« دوباره مي‌سازمت وطن - 4 - به اميد پيروزي ايران | دفتر اصلي | دوباره مي‌سازمت وطن - 6 - به سوي تشكيل جبهه فراگير دمكراسي خواهي و حقوق بشر »


June 09, 2005

دوباره مي‌سازمت وطن - 5 - پيروزي مبارك


از امروز صبح براي يك برنامه 2 روزه به استان خوزستان خواهم رفت،
البته اين هفته آخر تبليغات حدودا" روزهاي كمي را در تهران خواهم بود،
بعد از آن يك سفر به تربت حيدريه و كرمانشاه خواهم داشت،
در هر حال هفته آخر است و هر كاري كه از دست بر مي‌آيد بايد كرد،
ديروز بازي ايران را در نسيم و با ويدئو پروژكشن ديديم، آرش گزارش كرده،
بعد از بازي هم به همراه اسد و احد و حسام رفتيم و همسرم را برداشتيم و رفتيم تو خيابان‌هاي شهرك غرب،
حدود ساعت 12 بود كه تونسيتم از ازدحام ماشين‌هاي اونجا فرار كنيم به تازه بريم يه جا دنبال شام بگرديم،
مردم ايران بخدا مردم خوبي هستند،
فقط شادي مي‌خواهند،
مي‌خواهند حكومت اجازه دهد به موقع شاديشان را بكنند،
نكته جالب ديروز اين بود كه علي‌رغم عدم حضور گسترده ماموران نيروي انتظامي هيچكس قصد سوءاستفاده و بر هم زدن نظم عمومي را نداشت،
هر كس شادي دلخواه خودش را مي‌كرد و هيچ تعرضي در كار نبود،
بخدا مردم خوبي داريم،
بايد قدرشان را دانست،
اگر فرصت شد بيشتر در اين مورد خواهم نوشت،

دنبالك اين دفتر

لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/109


« دوباره مي‌سازمت وطن - 4 - به اميد پيروزي ايران | دفتر اصلي | دوباره مي‌سازمت وطن - 6 - به سوي تشكيل جبهه فراگير دمكراسي خواهي و حقوق بشر »




آقا سریعتر برو که وارطان سخت منتظره. موفق باشی.

ارسال شده توسط: Giliran درJune 11, 2005 08:33 PM

سلام .
روزهای پر التهاب انتخابات نهم رياست جمهوری هم رو به پايان است و قرار است مردم از بين اين ۸ کانديدا يکی را برای تصدی دولت انتخاب کنند .از انجاييکه می دانم دستنوشته های شما را اغلب دوستان می خوانند و پيگير هم هستند چند مطلبی است که نه از روی تکليف بلکه به حکم عقل و برای اين که دوباره سر همه ما يک کلاه گشاد نرود و بعدا حسرت انتخاب نخوريم . به عرض می رسانم .
ای نامه سر گشاده است از يک عضو ستاد دکتر قاليباف که امروز با ترديد به چهره محبوب او می نگرد .
جناب اقای دکتر قاليباف سلام و عرض ادب دارم خدمتتان و جای بسی تشکر از زحماتتان در مناسب مختلف و امروز هم کانديداتوری رياست جمهوری .
روزی که زمزمه ها ی استعفای شما از فرماندهی پليس جهت شرکت در انتخاب مردم به گوش می رسيد نويد يک حرکت نو برای اصلاح مديريت کشور برايمان دلگرم کننده بود و هنوز جايی برای ترديد نبود .گفتار شما از قبيل نه چپ نه راست .عملگرای اصلاح طلب و هزار گزينه از اين دست .هنوز هم برايمان جذاب است .و شما را هنوز هم به عنوان يک مدير موفق قبول داريم . اما يک اتفاق بد افتاده است .مردم به شما اعتماد کرده اند . ما هم به شما اعتماد کرده بوديم .اما شما ترسيديد.
ترسيديد نکند مردم به شما رای ندهند . اين ترس خام شما را به دامن راست انداخت .
انهاييکه خاطرات تلخ تير ماه ۷۸ را برايمان شعله ور می کنند ..
آری مردم ب هشما اعتماد کردند اما شما ب همردم اعتماد نداشتيد .
شما خيلی شبيه به اقای خاتمی عمل می کنيد مخصوصا در تبليغات .اما يک فرق اساسی بين شما و خاتمی وجود دارد آن هم اين که شما ترسيديد و به مردم اعتماد نکرديد .اما خاتمی اعتماد کرد و نتيجه اش را ديد .
اقای قاليباف ما هنوز هم شما را دوست داريم ولی با اين اوضاع هرگز نخواهيد که به تيم جديدتا ملتزم بمانيم .
قبل از اين محکم می گفتيم ؛رای ما محمد باقر قاليباف ؛.
اما از اينکه ديگر نمی توانيم اينقدر محکم نام شما را به عنوان کانديدای مورد نظرمان به زبان بياوريم عذر می خواهيم .آری شما به دامن راست افتاديد.
شما در مواضعتان به آسيبهای تبانی در قدرت اشاره می کرديد .امروز خود (خواسته يا نا خواسته ) در تبانی پشت پرده با راست افراطی دچار شده ايد .
کسانی همچون زاکانی (بسيج دانشجويی) دهقان بسيج دانشجوئی و خيلی ديگر همچنين کسانی مثل فدائی ( جمعيت ايثارگران ) گزينه های کنترل نشده در راس ستاد شما قرار گرفته اند .اينها راه را سخت می کند .
در حاليکه گزينه های بهتر و متعددی داشتيد .فقط می توانم بگويم شما متاسفانه ترسيديد که مبادا مردم ب هشما اعتماد نکنند.و اين با شعار های شما در تعارض است.
والسلام

