روزگار ناخوش من
هفته گذشته كلا خوش يمن برايم نبود،
اول فوت عموي بزرگ فرنوش بود كه واقعا در جوانمردي و مروت و يك كلام آقا بودن نمونه بود، دومي براي بچههاي تو آكواريوم افتاد و سومي دامنگير خودم شد ...
از دوران راهنمايي به فوتبال خيلي علاقه داشتم تا آنجا كه موفق شدم در تيم منتخب مدرسهمان حضور پيدا كنم و در بازيهاي مناطق آموزش پرورش استان تهران بازي كنم كه البته چندان موفقيت آميز نبود.
از آن دوران مدرسه هميشه ناخودآگاه از اين ميترسيدم كه يه موقع پاهايم آب بياره، دوستان زيادي را ديدم كه اين اتفاق ناگوار برايشان افتاد و تا مدتي اسير و زمينگير شدند و حال امروز ...
در دوران دبيرستان به دلايل مختلف كه مهمترين آنها دوست داشتن قد بلند بود به واليبال روي آوردم و تمام چهار سال حتي يكبار در مدرسه پايم به توپ نخورد و دائم در زمين واليبال تنهايي يا دو نفري بازي ميكردم كه البته خودم احساس ميكنم استعدادم در اين ورزش بيشتر بود.
هنوز آثار در رفتگي هاي متعدد در بندهاي تمامي انگشتان دستم قابل مشاهده است اما در نهايت تا آنجا پيش رفتم كه در سمت پاسور در تيم واليبال مدارس استان تهران حضور پيدا كردم و ميتوانستم ادامه دهم اما يك تصادف در حين بازي در خيابان در 28 اسفند 75 همه چيز را خراب كرد، انگشتي كه شكسته شد و پشت آن تصادفي كه در 2 فروردين 76 در جاده تهران - اصفهان شد و دست شكسته باز هم شكست و عمل جراحياي كه موفقيت آميز نبود و براي هميشه انگشت دوم از سمت راست دست راست را خميده كرد، بعد از آن به توصيه پزشكان فشار به دست راست ممنوع شد و واليبال تعطيل ....
از آنجايي چندان آرام و قرار ندارم هر از گاهي ورزشي ميكنم و اخيرا دوباره فوتبال، اول بار به همت اين جوون به همراه دوستاني در سالني تفريحي بازي ميكرديم و اخيرا به همراه همكارانم در شركت محل كار كه دوباره بدبياري گريبان گيرم شده و اين بار زانو و كشكك پاي راستم گرفتار شده و براساس گفته دكتر به طور كاملا حادي آب آورده و حال اين روزها اسير خانهام و پا در گچ ...
اين هم روزگار ناخوش احوال من در اين روزها
التماس دعا
نظرات
سهام بورقانی :
ّاِاِاِ...
چرا این طور شد حالا؟
چرا گچ؟
مگخ زانو آب بیاره هم گچ میکنند؟
ایشالا که زوردتر خوب شی
سهام بورقانی - July 31, 2007 1:29 AM
عبدالله :
برو شطرنج بازی کن خطرش کمتره
عبدالله - July 31, 2007 10:43 AM
مرتضي سالاريه :
اللهم اشف كل مريض علي الخصوص حنيف عزيز
مرتضي سالاريه - July 31, 2007 12:03 PM
sima :
بلا دوره.
sima - July 31, 2007 12:57 PM
علي عبدي :
سلام
هر كسي حداقل 10 نفر از دوستانش را دعوت كند كه در روز 14 مرداد، يكصد و يكمين سالگرد مشروطه، نام وبلاگهايمان را تغيير دهيم به :
"14 مرداد، روز همبستگي وبلاگ نويسان با دانشجويان دربند"
حنيف جان شما هم دعوت شده ايد.
علي عبدي - July 31, 2007 3:33 PM
شایا :
با یک پیشنهاد به روزم
شایا - July 31, 2007 4:47 PM
ايران امروز :
سلام
حنيف از اين حرفهاي بلادوره و يا چيزهاي ديگر نمي زنم. كمي مي زنيم به جاده خاكي!
