« February 2007 | دفتر اول | April 2007 »

March 21, 2007

نورزتان فرخنده

March 20, 2007

ابديت ....

بس کند مي گذرد براي آنان که در انتظارند،

بس طولاني است براي آنان که در اندوهند،

و بس کوتاه براي آنان که سر خوش اند،

اما ابدي است براي آنان که عاشق اند

March 19, 2007

دو طرح وبلاگ براي سال جديد

در اين روزهاي پاياني سال تعداد وبلاگ‌هاي دوستانم كه مي‌خواهند سايت‌شان با لباس نو به سال جديد وارد شوند كمي زياد شده و ترافيك ايجاد شده

اولي متعلق است به سيامك قاسمي و وبلاگش «رازنو» كه پس از يكسال اندي نوشتن در طرح اوليه‌اي كه برايش ايجاد كرده بودم از ديروز لباس نويي كه باشو برايش دوخته بود را بر تن وبلاگش نموده


دومي هم متعلق است به همكارم عبدالرضا عرفاني به نام «مدرس كاراته» مربي تيم ملي جوانان كاراته كه نزديك به يكسال است در تجربه اي جديد اخبار و رويدادهاي ورزشي حوزه مورد فعاليتش را در آن مي‌نويسد و از امروز با طرح زيباتري كه به همت بهزاد باشو فراهم شده به استقبال بهار مي‌رود.


چند طرح ديگر را هم در دست دارم كه اميدوارم در نوروزآنها هم بهاري شوند.

March 17, 2007

گفت‌وگو با يك ويدئو بلاگ


روز چهارشنبه سوري در يك كافي نت در چهارراه استانبول به ديدن دو بلاگر آلماني رفتم، يكي از آنها دو رگه عرب آلماني بود و به زبان عربي مسلط بود و كمي فارسي مي‌دانست و ديگري انگليسي و من هم تا حد كمي انگليسي، محصول اين گفت‌وگوي بامزه ما كه گاهي تعدد گويش‌ها و لهجه‌ها در آن بيداد مي‌كند فكر مي‌كنم ديدني شده، آرش صالحي كه بهم پيشنهاد كرد حتما يه دوره فشرده زبان برم.


خلاصه در اين گفت و گو از شادي صدر، شهرام جزايري و وبلاگ دوستانم در هنوز، معرفي وبلاگ نماي آينده متعلق به استادم كريم ارغنده پور و همچنين الپر و آينده و متعلق به عباس عبدي صحبت شد كه اگر حوصله كرديد حتما ببينيد.

March 15, 2007

دو سالگي و لباس نو وبلاگ

چند روزي است كه وبلاگ پدرم دو ساله شده است و در آستانه بهار لباس جديد به تن كرده است، اين كار يكي از ديگر از محصولات همكاري من و باشو ي عزيز است.

مبارك باشد پدر

March 14, 2007

انتظار

از كسي كه هيچگاه در انتظار زندان مانده اي نبوده نمي‌شود انتظار داشت كه معني رنج و درد خانواده را بفهمد، كاش آن موقع كه براي روزي كسي از حالش خبر نداشت مي‌دانست كه من و ابطحي چه حالي داشتيم، اما حيف گاهي انسان زود فراموش مي‌كند و سعي مي‌كند همه چيز را از زاويه «فيلم هندي» ببيند در حاليكه اين داستانها از اساس ستم به خانواده هاست.

پاسخ براي گفتن به ساير مطالب هست اما دليلي براي بيان آن نميبينم.

March 13, 2007

از جنس ما

روزگاري كه در بند بودم شادي صدر برايم نوشته بود، بهترين هديه تولدي كه مي‌توانم داشته باشم آزادي حنيف است، اما امروز من اين گوشه در زنداني بزرگترم و او در زندان كوچكي كه برايش به اجبار فراهم كرده‌اند نشسته است و به فكر دختر خردسالش دريا است، فرنوش مي‌گفت كه دلم براي دختر شادي مي‌سوزد، آري اينچنين است، اين روزها بهترين عيدي براي من آزادي خانم صدر است.

همكاري كه آغاز همكاريمان به روزنامه شهيد «ياس نو» باز مي‌گردد، آنجا كه من در صفحات مياني روزنامه مشغول به كار بودم و شادي صدر هر روز ستون ثابتي را در خصوص مسائل زنان مي‌نگاشت، آخ كه دلم چقدر براي آن تحريريه و حال و هوايش تنگ شده اين روزها ...

