« September 2009 | دفتر اول | November 2009 »

October 25, 2009

نشانه های زوال یا اقتدار

در رفتار شناسی حکومت ها نشانه های مختلف و پارامترهای متفاوتی برای سنجش اقتدار و صلابت و قدرت حکومت ها وجود دارد و براساس این نشانه ها است که مردم در مقابل حاکمیت و حاکمیت در مقابل مردم صف آرایی می کند.

نشانه های قدرت حاکمیت و کل مجموعه نظام در عرف جهان امروز دیگر به قدرت سرکوب و تهدید و ارعاب و زندان و دار و درفش شناخته نمی شود و قدرت واقعی را زمانی از آن یک حکومت می دانند که با مشروعیت کافی مردمی دست به حکمرانی صالح بزند و حاکمیت با قدرت منطق و قانون و احترام و رعایت حقوق شهروندی و حقوق بشر سعی در رساندن آن جامعه به سر منزل مقصود را داشته باشد و براساس این مبانی برداشت می شود که این حکومت یا کشور یا دولت دارای اقتدار در زمینه اداره کشور به نحو مطلوب است.

برای نشانه های قدرت می توان انواع و اقسام روش ها و متدها را مثال آورد که هم از حوصله این مقال خارج است و هم نگارنده متخصص در این بحث نیست و تنها به ذکر موارد ذیل بسنده می کند و تنها مقصود پرسیدن سئوالی است که در ذهن نقش بسته است و آن اینکه در ایران امروز ما نشانه های قدرت چیست؟
آیا ازنشانه های قدرت حاکمیت در ایران عدم تمکین حاکمیت به رای مردم است؟
یا برخوردهای وحشیانه با معترضینی که با سکوت در خیابانها حاضر می شوند نشانه ای دیگر از قدرت حکومت است؟
آیا به گلوله بستن راهپیمایی های مسالمت آمیز نشانه قدرت است؟
آیا دستگیری گسترده فعالان سیاسی که درگیر در یک انتخابات قانونی با نامزدهای تایید صلاحیت شده از سوی خود حکومت بودند نشانه دیگری از اقتدار حکومت است؟
آیا انجام شکنجه ها و رفتارهای خشونت بار صورت گرفته با افراد بازداشتی در کمپ هایی مانند کهریزک و پاسارگاد و...باعث به رخ کشیدن قدرت و اقتدار حاکمیت به مردمانش است؟
آیا فعالان سیاسی را به بند و سلول های انفرادی و گرفتن اعترافات اجباری و دادگاههای نمایشی و محاکمه کشیدن و برگزاری شوهای رسانه ای و ... نشانه های اقتدار حاکمان ماست؟
حال آیا رفتارهای امروز حاکمیت در ایران که حتی تحمل یک دعای کمیل با حضور جمعی اندک را ندارد نشانه اقتدار است یا می توان آن را نشانه هایی از زوال تدریجی اقتدار یک حکومت دانست که حتی از یک دعای کمیل خانواده های زندانیانی که هیچ پناهی جز دست به دعا برداشتن ندارند نیز می هراسد و باعث بدعتی در تاریخ می شود که بی سابقه است.
و ....
می توان دهها سئوال در این زمینه طرح کرد و پرسید که در ایران امروز ما نشانه های قدرت حاکم و حاکمان کجاست ؟ و به چه جایی رسیده یا در واقع محدود شده است ؟ و سئوال آخر اینکه واقعا اینها نشانه های اقتدار و قدرت حاکمیت است یا نشانه های زوال آن؟

آیا اصولا رفتارهای حکومت در چهار ماه اخیر جز آنکه نشانه های زوال درونی حاکمیت را بیشتر هویدا کند تا اقتدار آن اثری داشته است؟

در تاریخ معاصر و صدساله اخیر ایران هرگاه حاکمان ابزار زور و سرکوب و دار و درفش را بعنوان اسباب قدرت خود برگزیده اند و قدرت واقعی خود را که در کسب مشروعیت و رای مردم بوده فراموش کرده اند، همیشه شاهد بروز رویدادهایی بوده ایم که روند ثبات و توسعه کشور را در هم ریخته ودر نهایت در مقاطعی به انقلاب منجر شده است که هزینه های بالایی به همراه داشته است .

ظاهرا برای حاکمیت برآمده از انقلاب سرنوشت حکومت های قبلی به اندازه کافی درس آموز نبوده و حتی حضور اینان در انقلاب اسلامی باعث نشده راهی را در پیش نگیرند که تکرار تاریخ باشد و هزینه های بالای دیگری را به کشور تحمیل کند!

