« March 2007 | دفتر اول | May 2007 »

April 29, 2007

يك ليوان چاي داغ تازه

بالاخره بعد از مدتها يكي از كارهاي جديد من و باشو راه‌اندازي شد، وبلاگ دوست ارجمند و البته نديده‌مان حامد قدوسي عزيز كه نوشته‌هايش هميشه برايم درس آموز است.

April 28, 2007

از انتصاب حسينيان استقبال كنيم

انتصاب روح‌الله حسينيان به سمت مشاور امنيتي احمدي‌نژاد يكي از خبرهايي است كه اين روزها واكنش‌هاي متفاوتي را برانگيخته است و اكثر اين واكنش‌ها از سوي طيف منتقد دولت منفي بوده است.

به نظرم در شرايط حاضر بايستي از اينگونه انتصاب‌ها كاملا استقبال نموده و اجازه دهيم تمامي هم‌كيشان اين دولت و فرقه در تمامي رده‌ها مشغول به كار شوند، همانگونه كه از انتصاب سردار نقدي و ذوالقدر در گذشته بايستي استقبال مي‌شد. در كشور ما در حال حاضر يك گروه كه نزديك به 20 سال بود در عطش رسيدن به قدرت در دولت تلاش مي‌كردند امروزه به اين آرزوي ديرينه خود رسيده‌اند و بايستي به آنها اجازه داد تا از همه نيروهاي خود استفاده كنند و از همه امكاناتي كه مي‌خواهند بهره ببرند تا در فرداي ناكامي بهانه‌اي نداشته باشند كه مثلا در انجام فلان كار و بهمان كار دستمان كوتاه بود و يا افرادي از هم مسلكانشان فغان برآورند كه ما نبوديم و تقصيرش گردن ما نيست.

البته ممكن است گفته شود كه شايد با توجه به شواهد اينان ديگر فردايي براي ما به جا نگذارند اما به نظرم با اينكه ممكن است اينگونه انتصاب‌ها هزينه‌هايي را به جامعه و سياسيون تحميل كند اما بايد با آينده نگري بيشتر از اين رفتار رئيس جمهور استقبال كرد تا در فرداي آينده بهانه‌اي براي فرار از زير بار مسئوليت وجود نداشته باشد.

April 26, 2007

سفر به قلب گاز جهان

چند روزي را براساس مشغله كاري براي اولين بار به منطقه عسلويه رفته بودم كه همين هم تاخيري در بروز رساني اين دفتر شده بود.

منطقه گازي عسلويه به لحاظ اقليمي داراي بزرگترين ميدان گازي جهان است و اين ميدان گاز بين ايران و كشور قطر مشترك است. قطر از سالها پيش استخراج از اين ميدان را آغاز كرده است و ايران با تاخير وارد اين رقابت شده است و از رقيب همسايه خود در برداشت گاز عقب افتاده است منتهي ايران سعي مي‌كند بدليل داشتن وسعت خاك بيشتر نسبت به قطر با ساخت مراكز استخراج بيشتر اين عقب ماندگي زماني را جبران كند و بهمين دليل است كه در سالهاي اخير مدام اخباري از مناقصه و واگذاري فازهاي جديد اين ميدان گازي منتشر مي‌شود و اخيرا اين فازها به عدد 14 رسيده است.

عسلويه چهره‌اي كاملا متفاوت با تمامي نقاط ايران دارد، منطقه‌اي كه امروزه براساس حجم بالاي كارگران كم كم در حال تبديل شدن به يك شهر صنعتي است، تمام ضلع شمال خيلج فارس پوشيده از فازهاي مختلف استخراج گاز از فاز يك تا فاز 10 كه يا در حال ساخت است يا در حال بهره‌برداري است.

در جاي جاي منطقه كارگر و مهندس و تكنسين فقط به چشم مي‌خورد و فعاليت در آنجا جز كار صنعتي معنايي نداشت، برايم اين نكته جالب بود كه شهري وجود دارد كه در آن تنها يك مسئله وجود دارد و آن كار است و در كنار آن قرار نيست هيچ جنبه ديگري از زندگي همچون تفريح اهميتي داشته باشد. زندگي در آنجا كاملا يك بعدي است، با برخي از همراهانم كه از سالهاي قبل در آنجا مشغول به كار بودند كه صحبت مي‌شد مي‌گفتند به تازه‌گي فعاليت شهري كمي در اين منطقه شروع شده و مغازه‌اي و فروشگاهي شكل گرفته و سعي مي‌شود كه فعاليت عمراني‌اي هم در شهر صورت بگيرد و قبلا كه همين خيابان و مغازه‌هاي نصفه و نيمه هم نبود، مي‌گفتند تنها تفريح ما اينست كه آخر شب كه هوا بهتر مي‌شود در كنار ساحل خليج قدمي بزنيم.


