« يك روز و دو مناسبت | دفتر اصلي | يك اتفاق مبارک »


August 10, 2005

گزارشي براي ثبت در تاريخ

گزارش هیات نظارت بر قانون اساسی در مورد پرونده وبلاگ نویسان منتشر شده است،
روزبه در وبلاگش اين مطلب را آورده است و من هم آنرا نقل مي‌كنم:


بسمه تعالی
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای خاتمی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران


با سلام

در ارتباط با نامه آقای مزروعی به جناب عالی در خصوص وضعیت بازداشت فرزندش آقای حنیف مزروعی که فرموده بودید موضوع در هیات پیگیری و نظارت بر قانون اساسی مورد بررسی قرار گیرد و نیز نامه آقای احمد محمد بیگلو در شرح ماجرای بازداشت و رفتارهایی که با همسرش خانم فرشته قاضی صورت گرفته که رونوشت آن برای هیات ارسال شده ( البته قبلا اصل نامه تحویل هیات شده بود ) و حضور جمعی از وبلاگ نویسان و مرتبطین با سایت ها که برای تظلم و شرح آن چه در جریان دستگیری و دوران بازداشت بر آن ها رفته اجمالا نکاتی را جهت اطلاع و هر گونه اقدامی که مصلحت می دانید به استحضار می رساند:

1- روز شنبه 5/10/1383 آقایان: مسعود قریشی ، آرش نادرپور، حنیف مزروعی و خانم ها: محبو.به عباسقلی زاده و فرشته قاضی به اتفاق همسرش احمد محمد بیگلو و در روز شنبه 12/10/1383 آقایان : روزبه میرابراهیمی به اتفاق خانمش و امید معماریان در جلسه هیات حضور یافتند و مطالبی در خصوص نوع احضار ، دستگیری ، بازداشت ، نوع اتهامات و بازجویی و نوع رفتار در دوران بازداشت و حتی پس از آزادی با وثیقه ابراز داشتند که حتی اگر همه آن اظهارات هم ثابت نشود و قسمتی از آن ها درست باشد بسیار متاثرکننده ، تامل برانگیز و برهر کس که در نظام جمهوری اسلامی مسئولیتی به عهده دارد، این تکلیف را ایجاد می کند که تلاش و اقدامی جدی به عمل آورد و جملگی مشمول آیه شریفه : " واتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه " قرار خواهند داشت.

2- خلاصه و عمده اظهارات پنج نفری که روز شنبه 5/10/1383 در جلسه هیات حضور یافتند بدین شرح بود:

الف – برخی تا 95 و بعضی تا 30 روز در بازداشت بودند که قسمت عمده مدت بازداشت آنها در سلول انفرادی بدون هواخوری و یا به مدت بسیار کم در بازداشتگاهی ناشناخته که از روی قرائن احتمال می دادند بازداشتگاهی در حوالی میدان کتابی و مربوط به اطلاعات ناجا باشد. عموما ابتدا به اداره اماکن نیروی انتظامی در خیابان استاد مطهری برده شده و بعد از آن جا با چشم بسته آن ها را به بازداشتگاه برده اند. بسیاری از اوقات بازجویی با چشمان بسته و رو به دیوار بدون این که بازجو را ببینند انجام می شده است.

ب – عموما از بد رفتاری بازجوها، فحش و به کار بردن الفاظ رکیک و کتک خوردن شکایت داشتند از بین این 5 نفر خانم عباسقلی زاده اظهار داشت من کتک نخورده ام ولی تهدید شدم.

ج – عموما اظهار می داشتند پس از بازداشت اولین سوالی که در مقام بازجویی و به عنوان متهم ار آن ها می شد این که کلیه روابط نامشروع و کارهای خلافی را که انجام داده اند بنویسند و حتی گاه افراد خاصی را اسم می بردند که با این افراد رابطه نامشروع داشتی و باید مشروحا آن را توضیح دهی و با انواع تهدید ها و گاه فشار های فیزیکی و اشاره به اعترافات دیگران ، می خواستند که به هر نحوی شده ارتباط نامشروع خود را تشریح نموده و بنویسند. اظهارات خانم فرشته قاضی که تازه ازدواج کرده در حضور همسرش و اعضا هیات در تشریح اعترافات یکی دیگر از متهمان دائر بر داشتن رابطه نامشروع و همچنین اظهارات خانم عباسقلی زاده در خصوص مواجهه دادن او با یکی دیگر از متهمان برای اثبات داشتن رابطه نامشروع به گونه ای بود که تاثر توام با نفرت همه اعضا هیات را برانگیخت. این اظهارات توسط آقایان روزبه میرایراهیمی و امید معماریان که طرف های اعتراف و مواجهه آن روابط نامشروع بودند در جلسه روز شنبه 12/10/1383 تایید شد. به راستی اگر این اظهارات دروغ نباشد و فکر اساسی برای علاج ریشه ای این نوع برخورد ها در نظام قضایی ، امنیتی و بازجویی های مربوطه نشود ، باید گفت و علی الاسلام السلام...

