« دوباره مي‌سازمت وطن - 8 | دفتر اصلي | احمدي نژاد آمد - اقبال رفت »


June 19, 2005

بدون تيتر !

امروز بعد از 5 روز آمدم كامپيوتر را روشن كردم و ....،
فكر مي‌كنم كه نتايج انتخابات را همه فهميده باشيد، انتخابات عجيبي شد و از آن عجيب‌تر رتبه‌بندي كانديداها،
راستش را بخواهيد هنوز كمي تا قسمتي خودم هم نتونستم حلاجي كنم كه تو اين كشور چه خبر شده،
اتفاق مهم، عجيب و پيچيده‌اي رخ داد كه فكر مي‌كنم همه را بهت زده كرده از شركت‌كنندگان در انتخابات تا تحريمي‌ها و مخالفان كشور و حتي خود بوش،
فكر مي‌كنم بايد از اين حالت خارج شوم تا بتوانم دقيق‌تر در اين خصوص اظهار نظر كنم،
البته اين به معني اين نيست كه از تلاش‌هاي خودم در اين برهه احساس پشيماني كرده باشم و فكر مي‌كنم كه همه تلاشم در جهت عقيده‌ام بوده،
البته يك نكته ديگر را هم بگويم كه نتايج انتخابات رو تا وقتي كه دليل قانع‌كننده‌اي براي مخدوش بودن آن نيابم كاملا قبول دارم،
امروز صبح مجتبي(مديار) باز هم به من زنگ زد، البته هفته‌اي حداقل دو تماس را داشته،
از انتخابات پرسيد، از اينكه چرا اينطوري شده اوضاع، از اينكه نكنه دست برده باشند،
حقيقتش وقتي با سئوالاتش مواجه شدم با خودم فكر كردم كه دقيقا" من و مديار در اين زمينه با هم برابر هستيم و او كه اكنون در بند است و مني كه اكنون رها هيچكدام نمي‌توانيم جواب دقيقي به اين سئوالات بدهيم،
باز هم در خصوص انتخابات مي‌نويسم،

دنبالك اين دفتر

لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/130

لينك دفترهاي ديگر به اين مطلببدون تيتر !:


» همه چیز تمام شد، همه اشتباه کردیم ... from وبلاگ شخصی مانی منجمی
سخته ، وقتی می بازی همیشه سخته ، مخصوصا وقتی می بازی و تازه می فهمی چه اشتباهاتی مرتکب شدی ، بهتره بگم همه ما ، همه ماهایی که آرزوی سربلندی ا... [Read More]

لينك داده شده از: June 19, 2005 02:01 PM


« دوباره مي‌سازمت وطن - 8 | دفتر اصلي | احمدي نژاد آمد - اقبال رفت »




ملتي كه سابقه اماري و تاريخي خود را در همين هشت سال گذشته فرامش ميكند . واي بر ان ملت كه با گذشته دورش چه كرده.
منظور كسي نبود سيوال كند در دو انتخاب كذشته خاتمي وضع خيابان ها و شهر ها در زمان راي گيري اين بود.

ارسال شده توسط: امير درJune 23, 2005 07:24 AM

salam
man ba rais jomhor shodan ahmadinejad movafegham shaiad ke nasle jadid ke donbal sex hastan ye meghdar ba mahdodiat ha be khodeshon bian v beran donbal motale v fekr kardan

ارسال شده توسط: nima درJune 20, 2005 06:27 PM

يه گله داشتم جدا از مسائل ديگر:
دقيقا وقتي كه نياز به حضور و ارتباطتان هست نيستيد. اين 5 روز همه بهت زده بودند و اطلاعات برايشان ضروري بود. بايد قبول كرد كه بسيار منفعل عمل كرديد. فقط شما را نمي گويم از هيچ منبعي كه تا روز قبل از انتخابات مي شد اطلاعات را گرفت در جريان انتخابات و بعد از آن خبري نبود. قبول كه همه شكه شده بودند ولي شرط موفقيت و بقا سرعت تحليل و اتخاذ عكس العمل مناسب است نه سرگرداني و رها كردن امور.

