« نگرانيهاي پدرانه | دفتر اصلي | يك انتقاد ساده »
July 13, 2005
آخرين عكسها از گنجي
لينك اين عكسها رو يكي از دوستان برام فرستاده بود، فكر كنم عكسهاي جديدي از گنجي باشه، هرچند كه شايد ناخوشايند باشه؛




نكند اين عكسها آخرين عكسهايش باشد...........
دنبالك اين دفتر
لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/147
لينك دفترهاي ديگر به اين مطلبآخرين عكسها از گنجي:
» یک نفر اینجا دارد می سپارد جان from اگنس
اکبر گنجی که از زندان آزاد شد لاغر شده بود و نحیف، اما با آن قیافه ای که رنگ به چهره نداشت هم، می خندید. او حتی بعد از اتمام مرخصی و در حال معر... [Read More]
لينك داده شده از: July 14, 2005 01:27 AM
» بزرگی که بزرگ اش می دارم from Golnaz
عکس های اکبر گنجی را بعد از بیش از یک ماه اعتصاب غذا می بینم و تنم می لرزد . پوست ِبه استخوان نشسته اش و ریش ِ در آمده اش . از خود می پرسم به ک... [Read More]
لينك داده شده از: July 14, 2005 11:25 AM
» سفری به دنیای مردگان from linkdooni
20 [Read More]
لينك داده شده از: July 14, 2005 07:19 PM
« نگرانيهاي پدرانه | دفتر اصلي | يك انتقاد ساده »
من که مخالف با گنجی هستم
نظری ندارم
ارسال شده توسط: سعید درAugust 31, 2005 09:49 PM
mikham sar be tane ganji nabashe
ارسال شده توسط: khaliband درAugust 31, 2005 04:09 PM
گور پدر اکبر گنجی وامثالهم kianooshkalantari@yahoo.com
حنيف: از ادب شما سپاسگذارم
ارسال شده توسط: kia درAugust 25, 2005 01:32 PM
ديدن تصاوير مردان بزرگ جراتي كبير مي خواهدوروحي شريف. با اين حال ديدن مردان بزرگي چون گنجي مرا به فكر وا مي دارد و ديدن اينگونه اش تلنگري است به تمام انديشه هاي درهمم كه قدم هايم را اينبار چگونه بردارم. باسپاس مصلح.م
ارسال شده توسط: مصلح درAugust 16, 2005 04:30 PM
hey chi begam
ارسال شده توسط: mostafa درAugust 15, 2005 12:09 PM
معراج مردان بر سر دار است
گلگونه مردان خون ایشان است
گنجی نشون دادی رند بلاکش هستی نه ناز برورد تنعم
ارسال شده توسط: hatef etemad درAugust 12, 2005 01:56 PM
نازبرورد تنعم نبرد راه بجای عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
ارسال شده توسط: hatefe etemad درAugust 12, 2005 01:46 PM
عالیجناب سرخپوش ما همه گنجی شدیم
ارسال شده توسط: عباس درAugust 7, 2005 02:47 PM
سلام من دوباره اومدم
یکی گفته بود "اگر گنجی شهید شود" دستت درد نکند کلی خندیدم
راستی حال سلطانی چطوره همون جاسوس هسته ای که وکیل
گنجی بود گفتم که این کارها قدیمی شده بسسسسسته...
خدا حافظ
حنيف: خوبي روزگار اينست كه همه براي هم زود حكم صادر ميكنيم، جاسوس هستهاي، باش تا صبح دولتتان بدمد بعد مردم بيگناه را متهم كنيد.
