از نايب پيغمبر تا عبور از نظام
1.
از آن روزهايي كه عدهاي در نمازجمعه دانشگاه تهران شعار ميدادند "مخالف هاشمي مخالف رهبر است مخالف رهبري دشمن پيغمبر است" هنوز آنقدر نگذشته است كه خاطرها محو شوند و بياد نداشته باشيم كه روزي روزگاري مخالفت با هاشمي به معناي زير پا گذاشتن رهبري، و دشمني با رسول خدا بود.
آن روزها هاشمي نماد نظام و اسلام و حكومت اسلامي بود و دو آتيشهها سعي داشتند با اينگونه شعارها نداي هر منتقدي را بسته نگاه دارند.
جدا از نادرستي اين نحوه دفاع كه در دوران پس جنگ باب شده بود اما نكته مسئله اين بود كه عدهاي در آن روزگار براي دفاع از يك شخص حاضر بودند تمام ارزشهاي اسلامي و ديني را نيز به ميان بكشند و از آنها هزينه كنند. اما با نگاهي گذرا به مدافعان آن روزهاي رئيس جمهور وقت خواهيم ديد، آنها كساني نبودند جز آناني كه در سالهاي بعد از دوم خرداد چماق به دست گرفتند و دانشجويان را زدند و به تجمعات حمله كردند و امروز نيز در سايه دولت عدالت پرور نهم مدافع دولت جديد شده اند.
باز هم اگر در گذشته كنكاشي بكنيم خواهيم ديد كه منتقدان آن روزهاي هاشمي رفسنجاني هماناني بودند كه دلسوزانه سعي در نقد سياستهاي اقتصادي آن دوران داشتند و در دولت اصلاحات سعي كردند با اصلاح روشها – نه تخريب روشها – كشور را به توسعه همه جانبه برسانند كه دقيقا همان چيزي بود كه هاشمي در دولت خود به دنبال آن بود اما منتقدان آن روزها تنها با روشهاي اعمال شده موافقتي نداشتند.
2.
سالها از آن و حال و هواي دوران پس از جنگ گذشته است، دو آتيشههاي ديروز ديروز، امروز احتمالا در يك مركز دولتي نشستهاند و از رايحه خوش خدمت دولت مهرورز بهره ميجويند، اما دنيا سوداي ديگري سر ميدهد و امروز هاشمي كه روزگاري دشمنش دشمن پيغمبر بود به نماد عبور از نظام تبديل شده و ارگان دولت جمهوري اسلامي علنا وي را خطاب كرده و متهم ميكند كه در حال تكرار كردن دوران امام و آيت الله منتظري است.
گاهي چرخه روزگار نكاتي را زنده ميكند كه قابل تامل است. هاشمي رفسنجانياي كه او را تاريخ زنده انقلاب ميدانند و مبارزات سياسي اش را كمتر كسي است كه نشنيده باشد و امروز بر جايگاه يكي از مهمترين اركان نظام يعني مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام تكيه زده است، به ناگاه تبديل شده است به عبور كننده از ارزشهاي نظام، نظامي كه دولت نهم خود را نماد تمام عيار آن ميداند و هر كسي كه دم از مخالفت با آن بزند، انگ مخالف نظام بودن به او ميچسبد.
3.
آنان كه در روزهاي پس از جنگ براي مصادره هاشمي به نفع جريان خود و منکوب کردن مخالفان سياسي با شعارهاي عجيب و غريب از وي حمايت و دفاع مي كردند و وي در جايگاههاي مقدس مينشاندند و مخالفت با او را مخالفت با نظام و حكومت ميشماردند، امروز همانان به قدرت رسيدهاند و انديشههاي خود را عين نظام و حكومت و اسلام ميدانند و تحمل ابراز هر نظر مخالفي را هم ندارد، حتي اگر آن نظر دهنده هاشمي رفسنجانياي باشد كه روزگاري در حمايتش خيابانها را به هم ميزدند.
4.
