حال امروز ما
1.
یاس نو تعطیل شد، نوشتن سوگنامه برای مطبوعات دیگر به امری عادی تبدیل شده و متاسفانه به قدری طبیعی شده كه از كنار آن به آسانی میگذریم.
شرایط به گونهای است كه اگر ساز مخالف بزنی تنها نصیبت عتاب است و توقیف و تعطیلی و گوشه نشینی و ما روزنامه نگاران به قولی غصه میخوریم و پیر میشویم.
یاس نو توقیف شد تا نشان دهد حاکمان همچنان از انتشار كدام اندیشه هراس دارد و آن را بر نمیتابد؛
یاس نو رفت تا نشان دهد در جریان اصلاحات برای حاكمیت دایره خودیها و غیرخودیها ترسیم شده و غیرخودیها تنها سهمشان انتشار یك تكشماره است؛
یاسنو را بستند تا عیار دفاع از حقوق شهروندی و حقوق بشر نامزدها در انتخابات مشخص شود و ما نیز بدانیم كه حقوق بشر و شهروندی برخی هم خودی و غیرخودی دارد و آنان كه از او حمایت نكردهاند زیر چتر این حقوق نیستند؛
و یاسنو را بستند تا تنها صدای مخالفانی منتشر شود كه قابل اعتماد هستند و حرف میشنوند؛
2.
ما شهروند این مملكت نیستیم، زیرا نه حقی برای آزادی بیان داریم و نه حقی برای انتشار سخنمان؛
ما شهروندانی هستیم كه حقوق شهروندیمان تنها در حد نفس كشیدن است و بس و اگر از دیوار صدایی بلند شود از ما نباید ندایی برخیزد؛
كاش حاكمان به همان اندازه كه برای یك خبرنگار مظلوم ایرانی – آمریكایی ارزش قائل بودند ما را نیز میدیدند و برایمان نامه نگاری میكردند؛
البته ما از یك زاویه دیگر نیز مظلوم هستیم و آن اینكه كسی را نداریم كه از رئیس جمهوری ما كاری را بخواهد یا شفاعت ما را بنماید.
3.
این است حال امروز من نوعی، منی كه آرزویم سربلندی كشور است و آبادی آن و تلاش كرده و میكنم كه هر روز را بهتر از دیروز كرده و ایران را سربلند كنم.
این است حال و روز ما اهالی مطبوعات كه به امید و كورسوی افقی روشن سعی داریم در این میدان پر از مین قدم و قلم بزنیم.
نظرات
مانیا :
سلام
عادت کرده ایم به بیگانگی در وطن...
شاید باید به غریبگی هم عادت کنیم و همچنان غریب پسند بمانیم ...مثل همیشه .
و بگوییم که ما جهانی شدن را احساس کردیم با یک تفاوت که هیچ کجا احساس ارامش وطن را نداریم.
هیچ کجا نگاه اشنا نبینیم ...
وهمیشه زیر بار نگاه بت های زمانه باشیم.
مانیا - May 21, 2009 9:12 PM
آزاده :
سلام واقعا متاسف شدم
آزاده - May 26, 2009 9:06 AM