ارسال شده توسط: علي درJune 20, 2005 11:32 AM

دوستان عزیز در جبهه حامی دمکراسی
من به عنوان یک دوستدار اصلاحات از رئیس جمهور شدن احمدی نژاد به دلایل زیر استقبال می کنم . و فکر می کنم که حمایت از هاشمی توسط شما دیگر اشتباه بزرگ شماست و امیدوارم این نوشته کمی از بزرگی این اشتباه بکاهد.

1- اصلاحات در ایران با استناد به انتخابات 27 خرداد احتیاج به عمیق تر شدن آزادیخواهی در بین تمام اقشار جامعه است. از روستایی تا فرهیختگان علمی . این فراگیر شدن امروز وجود ندارد. احمدی نژاد و طیف او می توانند در عمیق شدن این خواست تاریخی در مدت 4 سال بکوشند و کاری کنند که بعد از 4 سال مردم فقط به فکر آب گوشت و نان سنگک نباشند. چون حتما خواهند دید که این گروه هم جز دزدی (تنها با عنوانی متفاوت کاری نخواهد کرد)

2- با ریاست جمهوری احمدی نژاد فرصت تاریخی ای برای نقد حاکمیت بدست می آید. فرصتی که در آن هاشمی منفعت طلب که تنها به چیزی اعتراض می کند که به ضرر اوست نیز در آن به کمک اصلاحطلبان می آید و نه اطلاحطلبان به کمک او. این فرصت با توجه به پیش بینی ای که از عملکرد احمدی نژاد وجود دارد هر روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. هر روز می توان قوه مجریه را نقد کرد و حامیانی با قدرت نیز داشت (هرچند نان به نرخ روز خور مانند هاشمی).
3- جنبش اصلاحات می تواند در این مدت به فکر تعمیق آگاهی در بین اقشار پائین جامعه ایران کند. چیزی که به آن عملا نپرداخته است. تلاش کند تا مردم روستا ها هم معنی اعتصاب غذای گنجی را بفهمند. کاری کند بفهمند توسعه سیاسی چگونه اوضاع اقتصادی را عوض می کند.
4- با عدم کمک به هاشمی ، اصلاحات حساب خود را با قاتلان فروهر و بختیار و پوینده و ... و نان به نرخ روز خوران جدا کند.
5- با توجه به قیافه احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور خوشبختانه باب کاریکاتور کشی از رئیس جمهور در ایران نیز باز می شود و می توان با صدای خیلی بلند به حاکمیت خندید.

ارادتمند
کامرانی

ارسال شده توسط: آنا کامرانی درJune 20, 2005 09:11 AM

سلام
کسی اشتباه نکرده اند بلکه خوابیده اند. اینها خوابگردانی هستند که مردم ایران نامیده شده اند و مافیای قدرت همه گونه بلایی بر سرشان میاورند. بارها یاد مثل معروف : مرزبانان را زیادتر کنید قربان ، میافتم

ارسال شده توسط: مسعود انتظار درJune 20, 2005 04:22 AM

آقا حنيف ما بايد ياد بگيريم که هميشه تيتر داشته باشيم ... بايد طاقت هر چيز را داشته باشيم ... افسون زدگی شکستی دوباره برايمان به ارمغان خواهد آورد . اتفاقن الان است که بايد کامپيوتر هايمان را از صبح تا شب روشن بگذاريم و هی بنويسيم ...

ارسال شده توسط: سهيل خاتمی نژاد درJune 20, 2005 02:20 AM

سلام حنیف جان - بدوم تردید تخلف صورت گرفه چون نتایج با هیچ نظر سنجی نمی خونه و حذاذ در یک جلسه غیر رسمی گفته بود دولت آینده از آن ماست
راستی طرفداران معین به هاشمی رای بدن ؟ نظرت چیه