نقل از سایت جرس

October 24, 2009

به کجا می‌رویم؟

هجوم ماموران امنیتی بدون ارائه هرگونه حکمی به حریم خصوصی و خانه یک شهروند بدلیل برگزاری یک مراسم مذهبی، آن هم دعای کمیل برای تسلی دل خانواده ای که عزیزشان چهار ماه است بدلیل فعالیت سیاسی اصلاح طلبانه دربند و زندان است و جز راز و نیاز با خدا پناهی ندارند ، در تاریخ پس از انقلاب بی سابقه می باشد. بازداشت فله ای حاضران در این برنامه معنوی (نزدیک به هفتاد نفر) اگر نگوییم بی سابقه اما کم سابقه ترین اقدام طی 20 سال اخیر در جمهوری اسلامی ایران بوده است.


دلایل چنین عمل غیرقانونی و ناموجه چیست؟ چرا اداره کنندگان کشور که ادعای دینداری شان گوش فلک را کرده و مدعیند پایه های حکومتشان بسیار مستحکم است، از جمع شدن و صدای دعای جمعی اندک از شهروندان مومن آنچنان به وحشت می افتند که درست زمانی که نوای یا رب یارب و یاغیات المستغیثین دعا خوانان طنین افکن می شود، ماموران به جمع آنها یورش می برند و مادر و همسر، پسر و دختر، زن و شوهرهمه و هرآنکس را که آنجا بوده با هم به ناکجا می برند؟

نظام سیاسی ما در چهارماه گذشته به کجا رسیده که اینچنین برآشفته و هراسناک حتی از دعا خواندن برای آزادی زندانیان نیز آشفته می شود؟

آیا در حکومت عدل علی که شب و روز در تریبون های رسمی و علنی، حکومت فعلی را با آن شبیه سازی می کنند، با دعا خواندن مسلمین اینگونه رفتار می شد؟ اگر قرار به این شبیه سازی ها باشد آیا امام علی(ع) با مخالفان و منتقدان خود اینگونه برخورد می کرد؟ علی حتی با خوارج که اورا در علن و آشکار نقد و تخطئه و نفی می کردند تا زمانی که دست به شمشیر نبردند هیچ نکرد و اجازه داد درنظام اسلامی به حیات و زندگی خود ادامه دهند و به ابراز مخالفت با حاکم اسلامی بپردازند. اما امروز در جمهوری اسلامی ده ها نفر را که فقط برای خواندن دعا گرد هم آمده اند بدون آنکه خانواده هایشان بدانند، دستبند زده و به ناکجا می برند. پدر و مادر از سرنوشت فرزندان و خواهر و برادر از وضعیت هم بی خبر می مانند و ما بهت زده نظاره گریم که این اعمال غیرقانونی و ظالمانه و مخل امنیت و آرامش شهروندان تا کی درلوای حکومتی بنام دین ادامه خواهد یافت؟

نظریه پردازانی که از تریبون های رسمی و با هزینه عمومی به تبلیغ و ارشاد مردم به ارزش های دینی و اخلاقی و در راس آنها عدالت می پردازند در باره چنین عمل ظالمانه ای چه نظر دارند؟و آیا فکر می کنند با اینگونه اعما ل وعظ و ارشاد آنها مفید و موثر است ؟ آیا رعایت حداقل های اتصاف و مروت و اخلاق انسانی و نه پایبندی به آموزه های اسلامی و موازین قانونی با اینگونه اعما ل آنهم از سوی مامورانی حکومت که باید حافظ نظم و امنیت و حیثیت و کرامت شهروندانش باشد ، تناسب دارد؟ و آیا...

این روزها، سئوالات بی پاسخ زیادی برایم و برای ما نسلی که با انقلاب پا به عرصه حیات گذاشته و پرورش یافته این نظامیم پیش آمده است که ذهن های کنجکاومان حتی ازفهم و تحلیل آن نیز عاجز و ناتوان مانده است !

راستی ما به کجا می رویم؟

و تا کجا چنین شتابان همه ارزش‌ها را تار و مار می کنیم؟

یا غیات المستغیثین...

October 19, 2009

النصر بالرعب؟

صدور احکام فعالان سیاسی که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری فعالیت می کردند آغاز شده است و اخبار حاکی از صدور احکام تعلیقی و تعزیزی برای آقایان سعید حجاریان، شهاب الدین طباطبایی، هدایت الله آقایی، احمد زیدآبادی و سایرین است.