روزگار درس هاي جالبي ميدهد و از دريچه اين تجربيات است كه انسان به شناخت همه جانبهاي از وقايع ميرسد، اينكه عدهاي خود را نماد همه چيز و همه كشور ميدانند و حرف غير را برنميتابند امر مبرهن و روشني است اما اينكه اين عده وقاحت را به جايي بردهاند كه به خود جرات ميدهند مسئولان تراز اول مملكتي را خطاب كنند و آنها از ديدگاه خود خائن به نظام معرفي كنند امر ديگري است.
شايد اگر يادداشت هفته گذشته روزنامه ايران روزگاري در يك روزنامه اصلاح طلب نگاشته ميشد، احتمالا امروز تمامي هيات تحريريه اين روزنامه را بايستي در ناكجاآباد زنداني ميديديم.
نظرات
اتوپیا :
مهم هدف است. خون شهدا، دین، پیغمبر و ... بهانه اند!
اتوپیا - March 11, 2009 2:38 PM
فرهاد :
حالا شما، بدین وسیله از آقای هاشمی رفسنجانی دفاع کرده اید؟
چرا ایشان را مظلوم یافته اید که اینگونه در این وانفسای مشکلات عدیده و مظلومان بی پشت و مشت به دفاع از ایشان برخاسته اید؟
حنیف: نمی دانم چرا مطلب را دفاع از هاشمی دانستید، مطلب کلا در خصوص نوعی از طرز تفکر بود که فقط خود را عین نظام و کشور و انقلاب می داند و برای دفاع از اندیشه اش حاضر است همه را زیر پا بگذارد و هاشمی بعنوان مثال برگزیده شده است تا نشان دهیم حتی بلندپایه ترین مقامات نیز در تیر رس این طرز تفکر انحرافی است
فرهاد - March 11, 2009 10:46 PM
سامان روح بخشان :
با سلام
مطلب بسيار جامع و خواندني بود.
سامان روح بخشان - March 12, 2009 3:35 AM
نازنين :
چه خوب كه كركره اينجا رو كشيدي بالا!!
نازنين - March 14, 2009 12:13 AM
حسین :
سلام
خیلی نکته جالبی بود
یادی از گذشته و عبرت گرفتن از درس هایی که نباید فراموش کرد
حسین - March 14, 2009 7:51 AM
نگار :
اساسا اون چیزی که برای مسولین چه مهرورزان چه اونایی که مثلا اصلاح طلب هستن اهمیت نداره ....
شمام خیلی زحمت عبرت و درس و این جور چیزا رو نداشته باش اصول گراها نباشن اصلاح طلبها اونا نباشن راستیا اونا نباشن سنتی ها اونا نباشن آمریکاییها اصلا شاید همشون یکی باشن یا شاید هم یکی داره جای همه نقش بازی میکنه
حنيف: نظر شما عين آن است كه چشمانمان را ببنديم و بگويم اصلا ما در دنيا هيچ نقشي نداريم و همه چيز از قبل برنامه ريزي شده توسط فلان قدرت و فلان كس، و ما بايد بشينيم و تماشاگر روزگار باشيم و اختياري از خود نداريم
نگار - March 14, 2009 10:43 AM
:
فکر میکنم بهترین توصیفی که بر این امر میتوان ارائه داد همان طرز تفکر انحرافی میباشد که شما نیز اشاره فرمودید. به هر حال بایستی یک روزی برسد که مردم ما مسئولیت افکار و ایده هایشان را بپذیرند و آن روز همین امروز است که تجلی خواسته های 30 سال پیش را به چشم میبینیم.
Anonymous - March 14, 2009 10:59 AM
فرید صلواتی :
من تو را دوست دارم . مال هر دین و آیینی که می خواهی باش .
فرید صلواتی - March 15, 2009 11:50 AM
احسان :
به نام خدا
همان گونه که روش روزنامه ایران در تخریب آقای هاشمی نا موجه است روش اصلاح طلبان نیز زشت و کریه است. آنهایی که در باره آقای هاشمی و مردان او کتاب عالیجناب خاکستری و سرخ پوش می نوشتند امروز آقای هاشمی را کعبه آمال خود می بینند.