به نظرم اين شعر وصف حال اوست:

تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ی ماست

دل دریا رو نوشتی ،‌ همه دنیا رو نوشتی ،‌ دل ما رو بنویس

بنویس هر چه که ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد

بگو از ما که به زندگی دچاریم
لحظه ها رو می کشیم نمی شماریم

بنویس از ما که در حال فراریم
توی این پاییز بد فکر بهاریم

دل دریا رو نوشتی ،‌همه دنیا رونوشتی ،‌ دل ما رو بنویس

دست من خسته شد از بس که نوشتم
پای من آبله زد بس که دویدم

تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن
چرا اونجا که تویی من نرسیدم

تو که از شکنجه زار شب گذشتی
از غبار بی سوارشب گذشتی

شعر از اردلان سرفراز

در همين زمينه از اين نوشته الپر به شدت حمايت مي‌كنم

March 12, 2007

شماره ششم آيين

March 10, 2007

بغض

آسمون بغضش رو، خالی می کنه،

آدم رو، حالی به حالی می کنه،

کوچه ها رنگِ زمستون می گیرن

شیشه ها، بخار و بارون می گیرن



آدما، چتراشون رو وا می کنن

گریه ی ابر رو تماشا می کنن

نمی خوان مثلِ درختا تر بشن

از دلِ قطره ها با خبر بشن

نمی خوان بی هوا خیسِ آب بشن

زیرِ بارون بمونن، خراب بشن؛

زیر بارون بمونن... خراب بشن ...



اما تو، چترت رو بستی، کبوتر

زیرِ بارونا، نشستی کبوتر

رفتی و سنگا شکستن، بالِت رو

اومدی، هیچکی نپرسید حالت رو

اومدی، هیچکی نپرسید حالت رو ...



بعضیا دشمن های خونی شدن

بعضیا غولِ بیابونی شدن

بعضیا، میگن که بارون کدومه

بوی نم، شرشرِ ناودون کدومه



دیدی، دیدی آسمون خراب شد سرِ ما،

غصه شد وصله ی بال و پَر ما،

حالا تو ...

حالا تو سایه نشینی مثلِ من ...



حالا تو سایه نشینی مثلِ من،

خوابای ابری می بینی مثلِ من،

چقدر اینجا می خوری، خونِ جگر،

کبوتر عصات رو بنداز و بپر،

کبوتر عصات رو بنداز و بپر ...

March 7, 2007

هلاك

ماهاتما گاندي ميگويد، هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:

1- سياست بدون شرف

2- لذت بدون وجدان

3- پول بدون كار

4- شناخت بدون ارزشها

5- تجارت بدون اخلاق

6- دانش بدون انسانيت

7- عبادت بدون فداكاري

March 6, 2007

مراسم بزرگداشت پنج دهه فعاليت هنري فرهنگ معيري


مراسم بزرگداشت پنج دهه فعاليت هنري فرهنگ معيري سه شنبه 15 اسفند در فرهنگسراي ارسباران( هنر) برگزار مي شود.

اين مراسم جهت گرامي داشت فعاليتهاي ارزشمند اين استاد بزرگ گريم ايران توسط خانه سينما و انجمن چهره پردازان برگزار مي گردد.

فرهنگ معيري در پنج دهه فعاليت هنري خود آثار قابل توجهي را به سينماي ملي ايران ارائه كرده است كه از ميان آنها مي‌توان به گريم اولين سريال سياه سفيد ايران با نام دليران تنگستان و همچنين اولين سريال رنگي ايران اشاره نمود، همچنين وي طراح گريم بسياري از فيلم‌هاي ماندگار تاريخ سينماي ايران است كه از جمله آنها مي‌توان به كلاغ (بهرام بيضايي)، سفر سنگ (مسعود كيميايي)، طلسم (تقدير شده در جشنواره فيلم لندن)،‌ باشو غريبه كوچك (بهرام بيضايي)، خط قرمز (مسعود كيميايي)، چريگه تارا (بهرام بيضايي)، شايد وقتي ديگر (بهرام بيضايي)، شناسايي (اعلامي)، ماديان (علي ژكان)،‌ رابطه (پوران درخشنده)، رواني (داريوش فرهنگ)، سگ كشي (بهرام بيضايي)، اشك سرما (عزيزاله حميد نژاد)، كاني مانگا، افعي و بسياري فيلم‌هاي ديگر اشاره نمود.


شروع مراسم ساعت 18 مي باشد و ورود براي عموم آزاد است.









گوشه‌اي از فعاليت‌هاي طراحي گريم ايشان در اين سايت شخصي وي قابل ملاحظه است.

March 4, 2007

farnoosh.ir

نامه‌هاي قديمي در لباس جديد، آخرين وبلاگ كار شده توسط من و باشو براي فرنوش عزيزم. وبلاگ به اين(http://farnoosh.ir) آدرس جديد منتقل شده هرچند كه آدرس قبلي وبلاگ نيز همچنان فعال است.

March 3, 2007

جالب است ...

خيلي جالبه:

از سوسک مي ترسيم ................ از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم

از عنکبوت ميترسيم ...........از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم

از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم ............. از سرخ شدن آدما از خجالت نميترسيم

از سرما خوردگي ميترسيم ................ از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم

از شکستن ليوان ميترسيم ................ از شکستن دل آدما نميترسيم

از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم ................ از خيانت به ديگران نميترسيم

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007