موفق باشی - یلدا

ارسال شده توسط: شب یلدا درJune 20, 2005 01:45 AM

حضور در انتخابات و رای دادن به هیچ وجه به معنای پذیرفتن نظام نیست، همان‌طور که نفس کشیدن دلیل قبول کردن سلامتی هوا نیست.
این‌جا هردفعه که انتخاباتی برپا می‌شود حضور مردم در پای صندوق‌ها را به طور عوام فریبانه‌ای به معنای رای دادن به نظام‌اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی تفسیر می‌کنند. یکی نیست بگوید اگر شک دارید، یک باره خیال‌تان را راحت کنید، یک همه‌پرسی بگذارید ببینید مردم، نظام و ولایت فقیه را قبول دارند یا نه! چرا روزه شک‌دار می‌گیرید؟
شرکت در انتخابات و رای دادن مردم را نمی‌توان با تفسیر به رای، معنا و مفهومی دیگر بخشید؛ همانطورکه خوردن شیر را نمی‌توان به معنی خواستن و انتخاب گاو تفسیر کرد هرچند شیر از گاو گرفته می‌شود.
البته خود این دقل‌کاران چنین مطلبی را خوب می‌دانند و برای همین با یک شیوه تبلیغاتی که بر تکرار و تکرار و تکرار استوار است می‌خواهند این مطلب نادرست و غیرمنطقی را در اذهان جا بیاندازند؛ بدین جهت رهبر فرزانه هم این‌روزها حرفی و پیغامی نمی‌دهد مگر این که در آن براین مطلب تأکید کند که رای مردم دو تا بوده است یکی برای انتخاب رئیس جمهور و یکی رای به نظام و قانون اساسی(عجیباً غریبا!)!
جالب‌تر از آن تکرار چنین مطلبی از سوی کسانی است که عقیده به تحریم انتخابات دارند. ولی هستند کسانی که نظام را قبول دارند ولی در انتخابات شرکت نمی‌کنند و کسانی که آن را اساساً رد می‌کنند اما در انتخابات رئیس جمهور یا مجلس و ... هم شرکت می‌کنند. نظر شما چیست؟


ارسال شده توسط: پاس مهر تارخ درJune 20, 2005 01:27 AM

vaaaaaaaay che badbakht shodim , ahmadinezahd????????????????akhe tu in keshvar be in bozorgi in tapale bayad beshe president`?

ارسال شده توسط: amzz درJune 20, 2005 01:14 AM

نگران نباش . کلی وقت داریم برای تحلیل
کلی وقت داریم تا بفهمیم که چطور شد که اینطور شد و تازه بعد کلی وقت داریم که ببینیم حالا اصلاً چککار باید کرد. ولی اوضاع اینطور نمی مونه. آقای احمدی نژاد و دوستانش هم کلی برنامه برای همه دارن ، برنامه هایی که نیم وجب روغن روشه!

ارسال شده توسط: creep درJune 20, 2005 12:35 AM

حنيف جان:

من واسم همون سوال قبلي تکرار شد. چرا راستي ها باهوش تر از چپي ها هستن؟

از قول من به حاجي سلام برسون

ارسال شده توسط: مهندس آرش نادرپور درJune 19, 2005 11:10 PM

به شما و تمامي دوستانتان خسته نباشيد ميگويم چرا كه تمام تلاشتان را براي عمل به وصيت امام(ره) كه فرمودند :"چه من در ميان شما باشم و چه نباشم نگذاريد انقلاب به دست نا اهلان بيفتد" انجام داديد . اما متاسفانه اراده اي در كار بود تا نگذارند ميزان راي ملت باشد!

ارسال شده توسط: Mohammaf درJune 19, 2005 09:42 PM

حنیف من برای خیلی از سوالات جواب دارم. البته شاید خیلی از انها اشتباه باشد کمی سر گیجه کرفتم ولی توانستم خودم را پیدا کنم. وضعیت خیلی خطری شده اگر مردک احمدی نزاد و یا قوم تاتار و یا قوم لیان شامپو بیاید گور تمام آزادیها کنده است.

