برادر غريب و عزيز ما
غم غربت و دوري تو را درچهره ي همسر تازه مادر شده ات مي توان ديد! زناني كه به تازگي مادر مي شوند به راحتي غم در چهره مظلومشان نمي نشيند مگر...
ميدانم روزي اين غمهاي تحميل شده جاي خود را به شادماني وصف ناپذيري خواهد داد... به اميد آنروزكه چندان دور نيست
خدایا یه کاری بکن. انشاءالله گشایشی بزرگ نزدیک باشه برای خانواده هجران دیده شما: خودتون، خانم صبورتون و عزیز تازه رسیده فرنیک. الهی به داد دل بی کسان رس...
مبارکه حنیف جان خدا بزرگه چند روز پیش از مشکلات دلم خیلی گرفته بود رو وبلاگم نوشتم دوستان برام نظرات مختلفی گذاشته بودند که واقعا امیدوارم کرد تا امید هست زندگی باید کرد گرچه تو خودت استاد همه مایی
حنیف عزیزسلام
تو مرا نمیشناسی و شناخت من هم از تو اندک است یکی دوبار نامت را از دهان هادی نیلی شنیده ام وگاهی مطالبت را خوانده ام اما امروز که به دفتر پر مخاطبت امدم با دیدن عکس دخترگلت وهمسر فداکارت انگار پرنیان خودم را میدیدم دختر من متولد04/8/1388است حنیف عزیز چشمانم پر از اشک شد وسرم را بالا گرفتم احساس غرور کردم در مورد مردانگی وشجاعت توحرف زدن آسان است اما زمانی که خودم را جای تو وپرنیانم را جای دخترت گذاشتم.........سخت بود برادر
پایدار باش وبدان که قلب ما باتو وخانواده توست
وبدان که این عو عوی سگان نیز بگذرد
نظرات
ali dehghani :
vayyy mobarakeh
khilyyyyyyyyy nazehhhhhhhhhhh
ali dehghani - November 20, 2009 10:43 AM
آه باران :
برادر غريب و عزيز ما
غم غربت و دوري تو را درچهره ي همسر تازه مادر شده ات مي توان ديد! زناني كه به تازگي مادر مي شوند به راحتي غم در چهره مظلومشان نمي نشيند مگر...
ميدانم روزي اين غمهاي تحميل شده جاي خود را به شادماني وصف ناپذيري خواهد داد... به اميد آنروزكه چندان دور نيست
آه باران - November 20, 2009 1:08 PM
خلیل :
با سلام، درد تنهایی و جدایی سی سال است که ما را در بر گرفته است. همه بر آنیم تا این درد، به شادمانی بیانجامد. به امید آن روز
خلیل - November 20, 2009 8:36 PM
:
ey baba. del e adam kabab mishe. )):
Anonymous - November 20, 2009 11:56 PM
fatemeh :
mobarak bashad! ma be shoma eftekhar mikonim sabr mikhaham az khoda barayetan sabz bashid
fatemeh - November 21, 2009 1:28 AM
:
روزگاره.میگذره.فعلا تو سربالایی هستید.به لحظه ای فکر کنید که در سرپایینی قرار می گیرید.چه لذت بخش است آن لحظه!!!!!!!!!!
Anonymous - November 22, 2009 2:12 AM
:
مادر شدن چقدر زیباست !
تبریک میگم
سبز باشید
Anonymous - November 22, 2009 4:42 PM
:
خدایا یه کاری بکن. انشاءالله گشایشی بزرگ نزدیک باشه برای خانواده هجران دیده شما: خودتون، خانم صبورتون و عزیز تازه رسیده فرنیک. الهی به داد دل بی کسان رس...
Anonymous - November 22, 2009 8:12 PM
:
مبارکه حنیف جان خدا بزرگه چند روز پیش از مشکلات دلم خیلی گرفته بود رو وبلاگم نوشتم دوستان برام نظرات مختلفی گذاشته بودند که واقعا امیدوارم کرد تا امید هست زندگی باید کرد گرچه تو خودت استاد همه مایی
Anonymous - November 22, 2009 9:53 PM
آراداني :
اندكي صبر سحر نزديك است
آراداني - November 23, 2009 9:56 AM
هانیه :
تبریک میگم. هم تولد همسرتون رو و هم قدم نورسیده رو.
هانیه - November 25, 2009 9:04 PM
:
حنیف عزیزسلام
تو مرا نمیشناسی و شناخت من هم از تو اندک است یکی دوبار نامت را از دهان هادی نیلی شنیده ام وگاهی مطالبت را خوانده ام اما امروز که به دفتر پر مخاطبت امدم با دیدن عکس دخترگلت وهمسر فداکارت انگار پرنیان خودم را میدیدم دختر من متولد04/8/1388است حنیف عزیز چشمانم پر از اشک شد وسرم را بالا گرفتم احساس غرور کردم در مورد مردانگی وشجاعت توحرف زدن آسان است اما زمانی که خودم را جای تو وپرنیانم را جای دخترت گذاشتم.........سخت بود برادر
پایدار باش وبدان که قلب ما باتو وخانواده توست
وبدان که این عو عوی سگان نیز بگذرد
Anonymous - December 2, 2009 4:57 PM