ارسال شده توسط: sss درJune 11, 2005 05:56 PM

به هاشمی رای بدهيد.
به معين رای بدهيد.
به لاريجانی رای بدهيد!
به کروبی رای بدهيد!
به احمدی نژاد رای بدهيد!
به مهرعليزاده رای بدهيد!!!

فقط تو را به خدا به قالی‌باف رای ندهيد!

ما تا ديروز طرفدارِ پليس بوديم. قالی‌باف يکی از ۴ مردِ محبوبِ سال در نظرسنجیِ چلچراغی بود. تا ديروز عملکردِ پليس در برخورد با دانشجويان در حادثه‌ی تيرِ ۸۲ خيلی خوب بود. تا ديروز برخوردی با شادیِ مردم نمی‌شد. حتی در چهارشنبه سوری برایِ مردم فضا در نظر گرفته می‌شد. تا ديروز سردار طلائی خيلی آدمِ خوبی بود. در شامِ غريبانِ ميرداماد خيلی خوب عمل کرده بود. تنها کسی بود که موبايلش را جواب می‌داد. تا ديروز پليس بهترين سازمان دولتی در بهره‌گيری از IT بود. تا ديروز قالی‌باف مديرِ موفقِ سال بود. تا ديروز قالی‌باف نماينده‌ی ويژه‌ی خاتمی بود. تا ديروز کارتون‌های نيروی انتظامی را دوست داشتيم. تا ديروز موفقيت‌هایِ پليس در نو شدنِ ساختار و تجهيزات چشمِ ما را از حدقه درآورده بود. تا ديروز طرحِ تکريمِ ارباب رجوع در اداره‌ی گذرنامه که در اولين روزهای قالی‌بافی اجرا شد، ما را خشنود کرده بود. تا ديروز پليسِ ۱۱۰ به ما احساسِ امنيت داده بود. تا ديروز، طرحِ پليسِ ما باشيد که از بيش از ۲ سال پيش با شماره‌ای سه رقمی شروع شد باعثِ اخراجِ و توبيخِ کلی بازجو در اماکن شده بود. تا ديروز، قالی‌باف شايد تنها مديرِ دولتی بود که در ستادِ مبارزه با قاچاقِ کالا و ارز طبقِ برنامه عمل کرده بود و به مردم در تلويزيون گزارش داده بود. تا ديروز، شرق که مقاله می‌نوشت، قالی‌باف يک آدمِ مستقلِ توانا بود که هر چه خواسته بود، از دو جناح گرفته بود. تا ديروز، شرق که مقاله می‌نوشت راهنمائی و رانندگی موفق‌ترين مجموعه‌ی تحت نظر شهرداری بود، چون سياست‌هايش مالِ نيرویِ انتظامی بود.