ارسال شده توسط: ایران امروز درJune 19, 2005 08:51 PM

قبل از هر چیز از خوانندگان عزیز بدلیل لحن نگارش پوزش میخواهم ولی با توجه به اصل "در مثل مناقشه نیست" متن زیر را بدون سانسور نوشتم تا لطف خودش را از دست ندهد.
میگویند در زمانهای قدیم چند لر با هم به سفر میرفتند. غروب به کاروانسرایی رسیدند و تصمیم گرفتند که شب را در آنجا بمانند. صاحب کاروانسرا که دید آنها آدمهای ساده ای هستند فکر کرد تا با یک طرفند چند برابر از آنها پول بگیرد لذا گفت در کاروانسرای من قانونی است که اگر شب اینجا خوابیدید و در خواب شلوارتان را کثیف کردید باید پنج برابر پول بدهید. لرها که از خود مطمئن بودند قبول کرده و بعد از خوردن شام خوابیدند.
صاحب کاروانسرا نصف شب آشی به رنگ زرد پخت و قابلمه را به اطاق لرها برد و چون لرها شلوارهایی با پاچه خیلی گشاد میپوشند، از طریق پاچه شلوار یک ملاقه آش داخل شلوار هر کدام ریخت ولی زمانی که میخواست آش را در شلوار لر آخری بریزد، طرف غلطی زد و صاحب کاروانسرا از ترس بر ملا شدن داستان ملاقه را همانجا گذاشت و با قابلمه خالی فرار کرد.
صبح که لرها از خواب بیدار شدند، اولی گفت "برار ما ریدم!" دومی گفت "برار ما هم ریدم!" سومی گفت "برار ما هم ریدم!" آخری گفت "ما هم ریدم، ولی با ملاقه ریدم"...
تطبیق رابطه داستان فوق با انتخابات ایران بعهده خودتان.

ارسال شده توسط: حمید درJune 19, 2005 08:26 PM

من اين زندان به جرم مرد بودن ميكشم

خطانسلم اگر جز اين خطااي ديگري دارم

ارسال شده توسط: habibi درJune 19, 2005 08:19 PM

آقای مزروعی مرا بیاد نمی اوری..وقتی در نمایشگاه میگفتم چهره و بیان در انتخابات چقدر مهم است قبول نمی کردی..وقتی میگفتم محافظه کاری مردم را جلب نمیکند هم..وقتی به اقای شکوری میگفتم شما تنها امید مایید و میگفت ما نمیتوانیم اصول خود را تغییر دهیم مردم میتوانند به ما رای ندهند..هیچگاه نفهمیدید تنها برای حزب و گروه خودتان نیستید بلکه سرنوشتتان با سرنوشت مردم گره خورده...شما هم مانند خاتمی ترسیدید و فهمیدید که ترس برادر مرگ است..اما دیر فهمیدید.

ارسال شده توسط: ف.آریانا درJune 19, 2005 04:16 PM

حنیف جان خسته نباشی. اشکالی به شما وارد نیست گیر کار در جای دیگه ای .

ارسال شده توسط: shahin parvizy درJune 19, 2005 01:55 PM

ديروز، امروز، فردا
ديروز روز سختی بود. برای همه ما سخت بود. آواری از اندوه بود و سیلی از مصيبت. جنبش اصلاح طلبی به دلیلهای فراوان نتوانست کامياب شود.
اما تعزيه و مرثيه سرايی ديگر کافيست. ديروز گذشت و امروز روز ديگری است. جنبش اصلاحات زنده است و زنده می ماند چون ما زنده ايم و زنده می مانيم. اگر به ايده اصلاح طلبی ايمان داريم بايد پرچم آن را بر دوش خود بگيريم و و در برابر فاشيست های تماميت خواه، خيال پردازان مالیخولیايی و بيگانگان طمعکار بجنگيم و پيروز شويم. اصلاحات يعنی مبارزه برای بهتر زيستن، نبرد برای خوشبختی. نبردی که از خشونت دور است و معتقد است که اصلاح واقعی از راه صلح و صلاح حاصل می شود.
دوست من، اصلاحات زنده است و از جان من و تو نيرو می گيرد و پيش می رود.
اکنون زمان و مجال تعزيه نيست. حالا حتی فرصت تفکر و تحليل علل و اسباب ناکامی هم نيست که رقيب در يک قدمی است و تامل و تعلل ما گوی سرنوشت را به دست او می سپارد. روزهای تفکر و بازسازی و تقويت بنيادهای اصلاح طلبی خواهد رسيد.
اکنون اما کار ما روشن است. ما بايد به کسی رای دهيم که فضای مناسبتری برای ادامه فعاليت به ما بدهد. به کسی رای دهيم که بتوان در کنارش انديشه اصلاح طلبی را در جامعه پيش برد.
دفاع از رفسنجانی آسان نيست، به خصوص برای من که از شخص او چندان خوشم نمی آيد. اما حوزه سياست حوزه علايق و احساسات شخصی نيست بلکه عرصه تصميم گيری برای امری مهم و بلکه مهمترين مسئله يعنی خير و صلاح جامعه است.
من اکنون که نماينده اصلی ام به دور آخر نرسيده، به هاشمی رای می دهم.
به هاشمی رای می دهم و از فردای انتخابات به کار اصلی خود يعنی تلاش برای تقويت پايه های دموکراسی و حقوق بشر می پردازم. می دانم تا در جامعه ام نهاد های قوی مدنی و اقتصادی نداشته باشم دموکراسی نخواهم داشت. تا آموزش عمومی و بهبود فرهنگی نداشته باشم حقوق بشر نخواهم داشت.
من نمی خواهم کسی انتخاب شود که دستاوردهای همرزمان مرا که در کشاکش سالها زندان و شکنجه و باتوم و محروميت و تحقير و سرکوب به دست آمده يکسره به باد تعصب کور يا بمبهای هوشمند دهد.
من به هاشمی رای می دهم تا موش فاضلابی که با حمايت اشباح تاريکخانه ظلم بالا کشيده شده نماينده من در جهان شناخته نشود.