اولین نکته ای که پس از شنیدن صدور چنین حکمی به ذهن متبادر شد این مسئله است که دلیل صدور چنین احکامی آنهم به فاصله چندی از صدور احکام اعدام برای کسانی که اصولا درگیری ای در انتخابات ریاست جمهوری نداشتند و هفته ها قبل از انتخابات بعلت فعالیت دیگری دستگیر شده بودند چیست؟

اقتدارگرایان با مشاهده حضور گسترده مردم در روز قدس تمامی سناریوسازی ها و اعترافات نمایشی و بیدادگاه هایشان را بی اثر دیده اند و بدنبال راهی هستند تا با مرعوب ساختن مردم آنها را از ادامه این راه باز دارند و با این هدف سعی دارند به انواع و اقسام روش ها مردم را از میدان مبارزات مدنی خارج کنند.

صدور این احکام نیز در این مقطع زمانی تنها ناشی از هراس اقتدارگرایان از تکرار روز حماسی قدس در 13 آبان است و مشخص است که تمام برنامه های خود را برای مایوس کردن و مرعوب کردن حامیان سبز برای حضور در خیابان ها بسیج کرده اند و با انواع زبان ها از تهدید گرفته تا فرستادن پیام های مختلف در تریبون نماز جمعه سعی می کنند با سیاست «النصر بالرعب» بر جامعه کنترل داشته باشند و بواقع این جمله امروز معنای خود را متجلی می سازد که "حکومت امروز توان اداره ندارد، بلکه تنها سعی می کند کشور را کنترل کند".

اما این سئوال باقی است که آیا با سیاست پیروزی با ترساندن است، می توان مردمی را که بیش از 120 روز است پایدارانه ایستاده اند و حتی جلوتر از فعالان سیاسی حرکت می کنند را با این رفتارها به گوشه ها خانه ها بازگرداند؟

October 15, 2009

تو را من چشم در راهم...

تو را من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندهي فراهم
تو را من چشم در راهم .

شباهنگام ، در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران
خفتگانند

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم يادآوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم
تو را من چشم در راهم

نيما يوشيج

October 14, 2009

Bandar Abbas

بندرعباس مهر 1388

October 7, 2009

متن استعفا و کناره گیریم از سایت نوروز


حنیف مزروعی، سردبیر پایگاه اطلاع رسانی نوروز طی نامه ای خطاب به اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی استعفای خود را اعلام کرد. حنیف مزروعی دراین نامه که در تاریخ چهاردهم مهرماه نگاشته شده است، یکی از دلایل استعفای خود را جلوگیری از تحت فشار قرار گرفتن اعضای دربند حزب اعلام کرده است. متن این استعفا امروز جهت انتشار در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است.

متن کامل استعفای سردبیر سایت نوروز به شرح زیر است:

اعضای محترم شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

با سلام،
احتراما همانگونه که مستحضرید اینجانب از سال 1386سمت سردبیری پایگاه اطلاع رسانی نوروز، پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی جبهه مشارکت را عهده دار بودم و تا به امروز سعی کرده ام تا وظیفه خود را در حد توان و مقدوراتم انجام دهم.

در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز اینجانب و سایر همکاران سایت نوروز نهایت تلاش و همت خود را برای پوشش اخبار انتخابات به کار بردیم و پس از انتخابات نیز سعی کردیم که برای آگاهی افکار عمومی وقایع رخ داده در کشور را به درستی بازتاب دهیم.

متاسفانه همانطور که مستحضرید در حوادث پس از انتخابات و فضای امنیتی حاکم بر کشور تحت تعقیب قرار گرفتم ولیکن در این مدت سعی کردم با تمام توان رسالت خبررسانی و وظیفه خود در مدیریت سایت را انجام دهم.

اینجانب با کمال احترام اعلام می کنم که به علت پاره ای مشکلات شخصی و همچنین تحت فشار قرار نگرفتن دوستان در بند از تاریخ 14 .مهرماه از سمت خود در سایت نوروز کناره گیری کرده و از شورای مرکزی حزب تقاضا دارم با کناره گیری اینجانب موافقت بفرمایند.

با آرزوی توفیق و رسیدن به ایرانی آباد و آزاد

حنیف مزروعی
چهاردهم مهرماه یکهزار و سیصدو هشتاد و هشت

October 6, 2009

برای برادرانم

همین عید امسال بود، برای شرکت در عروسی برادرم مهدی شیرزاد حاضر شدم؛ مهدی شاد و سرزنده و سرحال بود و مدام با میهمانان در حال گپ و گفت. به محض ورود چهره یک نفر مرا به خود جلب کرد، علی را بعد از مدتها میدیدم، الپر (علی پیرحسینلو) بمانند همیشه گرم صحبت بود. همدیگر را در آغوش کشیدیم و مشغول صحبت شدیم و خاطرات گذشته را در لابه لای حرفهایمان مرور کردیم. حسین نعیمی پور هم هر از گاهی به ما سر میزد و میگفتیم و می خندیدیم و آخر سر هم عکسی همه به یادگار گرفتیم.