ارسال شده توسط: سید محمد حاج آقایی درAugust 6, 2005 07:04 PM
درواقع جمهوری اسلامی ورهبری مظلومترین حکومت ورییس هیات حاکمه ای است که به هرصورتی مورد حمله واقع بشود از نظر گروهی باید به مها جم ÷اداش بدهد تاموردستایش واقع شوند ایا معترضین هرگاه درحد رییس اداره یا مدیر کل یا هر سمتی که داشته اندکمترین اعتراض یاانتقاد رااززیر مجموعه یا خارج از کادر خود ÷اسخ گفته اندالبته از کسانی که کرکس صفت هستند وایران را چون لاشه ای میبینند انتظاری نیست اما همین دوستان داخلی منتقد اگر در موضع مقابل گنجی بودند ودارای قدرت تصمیم گیری الان چندمین سالگرد ایشان س÷ری شده بود بهتر است قضاوتها واقع بینانه ومنصفانه باشد
ارسال شده توسط: حسین درAugust 6, 2005 11:33 AM
سلام
امیدوارم که آنقدر آزاد اندیش باشید که با حرفهای من برخورد عصبی نکنید.آقای گنجی به شخص اول نظام
اهانت کرده واین روال عادی است که زندانی شود تازه با سواستفاده از او جاسوسی هم شده.در هر کشوری مانند این افراد را بازداشت و یا اعدام میکنند.فقط
با این تفاوت که کار آنها بیسرو صدا است.پس شما خدارا شکر کنید که هنوز زنده است به شرطی که برای ایجاد هیاهو او را نکشید. این کارها قدیمی شده بس است دیگر اگر طرفدار حقوق بشر هستید یک ایرانی در کانادا کشته شد و شما از ترس اربابانتان سر در برف کردید.لطفا کاسه داغتر از آش نشوید
اعوذبالله من الشیرین شیرینا
ارسال شده توسط: سید محمد حاج آقایی درAugust 5, 2005 11:50 AM
شماها چقدز ساده ايد همش الكيه !!!
آخه مگه ميشه توي زندان اونم اوين عكس گرفت ؟!
ولي تابلو كه با فتوشاپ درست كردند !
باز ميخوان خاممون كنن (18تير)
حنيف: صبح بخير اخوي، چشمانت را ببند كه قرار است باز هم آزادهاي را بخاطر همين خيالهاي خام از دست بدهيم، ولي بدان كه ما زندهايم و ايستاده و نگاهمان به آيندهمان است نه به نك دماغمان
ارسال شده توسط: شاهين درJuly 20, 2005 06:07 PM
چی بگم وقتی کهآفتاب نمیباره ...
به امید عشق
ارسال شده توسط: مهدی درJuly 19, 2005 07:29 PM
نمی دونم چرامتنی که من برای گنجی فرستادم رو نزدی؟بهرحال خسته نباشی حنیف آزادی رایگان نیصت ازادی را باید به بهای گزافی خرید تا دوباره به دامن فاشیسم نیافتد...درود برگنجی درود
آه آزادی چهره ی آبی ت پیدا نیست...
ارسال شده توسط: arabi درJuly 19, 2005 01:21 PM
واقغا نمی تونم چیزی بگم فقط متاسفم
ارسال شده توسط: حامد درJuly 18, 2005 08:06 PM
همش جو سازیه
ارسال شده توسط: hich kas درJuly 18, 2005 07:48 PM
شرم باد بر کسانی که رای دادن.همه کسانی که رای دادن تو این جنایت ها شریکن
حنيف: از تحليل آبكيتان ممنون، ما براي آزادي مبارزه ميكنيم و هر كس به روش خودش، درست نيست كه با انگ زدن همديگر را از ميدان به در كنيم.
ارسال شده توسط: alaki درJuly 18, 2005 04:17 PM
چرا خاتمی از خجالت نمی میرد؟!..
حنيف: به خاتمي چه مربوط، آنها كه اين روز را بر سر امثال گنجي آوردهاند بايد خجالت بكشند.
ارسال شده توسط: امیر درJuly 18, 2005 03:19 PM
چه چیزی توی زندگی این همه ارزش داره اقای گنجی؟
به جز ایستادگی در برابر کسانی که برای ازادی قفسی بزرگ می سازند؟گاهی دلم برای سلول انفرادی که تو توی ان هستی می سوزد اما گاهی به سلول انفرادی تو حسودیم می شود بایست مردانه بایست که تو ازاذه ای........
