« عهدي با خود ... | دفتر اصلي | و تلاش‌ها ادامه دارد ... »


August 14, 2005

به كجا مي‌رويم ...

من هم با نوشته‌هاي دوستاني كه در زير ليست آن خواهد آمد كاملا موافقم، هرچند كه نمي‌خواستم در اين خصوص مطلبي بنويسم،
متاسفانه برخي دوستان با بلند پروازي مثل اينكه هيچگونه اطلاع دقيقي از اوضاع دروني كشور ندارند و يا اينكه كمتر به قتل اين رسانه نوپا بسته‌اند،
به دوستان يادآوري مي‌كنم كه سال گذشته براثر يك پروژه بسيار تخيلي و بي سر و ته كه برداران كيهاني تهيه و اجرا مي‌كردند بيش از 30 نفر از جوانان كه همگي به نوعي با اينرنت ارتباط كوچكي داشتند چه از خدمات دهندگان فني و يا نويسندگان و روزنامه نگاران اينترنتي و وبلاگ نويسان چه بلايي آمد،
از اين كه بگذريم مگر نه اينست كه اكبر گنجي اينروزها دارد با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كند و هيچكس به دادش نمي‌رسد،
آيا اين واقعيت را كه همان دولت نيم بند نيز وجود ندارد را نمي‌بينيم،
به ليست كابينه پيشنهادي نگاهي كوتاهي بيندازيد، هرچند شايد براي مخاطبان عام اعضاي كابينه معني و مفهومي نداشته باشند، ولي اين دوستان خود را جزو روشنفكران مي‌دانند قطعا با سوابق افراد خاص كابينه به وضوح آشناييت دارند،
تنها نكته‌اي كه بار اول كه نامه را خواندم به ذهنم رسيد و پرهيز كردم از نوشتن درباره آن اين بود كه اينگونه كارها تنها سندي مي‌شود براي برخورد بيشتر با اين محيط،
مي‌شود همان كه آيت‌الله شاهرودي در مورد اينترنت مي‌انديشيد و آنرا لانه فساد و حمله به كشور مي‌پنداشت،
شايد اين نظر چندان براي آن دوستان پراهميت نباشد، ولي بدانيد كه يكي از روساي قواي اين كشور اينگونه مي‌انديشد و فكر مي‌كند و براساس آن نيز عمل مي‌كند و نتيجه اين مي‌شود كه مجتبي سميعي‌نژاد بايستي ماه‌ها در حبس باشد،
اميدوارم كه از مطلبم اين دوستان نرجند،
در آخر مي‌خواهم دوستان بگويند كه فقط چند نفر از وبلاگ نويسان داخل ايران اين نامه را به اسم خود و نه مستعار امضا كرده‌اند.
ممنون


« عهدي با خود ... | دفتر اصلي | و تلاش‌ها ادامه دارد ... »




مي بيني كجا زندگي مي كنيم و مي بيني چه مي گذرد و مي بيني هوا را كه چه رنگيست ... خيليها نمي بينند ... من را بخواني شايد بهم بيشتر نزديك شويم...

ارسال شده توسط: دستنوشته هاي پسري در حال كما درAugust 20, 2005 03:07 AM

حنيف عزيز،
نکته مهمى مطرح کرديد. اميدوارم که دوستان مد نظر قرار دهند. با درود.

ارسال شده توسط: پارسا درAugust 15, 2005 08:05 AM

سلام.میدونین چیه؟من فکر میکنم مثل ایرانیهای خارج از ایران بما مثل کسییس که خارج از یه کوره ایستاده و داره سوختن آدمیو میبینه.داغیشو حس میکنه ...ناراحته از اون آتیش ولی نمیتونه درک کنه طرف داره چه عذابی میکشه.شاید دوستان کشورشون و مردمشو دوست داشته باشن ولی تا وقتی با یکسری چیزها برخورد نکنن و از نزدیک چند سال باهاش در تماس نباشن فایده ای نخواهد داشت.
وگرنه مسیله زیر سوال بردنشون نیست اصلا.
موید باشین.

ارسال شده توسط: نرگس درAugust 15, 2005 07:27 AM

باسمه تعالي.سلام .يك پيشنهاد دندان شكن!!! بيا شما و تمام بر بچه هاي همفكر وبلاگ نويست همزمان روي سه مساله مانور بدهيد:1)اعتصاب غذاي گنجي2)ماجراي قتل خانم برقعي همسر برادر پورمحمدي3)گاز گرفته شدن سحر خيز توسط محسني اژه اي.كاش يكي از اقليت اصلاح طلب مجلس در روز راي اعتماد دو مساله آخر را مطرح مي كرد و به عنوان مخالف اين دو نفر صحبت مي كرد.ولي زنده زنده آتيشش مي زدند. اما شما ها كه الان همه چيز مي گوييد.انصافا الان يك جنبش درست كنيد و مثلا آن عكس سحر خيز را كه زخمش را نشان مي داد گوشه ي وبلاگ هايتان بگذاريد .امتحانش ضرر ندارد. حضرات وبلاگ نويس! ببينيد تا روز راي اعتماد چه جوي ايجاد مي كنيد . بسم الله!

ارسال شده توسط: صدرالدين مشتاق ناييني درAugust 15, 2005 01:32 AM

ببین! اون که بخواد برا گیر دادن بهانه لازم رو گیر میاره. با این نامه یا بدون اون. پس یا سرت رو بنداز پایین و مثل بچه آدم زندگیت رو بکن یا باید مثل گنجی پیه همه چیز رو به تنت بمال. این خواب خوش رو که بتونی قدرت این جماعت رو مشروط کنی اون هم با مبارزه مدل مشارکتی از سرت بیرون کن

حنيف: اول اينكه اونها اگر بخوان گير بدن‌ به اين چيزها كاري ندارن درست ولي چرا ما بايد كارهايي بكنيم كه كار اونها رو تشديد كنم و اين منطق را به روش شما اصلا قبول ندارم كه در نهايت پس ما هر كار غير عقلاني نيز خواستيم بكنيم. دوم هم اينكه هر انساني با نسخه خودش رفتار سياسي خودش رو تنظيم ميكنه حالا ممكن است خوشايند عده اي نباشه هيچ ربطي هم به زندگي راحت كردن نمي كنه شايد خود اين دوست كامنت نويس هم همين كار مي كنه و سرش رو تو برف كرده. در ضمن اگر راه حلهايي مثل گنجي براي كسي پيشنهاد ميكنيد اول خودتون انجام بديد تا ببينيم چند مرده حلاجيد بعد نسخه بپيچيد و انشاالله نتيجه كار گنجي رو هم خواهيم ديد كه فكر ميكنم به جايي نخواهد رسيد جز از دست دادن گنجي عزيز.

ارسال شده توسط: بابک درAugust 15, 2005 01:24 AM

سلام حنیف جان
شاید دوستانی که این امضاها رو میخواهند نمی دونند قبل از اینکه این کار کمکی به برکناری رژیم بکنه به برکناری همین بلاگها میشه . من هم با نظرت موافقم ولی اجازه بده تا تندروها هم حرف بزنند. راستی حنیف عزیز برات ای میل زدم جوابم رو ندادی ولی اینجا هم می گم ما چند تا از بچه های بوشهر داریم میام تهران میخوایم اگه میشه ببینیمت اگه امکانش هست

حنيف: جواب ايميل رو دادم.

ارسال شده توسط: حسام محمدزهی درAugust 15, 2005 12:52 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)