راي ميدهم
با اينكه همچنان بر نظر نوشته شده در يادداشت قبلي هستم و اين انتخابات را غيررقابتي و غيرآزاد و ناعادلانه ميدانم اما به دلايلي راي ميدهم:
1- با توجه به اينكه پذيرفتهام در يك كار جمعي شركت بجويم و كار جمعي و تشكيلاتي را چراغ راه آينده كشور ميدانم با تصميم جمعي دوستان همراه ميشوم.
2- راي ميدهم تا يك درصد هم اگر شده تاثير گذار باشم و براي كمترين تاثير گذاري مثبت اين عمل سياسي را انجام ميدهم.
3- راي ميدهم تا فردا روزي از راي ندادن پشيمان نشوم، و اگر به فرض يك درصد هم براي پيروزي ائتلاف اصلاح طلبان متصوريم خود را شريك آن ميكنم.
4- راي ميدهم تا مانند راي در دور دوم رياست جمهوري هاشمي كه با همه انتقادات راي دادم كه وضع از اين بدتر نگردد، امروز هم راي ميدهم تا وضع بدتر نگردد.
5- و راي ميدهم تا شايد اميدمان را در اين انتخابات با همراهي يكديگر باز يابيم.
6- و راي ميدهم كه راي ندادن را سادهترين و راحتترين اقدام ميدانم.
نظرات
مهدي بوترابي :
پيروزي با تك تك آرا محقق ميشود. پيروزي بر اصولگرايان حق مسلم ملت ايران است.
مهدي بوترابي - March 13, 2008 12:03 PM
:
سلام:
1: کار جمعی خوبه& تا اون جمع کی باشن و چقدر پارادوکس تو کارشون باشه.
2: کدام تاثیر مثبت با رای دادن به بازنده های مظلوم محافظه کار به دست میاد؟
3: اگه از رای دادن پشیمون شدی چه می کنی؟ از کجا معلوم؟
4: من هم به هاشمی رای دادم& این 2 انتخابات از زمین تا آسمان متفاوتند. مگر در مجلس هفتم رای دادی؟
5: حداکثر امیدت مگه یه حداقل 50 نفره از آدمای بی خطر نیست؟ این امیده؟
6: رای ندادن ساده نیست& شاید برای کسانی که هیچوقت رای نمی دهند ساده باشد& اما من که به جز در مجلس هفتم همیشه رای داده م این تصمیم را عاقلانه گرفته ام و با چشمان باز& به خودم هم درو غ نمی گویم& امید بیهوده هم به اتفاقات محال ندارم!
حنيف: وقتي وارد كار تشكيلاتي ميشوي بايد الزامات عقل جمعي را نيز پذيرا باشي و من پذيرفتهام هرچند با نظر من مخالف باشد، از راي دادن اگر پشيمان شوم به راحتي اعلام ميكنم، اين انتخابات هم مثل همان انتخابات است و به نظرم تفاوت فقط در اسم آن است وليكن هدف يكي است، به نظرم برخي از فراد حاضر در شهر تهران چندان هم كبريت بي خطر نيستند، خصوصا 5 نفر اول ليست ائتلاف، در مجلس هفتم هم راي ندادم وليكن بعد از آن حسرت ميخوردم كه شايد با راي دادن ميشد چند نفر بيشتر به جمع اقليت اضافه كرد، موفق باشيد
Anonymous - March 13, 2008 1:05 PM
گفت و گوی اصلاحی :
جبر تاریخی در گفت و گوی اصلاحی
گفت و گوی اصلاحی - March 13, 2008 5:18 PM
کمند :
سلام. تو رای بدی یا ندی فرقی نداره. کسی که از قبل مشخص شدع به مجلس راه پیدا می منه بیخود تلاش نکن
کمند - March 13, 2008 10:31 PM
naramsin :
salam doste aziz
motmaen bash hame chiz az pish tayin shode ast va faghat ma ba hozoremoon bishtar sabet mikonim ke oona mitoonan az ma so estefade konan
khoshhal misham sar bezani
حنيف: با احترام به نظر شما، اما آن را بيشتر از توهم توطئه ميدانم تا حقيقت در جريان فضاي ايران
naramsin - March 13, 2008 10:43 PM
مهدي فرنيان :
سلام"
حنيف عزيز به قول شما در شرايط كنوني بايد راي داد تا به مسير توسعه و تداوم اصلاحات اميدوار بود.
به ما هم سر بزن.خوشحال مي شوم.
مهدي فرنيان - March 14, 2008 10:28 PM
آرش :
راستش من خودت رو چندان مهم نمی دونم که چیزی ازت بپرسم. برای همین یه سوال از باباجونت دارم. ازش بپرس که اگه شرکت در این انتخابات مهمه؛ پس چرا از مجلس ششم استعفا دادن؟ به عبارتی دیگه، چطور ممکنه برای پست و مقامی کوشش کرد در حالی که قبلاً اونو بی فایده دونستن؟
ممکنه بپرسی که چرا همینو توی وبلاگ بابات ننوشتم؟ راستش چون خیلی مودبانه، یکی، دو نا پیام براش گذاشتم، اون هم منتشر نکرد. ناچار شدم به پسرش رو بندازم که پیغام ببره.
حنيف: من پاسخگوي سئوالات ديگران نيستم، ولي اگر با دقت مطالب وبلاگشون رو بخوني متوجه ميشوي، در ضمن اون استعفا در اعتراض بود نه اينكه مجلس مهم نبود، بهتره مسائل رو با هم قاطي نكنيم، در پايان هم مشخصه براي چي پدرم به نظرات شما پاسخي ندادهاند و نمايش نداده است زيرا فكر ميكنم حرفتان را بدون تيكه انداختن و ساده نميتوانيد بزنيد و سئوال يا نظرتان را با جملات نامناسب طرح كرده بوديد
آرش - March 23, 2008 2:46 AM