حنيف: همينكه شما هم يك نفر را تمام يك جريان ميگيريد زشت و ناپسند است
احسان - March 16, 2009 2:29 AM
:
حنيف جان لطفا به بابا بگو اولويت امروز نگهداري خاتمي درصحنه است اگرم دوست داري نفس عادي بكشي خودتم كمك كن
Anonymous - March 16, 2009 6:12 PM
احسان :
آقا حنیف
من جدا نه طرفدار اصلاح طلبان هستم و نه طرفدار اصولگرایان و نه هیچ جریان دیگری. اما
نویسنده کتابهای عالیجناب سرخ پوش و یا خاکستری از بنیاتنگزاران حرکت اصلاح طلبی است و اتفاقا هیجگاه اصلاح طلبان از نظریات ایشان اعلام برائت نکرده اند و لذا زشت و ناپسند نیست اگر ایشان به عنوان یک نماینده حرکت اصلاح طلب معرفی گردند.
اما بعد
چند تا سوال برایم هست خیلی ممنون میشوم اگر پاسخ بفرمائید:
1 - در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی اصلاح طلبان خیلی به ایشان هجمه می کردند. حتی از همه طرحهای اقتصادی ایشان هم ایراد می گرفتند. موضوع کتاب سرخ پوش و خاکستری را هم که گفتم. چطور شد که الان این قدر طرفدار آقای هاشمی هستند.
2 - در ماجرای 18 تیر آقای حجاریان در صفحه اول روزنامه صبح امروز با تیتر درشت نوشتند که : شهداء را تحویل دهید.
منظور از شهداء چه بود. حتی به گفته خود اصلاح طلبان فقط یک نفر کشته شده بود لذا استفاده از کلمه شهداء به صورت جمع به چه منظور بوده است.
3 - چرا برخی افراد جامعه که متاسفانه از مایه های مذهبی ضعیف تری برخوردار هستند طرفدار اصلاح طلبان می باشند. مثلا زمانی که یکی از رهبران اصلاح طلب در جائی سخنرانی می کند تعداد زیادی از بانوان در حالیکه کمترین میزان حجاب را هم رعایت نکرده اند شرکت می کنند و به صورت مختلط با آقایان بدون رعایت فاصله ایشان را تشویق می کنند.
4 - یکی از آقایان ( دقیقا خاطرم نیست شاید سخنگوی یکی از شاخه های دفتر تحکیم باشد ) اخیرا با رادیو آمریکا همکاری می کند.
اکبر گنجی آن گونه مواضع سخت علیه نظام و رهبری آن اعلام می کنند. چرا اصلاح طلبان موضع صریح خود را نسبت به این مسائل روشن نمی کنند.
خیلی ممنون می شوم اگر جواب این سوال را بدهید.
باور کنید من سوالهای مشابه را هم از اصولگرایان کرده ام مثلا زمانی که رهبری انقلاب با حکم حکومتی به شورای نگهبان دستور دادند که صلاحیت آقای دکتر معین برای انتخابات ریاست جمهوری تائید شود روزنامه کیهان برای اولین بار از عنوان رهبری به جای مقام معظم رهبری یا رهبر معظم انقلاب یا شبیه اینها استفاده کرد. و موارد دیگر که از طیف مقابل شما هم چرائی آنرا سوال کرده ام.
خیلی ممنون میشوم این شبهات را روشن کنید.
با تشکر.
حنیف: سعی میکنم مختصر جواب دهم چون هم به اندازه کافی به این مسائل پاسخ داده شده و هم بحث روز نیست و با مراجعه به وبلاگ پدرم یا آقایان عبدی و شیرزاد و ارغنده جواب های بهتری خواهید یافت.