ارسال شده توسط: امیرحسین درJune 19, 2005 12:55 PM

الان داشتم سايت رويداد و مي ديدم نوشته بود که تمام کساني کهمي خواستند به معن راي بدن تا ساعت 10 شب توي صف بودن که راي بدن . من کاري ندارم که اين آقايون و خانمها و به طور کل اين جمعيت به کي مي خواستن راي بدن ولي آخه تا کي قراره ما ها دقيقه نوي باشيم تاکي قراره تاوون تنبليهاي خودمونو بديم مطمئنم که اکثر شون مي خواستن به معين راي بدن چون از چندتا از بچه ها شنيدم که در مسجدا رو سات 10 بستن و گفتن که ساعت راي گيري تموم شده و اين در حالي بود که بارها و بارها وزير کشور گفته بود که تا موقعي که راي دهنده توي شعبه هست بايد راي گيري ادامه داشته باشه. واقعا بيايم و يه ذره توي اعمال و رفتارمون تجديد نظر کنيم.
من خودم ساعت سه بعد از ظهر رفتم و راي دادم و اينو نگفتم که خودمو از اون آدماي توي نوشتم جدا کنم. همه چيز اين مملکت ايراد دولتي نيست. بيشتر اينا ايراد از راحت طلبي خودمونه .
صد بار گزارشگراي تلويزيون اومدن توي شهر و از همه پرسيدن که از رئيس جمهور آينده چه اتنظاري داري ولي هيچکدومشون نپرسيدن که رئيس جمهور از شما ها چه اتنظاري مي تونست داشته باشه وداره.
اميدوارم که ماها از تجربه هاي تلخمون درس گيريم و اينقدر اشتباه نکنيم.

ارسال شده توسط: يک دوست درJune 19, 2005 12:51 PM

جناب مزروعی عزیز. دیگر فرصتی نیست تا بعد از 5 روز کامپیوتر را روشن کنید چون ممکن است آن روز آقای احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده باشد. آقای مزروعی تا دیر نشده به شکستن یخ های شرم حمایت از هاشمی کمک کنید و از رای دادن به او در دور دوم حمایت کنید!! دیر است.

ارسال شده توسط: Giliran درJune 19, 2005 11:27 AM

For this week, just concentrate on supporting Hashemi, We have a disaster ahead if Ahmadeinejad wins the election

ارسال شده توسط: ehsan درJune 19, 2005 10:43 AM

حنیف جان یک خسته نباشید به بزرگی تمام این زحماتی که این مدت کشیدی. خوشحالم که صبر کردی تا مسائل رو خوب بررسی کنی و بعد بنویسی. متاسفانه خیلی ها که یک دهم تو هم زحمت نکشیدن شروع کردن به انتقاد از دیگران برای توجیه این شکست.

ارسال شده توسط: mahmoodreza درJune 19, 2005 10:41 AM

سلام برادر حنيف. مي د انيد گله اي راي دادن همين است... بروي مثل كوسفند و به دنبال چوپان. يكي مي گفت: زنبورها شاه دارند ما... خدا قبول كنه.حاجي راي شما مقبول درگاه. يا علي مددي

ارسال شده توسط: امين درJune 19, 2005 10:04 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)