادنت .
ارسال شده توسط: حمزوک درNovember 28, 2005 04:17 PM
اقای حنیف مزروعی باورم نشد که این چنین منطقی از عمید دفاع کردید
ایکاش دیگران هم که با اوضاع دانشگاه تهران اشنا هستند توضیحی بدهند
که چگونه است اوضا؟؟شاید این روحانی کارهایی را بتواند برای اوضاع دانشگاه بکند
که مکلاهای گذشته نتوانسته و شاید های دیگر.الپر مرا روانه سایت شما کرد
چرا که با کنایه نوشته حنیف مخالف اعتراضات بود؟؟من از نقد شما بطرز اعتراض انها
موافقم و متدنانه نبود
ارسال شده توسط: Saman درNovember 28, 2005 03:40 PM
من برای شما خیلی متاسفم چون اطلاعات شما از بی بی سی نیز کمتر است. آقای عزیز آقای عمید استاد من در دوره کارشناسی است. ایشان نه تحصیلات دانشگاهی دارد و نه مدرک دکتری و احتیاجی هم به آن ندارد. 10 سال هم نیست بلکه 20 سال است که در دانشکده حقوق فعالیت دارد. پس اطلاعات بی بی سی خیلی بیشتر از شما است. بعد هم اینکه چطور باید مخالفت کرد؟ واقعاً فکر می کنید الان علیه دانشگاه بسیج نشده اند؟ مثل اینکه شما اصلاح طلبان در خواب هستید و نمی خواهید بیدار شوید! بالاخره وقتی بخواهند یک نفر را بکشند هم باید دست و پایی بزند! اگر به شما باشد که باید تا ابد همین حضرات را در دانشگاه ببینیم. حداقل مخالفتی کردند. مخالفتی که هیچ وقت اصلاح طلبان جرات ابراز آن را نداشتند و ما به گنجی و همه انانی که با ابراز مخالفت خود شهامت خود را به نمایش گذاشتند درود می فرستیم. ضمناً آقای عمید هیچ فرقی با یک سپاهی ندارد چون اطرافیانش همه سپاهی و اطلاعاتی هستند. اطلاعات خود را تکمیل کنید!
حنيف: خوشا به حال شما كه بيداريد و ما خواب
ارسال شده توسط: دانشجوی دانشگاه تهران درNovember 28, 2005 02:59 PM
سلام حنیف، یک چند قضیه
یک: به نظر من برخورد چندان هم زشت نبود، من آنجا بودم (یک راپورتی هم در وبلاگم گذاشته ام) و شاید بشود گفت کمی تند بود ولی بی حرمتی نبود، اعتراض صنفی بود.
دوم: اگر روشی را رد می کنی باید به جایش چیزی پیشنهاد کنی، من ندیدم راه حلی ارایه کنی. صبر؟ فکر نمی کنی اگر مقاومتی نبینند با خیال راحت تری می برند و می دوزند؟
سوم: زنجانی درست است که از دانشگاه تهران است (دانشیار است) ولی به شهادت بسیاری از دانشجویانش در دانشکده حقوق (خودم تحقیق کردم) آدمی به قول آنها «شوت» است، او به جای کسی آمده است که توان مدیریتش را اکثر دانشجویان دانشگاه تهران حس کرده اند.
چهارم: قبول اینکه باز خوب شد این شد و کشی از سپاه نیاوردند یک نوع عقب نشینی است.
پنجم: واضح است که دانشجویان یکی از رادیکال ترین طبقه های اجتماع هستند، اگر روزی به توصیه و یا به دلایل دیگر آرام شوند و ساکت آن روز فاتحه هر گونه تحول در این جامعه پرمشکل خوانده شده است.
ششم: پیر شدی حنیف، محافظه کار شدی حنیف. این حرف ها را از تاج زاده می شنیدم حرفی ولی...
حنيف: پيشنهاد كردم، بروند براي انتخابات فعال شوند، البته اگر باز دبه نكنند كه ما اين نظام و دمكراسي آن را قبول نداريم ولي آنوقت براي تغيير رئيس دانشگاه آن فلان و بهمان ميكنيم ...........
ارسال شده توسط: میرزا پیکوفسکی درNovember 28, 2005 01:57 PM