اول اینکه در اینکه کسی را بنیانگذار نهضتی بنامیم اشتباه نکنیم، بنیانگذار اصلاحات در ابتدا خود مردم بودند و بعد هم نماینده فکری ان یعنی خاتمی و لاغیر و بقیه همراهان این نهضت فکری هستند
دوم در مورد انتقاد اصلاح طلبان به طرحهای اقتصادی هاشمی زمان نشان داد که تمامی آن انتقادات صحیح و به جا بود و برای همین بود که ایشان در سالهای پایانی دوره ریاست جمهوری خود طرح تعدیل اقتصادی را به کنار گذارد و در مورد طرفداری هم امروز بدانید من شخصا هنوز منتقد ایشان هستم اما قرار نیست وقتی کسی کار نیکویی نیز انجام داد چشم بر روی آن ببندیم.
سوم در مورد سخن آقای حجاریان من سخنگوی ایشان نیستم و در مقام پاسخگویی کارهای ایشان نیستم، اما به لحاظ اینکه کارم روزنامه نگاری است فقط جهت اطلاعتان بگویم که هرچیزی که در روزنامه تحت مدیریت کسی چاپ میشود عینا نظرات آن شخص نیست و روزنامه به صورت گروهی منتشر می شود نه فردی البته این به معنای توجیه عملکرد نیست.
چهارم، شاید طرفداران اصلاح طلبان از لحاظ تیپ و رفتار تفاوتی با قشر مذهبی داشته باشند اما فراموش نکنیم که همینان نیز جزو مردم هستند و رای و نظرشان در بطن جامعه وجود دارد و اگر گروهی نتوانند آنها را به خود جلب کنند کم کم بعنوان یک صدای خاموش از صحنه خارج شده و عواقب ناگواری برای کشور در آینده خواهند داشت، پس بهتر است از این روند اتفاقا خوشحال باشیم تا نگران، البته اگر نگاهی شما به سوابق چهره های شناخته شده اصلاحات یا جبهه مشارکت بیاندازید اکثریت قریب به اتفاق آنان چهره هایی مذهبی با سوابق مبارزاتی و حضور در جبهه ها و حتی جانبازی هستند.
پنجم، اگر کمی در اخبار تجسس کنید خواهید دید که این افراد دیگر در بین اصلاح طلبان وجهه ای ندارند و حتی شخصیت هایی چون مهندس سحابی نیز از آنها تبری جسته اند، منتهی چون اصلاح طلبان مشکل رسانه دارند و صدایشان به جامعه نمیرسد این مسائل نیز مغفول مانده است.
از نظر من کسی اصلاح طلب است که همچنان در داخل کشور حاضر به دادن هزینه برای اصلاح کشور باشد نه اینکه خارج نشین بی خاصیتی باشد که تنها حرف بزند و از آن سر دنیا بگوید لنگش کن.
در اخر هم من سخنگوی خودم هستم و عقاید خودم را تبلیغ میکنم نه سخنگوی اصلاحات اگر جوابها قانع کننده یا کافی و وافی نبود به نظرم به سراغ شخص معتبرتری بروید
احسان - March 16, 2009 6:15 PM
:
با تشکر از پاسخ های شما
استفاده از عبارت بحث روز و قطع ارتباط گذشته و حال بنظر من درست نیست. به هر حال گذشته افراد مرتبط با حال آنها است به خصوص وقتی آنرا تائید هم بکنند.
در مورد روزنامه هم قطعا سردبیر یا مسئول یک روزنامه در بحرانی ترین و مهم ترین روز کاری خود روی درشت ترین تیتر صفحه اول خود نظر تام و تمام خواهد داشت.
خوب است که طیفهای مختلف را جذب کرد ولی در عین حال باید از فرصتهای ممکن برای تذکرات لازم هم استفاده کرد نه اینکه فقط استفاده ابزاری از آنها نمود.
البته من شخصا موافقم که حتما اصلاح طلبان باید از امکان داشتن کانالهای تلوزیونی بهره مند باشند این حق مسلم آنهاست. ولی در دنیای امروز اینترنت فضای بسییار مناسبی را جهت نشر آرائ و عقیده ها در اختیار همگان قرار دده است. البته باز قبول دارم که هنوز قدرت رسانه ای تلویزیونی بیشتر است.
