« فرياد ......... | دفتر اصلي | سر در گمي ... »


May 24, 2005

شفافيت حداكثري

روزنامه اقبال - يكشنبه 1 خرداد - صفحه 6
يكي از آفت‌هاي عرصه سياست در ايران در دوره‌هاي مختلف تاريخي عدم شفافيت گروه‌ها و شخصيت‌هايي بوده كه قدم در عرصه سياست نهاده بودند و اين عدم شفافيت در مواضع و ديدگاه‌ها به آنها اجازه مي‌داد تا در هر زمان و مقطعي با استفاده از شرايط خود را همرنگ همان شرايط نشان دهند و تصميم‌گيري كنند كه اين آفت را مي‌توان به عنوان يكي از مهمترين دلايل در عدم پيشبرد برنامه‌هاي اصلاحي در يكصدسال اخير ايران برشمرد.

اين روزها فضاي سياسي انتخابات رياست جمهوري كم كم در حال جدي شدن است و همه و همه در شرايط حداقلي هم اظهارنظري در اين خصوص دارند، اين ويژگي در عرصه فعالان سياسي نيز بازخورد بيشتري داشته است به گونه‌اي كه با توجه به جريان‌هاي فعال در عرصه انتخابات اين دوره هر گروه و جرياني كانديداي مورد نظر خود را در اين دوره عرضه كرده و از آن حمايت مي‌كند، بدين ترتيب شفافيتي در عرصه سياست ايران پيش آمده كه تاكنون سابقه نداشته و يا حداقل در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب چنين تعاملي در عرصه سياست ايران پيش نيامده است.
اين روزها هيچ فعال سياسي‌اي نيست كه خاستگاه فكري و سياسي خود را انتخاب نكرده باشد و در صف مبلغان آن نباشد، اين فرايند كه انتخابات نهم رياست جمهوري دليل اصلي وقوع آن است مهمترين و ميمون‌ترين اتفاق در عرصه سياسي كشور است زيرا موجب شده كه افراد در اين مرحله با روشن كردن ضمير فكري خود در همان سنگر حضور يافته و بدين ترتيب مي‌توان به روشني قضاوت كرد كه هر فرد در كدام زمينه فكري و به كدام گروه سياسي دلبستگي داشته و اين اتفاق بزرگترين دستاورد انتخابات نهم تاكنون بوده است.

دنبالك اين دفتر

لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/88


« فرياد ......... | دفتر اصلي | سر در گمي ... »




مطلب زیبایی بود و به چیزهای خوبی اشاره کرده بودی.

ارسال شده توسط: احسان تقدسی درMay 25, 2005 12:55 AM

کاملاً موافقم. در این دوره حتی کسانی که جز تحریم کنندگان بحساب می آیند به راحتی حرفهایشان را میزنند.

ارسال شده توسط: صادق جم درMay 24, 2005 09:48 PM

مطمعن باشيد آن شفافيت كه ميگوييد پس از انقلاب سابقه نداشته در دوره هاي قبل تر گاهي بهتر بوده است .شما يك نگاهي به فعاليت هاي سياسي حدود صد سال اخير ازجمله مشروطيت و دورء مصدق از نظر آزادي وارادهءجدي تري كه براي بيان عقيده وجود دارد بياندازيد (وضع كمي يا بيشتر بهتراست).2_هنوز تا مرحلهء ميمون توانايي و ارادهء جدي براي روشن كردن ضمير خود خيلي فاصله داريم.اين كار هنوز استثنايي و موردي انجام ميشود .قاعده اين است كه هنوز جسارت اين بيان شفاف ويا اصولن اين درك شفاف از خواسته ها وجود ندارد و يااصولن بيان شفاف در حد توانايي هم چه بسيار كه مقرون به ضرر است
اصلن خود گروهها هم در بسياري موارد هنوز
برداشتهاي گنگ و مبهمي از هويت وخواسته هاي خود دارند تا چه رسد به توانايي طرح ياطرح مدون آنها ويا به عبارت شما شفاف سازي انها .هنوز ما در مرحلهءاغاز چه از نطر تهيه آزادي لازم براي شفاف شدن وچه درك هويت نهفتهء خود هستيم . بنظر من اگر از موارد استثنايي(جمعي يا فردي)بگذريم اين گفته بيشتر از كمي غلو آميز است. به اميد روز خوش امكان :"روشن كردن ضمير فكري خود و حضور در همان سنگر". يك مطلب را هم اضاف كنم و اينكه در شرايط ايران هم الحق اين كارشفاف سازي نظرات وبيان ان بسيارمشكل تر از نرم جهاني است.

ارسال شده توسط: مسافر درMay 24, 2005 08:34 PM

مطمعن باشيد آن شفافيت كه ميگوييد پس از انقلاب سابقه نداشته در دوره هاي قبل تر گاهي بهتر بوده است .شما يك نگاهي به فعاليت هاي سياسي حدود صد سال اخير ازجمله مشروطيت و دورء مصدق از نظر آزادي وارادهءجدي تري كه براي بيان عقيده وجود دارد بياندازيد (وضع كمي يا بيشتر بهتراست).2_هنوز تا مرحلهء ميمون توانايي و ارادهء جدي براي روشن كردن ضمير خود خيلي فاصله داريم.اين كار هنوز استثنايي و موردي انجام ميشود .قاعده اين است كه هنوز جسارت اين بيان شفاف ويا اصولن اين درك شفاف از خواسته ها وجود ندارد و يااصولن بيان شفاف در حد توانايي هم چه بسيار كه مقرون به ضرر است
اصلن خود گروهها هم در بسياري موارد هنوز
برداشتهاي گنگ و مبهمي از هويت وخواسته هاي خود دارند تا چه رسد به توانايي طرح ياطرح مدون آنها ويا به عبارت شما شفاف سازي انها .هنوز ما در مرحلهءاغاز چه از نطر تهيه آزادي لازم براي شفاف شدن وچه درك هويت نهفتهء خود هستيم . بنظر من اگر از موارد استثنايي(جمعي يا فردي)بگذريم اين گفته بيشتر از كمي غلو آميز است. به اميد روز خوش امكان :"روشن كردن ضمير فكري خود و حضور در همان سنگر". يك مطلب را هم اضاف كنم و اينكه در شرايط ايران هم الحق اين كارشفاف سازي نظرات وبيان ان بسيارمشكل تر از نرم جهاني است.

ارسال شده توسط: مسافر درMay 24, 2005 08:33 PM

سلام حنیف جان!
ببخش که به موضوع ربطی نداره ولی فکر می کنم مهمتر از اون باشه: حال الپر چطوره؟ ازش خبر داری؟ خیلی نگرانشم... یا حق!

ارسال شده توسط: مهدی هنرپرداز درMay 24, 2005 05:27 PM

سلام . برادر فقط ميتونم بگم که از پیدا کردن اتفاقی سایتت خوشحال شدم . شما و احتمالا همسرتان فرشته قاضی لطف بزرگی به وبلاگ نویسی در ایران کردید که بی شک ماندگار خواهید شد . ممنون به من سر بزن و آخرین مطلبم با عنوان روزهای درسایه را به تو تقدیم .

ارسال شده توسط: لاهیجی درMay 24, 2005 05:08 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)