بيش از 70 هزار نيروي كار غيربومي كاملا چهره شهر كوچك را عوض كرده‌اند و به اينها اضافه كنيد تعداد قابل توجهي از كارگران فليپيني، چيني و تايلندي را كه براي امرار معاش به اين منطقه گرمسير آمده‌اند.

محيط‌هاي كارگاهي زيادي را طي دو سال گذشته در سفرهايم مشاهده كرده‌ام اما عسلويه تجربه جالبي بود برايم در منطقه اي كه بزرگترين منبع گازي جهان را در زير خود انباشته است و نوع ديگري از زندگي را ديدم، محلي كه تنها ديد ساكنان آن كار بود، كاري كه نتيجه آن امروز و فردا در زندگي تك تك ما شايد تاثير گذار باشد.


عكس‌هاي زيبايي از منطقه گرفته‌ام كه به مرور در فتوغراف خواهم گذاشت.

April 25, 2007

ديوانگي

ديوانگی يعنی انجام کارهای هميشگی و انتظار نتايج متفاوت داشتن !!!

آلبرت انيشتين

April 22, 2007

نامه‌اي براي علي فرحبخش

247 نفر از روزنامه نگاران كشور در نامه‌اي سرگشاده و اعتراضي به رئيس قوه قضائيه خواستار آزادي فوري همكار دربندشان علي فرحبخش شدند. ما روزنامه‌نگاران امضا كننده اين نامه با ذكر مصائب رفته بر اين روزنامه نگار خواستار رسيدگي به وضعيت وي از سوي رئيس قوه قضائيه شده‌ايم.

متن كامل نامه روزنامه‌نگاران به همراه امضاء آنان به قرار زير است:

به‌نام خدا
آيت‌الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه‌قضاييه
با سلام
رعايت‌نشدن اصول و احكام مصرح در قانون و احترام به حقوق و آزادي هاي شهروندي براي بازداشت‌شدگان، متهمان و زندانيان جرايم سياسي، فرهنگي و مطبوعاتي همواره يكي از چالش هاي دستگاه قضايي بوده‌است.
برخوردارنبودن متهمان، بازداشت‌شدگان و زندانيان از حقوق قانوني و مدني خود از قبيل تفهيم اتهام، شكنجه‌نشدن، دسترسي به وكيل، دادرسي عادلانه، نگاهداري نشدن در سلول‌هاي انفرادي، استفاده از امكاناتي همچون مرخصي، ملاقات و تماس با خانواده، برگزاري دادگاه علني و ... در تمام اين سالها از جمله مواردي بوده‌‌است كه صاحب نظران حقوق و فعالان اين حوزه نسبت به آن اصرار داشته‌اند و عملكرد دستگاه قضايي را در فراهم نكردن اين موارد و تامين حقوق مدني وقانوني بازداشت‌شدگان، متهمان و زندانيان را نقد كرده‌اند.
روند بازداشت و زنداني كردن «علي‌فرحبخش» از روزنامه‌نگاران كشور در اين چند ماه يكي از اين موارد است.
اين‌كه او با چه استدلال حقوقي ماه‌هاي گذشته را درزندان به‌سربرده‌است، از همين منظر قابل بررسي و پيگيري است.
واردآوردن اتهام جاسوسي به وي تنها به صرف شركت‌كردن نامبرده در چند كنفرانس علمي، اقتصادي، بدون ارايه هيچ مستندي اين نگراني را دامن مي‌زند كه همچنان چالش ياد‌شده در دستگاه‌قضايي وجود دارد.
محروميت علي فرحبخش از ابتدايي‌ترين حقوق مدني، شهروندي و قانوني و مزايايي كه قانون براي يك زنداني در نظر گرفته‌، اتفاقي است كه زيبنده دستگاه قضايي نيست و مي‌تواند به راحتي عدالت را در قوه‌قضاييه به چالش بكشاند.
ما امضاكنندگان اين نامه، از جنابعالي به عنوان رياست قوه قضاييه مي‌خواهيم تا زمينه آزادي علي فرحبخش و رعايت تمام حقوق قانوني، مدني و انساني وي مصرح در قوانين ملي و جهاني را فراهم آوريد.

