« ياد باد آن روزگاران ياد باد | دفتر اصلي | لعنت به اين تنهايي؛ »
March 02, 2005
عنكبوتها را چه شد؟
امروز مي خوام يك سئوال اساسي از خودم را براي شما هم مطرح كنم،
شايد كه شما بتونيد كمكم كنيد،
چند وقتيه كه دارم با خودم كلنجار مي رم تا به جواب اين سئوال برسم ولي هر چه بيشتر تلاش مي كنم، فكر مي كنم كمتر به نتيجه اي در اين خصوص مي رسم،
راستي پس تكليف عنكبوت ها چه شد؟
آخر سر عنكبوت ها كجا رفتند؟
الان بيش از سه ماه از آن قضيه مي گذره و سه ماه از آخرين انتساب اينجانب به آن شبكه مخوف،
ولي نمي دونم چرا به من بابت آن مسئوليت و عضويت در شبكه حقوقي و دستمزدي پرداخت نمي شه؟
اصلا چرا ما كه در يك شبكه فعال هستيم با هم در ارتباط نيستيم تا فعاليت اي شبكه اي خود را هماهنگ كنيم؟
راستي اصلا اين شبكه تلويزيوني بود يا راديويي؟
***
چند روز پيش اتفاقي داشتم نامه انجمن صنفي روزنامه نگاران را در اين خصوص مي خوندم،
ناخودآگاه ياد آن زمان كه نامه منتشر شد و من هم گرفتار بودم افتادم،
در آنجا وقتي از انتشار نامه با خبر شدم، خوشحال شدم كه حداقل در اين كره خاكي يك نفر از صدقه سر آقازاده گي پيدا شده و به ما سمتي داده: فريب خورده – جوان خام
راستي ما، نه من ( چون قراره من از اين به بعد در خصوص كسي حرف نزنم و فقط در مورد خودم، اختيار دارم حرف بزنم، چون در غير اينصورت بعضيها بهشون بر ميخوره، البته اگر تا حالا اختيار در مورد حرف زدن خودم رو هم از دست نداده باشم و نبايد از كسي اجازه بگيرم) بگذريم،
راستي من جاسوس كجا بودم؟
اصلا جاسوس بودم؟
اگه جاسوس بودم، پس چرا خودم رفتم، خودم رو تحويل دادم؟
اصلا من جاسوس بودم يا قرار بود قبول كنم كه جاسوسم؟
يه موضوع ديگه؛
اگه ما! ببخشيد من جاسوس بودم، چرا پس حالا آزاد شدم و با بيشتر مسئولين مملكتي تو اين دو ماهه هم ديدار داشتم؟
و هزاران اگه و سئوال بي پاسخ اينچنين
و نكته آخر اينكه اميدوارم از اين پس تو هيچ داستان تخيلي كه قراره ساخته بشه لطفاً به من نقشي داده نشه، چون بعدش حوصله سئوالات بي جواب از خودم رو ندارم.
دنبالك اين دفتر
لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/15
« ياد باد آن روزگاران ياد باد | دفتر اصلي | لعنت به اين تنهايي؛ »