ولی خوب، زمان می‌گذرد و همه چيز عوض می‌شود.
تا ديروز، وبلاگ‌نويسان اشتباهِ شاهرودی بود. امروز شد اشتباهِ قالی‌باف.
تا ديروز، با بد حجابی برخورد نمی‌شد. امروز با دختر عمویِ من برخورد شده است. پس به قالی‌باف رای نمی‌دهم.
تحليلِ سازمانِ مجاهدين در کودتا خواندنِ نامه‌ی فرماندهانِ سپاه شده است مبنایِ تحليلِ ما. تدبيرِ خاتمی که همه جا به بی‌تدبيری متهمش می‌کنيم شده است عاملِ رهايی از کودِتا. قبلا می‌گفتيم در نامه نوشته‌اند قلم می‌شکنيم و زبان می‌بريم. امروز حيا به خرج داديم و خودِ نامه را منتشر کرديم. کودتا! تو را به خدا حيا کنيد! کودتا عليه دولتِ خاتمی! عجب تحليلی! گمانم ما هم يک نسخه‌ی ضعيف شده از هخا و رضا پهلوی شده‌ايم...

تا ديروز اماکن بد بود، که داشت بهتر می‌شد. و در زمانِ قالی‌باف خيلی بهتر شده بود. گرچه خودِ قالی‌باف را هم اگر می‌گرفتند مجبور به اعتراف به کارِ نکرده می‌کردند. ولی داشت بهتر می‌شد. با پليسِ ما باشيد. از امروز شده است جائی که خيلی مهم و موثر شده و اصلا هم تقصيرِ قوه‌ی قضائيه نيست که متهم می‌کند. فقط تقصيرِ قالی‌باف است.

باور کنيم که تقصيرِ قالی‌باف است. نبايد پايش را در کفشِ سياسيون می‌کرد. همه‌شان ترسيدند. از مشارکتی‌ها گرفته تا کارگزارانی‌ها تا راستی‌ها تا آبادگران. شايد چون قرار نيست سهمی توزيع شود. شايد چون بچه‌های لوسِ سياستِ ما که برای ابرازِ وجود با هم دعوا می‌کنند حس کردند کسی می‌خواهد جورِ ديگری ابرازِ وجود کند. و دکان‌ها خوب، طبعا نبايد تخته شود. حتی اگر متعلق به بچه‌های لوسِ سياستِ ما باشد. بچه‌هايی که برخی ۲۰ سال دارند، برخی ۳۰ سال و برخی تا ۶۰ سال هم سن دارند. اما هنوز بزرگ نشده‌اند.

از نظرِ من قالی‌باف اشتباهاتِ زيادی کرد. مثلِ نامه‌نوشتن به خاتمی. مثلِ ژست‌های پوسترهايش. مثلِ حجمِ وسيعِ تبليغاتش. اما بهتر است تحليلمان جامع باشد. کمی جامع‌تر از آنچه اکنون هست.

ما از هر کسی يک بار بازی خورديم. اما چون حافظه‌ی تاريخی نداريم باز هم بازی می‌خوريم. مشارکتی‌ها البته چندان اقبالی ندارند. دکتر معين هم نه در حرف زدن جذاب است، و نه برنامه‌ای برایِ اداره‌ی کشور دارد. شايد بهتر باشد در همان وبلاگش مطلب بنويسد. اما دارند ما را بازی می‌دهند. رضا خاتمی! محسن ميردامادی! محسن آرمين! الهه کولايی! چه موج سوارانی! و برخی‌مان هم از آن طرف، به همان علت به هاشمی رای می‌دهيم. چون ۶ سال است که گذشته. يادمان نرفته، ولی چون يک بار او را له کرديم، ديگر حافظه‌مان به درد نمی‌خورد. تقريبا حافظه‌ی يکبار مصرف داريم. مثلا در انتخاباتِ شوراها به مشارکتی‌ها رای نداديم. در انتخاباتِ مجلس هم به هاشمی رای نداديم. ديگر مصرف شده و رفته. ولی من مطمئنم که اين دوره نوبتِ قالی‌باف است که به او اعتماد کنم. فکر نمی‌کنم خيلی به آزادی معتقد است. ولی می‌دانم عرضه‌ی خيلی کارهایِ بنيادينِ اجرائی-اقتصادی را دارد که بقيه ندارند، حزبی عمل نمی‌کند، کما اينکه همه معتقدند پليس حزبی عمل نکرده، و از نظرِ فرهنگی-اجتماعی کاملا قابلِ تحمل است. کافی است او را با احمدی‌نژاد و لاريجانی مقايسه کنيد. منظورم اين است که شهرداری و صداوسيما را با پليس مقايسه کنيد.