1. آجربنديان نجمه
2. آزادي اسماعيل
3. آشور محمد
4. آشفته رضا
5. آصف نخعي فروزان
6. آصفي سهيل
7. آقايي پور فرزانه
8. آيين فرزانه
9. ابوطالبي پيام
10. احمدي امويي بهمن
11. احمدي خراساني نوشين
12. اخوان مقدم طيبه
13. اردلان پروين
14. اسانلو منصور
15. اسدالهي محسن
16. اسدالهي نادر
17. اسكويي نازي
18. اسلاميه سعيده
19. اشجاري ناصر
20. افاضلي سحر
21. افشار مريم
22. اكبري حسين
23. اكبري سيف الله
24. اكبرياني محمد هاشم
25. اماني سميه
26. امجد نرگس السادات
27. اميرشاهي سيد افشين
28. اميري محمدعلي
29. اميني ستار
30. اميني سيامك
31. اميني علي
32. امين زهره
33. اميني آسيه
34. انتصاري شهلا
35. انصاری راد رضا
36. اورنگ خديوي يونس
37. ايراني ابوالقاسم
38. باستاني مسعود
39. باشو بهزاد
40. باقري خسرو
41. باقري(آزاده) ايران
42. براتي پرويز
43. برازجاني پيام
44. بروغني احمد
45. بشيري ژيلا
46. بني حسن محمدعلي
47. بني يعقوب ترانه
48. بني يعقوب ژيلا
49. بهبهاني سيمين
50. بهروزي نيک فرشته
51. بهزادي محمد
52. بهكام نگين
53. بهكش منصور
54. بهنود مسعود
55. بي آزار حميد
56. پاک نهاد ايمان
57. پاكزاد بابك
58. پزشكي نورالدين
59. پژون يوسف
60. پلاسچي هژير
61. پنهاني داوود
62. پوراستاد وحيد
63. پورحيدر سعيد
64. پوررضا حسين
65. پيرحسين پور علي
66. تاج شيرازي عالم
67. تاجيك مهدي
68. ترکتاز آرزو
69. تنها مصطفي
70. تهراني رضا
71. تهراني فرزانه
72. توانا فرهاد
73. توحيدي مرجان
74. تولايي مجيد
75. جاويدان جاويد
76. جعفرزاده رضي
77. جلايي پروين
78. جليلي ميترا
79. جواهري جلوه
80. جودکي نرگس
81. چربنده اقدس
82. حاجي رحيمي مرجان
83. حاجي زاده محمد
84. حافظي نزهت
85. حافظي همت
86. حسن نيا آرش
87. حسني سهراب
88. حسين پور حسن
89. حسيني مجيد
90. حسين خواه مريم
91. حسيني مجيد
92. حکمت علي
93. حكيم مهرنوش
94. حكيمي محسن
95. حلاج نيشابوري شاهد
96. حميدي بهمن
97. حيات غيبي منصور
98. حيدري مريم
99. حيدري محمد
100. حيدري هادي
101. خامه اي انور
102. خجسته رحيمي رضا
103. خرسند پژمان
104. خسرواني نازنين
105. خضرحيدري فهيمه
106. خلعتبري ميترا
107. خمسه صفا مهدي
108. خوش باف بهروز
109. خيرخواه مسعود
110. خيرابي ناهيد
111. دارالشفايي بهمن
112. دارايي زاده بهنام
113. داريوش دارين
114. داودي مهاجر فريبا
115. درياباري منصور
116. دليري جواد
117. دهقان علي
118. دهقان قاسم
119. دهني نيلوفر
120. دوکوهکي پرستو
121. ديانت رويا
122. راد ترانه
123. رجايي مسعود
124. رجايي عليرضا
125. رحيم زاده ولي
126. رحيمي راد محمد رضا
127. رحيمي نجف
128. رزاقي سهراب
129. رضايي عبدالعلي
130. رضايي محمد
131. رضوانيان محمد
132. رمضان زاده فيروزه
133. رمضانزاده فيروزه
134. رمضاني يگانه بنفشه
135. ريئس دانا فريبرز
136. زارع كهي نفيسه
137. زرآبادي شيوا
138. زرافشان ناصر
139. زهدي محمدرضا
140. سالك سجاد
141. سحرخيز عيسي
142. سرحدزاده فاطمه
143. سرحدي زاده حسين
144. سرحدي زاده زهرا
145. سرمدي پرستو
146. سري مينا
147. سعادتيان سياوش
148. سنبلي علي
149. سيدآبادي علي اصغر
150. سيف زاده سيدمحمد
151. سيفي فرناز
152. شباني مريم
153. شجاعي منصوره
154. شقاقي اسد
155. شكري كاظم
156. شمس الواعظين ماشاالله
157. شهبق شايا
158. شهرابي محمد
159. شهميرنوري بهاره
160. شيرازه محبت حسام
161. شيرزادي فرزين
162. شيرازه محبت حسام
163. صادقي اسماعيل
164. صدر شادي
165. صفايي ناهيد
166. صفايي فر عباس
167. صمد بيگي بهروز
168. صمدي احمد
169. صميمي كيوان
170. صيامي احسان
171. صيامي رحيم
172. صيامي زهره
173. طاعتيان نسرين
174. طاهباز مهدي
175. طاهري سيامك
176. طاهري كاظم
177. طاهري مصطفي
178. عابد رضا
179. عاشوري مسعود
180. عباسقلي زاده محبوبه
181. عباسي آذر
182. عباسي باقر
183. عرفان طلب عبدالله
184. عسگري نژاد حميدرضا
185. علمي حديث
186. علوي تبار عليرضا
187. علي مرادي كافيه
188. علي مدد آرزو
189. عليزاده امير
190. غائب فريده
191. غنيمي فرد دلارام
192. غني پور مهرزاد
193. فائض پورعلي
194. فتحي مجتبي
195. فراهاني محمود
196. فرج الهي كاظم
197. فرجاد فرهاد
198. فرجاد محمد
199. فرحبخش فرزاد
200. فرهادبهمن پناه
201. فرهادي فرهاد
202. فرهي فريده
203. فغفوري گيسو
204. فقير زاده صادق
205. فلاح ابوالفضل
206. قاسمي سيامك
207. قاسمي مهران
208. قدمعلي محمد
209. قديري لقمان
210. قديمي علي
211. قلي زاده رحمانقلي
212. قنبرپور سينا
213. كاظمي امير موسي
214. كاظمي نيا فرشين
215. کاظميان مرتضي
216. كاكايي پريسا
217. کديور محسن
218. کديور منوچهر
219. كرماني عليرضا
220. كريم زاده روزبه
221. کريمي حسن
222. کريمي محمدعلي
223. كيا ايرج
224. كيهاني نژاد علي رضا
225. گرانپايه بهروز
226. گزكي بهرام
227. گودرزي امير
228. لگزيان جواد
229. الله بداشتي ساناز
230. مالجو محسن
231. محبعلي نيلوفر
232. محبوب احسان
233. محبوب عفت
234. محبوب مريم
235. محمد پور محمد
236. محمدي داوود
237. مختاباد سيد ابوالحسن
238. مددي ابراهيم
239. مددي مجيد
240. مرادي اسپيلي رضا
241. مرانلو سحر
242. مزروعي حنيف
244. مزروعي رجبعلي
245. مشاور بيژن
246. مظاهري ريحانه
247. مظفر محمدجواد
248. معصومي آزاده
249. معصومي سارا
250. معظمي علي
251. مفيدي بدرالسادات
252. ملكي مجيد
253. منتجبي اکبر
254. منيژه گازاراني
255. مهدي کيا پويا
256. مهرابي احسان
257. مهرگان کيوان
258. موسوي خوزستاني جواد
259. نبي پاسدار محمد
260. نجفي يداله
261. نخعي اميرعباس
262. نصرالهي ناصر
263. نصرتي سعيده
264. نماينده مرجان
265. نمكچيان ياسين
266. نوربخش سيد شاهين
267. نوري ارشيا
268. نيكبخت حسن
269. نيكنام سجاد
270. نيكويي سعيد
271. هرداني حسين
272. يعقوبي محسن
273. يگانلي مير محمد
274. يوسفي هيوا