د – از جمله کارهای متداولی که در جریان بازجویی آن ها صورت می گرفته ، درخواست تک نویسی از آن ها ست یعنی لیست اسامی افرادی عمدتا از فعالان سیاسی را به آنها می دادند و می گفتند هر چه می دانید در مورد آن ها بنویسید و از جمله روابط خود را با آنها شرح دهید و خلاف کاری ها و فعالیت های آنان را مشروحا بنویسید.

ه – پس از فراغت از تثبیت اتهامات اخلاقی و به گفته متهمان شکستن و خرد کردن شخصیت آن ها ، به اتهامات سیاسی پرداخته و اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت کشور ، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا معاونت در آن و امثال آن ها پرداختند.

3 – روز سه شنبه 8/10/1383 حدود ظهر در حالی که مشغول تنظیم یادداشت های جلسه شنبه 5/10/1383 برای ارسال به جنابعالی بودم آقای مرتضوی دادستان تهران زنگ زد و گفت: از مجموعه شما یعنی هیات پیگیری شکایت شده و پرونده ای تشکیل شده است نزد آقای حسینی بازپرس . گفتم : چه شکایتی از هیات شده .گفت : انتشار اظهارات متهمانی که در هیات حضور یافتند به وسیله آقای ابطحی در سایت خود. و می دانید نشر این مسایل قبل از آن که در مورد صحت وسقم آن ها تحقیق شود جرم است و توضیحاتی در مورد غیرقابل قبول بودن اظهارات خانم قاضی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته و بینی اش شکسته داد. و نیز گفت : شکایتی هم از هیات به کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس شورای اسلامی از سوی متهمان دیگری که افشاگری کردند و در روزنامه و تلویزیون ، مطالب را بازگو نمودند مطرح شده است و هم اکنون گفته می شود هیات پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی همانند کمیسیون اصل نود زمان آقای انصاری راد شده است و به هر حال گفت شما باید آن دسته دیگر اط متهمان یعنی آقایان: میرابراهیمی ، امید معماریان ، شهرام رفیع زاده و جواد تمیمی را نیز دعوت کنید در هیات حضور پیدا کنند و اظهارات آن ها را هم استماع کنید . اسامی فوق را گفت یادداشت کنید و مواکدا خواست که دعوت شوند. بنده هم گفتم شما به آن ها اطلاع بدهید ما آماده پذیرش آن هادر جلسه هیات و استماع اظهاراتشان هستیم. همان موقع آقای شوشتری وزیر دادگستری و عضو هیات نیز زنگ زد و اظهار داشت مرا به مجلس احضار کردند تا راجع به مطالبی که در سایت آقای ابطحی انتشار یافته توضیح بدهم و به هر حال ایشان هم معتقد و موافق حضور متهمان معرفی شده از سوی آقای مرتضوی و استماع اظهارات آن ها بودند.

4 – روز شنبه 12/10/1383 آقایان روزبه میرابراهیمی به اتفاق همسرش و امید معماریان در جلسه هیات حضور پیدا کردند و گفتند دو نفر دیگر حضور ندارندد و موفق نشدند امروز بیایند. برخلاف انتظار و تصوری که برای همه وجود داشت هر دو نفر از لحظه ورود مطالبی نظیر آن چه گروه قبلی گفته بودند در ارتباط با دستگیری و نوع رفتار با خود با التهاب بیشتری بیان داشتند. مخصوصا آقای معماریان با حالتی عصبانی و پرخاشگر و گاه توام با گریه وضع خود را در جریان دوران بازداشت بیان می کرد. می گفتند پس از حضور گروه قبلی در هیات و مطرح شدن اظهارات آن ها ما را به دفتر دادستانی خواستند و به ما گفتند این هیات یک هیات خود خوانده است و اعتباری ندارد شما مطلبی بنویسید برای کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی و در آن جا حاضر شوید و مطالب را بگویید و برای حضور در جلسه این هیات نیز از ما خواسته شد که قبل از آمدن به هیات حتما به دادستانی برویم و با آقای مرتضوی ملاقات داشته باشیم که ما نرفتیم.

به هر حال این دو نفر هم اظهار می داشتند آن چه حنیف مزروعی و بقیه افراد جلسه اول از وجود فشارها و توهین و ایراد ضرب و مخصوصا مطرح کردن مسایل اخلاقی در درجه اول گفتند صحیح است و بر ما نیز همان ترتیب صورت گرفته است . آقای میرابراهیمی مساله اعتراف گرفتن از او برای داشتن رابطه نامشروع با خانم قاضی را تایید کرد و آقای معماریان نیز مواجهه دادن و اعتراف کردن در مواجهه با خانم عباسقلی زاده به داشتن رابطه نامشروع با او را تایید نمود و بد نیست بدانید هم خانم عباسقلی زاده با همه اعتماد بنفس و غروری که داشت وقتی ماجرای مواجهه اش با معماریان را نقل می کرد که البته می گفت احساسم این بود که تحت فشار این اعتراف را می کند ، اشک در چشمانش جمع شد و گفت: چگونه برای من یک زن 46 ساله که بچه هایم دیگر به سن وسال معماریان هستند این مسایل را مطرح می کنند و هم آقای معماریان با عصبانیت و التهاب و حالت گریه این وضعیت را مطرح می کرد.

