« و حالا اين تويي كه در اين بساط سبز | اول دفتر | ... »

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست

نخفته​ام ز خیالی که می​پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست

از آن به دیر مغانم عزیز می​دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

چه ساز بود که در پرده می​زد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://hanif.ir/cgi-bin/mt34/mt-tb.cgi/1045

نظرات

مجید خرمی :

روزگار سختی است و هر روز که می گذرد سخت تر از روز قبل فقط امیدوارم در پایان در مقابل وجدان خویش سربلند باشیم

 

:

روزگار سختی است و هر روز سخت تر از قبل فقط امیدوارم در پایان در مقابل وجدان خویش آسوده باشیم پیروز باشی حنیف جان

 

جمشید :

با درود به اقا حنیف.
درود به یادمان سبز شما
به هر چه پایان سبز شما
گنه نکرده به داغ و درفش
کشانده اند به استان سبز شما
فدای عبای سبز همه مه رویان
دلم شکسته شد به جان سبز شما
من توده ائی ساده دل بگو
می کشم دست به دامان سبز شما
به هر دری که زدم شکسته ماند
دل شکسته من به خان سبز شما
جهان به سبزه ارسته یاد باد
زنده باد همه جهان سبز شما

 

:

مازنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
حنیف عزیز همیشه خوانده ایم تاریخ عبرتی است برای انسانها

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007