April 21, 2007

برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را

امروز روز ملي استاد سخن سعدي‌ است :

برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را

هر ساعت از نو قبله​ای با بت پرستی می​رود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را

می با جوانان خوردنم باری تمنا می​کند
تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را

از مایه بیچارگی قطمیر مردم می​شود
ماخولیای مهتری سگ می​کند بلعام را

زین تنگنای خلوتم خاطر به صحرا می​کشد
کز بوستان باد سحر خوش می​دهد پیغام را

غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صاحب دلی
باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را

جایی که سرو بوستان با پای چوبین می​چمد
ما نیز در رقص آوریم آن سرو سیم اندام را

دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل
نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را

دنیا و دین و صبر و عقل از من برفت اندر غمش
جایی که سلطان خیمه زد غوغا نماند عام را

باران اشکم می​رود وز ابرم آتش می​جهد
با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را

سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می​رود
صوفی گران جانی ببر ساقی بیاور جام را

April 19, 2007

خاطره ها

مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت:
کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها زندگي نمي کرديم

April 17, 2007

The Illusionist

هميشه داستان‌ها و فيلم‌هايي كه پايان آن كاملا غيرمنتظره است برايم جذاب بوده است، فيلم the Illusionist كه به «شعبده باز» يا «تر دست» در ايران ترجمه شده از جمله اينگونه فيلم‌هاست كه بسيار پسنديده‌ام، اين فيلم ساخته نیل برگر محصول 2006 آمریکا و جمهوری چک است و زمان وقوع فيلم ابتداي 1900 در شهر وين است.