نترسيم.
قالی‌باف تا ديروز آدمِ بدی نبود.ul

ارسال شده توسط: amid درJune 11, 2005 11:49 AM

سلام
پیش بسوی تشکیل شورای رهبری جنبش اصلاحات مردمی. آیا با پیشنهاد تشکیل شورای رهبری موافق هستید ؟ بنظر شما چه کسانی برای عضویت در این شورا شایسته ترند؟ پژواک خاموش

ارسال شده توسط: s.a.a درJune 10, 2005 04:59 AM

سلام
حنيف عزيز فقط يك سوال دارمو بس .
آقاي معين كه دم از دفاع از حقوق بشر و آزاديهاي مدني و عفو عمومي ميزنن چرا در برابر اعتصاب غذا و تحصن امروز خانواده ها در برابر زندان هيچ موضع و عكس العملي نشون ندادن . چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آيا امروز بهترين موقع براي همبستگي با مردم نيست و فكر نميكنين كه اين امر ميتونهدر بالا بردن اراي ايشون كمك كنه
چون آقاي معين در ميان عوام آنچنان شناخته شده نيستند .
موفق باشيد

ارسال شده توسط: حقوقدان درJune 10, 2005 02:58 AM

آره باز هم یه هیجان دیگه....
یه ماجرای دیگه...رفتیم جام جهانی..مثل 8سال پیش.......
اما تنها چیزی که خیلی غمگینم کرد عمق نگاه غمگین مردی
بود که به زمین بازی دوخته شده بود..
مردی که تا چند هفته دیگه میره و خاطره خوبشو واسه همیشه تو ذهن ما میزاره.......شاید خیلی ها بگن فلان و بسار............اما خاتمی به من ... به تو..به همه ما فرصت حرف زدن داد........
فرصتی برای بودن... حتی ما تو همین 8سال 2بار به جام جهانی رفتیم..
یکی در سال نخست حضور او و دیگری در واپسین روزهای حضورش............

دلم میخواست دیروز از نزدیک در استادیوم می دیدمش و می گفتم:
"همیشه دوستت خواهم داشت.. چون به من یاد دادی که حرف بزنم......
تو به من یاد دادی که میتوانم مستقل باشم و در برابر موج ها ی مخالف حرفم را بزنم..........تو به من یاد دادی بمانم و مبارزه کنم... "
من حرف میزنم پس هستم...............

shiva aba

ارسال شده توسط: شیوا آباء درJune 9, 2005 09:32 PM

ستاد معین در لاهيجان خیلی ضعيف وبی حاله . چند تا معلم زوار دررفته که هیچی از تبلیغات حالیشون نیست . امروز آقای خاتمی اومده بود لاهیجان مسجد چهار پادشاهان .آقا اگه بیای لاهیجان ممنون میشم میتونیم یه برنامه خیلی خوب برای آقای معین راه بیاندازیم .

ارسال شده توسط: لاهیجی درJune 9, 2005 05:45 PM

آقا این مردم خوب که می گی اسد که جزوشون نیست که ها؟؟؟

ارسال شده توسط: aragorn درJune 9, 2005 03:39 PM

نه اون نه این فقط معین

ارسال شده توسط: morteza درJune 9, 2005 02:46 PM

link dadam.link bede

ارسال شده توسط: hadi ramesh درJune 9, 2005 01:54 PM

سلام حنیف

خوب فعال هستی. موفق باشی. پیروزی تیم ایران را تبریک می گویم.

ارسال شده توسط: ایران امروز درJune 9, 2005 11:00 AM

آقا حنيف بياييد كرج. دكتر هم بيايند. كرج بيشتر از 2 ميليون نفر جمعيت داره

ارسال شده توسط: امين درJune 9, 2005 10:23 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)