كارگردان: آلخاندرو آگرستي، نويسنده فيلمنامه: ديويد ابرون، جينا ياه،
بازيگران: ساندرا بولاك، كيانو ريوز، ديلان والش، شهر آغداشلو، كريستوفر پلامر.
كيانو ريوز(Keanu Reeves) و ساندرا بولاك(Sandra Bullock) نقش ساكنان يك خانه شيك و زيبا واقع بر كرانه يك درياچه را بازي ميكنند. اين خانه شيشهاي است و در حومه شيكاگو و بر گستره ساحل قرار دارد. در ابتداي فيلم يك پزشك زن به نام كيت فورستر (بولاك) آن خانه زيبا را ترك ميكند يك مهندس به اسم الكس وايلر (ريوز) به آنجا ميآيد.
آنها در جعبه نامهها دائماً پيامهايي را براي يكديگر ميگذارند و البته اين پيام بيشتر درباره موارد و اشيايي است كه از صاحبان قبلي و اصلي به جا مانده است و دو طرف ميخواهند ترتيب انتقال و برگشت دادن اشياء را به دست صاحبش بدهند. نكته مهم اينجاست كه الكس نامهها را در سال 2004 مينويسد اما نوشتهها و نشانههاي كيت از سال 2006 است. اين يعني يك فاصله زماني دو ساله و نكته عجيبتر اين است كه الكس بعد از كيت خانه را اجاره كرده است يعني دو سال قبل از او!
آنها به نامهنگاري با يكديگر ادامه ميدهند و با خصوصيات طرف مقابل بيشتر آشنا ميشوند. تا اينكه بين آنها علاقهاي شكل ميگيرد، در اين گير و دار الكس و كيت علاقهمند ميشوند كه يكديگر را به گونهاي ببينند و الكس در بهترين و معروفترين رستوران شهر براي فرداي دو سال بعد ميزي را رزرو ميكند تا فردا كيت به آن رستوران برود و الكس هم دو سال بعد و سر روز مقرر در آن رستوران باشد، اما كيت هرچه منتظر ميماند خبري از الكس نميرسد و كيت در نامهاي به الكس مراتب اعتراضش را به او ميگويد و الكس پاسخ ميدهد كه دليل نيامدنش را نميداند و شايد اتفاقي او را از آمدن با آنجا باز داشته است.
در اين حيث كيت و الكس متوجه ميشوند كه يكديگر را پيش از اين ديدهاند و در واقع اين الكس بوده كه خانهاش را به كيت داده بوده و حالا دوباره به خانه قديمياش بازگشته است، همچنين كيت نيز متوجه ميشود سگي را كه از او نگهداري ميكرده در واقع متعلق به الكس بوده است.

كيت كم كم و پس از ماجراي رستوران از الكس سرخورده ميشود و در يك اتفاق با دوست سابق خود دوباره روبرو ميشود و سعي ميكند كه به آدمهاي واقعي دل ببندد، الكس نيز از آن پس هرچه نامه به كيت مينويسد جوابي نمي گيرد و كيت سعي ميكند خود را مشغول زندگي جديد و به قول خودش واقعي بنمايد، در اين حين كيت و دوست سابقش كه پايه يك زندگي جديد را با هم ميريزند، جهت خريد يك خانه به يك شركت مهندسي مراجعه ميكنند، در آنجا كيت نقشهاي را بر ديوار آن شركت ميبيند و وقتي از مسئول آن ميپرسد كه اين نقشه كار كيست، مسئول جواب ميدهد كه كار برادر مرحومم الكس است و وقتي كيت بيشتر سئوال ميكند متوجه ميشود كه الكس در يك حادثه رانندگي در دو سال پيش در روز ولنتاين هنگامي كه قصد ترك شهر را داشته در وسط شهر كشته شده است، كيت سريعا خود را به خانه لب بركه ميرساند و نامهاي در آن ميگذارد با اين مضمون كه امروز دليل نيامدنت به رستوران را ميدانم و خواهش ميكنم كه امروز شهر را ترك نكن و من منتظر تو هستم، كيت در كنار صندوق مينشيند و دعا ميكند كه الكس نرفته باشد و پاسخش را بدهد، بالاخره الكس پاسخ ميدهد و دو سال بعد كيت و الكس در كنار صندوق به يكديگر ميرسند.
فيلم خانه نزديك به درياچه يك فيلم پر تعليق و معما گونه است. نويسنده فيلمنامه «ديويد ابرن»(David Auburn) با فيلمنامه خود كاري كرده است كه بيننده به هيچ عنوان نتواند ادامه فيلم را پيشبيني كند. فيلم پر از ابهام است و بيننده درگير ابهامات فيلم ميشود كه اين خود از برتريهاي فيلم به شمار ميرود.
براي لذت بردن از فيلم خانه نزديك به درياچه بايد از همان شروع فيلم دل به قصه و كاراكترهايش بدهيد. اگر اين گونه عمل كنيد تا پايان پاي آن خواهيد ماند وگرنه هرگز جذب آن و جزيي از قصه نخواهيد شد. يكي از موارد جالب وقتي است كه دو كاراكتر اصلي براي يكديگر ميل ميفرستند و به واقع نامه اينترنتي ارسال ميكنند و در چنين مواردي مجبورند آنقدر صبر كنند تا طرف مقابل نامه را بيابد و روي آن كار كند و جواب بدهد.
خانه نزديك به درياچه يك فيلم غمانگيز با سوژه حزنآور است البته اشكي را در نميآورد در مورد بازيهاي فيلم بايد گفت حضور كيانو ريوز و ساندرا بولاك پس از 12 سال از فيلم سرعت يك كه در كنار هم حضور داشتند، خود اتفاق مهمي است. اما اين بار شرايط با فيلم سرعت يك كاملاً متفاوت است. بازي اين دو در فيلم خانه كنار درياچه بازي متفاوتي است و اين دو در انتقال حس صحنهها با توجه به تعليق آن موفق عمل كردهاند. تنها سكانسي كه اين دو طي آن واقعاً در كنار يكديگر ديده ميشوند و محيط را اشغال ميكنند مربوط به يك ميهماني ميشود كه در سال 2004 بر پا شده بود و اين سكانسي شوقآور و جالب است.
از نكات قابل توجه ديگري كه ميتوان براي اين فيلم ذكر كرد، حضور موفق شهره آغداشلو در نقش رئيس كيت در فيلم است كه نقش خود را بسيار خوب ايفا كرده است و اين دومين حضورش در يك فيلم پرفروش هاليوودي پس از نامزد شدن براي جايزه اسكار بوده است.
فيلم «خانه نزديك درياچه» تا حدي شباهتهايي با فيلم «ژاكت» محصول سال 2005 ساخته John Maybury اما به نظر نگارنده خانه نزديك درياچه به لحاظ فيلمنامهاي موفقتر از ژاكت فيلم را به پايان برده و آن حس رها شدني كه در پايان ژاكت بر بينده فائق ميآيد و بيننده در زمين و آسمان رها ميشود در اين فيلم وجود ندارد.
پيشنهاد ميكنم در صورتيكه دسترسي داشتيد حتما اين فيلم را از دست ندهيد و خوشبختانه نسخه دي وي دي آن به همراه زيرنويس فارسي موجود است.