خلاصه داستان از اين قرار است كه آيزنهايم، فرزند يک خانواده نجار در كودكي دلباخته دختري اشراف زاده به نام سوفي مي شود. اما زماني که به خاطر اختلاف هاي طبقاتي و موقعيت اجتماعي دو خانواده ادامه اين ارتباط ممنوع مي‌شود، آيزنهايم براي كسب تجربه کشورش را ترک و براي کشف دنيا به راه مي افتد. ١٥ سال بعد آيزنهايم جوان در حالي که به عنوان شعبده باز شهرتي به هم زده است به كشورش باز مي‌گردد اما در مي يابد که محبوبه‌اش در شرف نامزدي با پرنس لئوپولد وليعهد امپراطوري اطريش- مجارستان است. در جريان يكي از نمايش‌هايش سوفي و او دوباره رودروي يكديگر قرار مي‌گيرند و خاطرات گذشته برايشان زنده مي‌شود اما آيسن هايم كه معشوقه‌اش را از دست رفته مي‌ديد در برنامه‌هايش متلک‌هايي را سرپوشيده نثار پرنس لئوپولد مي‌كند و بدستور پرنس اجراي نمايش‌هاي او را ممنوع اعلام کند. شعله ور شدن مجدد آتش عشق ميان سوفيا و آيزنهايم سبب مي شود تا مجادله اي بزرگ ميان دو رقيب در بگيرد و سوفي كشته شود و آيسن هايم در جديدترين نمايشش دست به احضار ارواح بزن ....


از ذكر بقيه داستان را به جهت حفظ تازگي فيلم براي كساني كه قصد تماشايش را دارند مي‌گذرم اما در اين فيلم زيبا ادوارد نورتون (Edward Norton) در نقش شعبده باز كه دوباره نامزده دريافت جايزه اسكار گرديده و پال جياماتي(Paul Giamatti) كه در نقش كارگاه و همچنين جسكا بيل(Jessica Biel) در نقش دوشس ايفاي نقش مي‌كنند.

داستان اين فيلم برگرفته از رمان معروف «ايزنهيم شعبده باز» نوشته اسيتون ميل هاوسر بوده كه «نيل برگر» اقتباسى سينمايى را از آن برداشت كرده است. موسيقي و فيلمبرداري و طراحي صحنه فيلم يكي از نقاط قوت آن است و موسيقي به شدت نقش خود را به مخاطب گوشزد مي‌كند.


نيل برگر پس از اولين فيلمش با نام گفتگو با آدم کش (٢٠٠٢) به سراغ اين داستان كوتاه كه برنده جايزه پوليتزر شده بود رفت. با توجه به داستان فيلم اول او که به ماجراي قتل کندي اختصاص داشت و شهرت قصه ميلهاوزر و در کنار اينها حضور بازيگراني چون نورتون و جياماتي کمتر تماشاگري مي‌تواند در برابر وسوسه تماشاي شعبده باز مقاومت کند.

شعبده باز که با سرمايه ١٦,٥٠٠,٠٠٠ دلار در پراگ فيلمبرداري شده، توانسته فقط در اکران آمريکا ٤٠ ميليون دلار نصيب سازندگان خود کند. برگر در ساخت اتمسفر تاريخي اثر بسيار موفق بوده و با خيال راحت مي تواند در انتظار فيلم سوم برگر نشست. در ماه هاي نيمه دوم سال ٢٠٠٦ چند فيلم در چهار گوشه دنيا درباره شعبده باز ها ساخته شده، که اين تقارن بي علت نمي تواند باشد.


اين از تعطيلات عيد امسال در سينما فرهنگ به نمايش در آمده البته دي وي دي اين فيلم با زيرنويس فارسي در بازار موجود است كه از كيفيت قابل قبولي برخوردار است.

April 16, 2007

نردبان موفقيت

هرگز نمي تواني در حاليکه دست‌هايتان را در جيب خود فرو برده ايد از نردبان موفقيت بالا برويد

300 در سيما

جايتان خالي ديشب شبكه 4 سيماي جمهوري اسلامي مثلا داشت فيلم 300 را نقد مي‌كرد، در اين برنامه دو نفر مهمان سعي مي‌كردند هركدام از ظن خودشان فيلم را بررسي كنند، يكي از آنها نادر طالب زاده بود كه گويا از فيلم‌سازان حزب‌الهي است.