در پایان باز هم از شما تشکر می کنم و حتما به سایتهای دیگر که اشاره فرموده اید مراجعه خواهم نمود.
Anonymous - March 17, 2009 2:32 PM
علی. م. :
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب/چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
علی. م. - March 17, 2009 11:35 PM
علی :
دوست عزیز امیدوارم با توان بالایی که در تحلیل مسایل سیاسی دارید با توجه به مسیله روز کشور و بسیار مهمی که میتواند اینده کل جریان اصلاح طلبی را با چالشی جدی روبرو کند تحلیل وبررسی کنید.منظورم حظور دیر هنگام موسوی و انصراف اقای خاتمی و این که با این شرایط مردم چگونه برخورد کنند . در مورد مطلب ÷یش گفته نیز با شما موافقم هر چند بهتر بود دفتر اقای هاشمی واکنشی نشان میداد تا کسانی همه جریانات کشور را طراحی اراده ای خاص تلقی نکنند.
علی - March 18, 2009 5:03 AM
علي علي :
خاتمي ترسيد؛ بزدل است!
يعني قبلا هم بزدل بود شماها نميخواستيد قبول كنيد.
همان بهتر كه سراغ شيخ اصلاحات برويد و از او عذرخواهي كنيد و براي پيروزي او تلاش كنيد.
حنیف: معنای بزدل را خیلی خوب متوجه شدم چون شما که دیگری را متهم به آن میکنید آنقدر دل ندارید که حتی اسم و ایمیلی بگذارید، حساب بقیه هم آنقدر سنگین که آنها باید عذرخواهی کنند
علي علي - March 18, 2009 11:01 AM
هادي :
ميزان حال فعلي افراد است. شما سنگ كيو به سينه ميزني؟!!!
حنیف: وقتی به مطلب دقت نکنید هم می شود که نتیجه های آبکی ازش میگیرد، اگر کمی دقت کنید متوجه منظور می شوید
هادي - March 18, 2009 11:41 PM
عليرضا كاظمي :
اگر در گذشته هم تحول خواهان و الاح طلبان مخالفت هايي حتي جدي هم با آقاي هاشمي داشته اند، دليل آن بوده كه گفتمان آلترناتيو و موفقي چون 8 سال اصلاحات و جامعه مدنيو آزادي گفتگو و انديشه در ذهن داشتند و به دليل ساختار حاكميت در زمان آقاي هاشمي عدم تحقق اين مفاهيم را از چشم هاشمي مي ديدند. به عبارت ديگر جامعه معتقد بودند جامعه خيلي بهتر از زمان هاشمي مي تواند باشد و چون نبود مقصر را هاشمي مي ديدند.
اما اينك كه كار هاي طلايي دولت نهم را ديده اند، پي به اين نكته برده اند كه نخير اوضاع به از برخي لحاظ و جنبه ها به مراتب ناگوار تر هم مي تواند باشد. مشاهده كرده اند كه حداقل قانون مداري و ساختار گرايي آقاي هاشمي جاي ستايش دارد نسبت به ساختار شكني و هرج و مرج طلبي معمولا بيهوده آقاي احمدي نژاد.
به همين دليل اصلاح طلبان و همچنين خيلي از مردم به درستي ديدگاه خود نسبت به آقاي هاشمي را تصحيح كرده اند. و به ارزش هاي ايشان كه در گذشته ناملموس بود پي برده اند. اين هيچ اشكالي ندارد و ناشي از به روز رساني باور انسان بر اساس مشاهدات و تجربه هاي جديد است كه نه تنها نكوهيده نيست بلكه بسيار هم شايسته است.
البته به هر حال آقاي هاشمي اشكالاتي داشته اند و دارند برخي از اين اشكالات گذشته را هم ايشان ممكن است نزد خود پي برده باشند و اصلاح كرده باشند و برخي را هم نه.