آن شب، برایم شبی به یاد ماندنی شد، زیرا فرصتی دست داد تا برخی دوستان را که سالها بود، ندیده بودم ببینم و ساعتی را در کنار هم بگذارنیم.

اما امروز، علی، مهدی و محمدحسین در گوشه از تنهایی خویش اسیر دژخیمان شده اند و به جرمهای ناکرده، بخاطر داشتن عقیده مستقل از حکومت بایستی جواب پس بدهند؛ امروز تنها صدای خنده و صورت های خندانشان است که در ذهنم تداعی می شود.

رفاقت و برادری ام با حسین نورانی به سالها پیش برمیگردد، به دوران نوروز و یاس نو، به زمانی که گرفتار ناعدالتی شده بودم و حسین با مهربانی تمام احوالپرس همسر و خانواده ام می شد. این محبتش همیشه بر دل و یادم مانده بود. بعد از آن نیز سالها در کنار هم در زیر سقف یک تشکل فعالیت کردیم و انرژی جوانانه اش را می دیدیم که هر روز پر جنب و جوش تر از قبل بود و مدام سعی داشت مراسمات مختلفی دینی و مذهبی و اعیاد را سر و سامان دهد.

امروز حسین در بند است و من در زندان خودساخته نگران حال و روز او. امروز حتی دست روزگار اجازه نمی دهد که محبت حسین را آنطور که شایسته است در حق همسر صبورش جبران کنم و از این بابت شرمگینم.

وقتی رفتن دوستی را میبینی، باور نمیکنی و داستان برایت جور دیگری جلوه می کند. وقتی میبینی که می رود و کاری از دستت بر نمی آید هم جور دیگری گرفته می شوی، وقتی میدانی رفته و باید بنشینی و انتظار بازگشتش را بکشی دیگر انگار عذاب است که بر تو نازل شده است.

رفتن مهدی محمودیان در این روزهای سخت برایم از همین جنس رفتن ها بود، گرفتار شدنش را باور نکردم و نمیکنم، اینکه برادر رشیدی چون او این روزها ناجوانمردانه در مقابل بازجویانی نشسته است که کارشان بستن تهمت هاست.

مهدی رفته است اما سنت حسنه جوانمردی اش در ذهنم باقی است و منتظر تجدید دیدار و شنیدن صدایش نشسته ام و مطمئنم که دختر خردسالش که سخت وابسته پدر بود نیز این روزها سخت ترین دوران کودکی اش را میگذراند.

زینب محمودیان چشم انتظار بازگشت پدر نشسته است تا احوال و روزگار سخت کودکانه اش را برای پدر غیورش تعریف کند.

اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

اما برادری که تازه پدر شده است و طعم شیرین میوه زندگی اش را تازه چشیده بود هم این روزها به گناه فرزند مقاوم پدری استوار و رشید بودن، گرفتار بند دژخیمان شده است.

مهدی میردامادی که بیش از 15 سال است می شناسمش و برای حکم برادر را دارد.

برایم غم های دنیا تازگی میکند وقتی فکر میکنم مهدی از شنیدن صدای خنده نوگلش محروم مانده است. شاید فردا من هم به همین درد گرفتار شوم منتهی در زندانی که خود بنا کرده ام.

برایش صبر آرزو می کنم که معلمی باشد برای فردای من تا از او درس صبوری و فداکاری بیاموزم.

بارها و بارها نوشته اند و گفته اند که روزگار غریبی است.

هنوز شادی آزادی رضا کام دلمان را شیرین نکرده بود که ساعقه آنچنان تلخ کرد این شعف را که درد دوری دوستان و یاران جدید را نمی دانم چطور و چگونه به دوش بکشیم.

برای علی پیرحسین لو، محمدحسین نعیمی پور، مهدی شیرزاد، مهدی میردامادی، مهدی محمودیان، حسین نورانی نژاد و همچنین شهاب طباطبایی و سعید شریعتی که این روزها به جرم جوانی و تحول خواهی و تغییرخواهی در زیر یوغ استبداد اسیرند، دعا میکنم تا آزاد و سربلند و سالم به آغوش خانواده های چشم انتظار و نگرانشان باز گردند.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007