بايد مي‌ديد كه چه تحليل‌هاي آبگوشتي ارائه مي‌كرد، خاطره‌ام چندان ياري نمي‌كند اما چند تا از تحليل‌هايش اين بود كه «غرب به اين دليل اين فيلم را ساخته كه اكنون بيش از 25 سال است در مقابل هجوم افكار انقلابي ايران قرار گرفته و چون دچار كمبود شده سعي كرده با ساختن اينچنين فيلم‌هايي ايران رو خراب كنه و به ايران حمله كنه» يا اينكه «چون غرب ايران امروز را مركز رنسانس اسلامي ديده سعي داره با ساخت چنين فيلم‌هايي به ما ضربه بزنه» و يا اينكه «اين فيلم به عمد در فروردين ماه كه زمان حمله آمريكا به عراق بود نمايش داده شد(شما پيدا كنيد پرتغال فروش را)» يا اينكه اين «غربي‌ها بخاطر اينكه احساس كمبود نسبت به ايدئولوژي اسلامي مي كردند ‌خواستن با اين فيلم به يه طريقي يه كربلا براي خودشان درست كنند» و قس علي هذا

در اينكه اين فيلم هيچ ارزش تاريخي در بر ندارد هيچ شك و ترديدي نيست اما اين تحليل‌هاي آبگوشتي در مورد اين فيلم خنده‌دارترين تحليلي بود كه تا به امروز در مورد اين فيلم شنيده و خوانده بودم.

از دست اين قوم متوهم كه ما را در مركز ثقل عالم مي‌بيند و فكر مي‌كند همه در حال توطئه و دشمني عليه ما هستند به خدا پناه مي‌برم.

April 13, 2007

گويند ...

چنين گويند كه شش چيز از شش چيز ديگر سير نشود:

چشم از ديدن
گوش از شنيدن
زمين از باران
آتش از هيزم
منعِم از مال
و عالم از علم

April 11, 2007

به جرم‌ ناكرده

روزنامه‌نگاري در اين كشور شغل كاملا غيرقابل پيش بيني‌اي‌ است، ممكن است در طول فعاليت حرفه‌اي‌تان هرگز گذر و امورتان به مسائل سياسي نيفتد اما اين دليل نمي‌شود تا روزي شما را دستگير و زنداني نكنند. ديگر مهم نيست كه مواضع تند سياسي داشته باشي، تنها بايد منتظر باشيد تا روزي نوبت دستگيري‌ات فرا برسد و آنگاه بندهاي تو در توي اوين و هزار جاي ديگر در انتظار توست و از مدت آن هم خدا بي‌اطلاع است.

اين روزها علي فرحبخش روزنامه نگار آرام و بي سر و صداي سرويس‌هاي اقتصادي روزنامه‌هاي مختلف اصلاح طلب در كمال ناباوري پنجمين ماه اقامت ناعادلانه‌اش را در اوين پشت سر مي‌گذارد و در روزهاي اخير به ناحق به تحمل 3 سال زندان به جرم ناكرده‌اي محكوم شده است.

لوگويي را با مشورت جمعي از دوستان روزنامه‌نگار به نشانه درخواست آزادي‌اش آماده كرديم كه از امروز در وبلاگ مي‌گذارم و اگر شما هم مايل بوديد ما را در اين حركت ياري كنيد، اميدواريم هر چه زودتر او را در بين خانواده و همكارانش ببينيم.

در همين زمينه:

هوای سرد سیاست - دفتر بي مخاطب

علی!دوباره بخند - صميمانه تر - محمدجواد روح

April 10, 2007

درس‌هايي كه گرفته نمي‌شود

خبر انتصاب مهرداد بذرپاش به مديرعاملي شركت پارس خودرو ديروز رسما منتشر شد، وي پيش از اين رئيس فرهنگسراي خاوران در دوره شهرداري احمدي‌نژاد و مشاور وي بود و سپس رئيس شوراي مشاوران رئيس جمهور گرديد و پس از ناكامي در انتخابات شوراي تهران به اين سمت گماشته شده است. اين خبر از چند جهت قابل بررسي است كه ديدم مهدي محسني عزيز از يك زاويه به قضيه پرداخته است.

در اينجا قصد نگاه به اين مسئله از زاويه حمايت مادي و معنوي جبهه محافظه‌كار از نيروهاي سرسپرده‌شان است به گونه‌اي كه براي حفظ آنها و نگاه داشتن آنها در صف خود هر هزينه‌اي را به جان مي‌خرند. طبيعتا گماشتن يك جوان 26 ساله به مديرعاملي يكي از بزرگترين شركت‌هاي خودروسازي كشور هزينه‌اي از انتقادات را به دستگاه مجريه و شخص احمدي‌نژاد بعنوان حامي بذرپاش تحميل خواهد كرد وليكن به نظر مي‌رسد براي اين جناح حفظ نيروها مهمتر از حرف‌ها و انتقاداتي است كه پس از مدتي فراموش مي‌شود.