ارسال شده توسط: اعرابی درJuly 18, 2005 12:35 PM
خوب شد برادران مسلمانمان در افغانستان و پاكستان و بقيه خرستانهاي ديگه تو دنيا به سرعتي كه عكسهاي گوانتانامو و ابوغريبو ديدنو عالم و ادمو محكوم كردن اين عكسهاروهنوز نديدن وگرنه تا الان خودشونو رو پاره كرده بودن
ارسال شده توسط: kj درJuly 18, 2005 08:50 AM
nemidonam chera be nazaram miad nesfe comment ha ro yeki neveshte!!
badam inke manam zendanie intorio ghabool nadaram ama kodoom yeki az shoma ha midoone ke khode hamin mard etelaati boode?
shayad onam alan ye mohre sookhtast ke kenar gozashte shode va ma darim azash ye ostoore misazim!!!!
shoma ha ke hey akbar akbar mikonid!shoma ha ke hey dam az azadi mizanid!be jaye inke omidetoon be ye nafar bashe ke hichi azash nemidoonid omidetoon ro be kasi ke mishnasit vagozar konid
yani khodetooon!
ta khodemooon tasmim nagirim kari bokonim hamine ke hast!!!
حنيف: كامنتت رو گذاشتم تا فكر بد نكني، ولي شما كه همه چيز رو ميدوني كه خودت از همه مشكوك تري
ارسال شده توسط: ye adam درJuly 17, 2005 10:28 PM
دوره این قهرمان بازی ها تمام شده مردم انقدر گرفتارند که حتا اگر دهها نفر مثل گنجی هرروز بمیرند برایشان اهمیتی ندارد
ارسال شده توسط: mehdi درJuly 17, 2005 11:45 AM
اکبر عزیز و قهرمان
اکبر جون
نگران نباش تمام ارتش ارباب امریکا با رهبری بزرگ مرد جهان
جرج دبلیو بوش حامی تو است .
مقاومت کن تا آنها برسند
ارسال شده توسط: سوسن درJuly 17, 2005 10:50 AM
شما مونتاز هم بلد نيستيد
حنيف: صبح بخير !!!
ارسال شده توسط: دوست درJuly 17, 2005 10:27 AM
دوستان عزيز! دوست عزيزمان حسن اسدی زيد آبادی دانشجوی سال آخر حقوق و سردبیر نشریه دانشجویی سخن تازه امشب پنجمین شب بازداشت خود را پس از دستگيری در تجمع حمايت از اکبر گنجی می گذراند اين وبلاگ را برای آزادی او ثبت کرده ايم و تا روز آزاديش خواهيم نوشت
ارسال شده توسط: تا ازادی حسن زید ابادی درJuly 17, 2005 12:18 AM
هميشه از خوشونت بيزارم. براي همين فيلم خشن نگاه نمي كنم با اينكه مي دانم همه چيز انتزاعي هست. ولي با ديدن چشماي گنجي اگر خدا نكرده شهيد شود يك تصوير خشونت بار حقيقي در ذهنم هميشه خواهد ماند.
كجاست عدالت مولي علي «ع» در سرزميني كه رهبرش دوسال پياپي اسم آن سالها را سال عدالت علوي گذاشت.
ارسال شده توسط: مهدي درJuly 16, 2005 10:44 PM
واقعاٌ وحشتناکه وحشتناک ......