آقای معماریان برای تشریح نوع فشارها به خصوص توهین و الفاظ بسیار زشت و رکیکی که در بیان اتهامات اخلاقی و اعتراف گیری از آن ها در بازجویی به کار می رفته و ترسیم آن فضا که برای درهم شکستن شخصیت آن ها بوده درخواست کرد چند دقیقه ای خانم آقای میرابراهیمی که در جلسه حضور داشت خارج شود تا بتواند گوشه ای از آن نوع اظهارات و برخوردها را بیان کند که طبعا ادب اقتضا نمی کند آن بیانات در این نوشته منعکس شود.

5 – به هر صورت نکته مهم و قابل ظکر دیگر این که دو نفر فوق مدعی بودند آن چه تحت عنوان افشاگری و بیان حقایق پس از آزاد شدن از زندان در روزنامه ها نوشتند و یا در تلویزیون گفتند تحت فشار بوده و به خاطر ترس از بازگشت به آن وضعیت مخوف سابق بوده است. می گفتند از وقتی که آزاد شدیم مرتبا هر روز یا دو روز یک بار تماس می گیرند و یا احضارمان می کنند. آقای میرابراهیمی می گفت یک یا دو روز پس از آزاد شدن بازجو با من تماس گرفت و قرار گذاشت در محلی او را ببینم در آن محل حاضر شدم راجع به نوشتن نامه و انتشار آن با من صحبت کرد و گفت آزاد شدن معماریان که آن موقع هنوز در زندان بود موکول به انتشار این نامه از سوی شماست که آن متن را تهیه کردم و در روزنامه ها منتشر شد.

به هر حال مدعی بودند فشارها و تهدید ها و توهین ها و وضعیت خاصی که در آن محیط بسته ناشناخته برای آن ها به وجود آمده بود وادارشان کرد که اعتراف دورغین علیه خود و دیگران به ویژه در زمینه مسایل اخلاقی بنمایند.

6 – نکته قابل توجه جو بی اعتمادی است که در این زمینه برای همه و مخصوصا برای این افراد به وجود آمده و به همه چیز و همه کس با دید تردید و بی اعتمادی و ابهام در آن چه در آینده پیش خواهد آمد و ترس از سرنوشت نامعلوم خود می نگرند که گمان می کنم این بی اعتمادی به دیگران هم سرایت کرده و امر خطرناکی است که باید برای آن چاره اندیشید.

7 – جناب آقای رئیس جمهور گزارش اجمالی دو ملاقات حضورتان داده شد وقت جنابعالی را با تشریح جزییات بیشتر نمی گیریم. علی الظاهر هیات دیگری را که قاعدتا توان و اختیار بیشتری دارد مامور فرمودید در ارتباط با این اظهارات و این وقایع تحقیق کنند . امید است این تو.فیق را داشته باشند که حقیقت را کشف نمایند. اگر حتی قسمتی از آن اظهارات که نظایر آن از سوی افراد دیگر و در موارد دیگر نیز بارها اظهار شده درست باشد، حقیقتا کلام مولا در نهج البلاغه مصداق خواهد داشت که " لو ان امرا مسلما مات بعد هذا اسفا ما کان به ملوما " و به هر حال نشان دهنده روند خطرناکی در نظام تعقیب و پیگیری جرم و مجرم و نظام دادرسی است که با اصول قانون اساسی و مبنای اسلامی آن مغایرت آشکار دارد. و عزم جزم همه مسئولان تصمیم گیر را که به حفظ ارزش های واقعی نظام جمهوری اسلامی ایران و نه صرفا حفظ ظاهری آن احساس وظیفه جدی می کنند برای علاج واقعه و جبران و اصلاح روش ها می طلبد.

در عین حال لازم به یادآوری است که حسب ادعا های مطرح شده بسیاری از این اقدامات نادرست انجام شده در اماکن و اطلاعات ناجا و بازداشتگاه های متعلق به نیروی انتظامی صورت گرفته است و طبق قانون نیروی انتظامی وابسته به وزارت کشور است. اگر صلاح بدانید سزاوار است از وزیر کشور خود نیز بخواهید در ارتباط با ادعاهای مطرح شده توسط زیر مجموعه خود و به ویژه بازداشتگاه های اختصاصی و غیر رسمی گزارش کاملی خدمت شما ارائه دهد.

حسین مهرپور

15/10/1383

مشاور ریس جمهور

و رییس هیات پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی


« يك روز و دو مناسبت | دفتر اصلي | يك اتفاق مبارک »




i come from best search engine http://www.google.com

ارسال شده توسط: search engine درAugust 24, 2005 07:25 AM

سلام آقای مزروعی توروخدا این رنگ قرمز رو از وبلاگتون بردارین خیلی خیلی آزار دهنده است و چشم رو آزار می ده
من بیشتر از دو سه دقیقه نمی تونم وبلاگ رو بخونم چشمام خیلی اذیت میشه .....

ارسال شده توسط: رها درAugust 13, 2005 09:51 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)