از طرف ديگر در شرايط حاضر هم كه بييشتر اشكالات احمدي نژاد ديده مي شود ممكن است در آينده كه بيشتر جلو برويم جنبه هاي مثبتي از ايشان و دولت شان هم مشاهده كنيم. فقط خدا كند آن جنبه هاي مثبت احتمالي در سايه دولت و فردي به مراتب فاجعه ديده نشود طوري كه مردمان و اصلاح طلب و اصولگرا بگويند خدا پدر هاشمي و خاتمي و احمدي نژاد را بيامرزد!!!!
عليرضا كاظمي - March 21, 2009 9:48 AM
maghd :
احسان حرفهای خیلی خوبی زد . من هم سوالات را خواندم هم جوابها را.سوالات خیلی خوب و فنی بود ولی جوابهای مسخره ای داشت لطفا الکی طرفداری نکنید اگه جواب دارید بدید اگه هم ندارید بگید اشتباه کردیم البته اگه شهامتش را دارید.در ثانی هم اینکه کسی نشانی ایمیل خود را به شما نمیدهد نباید او را ترسو حساب کرد شاید دوست ندارد که شما برای او ایمیل بزنید ثالثا هم اگه جوابی برایش دارید همین جا بگید
حنیف:شما می توانید از جواب های من خوشتان نیاید و فکر میکنم جوابهایم هنوز هم صحیح است، در ثانی جالب است که شما دوست دارید هر وقت خواستید بیایید و هر چه خواستید به من بگید و توقع جواب داشته باشید اما خودتان دریغ دارید که یک ایمیل سالم بگذارید که مبادا ایمیلی به شما بزنم، کاملا منطق قابل قبولی بود ولی باز هم من آن را از کمترین حد دل و جرات میدانم
maghd - March 23, 2009 1:03 PM
maghd :
ارزش نظر دادن رو نداری چون ازت انتقاد کردم پیامم رو ننوشتی؟
حنیف: گویا شما در ایران زندگی نمی کنید زیرا اینجا الان عید است و تعطیلات و اصولا اگر متوجه شده باشید بنده نیز از سال تحویل تا کنون چیز جدیدی به وبلاگ اضافه نکرده ام و معنی اش شاید این باشد که دسترسی نداشته ام، حال شما هر حسابی می خواهید می توانید برای من در ذهن خود باز کنید
maghd - March 24, 2009 4:46 PM
:
سلام عده ای هر کس بامنافع انهامخالف باشد رادشمن دین وخداوانقلاب میدانند هاشمی که جای خوددارد
Anonymous - March 25, 2009 9:17 AM
محمد حسن :
با سلام به دوست عزيز
واقعا" به نكته اي جالب اشاره كرديد و آن هم مقدس انگاري براي رسيدن به منافع
شخصي است شيوه اي كه 30 سال است ابزار دست گروهي تماميت خواه گرديده و منافع خود را با آب و رنگ مقدس و شعارها
و الفاظ تذهيب شده به خورد ملت داده و به جز منافع شخصي به هيچكدام و هيچ اصلي هم پايبند نيستند.