نقبي به گذشته بزنيم، به دوراني كه دولت اصلاح طلب محمد خاتمي و يارانش بر سر كار بودند، نگاهي گذرا به آن دوران نشان مي‌دهد كه آن دولت و جريان اصلاح طلب حامی دولت با اينكه بيشترين طرفدار را در ميان قشر جوان و خصوصا جوانان تحصيلكرده و دانشگاهي داشت اما هيچگاه سعي نكرد براي حفظ آنان در همه رده‌هاي اجرايي و مديريتي و صنعتي(يعني حتي در پايين‌ترين سطح)، دست به چنين كارهايي بزند.

متاسفانه اصلاحات و اصلاح طلبان در اين زمينه نه تنها جاذبه‌اي نداشته كه مرور اين دوران شواهد بسياري از دافعه‌ها را نشان مي‌دهد كه متاسفانه باعث ريزش خيل عظيمي از جوانان مشتاق سازندگي با ايده‌هاي اصلاح‌گرايانه دارد كه بعضا خاطرات ناخوشايندي را یاداوری می کند. شواهد و مثالها بسيار زيادند اما نمونه‌هايي هست از مديران اجرايي احزاب اصلاح طلب كه حاضر نبودند به بهانه حزبي نكردن محل كارشان به اعضاي جوان تحصيلكرده حزب خود يا ساير جوانان اصلاح طلب اندك فرصت شغلي بدهند و براي بستن يك قرارداد موقت كار طفره مي‌رفتند.

از اين دسته يادواره‌ها بسيار مي‌توان يافت خصوصا در ميان دانشجويان سياسي، اين مسئله تا آنجا كه بخواهيم خودمان را قانع كنيم كه يك مسئول حق دارد براي پرهيز از حزبي بازي دست به چنين اقدامي بزند شايد قابل چشم پوشي باشد اما متاسفانه موارد بسيار زيادي هم ديده شد كه مسئولين اصلاح طلب براي روي خوش نشان دادن به جناح مقابل اقدام به استخدام و سمت‌ دادن‌ به افرادي از جناح مقابل مي‌كردند تا به قولي دل آنها را به دست آوردند در حاليكه امروز همگان شاهد آن هستند كه آن روي خوش نشان دادن‌ها از طرف جناح مقابل كه امروز در راس كار است اجرا نشده و خوشبختانه تمامي آن مسئولين ديروز، امروز جهت پند روزگار بيكار شده‌اند.

چرخه روزگار مي‌گذرد و شواهد نشان مي‌دهد كه اصلاحيون از گذشته درسي گرفته نشده و در همچنان بر همان پاشنه سابق در حال چرخيدن است و اين جبهه فقط جوانان را براي شب‌هاي انتخابات مي‌خواهند و پس از آن يا علي مدد.

تفکر حاکم بر اصلاح طلبان همچنان فکری در مورد نیروی‌هاي جوان نكرده است و به همين دليل است كه که نهایتا منجر به استفاده ابزاری از این نیرو می شود . قشر جوان جامعه با هر طرز تفکری و با هر گرایش سیاسی ، قشری است که بسیار فعال و پر انرژی است که اگر این نیرو در هر زمینه ای به کار گرفته شود می تواند تغیيرات شگرفی را در ساختار به وجود اورد .

در سالیان اخیر جناح مقابل این نکته را دريافته كه از نیرو و انرژی قشر جوان به خوبی بهره گيرد و توانسته است اين مسئله را با موفقيت عملياتي كند همچنانكه از آن سو جوانان حامي خود را هم به انواع مختلف حفظ نموده اما متاسفانه هنوز اصلاح طلبان که بیشترین پایگاه اجتماعی را در بین جوانان دارند همچنان دل خوش به نیروی‌هاي فرسوده و از امتحان پس داده خود دارد ... این مساله در انتخابات شورای شهر سال گذشته به وضوح دیده شد ...

در همين زمينه و در گذشته:

نتيجه قطعي انتخابات شوراها - دفتر بي مخاطب

April 9, 2007

[...] هسته‌اي

ديشب آخر وقت يك sms از مركز مخابرات ارسال شد كه: روز ملي فناوري هسته‌اي بر ملت سرفراز ايران اسلامي گرامي باد.

با خودم فكر مي‌كردم، اين فناوري هسته‌اي مثل استفراغ(البته با عرض معذرت) مي‌مونه، نه تنها باعث آزار خود آدم مي‌شه بلكه بقيه رو هم آزار مي‌ده

حال تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

April 8, 2007

نسخه دانشجويان و روزنامه‌نگاران براي نظاميان انگليسي !!

