برای حنیف که دخترکش انگشتش را در مشت نگرفت امروز ...
امیر سیدین:
توي سبزترين سال اين قرن، آمده اي تا نشانه اي باشي که زندگي جاري است. حتي اگر پدري، بي تاب ديدنت باشد و ماهها قبل، هراسيده باشد از روزهايي که مي آيند و تو باشي و او تو را نتواند که در آغوش کشيد. توي سبزترين سال اين قرن آمده اي تا انگشتان کوچکت، به ياد همه ما آورد که در اين هنگامه اشک آور و باتوم، مي توان " عشق" را به دردانه لحظه اي به همه اين جهان گوشزد کرد.
دخترکم! فرزند اين عصري و لابد مي داني که کسي که دوستت دارد، که دوستش خواهي داشت، کسي که دير زماني است سينه اش براي توطپيده است، نيست تا پاکي پيکر کوچکت را در آغوش کشد.
دخترکم! بهشتي که تو از آن آمده اي را نمي دانم، اما توي اين سرزمين، آدم هاي بزرگ، دردهاي بزرگ دارند. دردهايي به سترگي حسرت به سينه کشيدن دخترکي که آمده تا نشانه اي از زندگي باشد.
خوش آمدي دخترکم. نام تو- هر چه که باشد- نام اين عصر است. عصر ميله و اشک آور و عشق. عصر پدران عاشق، مادران صبور
اما تو معناي تازه اين عصري دخترکم. امروز، روز و روزگار عاشق ترين مردان اين دوره را تو ساختي. فردايشان را هم تو بساز. چشم دوخته ايم به مشت کوچکت. حتي اگر انگشت مهربان پدر را امروز در مشت نگرفته باشي.
****
خيس بارانمان کردي، خوش آمدي دخترکم
نظرات
محمد :
مبارک باشه، غصه نخور، سرت رو بالا بگیر
محمد - November 4, 2009 6:58 PM
مادر متین :
خیلی خیلی مبارک باشه و خوش قدم براتون.به امید روز نزدیک وصال انشالله
مادر متین - November 5, 2009 1:37 AM
سیدمهدی حسینی :
سلام. قدم نو رسیده مبارک آقای مزروعی :) خبر خیلی خوشحال کننده ای بود.
سیدمهدی حسینی - November 5, 2009 8:56 AM
arezoo :
salam hanif jan,
emruz zoha ro didam ta hala nadide budam enghadr khushhal bashe , che dokhtar khushgeli dade khuda be shuma, in dokhtar be pedar va khanevadyee mese shuma eftekhar mikune, piruzi ba shumast
arezoo - November 5, 2009 11:13 PM
:
عمه جان
درخشش ستاره زندگیت را تبریک میگم
Anonymous - November 6, 2009 7:30 PM
:
عمه جان
مطمئن باش که روزی یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور و کلبه احزان ما روزی گلستان و سبز تر از همیشه خواهد شد دوستداران تواز کودکی ات تا حال و دوستداران دختر زیبایت
Anonymous - November 6, 2009 7:32 PM