ارسال شده توسط: hoda درJuly 16, 2005 08:20 PM
اکبر گنجی پدر نازنینم امروز پدر و مادر من نمی دانند که من در تظاهرات تو شرکت کرده و کتک خورده ام اما افتخار می کنم که خدا می داند و مرا می ستاید . دوستت دارم
ارسال شده توسط: اعظم درJuly 16, 2005 03:11 PM
بسه دیگه هی اکبر اکبر میکنید
ارسال شده توسط: pooya درJuly 16, 2005 12:48 PM
بگویید اعتصابش را بشکند این مردم همانند که هنوزفکر میکنند دموکراسی یک جور خوردنی است آقای گنجی دیکتاتوری آغاز شده نگذارید از اولین قربانیان آن باشید
ارسال شده توسط: ros درJuly 16, 2005 12:07 PM
منم آرش, سپاهی مردی آزاده,
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده.
زمین می داند این را, آسمان ها نیز,
که تن بی عیب و جان پاک است.
نه نیرنگی به کار من, نه افسونی؛
نه ترسی در سرم, نه در دلم باک است.
ارسال شده توسط: علي اكرمي درJuly 16, 2005 12:05 PM
منم آرش, سپاهی مردی آزاده,
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده.
کمان کهکشان در دست,
کمانداری کمانگیرم.
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه ماوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم.
مرا تیر است آتش پر؛
مرا باد است فرمانبر.
زمین می داند این را, آسمان ها نیز,
که تن بی عیب و جان پاک است.
نه نیرنگی به کار من, نه افسونی؛
نه ترسی در سرم, نه در دلم باک است.
ارسال شده توسط: علي اكرمي درJuly 16, 2005 12:04 PM
faght sokoot nemidoonam chi baid begam
emza barbie
ارسال شده توسط: barbie درJuly 15, 2005 11:27 PM
برای اکبر گنجی:
"نگاه ات شکست ستمگری ست
و چشمانت با من گفتند
که فردا روز ديگری ست"
من با نوشته " يک داستان آمريکايی" کاملا موافقم. اميدوارم اين داستان حداقل در مورد گنجی به حقيقت نرسد و حمايت جرج بوش منجر به......
ارسال شده توسط: پگاه درJuly 15, 2005 09:53 PM
وقتی تصویر همه چیز را می گوید دیگر حرفی برای گفتن نمی ماند. جز تاسف اخر خدایا به کدامین گناه نا کرده به کدامین جرم مرتکب نشده ایا اسلام این است؟؟؟
نه اسلام انی است که محمددر بستر مرگ از ÷یر مردی قصاصش را طلب می کند و علی به خاطر سیلیخوردن یک یهودی مرگ از خدا طلب می کند...........
ارسال شده توسط: davoud درJuly 15, 2005 02:22 PM
امروز دیگر نتوانستم بغضم را نگاه دارم امروز اشکهایم ریخت آیا ما مگر مسلمان نیستیم اگر مسلمان هستیم چه جوری دلمان می آید چنین برخوردی با یک انسان بشود دیگر طاقت ندارم به این عکسها نگاه کنم در این چشمهای کم فروغ چه چیزی هست که این گونه مرا منقلب کرده است او کیست که ما را سالهاست نگران کرده است او از کجا آمده که ما این گونه دوستش داریم او مگر از چی حرف می زند که حرفهایش برای ما امید می آورد آیا او نمی توانست مثل ما زندگی کند او نمی توانست مثل همه پدرها برای فرزندانش پدری کند او چرا چنین می کند هر روز که میگذرد بیشتر از قبل نگرانش می شویم هرشب برایش دعا میکنیم برایش نذر می کنیم ولی چرا خدا دعاهایمان را قبول نمی کند چرا ؟ دیگر اطمینان داریم حکمتی دراین کار رب نهفته است که در او چنین اراده ای نهاده است که اینگونه برای ما ایثار کند و دانسته راهي را انتخاب كرده تا فرداها چراغ راهمان شود او می خواهد روشنی بخش زندگی ما شود اگرچه زندگی خویش را نابود سازد او از جنس ما نیست او از تبار دیگر است که چنین می کند او می خواهد ما در قفس نباشیم خودش اگر سالها در بند باشد ولی لحظه ای ما گرفتار نباشیم او می خواهد به ما درس آزادگی دهد ولی در مقابل این همه فداکاری و از خود گذشتگی او ما چکار کرده ایم دیگر وجدانم هم آرامم نمی گذارد گریه هم دیگر آرامشم نمی دهد باید برای او کاری کنیم ولی نه زمانی که دیر بشود همین امروز باید کاری کنیم پس آقای خاتمی اگر می خواهید دراین آخرین روزهای دولتت به ما هدیه ای بدهید تنها آزادی اکبر گنجی است غیر از این هیچ چیزی را نمی خواهیم خواهش می کنم این را از ما دریغ مدار .