عدم عقلانيت و آينده نگري گاهي تبديل به معضلي مي‌شود كه شايد با اندكي تدبير مي‌شد جلوي ضايع شدن منافع ملي را در آن گرفت.

بحران ملوانان و تفنگداران انگليسي حال پس از مصاحبه‌هاي آنان در خاك وطن‌شان كم كم تبديل به يك مسئله حقوق بشر براي ايران شده است و متاسفانه نكته بد اين قضيه آن است كه رفتار حكومت ايران با يكسري نظامي صورت گرفته است و براساس قوانين بين‌المللي در زمان اسارت نظاميان داراي يكسري امتيازات و حقوق خاص خواهند بود كه براساس شواهد گويا تمامي آن به صورت كامل از سوي ايران نقض شده است.

درك اين مسئله برايم سخت است كه چطور مسئولان دستگير كننده اين ملوانان به عقلشان خطور نكرده بود كه ممكن است روزي اين ملوانان به كشورشان بازگردند و امكان اينكه بتوانند اين ملوانان را تا ابد در ايران نگه دارند وجود ندارد(!) و با چه منطق و استدلالي شروع به فشار آوردن به اين نظاميان جهت پذيرفتن خواسته‌هايشان داشتند و فشار را در نهايت به جايي رساندند كه يك ملوان دون پايه يا يك تفنگدار ساده انگليسي را مجبور كرده‌ بودند تا عليه عالي‌رتبه‌ترين مقام سياسي كشورشان يعني نخست وزير، در مقابل دوربين صداوسيماي ملي ايران شروع به انتقاد كند، آيا شما آنموقع تصور داشتيد اين مصاحبه‌ها در شرايط عادي برگزار شده بود؟

متاسفانه عدم آينده نگري در اين مسئله حساس بيداد مي‌كند. گويا مسئولان پرونده، نظاميان انگليسي را با روزنامه‌نگاران يا دانشجويان ايراني اشتباه گرفته بودند و فكر مي‌كنند مانند روال برخورد با شهروندان سياسي ايران كه هركاري كه دوست دارند با آنها مي‌كنند، اينبار مي‌توانند همان نسخه را بر روي نظاميان خارجي اجرا كنند !!

به نظرم مصاحبه‌هاي نظاميان انگليسي در ايران هيچگاه منبع و سند معتبري نبود، همچنانكه مصاحبه‌هاي روزهاي اخير آنها در انگليس هم سند قابل استنادي نيست زيرا همچنان در فضاي ايزوله و دور از دسترس رسانه‌ها قرار دارند اما در هر صورت دنيا سخنان آنها را در خاك كشورشان بعنوان سند واقعيت قبول خواهد كرد كه آنهم متاسفانه صددرصد عليه ايران است.

خواندن مطلب اعترافات! - كريم ارغنده‌پور را در اين خصوص را پيشنهاد مي‌كنم.

April 5, 2007

چند سئوال ساده

اين سئوالات ديروز پس از آزادي ملوانان انگليسي سخت ذهن مرا سخت درگير كرده است:

1- آيا اين رأفت اسلامي تنها شامل اجنبي‌ها مي‌شود و شامل جوانان و دانشجويان و زنان ايراني نمي‌شود؟

2- آيا اساسا طبق قانون اساسي رئيس جمهور حق دارد دستور آزادي يكسري نظامي(گفته مي‌شود متجاوز)را صادر كند و آيا وي در جايگاهي قرار دارد كه بتواند متعرضان به خاك كشور را ببخشد؟

3- چرا اصولا ما مسائل ساده را به جايي مي‌رسانيم كه در آخر لازم مي‌شود جام زهر بنوشيم؟

4- چطور شد نظامياني كه تا 48 ساعت قبل از آزادي قرار بود محاكمه نظامي شوند يك دفعه جرمشان ناديده گرفته شد و بخشيده شدند؟ آيا اين نماد يك رفتار غيرقانوني نيست؟

5- چند مورد را سراغ داريد كه چنين رفتار مشابهي با فعالان سياسي و روزنامه‌نگاران ايراني و هموطن صورت گرفته باشد؟ آيا ملوانان انگليسي‌ها از روزنامه‌نگاران و دانشجويان خودي‌تر شده‌اند؟

و آيا ....

تكلمه: اضافه كنم، از اينكه در نهايت اين بازي پايان يافت خرسندم و چه بهتر بود به جاي شاخ و شانه كشيدن براي دنيا كمي عقل بر كارها حاكم مي‌شد.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007