محمد حسن - March 29, 2009 8:01 AM
علی :
این جماعت از اول انقلاب تا حالا همینگونه عمل کرده اند ودر هر برهه خاص زمانی تعدادی را که سالها برای حکومت اسلامی وانقلاب زجر کشیده وفعالیت کرده اند ازمیدان بدرکرده اند
علی - March 31, 2009 9:02 PM
arash :
با سلام
لازم میدام چند باسخ کوتاه درباره سوالات بدهم
1 اولا اصلاح طلبان هاشمی را قدیس نمی شمردند و نمی شمارند و مخالفت با ایشان یا هر کس دیگر را مخالف اسلام نمی دانند که حالا بعضی مدعی اند چرا خود شما به هاشمی تاخته اید
اصلاح طلبان معتقدند هر کسی قابل نقد و انتقاد است سوال متوجه انهای است که زمانی هاشمی را قدیس وزمان دیگر او را غارتگر بیت المال مینامند
2در این برهه از زمان که اصلاح طلبان به دفاع از هاشمی برداخته اند این نیست که انتقاد های قبلی بیجا بوده ویا با تفکرات هاشمی همسو هستند بلکه وظیفه انسانی هر فرد است که هنگامی که شخصی ولو دشمن شما مورد حملات ناجوانمردانه قرار میگیرد از وی دفاع کنند ما معتقدیم که در یک فرایند دموکراتیک همه حق دارند زندگی کنند ابراز نظر کنند و از اعمال همدیگر انتقاد کنند ولی هنگامی که زورمداران فردی را مورد انتقاد وبالاتر از این تهدید قرار میدهند و زمینه حذف معنوی وحتی فیزیکی او را مهیا میکنند اخلاق ایجاب میکند که به حمایت از وی برخیزیم
3چنانچه در بالا عرض شد انتقاد اصلاح طلبان با انحصار طلبان از هاشمی متفاوت است زیرا اصلاح طلبان با هاشمی و یا هر شخص دیگری مشکل ندارند وصرفا زاویه دید انها ونوع عملکرد انها به هم تفاوت دارد به عکس انحصار طلبان مشابهت فکری و سیاسی زیادی با هاشمی دارند ولی قدرت به خودی خود اغوا کننده است و این قدرت طلبی است که کسانی به خود اجازه میدهند به رییس مجمع تشخیص و رییس شورای خبرگان رهبری وستون خیمه انقلاب بگویند ضد انقلاب
arash - April 5, 2009 8:13 PM
نادر آفتابی :
آقای حنیف احتمالا با من مخالفت خواهیدکرد ولی معتقدم بین بزرگان نظام جنگ قدرت ایجاد شده است. گروهی برای رسیدن به قدرت "اصلاح طلبی" پیشه کرده اند و گروهی دیگر "اصول گرایی" را. دقت کرده اید که هر دو گروه مردم و امام از خودشان می دانند؟ کدامیک از این آقایان اهمیت می دهند که جوانهای تحصیل کرده بیکارند؟ یا برایشان مهم است که تحصیل کرده ها و ثروتهای واقعی کشور فوج فوج از کشور میروند؟ یا براستی می دانند که بازنشستگان واقعا چطور زندگی می کنند؟ نه در دوران اصلاحات دانستند و نه در دوران "عدالت". مردم و اسلام از نظر اینها صرفا وسایل رسیدن به اهداف هستند. کسانیکه جرات می کنند و خدا و اسلام را تفسیر به رای می کنند و استثمار ( استغفرلله ) دیگر چه اهمیتی به مردم می دهند؟ چنین افرادی هر وقت لازم شد هاشمی را معادل پیامبر و یا هم ارز کافر نشان می دهند. آقای حنیف امیدوارم نگویید که متوجه متن شما نشده ام. در پایان سوالی دارم که خواهش می کنم صادقانه و براساس وجدانتان جواب دهید: اگر به فرض حضرت علی (ع)- همان امام علی که از قدیم با روایتها و کتابها شناخته ایم- امروز در کشور ما ظاهر شود چه می گوید؟ و نظام با وی چطور برخورد می کند؟
حنیف: اصولا هر فعالیت سیاسی برای قدرت صورت می گیرد و اگر فکر کنید غیر از این است یا بگویند غیر از این است بدانید ریاکارند.
اما اینکه برای گرفتن قدرت نامهای مختلف برای خود گذاشته اند را هم اگر از شما قبول کنم، به نظر شما تکلیف همه آنها که در این مدت به زندان و بازداشت و ترک وطن مجبور شده اند چیست؟ پاسخ شما احتمالا این است که یا آنها ساده لوح بوده اند و نفهمیده اند که بازی خورده اند یا اینکه اعتقاد داشته اند. پاسخ من این است آنها اعتقاد داشته اند زیرا آنهایی که در گود میدان حاضر هستند بهتر درک میکنند که این شرایط واقعی است تا آنکه در گوشه زمین نشسته است و نظاره گر بازی آنها.