مي داني مشكل اصلي كجاست. هي مي شيني پشت كامپيوتر و درباره نفت و بنزين و دولت خوب خوب و دست گلي نهم حرف بد مي زني و غرغر مي كني. خوب اين حرفها خوبيت ندارد و من در جام جهان نما ابولهول ديدم شما و تني چند از دوستان كه در كودتاي خزنده شركت داشته ايد و از ديواري پريده ايد و پايتان در رفته است - در واقع بجاي خزيدن مرتكب اشتباه شديد و پريديد.
خوش باشي و خوب و هميشه اميدوار
ايران امروز - July 31, 2007 6:53 PM
aphrodit :
چه بد بياري!!!دلم سوخت.انشالله زود خوب شين و هر ورزشي كه دلتون مي خواد بكنين.
aphrodit - July 31, 2007 7:35 PM
منیری :
حنیف عزیز، برات آرزوی بهبودی دارم. من خودم یک هم چین چیزی رو تجربه کردم و میدونم پای توی گچ چه مصیبتیه، آی میخاره :-)
منیری - August 1, 2007 1:34 PM
دلارام اکار :
سلام:
امیدوارم هرچه زودتر خوب بشید..!!!
دلارام اکار - August 1, 2007 3:39 PM
محمد رضا :
برای جلوگیری از اعدام یک روزنامهنگار و یک فعال مدنی به آدرس زیر رفته و نامه را امضا کنید.
http://www.not8.ir/HELP/
موفق باشید و عاشق
محمد رضا - August 1, 2007 11:55 PM
مجيد :
سلام حنيف جان
فكر نميكردم اينقدر جدي باشه ،چرا پس اين چند روز با هم صحبت كرديم چيزي بهم نگفتي؟:(
حتما ميام ديدنت :)
takecare
مجيد - August 2, 2007 12:19 AM
kayhoo :
امرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود
اما
هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.
۱۴ امرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجیحیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.
به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به “۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند” تغییر دهیم.
به اميد آزادي تمامي دوستان دربندمان.
(وبلاگ خود را در قسمت نظرخواهی وارد کنید يا به آدرس h14.mordad@gmail.com بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شود.)
پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح میخواهیم که با همین پست به روز باشند و برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی وبلاگ نویسان و دانشجویان به جز تبلیغ هایی که در سایت ها و وبلاگ های پرخواننده می کنیم هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.
به وبلاگ مهرداد عزیز تشریف ببرید و اعلام حمایت کنید و برای 10 تن از دوستانتان هم بفرستید.
به وبلاگ مهرداد عزیز تشریف ببرید و اعلام حمایت کنید و برای 10 تن از دوستانتان هم بفرستید.
http://14mordad.blogfa.com/
kayhoo - August 2, 2007 9:06 AM
محمد :
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی/از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
و:
گل را تو به آن گویی کز عشق معطر شد/آن گل که فقط گل بود در حادثه پرپر شد
تفسیر:عاشق باشی حادثه هم اثر نمی کنه
ان شاالله زودتر می بهبودی
محمد - August 3, 2007 2:53 AM
:
شانس یعنی همهی قرار ملاقات هایی که سر وقت به انها رسیدی شانس یعنی همه ی پرواز هایی که از دست ندادی شانس یعنی همه ی سرما هایی که نخوردی پس بی حوصله نشو هنوز شانس هایی زیادی پیش رو داری ادم خوش شانس
Anonymous - August 3, 2007 10:46 AM
:
افسانه جویبار کوچک زیباست
یا قصه رودی که سراپا غوغاست
رفتن زیباست- نفس رفتن - اما
ناز نفسی که آرزویش دریاست
موفق باشی و سلامت که ایران به همه فرزندانش
واسه آبادیش نیاز داره فرزندانی سالم و شاد
Anonymous - August 4, 2007 3:55 AM
حمید موذنی :
با مطلبی در مورد مشروطه به روزم
حمید موذنی - August 6, 2007 10:54 PM
گلنسا :
سلام
آدم که تنبلی کنه وضعش میشه گلنسا! چه جوری؟ اینجوری که باید بیاد اول تسلیت بگه بعد آرزوی سلامت کنه بعد تبریک ازدواج بگه! آخه خداییش این درسته؟!
حالا حنیف خودمونیم این دسته گل فوتباله یا هدیه ازدواج فرنوش خانم؟!:))
گلنسا - August 9, 2007 1:46 AM