ارسال شده توسط: فيض درJuly 15, 2005 12:13 PM
سلام حنیف
... من نمی تونم خط قرمزها را زیر ÷ا بزارم برای همین محدودم
ولی خدا که هست که هیچ خط قرمز ساخته ذهن محدود متعصب انسانها مانده در خم یک گوچه ندارد ....
دعا می کنم
ارسال شده توسط: دومان درJuly 15, 2005 11:23 AM
vaghean motasefam be Omid Azadi
ارسال شده توسط: CRAZY درJuly 15, 2005 11:18 AM
این آقا که تو نامه اش گفته من ممنوع الملاقات و ممنوع التلفن و ممنوع المطالعه هستم و در انفرادی روزگار می گذرانم و به من روزنامه هم نمی رسد! پس چطور نامه و عکسهاش به بیرون از زندان می رسه؟ کسی که ممنوع الملاقات هست؟ از روی غیب از دخالت سپاه در انتخابات خبر می ده؟ مگر نه اینکه هیچ ارتباطی با جهان خارج نداره؟ کسی که اینقدر راحت کذب میگه باید تو زندون بمونه تا ادب بشه. فکر کرده با اعتصاب غذا می تونه قهرمان خلق بشه اما حیف که بیشتر مردم حتی اسم اون رو هم نشنیدن.
ارسال شده توسط: حامد درJuly 15, 2005 08:58 AM
manam mese hame raftam onam bekhatere na tanha ganji balke bekhatere kodam bekhatere shoma bekhatere hameye melat chon in khodesh moghadameyi hast baraye...............
ama dar onja sokoti karadam sangintar az har faryadi
ارسال شده توسط: aseman درJuly 15, 2005 12:04 AM
faghat mitonam begam khak bar sare ma konan !
ارسال شده توسط: vahid درJuly 14, 2005 10:02 PM
خدایا .... ما کجائیم.... اینجا کجاست؟؟؟؟ عکسهای باطبی کو؟؟؟ عکسهای کسانی که حتی اسمشونم نمی دونیم...خدایا چقدر از خودم متتفرم
ارسال شده توسط: mamani درJuly 14, 2005 09:17 PM
...
خداي من
ارسال شده توسط: مهدي درJuly 14, 2005 06:35 PM
يعني اين اكبر گنجيه؟
ارسال شده توسط: نگين درJuly 14, 2005 04:52 PM
گنجي،برادر عزيز،به خاطرت كتك خوردم و اگر لازم باشد براي حمايت از تو و ديدن آزاديت،جانم را فدا ميكنم.
ارسال شده توسط: فاطمه درJuly 14, 2005 12:26 PM
این از اون زخماییه که روح آدم!!! رو در تنهایی و انزوا می خورد و میتراشد
ما فقط جسمشو می بینیم و اینگونه متاثر میشیم اگر یارای این را داشتیم تا روح زخم خورده اش را ببینیم
باز هم آیا از زنده بودنمان شرمسار نبودیم؟؟
ارسال شده توسط: ehsas درJuly 14, 2005 11:36 AM
سلام - متاسفم - همين - براي علي - براي عدل علي ؟!!!
متاسفم براي خودم كه كاري جز فرياد در كيسه ندارم - به اميد آزاديش .
ارسال شده توسط: شب يلدا درJuly 14, 2005 11:11 AM
واقعا دلم گرفت
ار