« يك اتفاق مبارک | دفتر اصلي | به كجا ميرويم ... »
August 13, 2005
عهدي با خود ...
چنين بود كه زان پس از رنجاندن مردمان، كشتن جانوران، خودپسندي، خشم، پيمان شكني، نادرستي و دزدي، پرهيز كردم. خواهش نرينهي خويش، از ناشايست باز داشتم. از كشش زنان، روي برتافتم. زبان را از دروغ و ناسزا، گناه بستن به ديگران، به زشتي ياد كردن كسان و از هر آن چه كه زياني برساند، فرو بستم. از آزار رساندن به مردمان، دل بستن به اين جهان، جادو و ديگر كارهاي ناپسند، پرهيز را بايسته و شايسته ديدم. آرزوي رنج ديگران را از دل برگرفتم. درباره فرستاده شدن پيامبر، روز رستاخيز و پاداش و كيفر فرجامين، فريبانه چيزي نگفتم. از بدان ببريدم و به نيكان پيوستم.
قطعه از كليله و دمنه ، بخش برزويهي پزشك
***
شايد مطلب فوق ارتباط معنايي چنداني با مطالب قبلي وبلاگ نداشته باشد، وليكن از پس قصد دارم بعضي نكات ادبي و قطعات را نقل كنم.
چند روزي است كه كتاب «كليله و دمنه پارسي» به پيراش احمد آجوداني را ميخوانم و چند نكته و داستان جالب در آن يافته ام كه به مرور نقل مي كنم.
« يك اتفاق مبارک | دفتر اصلي | به كجا ميرويم ... »
فرياد ويژه نامه اي تحت عنوان گودباي آقاي رئيس جمهور در دانشگاه چاپ كرد.(لازم به ذكر است فرياد نشريه ي سياسي ،فرهنگي اجتماعي است كه در دانشگاه ياسوج به چاپ مي رسد).
2-مساله ي هسته اي ايران متاسفانه باز هم به جاهاي حساس و بحراني رسيد.و در اين بين اين مردم هستند كه ضرر مي كنند و هزينه مي پردازند.ديروز آقاي شيرزاد كه خود متخصص مسائل هسته اي است نوشت كه اگر به جاي هزينه هاي كلان در امور هسته اي اين هزينه ها در جاهايي مثل آموزش و بهداشت هزينه ميشد وضع ما اكنون اين نبود كه هست.متاسفانه مخفي ماندن مقدار هزينه هاي صرف شده در اين زمينه و مقدار رانت ها ي داده شده به كشورهايي چون روسيه و چين براي استفاده از حق وتوشان در شوراي امنيت و رانتهاي داده شده به كشورهاي فقيري چون كشورهاي آفريقايي مثل توگو براي استفاده از حق رايشان در شوراي حكام و بسياري چيزها كه در اين زمينه مطرح نمي شود باعث شده است كه مردم ما با كمترين آگاهي نسبت به عواقب اين مسائل صحبت كنند.ديروز در ياسوج با مردم عادي كه در اين زمينه صحبت ميكردم همه (بلااستثنا)با ادامه ي اين روند حتي براي دستيابي به بمب اتمي موافق بودند.امتيازهاي كلان نفتي به چين،امتيازهاي كلان اقتصادي به روسيه(منهاي كوتاه آمدن فضاحت بار از حقمان در درياي خزر )و دادن كمكهاي بلا عوض به ساير كشورها از جيب مردم است كه در صورت آگاه شدن مردم از دادن اين امتيازها كه هيچ كدام از قراردادهاي تركمانچاي و حتي امتياز تنباكو كمتر نيستند،گمان نكنم هيچ ايراني آزاده اي با ادامه ي روندي كه چيزي جز ضرر براي ما ندارد ،موافق باشد.حتي اگر اين حق صددرصد ما باشد عقل سليم اين را نمي پذيرد كه براي دستيابي به يك حق از ساير حقوق خود محروم شويم.اصلا من مي گويم انرژي هسته اي حق مسلم ماست ، ولي دليل بر اين نمي شود كه ما به خاطر اين حق به خودمان ضربه بزنيم و ساير حقوق خودمان از جمله حق داشتن يك زندگي آرام ،مرفه و بي دغدغه را از دست دهيم.
به هر حال اگر مسئولان ما گمان مي كنند كه با بمب اتم امنيت كشور حفظ ميشود....بقيه اش را در وبلاگ گذاشته ام....دوست دارم نظرتون رو بدونم
ارسال شده توسط: فرياد درAugust 14, 2005 06:46 PM
چه بسیار نکات در این متن کوتاه و پر معز بود که به کار امروز ما ملت بسیار می آید. درود فراوان
ارسال شده توسط: سهیل اسدی درAugust 13, 2005 08:10 PM
سلام... بخش برزويهي پزشك يعني همون باب برزويهي طبيب!!
حنيف: در نسخهاي كه من دارم، چون تاكيد بر ادبيات فارسي داره، احتمالا طبيب رو پزشك نوشته است
ارسال شده توسط: حسين درAugust 13, 2005 02:48 PM
برای انسان شدن چقدر زحمت باید کشید٬ وقتی انسان کامل شدی که محال ممکن است
انوقت کیسه زر مقابلت کیسه توتون میباشد٬احتیاج نیست کفشها مقابل پایت جفت
شوند که قدرت لایزالی درون انسان پیدا میشود که کفشها را بطرف پاهایت میکشاند
مردم عادی در کرامات شیخ(در عجبند) که انسان کامل مرگش را در مقابل عطار
نیشابوری از خدا!!!یش درخواست میکند ودر جا میمیرد و عطار که در راه انسان
شدن طی طریق میکند در شگفت
ارسال شده توسط: Karim درAugust 13, 2005 02:27 PM