اگر بخواهم تئوری شما را قبول کنم حتی می توان تا آنجا پیش رفت که حاکمان ما هم با خود هماهنگی کرده اند که یک زمان سلطنت باشد و یک زمان جمهوری اسلامی و آنها هم با هم هماهنگ بوده اند و همه این مسائل بازی است.
برادر من اگر کمی عمیق تر نگاه کنی متوجه می شوی که این بازی تنها در خیال شما جریان دارد و در عالم واقع تفاوت هاست که نمایانگر است.
کسی هم مردم ضعیف را فراموش نکرده است و اگر شما یک جلسه در یکی از برنامه های عمومی اصلاح طلبان شرکت کنید میبینی که همین مردم قشر ضعیف هم در آن حاضرند و حامی و تنها مرفهین بی درد نیستند که بدنبال سیاست و قدرت هستند. ما به دنبال قدرت هستیم برای اینکه فکر می کنیم اندیشه و روش ما بیشتر و بهتر در کشور جواب خواهد داد، آیا به نظر شما تفاوت دوران خاتمی و احمدی نژاد برای قشر ضعیف جامعه ملموس نبود؟ برای منی که از مال دنیا چیزی در دست ندارم که کاملا ملموس بود
نادر آفتابی - April 5, 2009 8:40 PM
:
هاشمی همان هاشمیست همان عالیجناب سرخپوش که درسری داستانهای اکبرگنجی معرفی گردیدهمو که دوست داردهمیشه بر اریکه قدرت باشدواز آن نیزپایین نیاید برای اوحفظ قدرت به هر قیمت یک اصل است وبه همین خاطر هنوزدرقدرت باقی است واین یعنی عدم اعتقادبه دمکراسی وتحمیل پدرسالاری بر گرده مردم، بنام دین تاالی الفنا وخشت کج معماریعنی همین، لذا بایدطرحی نودرانداخت وبی توجه به مدعیان دمدمی مزاج که گاهی اوراتاسایه پیغمبری وگاهی عبورازهمه چیزقبول یا ردمیکنندبه فکروادارسازی همه اجزای حکومت به تن در دادن به خواست عمومی مردم همت گماشت، وراه همان است که سید خوش سیمای سپهرسیاسی ایران بنیاد نهاده است تبدیل معاند به مخالف وتبدیل مخالف به موافق به امیدبهروزی ملت وپیروزی اصلاحات با پیروزی سیدعزیزم مهندس میرحسین موسوی.
Anonymous - April 6, 2009 6:55 PM
:
باسلام.چندخط مطلب داشتيد وتقريبابه همان ميزان پاسخ واظهار نظر.واين يعني به نظرم موفق شده ايد.زمان آن رسيده كه همه عادت كنند به نظرات ديگري احترام بگذارند.
Anonymous - April 13, 2009 5:12 PM
maghd :
اولا که من مطلب ننوشته ام که حالا ایمیل بدهم که جواب رو ونجا ارسال کنی ثانیا که خودت ترسو و بزدل هستی که میخواهی با این مدل حرفای بی ادبانه مخالفت را ساکت کنی ثالثا که شما از گروهی حمایت میکنید که خودشان برای بیشتر کارهای خودشان دلیل ندارند
maghd - April 13, 2009 10:12 PM
:
agar farayand takamol dar enghelab va leader ha ra madde nazar begirim hame soalha ra javab midahad va zemnan mahdoudiat dar gozine ha ra ham bayad did
Anonymous - April 14, 2009 4:24 PM
رایحه :
برادرحنیف ملاک حال افراد است
رایحه - April 20, 2009 12:57 PM
حسن :
سلام اقای مزروعی حال شما
اولین باره که سایت شما رو می بینم.از آشنایی با شما خوشحالم .با تبادل لینک موافقی؟منتظر شما هستم به من هم سر بزنید
حنیف: اگر ببینید اصولا چندان لینکی در وبلاگم به کسی نداده ام با اینحال موفق باشید
حسن - April 22, 2009 3:38 PM