« پاسخ اشكآور خوردهها به قاليباف | دفتر اصلي | فرياد ......... »
May 22, 2005
كسي مثل ما
جواني است مثل من و تو، پر شر و شور و پر انرژي، و امروز او در ميان چهار ديواري زندان تنها افتاده است. امروز "مديار" (مجتبي سميعينژاد) به كمك و من و تو و ما احتياج دارد.
امروز، جواني حداكثر ۲۵ ساله در ميان ديوارهاي زندان "قزلحصار" تنها و بيكس، از جور زمانه دست به اعتصاب غذا زده است. هر باري كه براي دادگاه ميآورندش، همچون مجرمي تبهكار، زنجير به پا دارد و خانوادهاش درمانده و نگران، نظاره گرند.
بچه محلههاي جنوب شهر تهران است؛ از پدري كارگر كه سال هاست جز كار سخت براي بالندگي خانواده و فرزندانش کار ديگري انجام نداده و امروز به دنبال «مديار» گمشدهاش است. خانوادهاي غيرسياسي دارد که عضو جوان آن بيش از ۱۵۰ روز را در زندان گذرانده است.
تمام طول زندان اولش [از ۱۰ آبان تا ۸ بهمن ۸۳] را به گفته خودش در انفرادي گذراند و به جرم پيگيري علت زندان، از ۲۴ بهمن پارسال تا كنون در زندان است. آن هم به دليلي ناچيز؛ به اين دليل كه خانوادهاش توان تامين وثيقهاش را نداشته اند که از۵۰ ميليون به ۱۵۰ رسانده شد. اينک او جواني است که بايد به جرم تنگ دستی سه ماه بيش تر در زندان که نامش ندامتگاه است بماند.
ديشب به خودم گفتم مجتبي كسي مثل من و ماست. جوابش از سويدای وجود آمد که بايد همه با هم صداي مظلوميتش را به گوش ها برسانيم و براي رهايياش تلاش كنيم. امروز او در اعتصاب غذاست و اميد به همراهي ما دارد، براي "كسي مثل ما" آستينها را بايد بالا زد.
دنبالك اين دفتر
لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/87
« پاسخ اشكآور خوردهها به قاليباف | دفتر اصلي | فرياد ......... »
واقعا متاسفم ولی چرا انجاست؟
چرا ما پشت آنجا نیستیم؟
بس از از این سیاسی بازی ها
بچه مردم را افکار طیفی انحرافی که نمی داند ایران امروز چه می خواهد به زندان انداخت
او باید الان کنار خانواده برای ملتش تلاش کند
نه فقط حرف بزند عمل کند نه براندازی بلکه ساختن
مدینه فاضله که انسانها در آن کرامت انسانیشان حفظ شود.
به امید دیدار
ارسال شده توسط: amindoaei درMay 23, 2005 12:37 AM
دوست عزيز ، دکتر معين رد صلاحيت شد.
من از حماقت آنها مي ترسم و مانند مسيح (ع) قصد فرار به کوهها را دارم...
ارسال شده توسط: ماني جيم درMay 23, 2005 12:23 AM
ياد دوم خرداد ۷۶ بخير. به آقای خاتمی سلام برسونید!
من از سال ۷۲ دانشگاه تهران بودم. یادم هست که تا سال ۷۶ تنها صدایی که در دانشگاه بلند بود صدای دکتر سروش بود. نه از خاتمی خبری بود نه از اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی.
فقط سه نفر بودند که می آمدند به دانشگاه و سخنرانی می کردند. بعدش هم فحش می شنیدند و میرفتند: آقای دکتر ملکیان آقای دکتر سروش و آیت اله دکتر مجتهد شبستری.
در بین این سه نفر هم نقش عمده رو دکتر سروش بازی می کرد . سخن رانی می کرد کتک می خورد و می رفت!
بعد آقای خاتمی اومد. ولی حتی کوچکترین دلجویی از این سه نفر نشد. آقای خاتمی هم همه رشد فکری مردم رو به حساب خودش مصادره کرد. البته من معتقدم که آقای خاتمی همان نقشی رو برای توده مردم عامی ایفا کرد که دکتر سروش برای جامعه دانشگاهی. چون صدای دکتر سروش به عوام نمی رسید. ولی خاتمی در مقایسه با این سه بزرگوار نقش چندانی در رشد فکری دانشگاهیان ایفا نکرد.
ولی همواره این سوال برای دانشگاهی ها باقی موند که چرا خاتمی از سروش و حمایت واضح نکرد. آن طوری که دیگران از فیلسوف خودشان حمایت کردند! با سروش همان می شد که قبل از خرداد ۷۶ میشد شاید هم بد تر.
خاتمی هم حتی به ظاهر هم هیچ تجلیلی از ایشان نکردند! آن گونه که از دکتر داوری کردند.
در حالی که خاتمی از آیت اله خلخالی و آقای لاجوردی هم به هنگام در گذشتشان تجلیل کرد. چرا آقای خاتمی فقط با اصول گرایان اهل مداراست ؟! در حالی که در این سالها تند ترین مواضع را در برابر اصلاح طلبان خود خاتمی گرفت! از مصدق بد گفت نامی ار بازرگان نیاورد سروش و ملکیان همچنان تنها بودند. صدها انتقاد اصول گرایان رو ندید ولی تاب یک انتقاد حجاریان و معین رو نداشت! مدتی هم که از دانشگاه فرار می کرد ! به شیرین عبادی زخمی زد که هیچ اصول گرایی نزد. زبان به نصیحت عبادی گشود- انگار کودکی را نصیحت می کند! در حالی که هیج اصول گرایی رو در ملا عام و به نام نصیحت نکرد!
چرا مدارای خاتمی یک طرفه بود ؟ چرا با لاجوردی و خلخالی و فلان فیلسوف نامدار و فلان کس آن گونه بود و با دانشگاه و سروش و عبادی و حجاریان اینگونه ؟
نام خاتمی در تاريخ با نيکی ياد خواهد شد ولی من بر اين اعتقادم که خاتمی اصلا انتقاد پذير نبود. او فقط اجازه به انتقاد می داد و لی انتقاد را نمی پذيرفت. به نظر من دموکرات کسی است که نه تنها اجازه به انتقاد ميدهد بلکه معتقد است که در انتقاداتی که می شنود ممکن است چيزی مفيدی وجود داشته باشد و متوجه چيزی بشود که قبلا متوجه نشده بود.
او به دانشگاه می آمد که رفع تکلیفی کرده باشد و انتقاد بشنود ولی به دانشگاه نمی آمد که شاید چیزی را بفهمد که قبلا نمی فهمیده ! و در ریاست جمهوری او مفید و موثر باشد.
خاتمی در این سالها کلی انتقاد شنید ولی از این انتقادات کوچکترین تاثیری نپذیرفت. چون منتقدان را نادانانی می دانست که باید فعلا آموزش ببینند.
ارسال شده توسط: irani درMay 22, 2005 08:40 PM