« October 2006 | دفتر اول | December 2006 »

November 30, 2006

گر به دولت برسي مست نكردي مردي

آدم گاهي در خيابان چه نوشته هايي كه پشت ماشين‌ها نمي‌بيند :



تهران - اتوبان شهيد چمران - عكس از خودم

November 29, 2006

دعا براي نماد اصلاح طلبي و ايثارگري اصفهان

خبر ناراحت كننده اي شنيدم، آيت طاهري اصفهاني امام جمعه مستعفي شهر اصفهان و محور انقلابيون اصفهان در گذشته و اصلاح طلبان اين شهر در امروز، ديروز به سي سي يو انتقال يافته و حال عمومي وي نامساعد اعلام شده است.

دفتر ايشان براي سلامتي اين پير ايثار و جهاد و اصلاحات مراسم دعاي كميلي جهت شفا و بهبود ايشان برگزار مي‌كند.

التماس دعا

ليست نهايي ائتلاف اصلاح طلبان

اسامي ليست عبارتند از:

1- محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييس‌‏جمهور سابق

2- معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست

3- احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي

4- اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران

5- قاسم تقي‌‏زاده خامسي، معاون شهردار اسبق تهران

6- پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن

7- شهاب طباطبايي، از فعالان دانشجويي و نهادهاي مدني

8- الهه راستگو، عضو شوراي مركزي حزب اسلامي كار

9- هادي ساعي، قهرمان تكواندوي جهان

10- ميرزا ابوطالبي، معاون وزير سابق مسكن

11- اسماعيل دوستي، استاندار سابق كهگيلويه و بويراحمد

12- كريمي، معاون سابق استاندار تهران

13- ‌‏افشين حبيب‌‏زاده، عضو هيات اجرايي خانه كارگر

14- سيدكامل تقوي‌‏نژاد، معاون وزير سابق تعاون

15- علي نوذرپور، مديرکل اسبق دفتر برنامه ريزي و عمراني وزارت کشور و معاون سابق سازمان شهرداري ها و دهياري هاي وزارت کشور

November 28, 2006

متخصصان تبليغات !!

روزنامه همشهري 7 آذر

تجربه بيماري

بالاخره پدرم از تجربه بيماري دوماهه‌اي كه كاملا زمين‌گيرش كرده بود چيزي در وبلاگش نوشت، البته زيادي فلسفي نوشته:

نمی دانم تاکنون چقدر به این فکر کرده اید که آدمی چقدر مختار است ومی تواند کار خود را تدبیرنماید؟یااینکه ما همه گرفتار تقدیر هایی هستیم که از آن گریزی نداریم؟ دلیل اینکه گرفتار چنین فکری شدم بیماری ای بود که بدان دچار شدم ونزدیک دو ماه تقریبا زمین گیرم کرد وبه ویژه در ماه رمضان مرا از انجام هر کاری بازداشت وبدتر از همه اینکه حال وهوای نوشتن را هم جز به حسب ضرورت از من گرفت.ومتاسفانه در این حال وهوا کامپیوتر دستی حنیف را هم سوزاندم که رابطه ام با دنیای مجازی قطع شد وکلی هم خرج روی دستم گذاشت!خلاصه کم کاری ودوری ام در این دوماهه به تقدیری برمی گردد که در آن گرفتار شدم واز آن گریزی نبود.

ادامه را اينجا بخوانيد.

November 27, 2006

ليست 10 نفره ائتلاف اصلاح طلبان

اصلاحيه
گويا اسحاق جهانگيري از جمع كانديداهاي شوراي سوم تهران انصراف داده است و جايگزين وي در ليست ائتلاف مرتضي خيرآبادي شده است و خبر خبرگزاري هاي فارس و انتخاب در خصوص ليست با دو اشتباه همراه بوده كه اسحاق جهانگيري و لطيف روحاني را به اشتباه در ليست ائتلاف قرار داده اند.
در ضمن خبر اختصاصي خبرگزاري فارس نيز در خصوص ليست 15 نفره ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي نيز از اساس كذب محض است و فردا صبح سخنگويان ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي به صورت جداگانه اي ليست‌هاي خودشان را براي انتخابات تهران ارائه خواهند كرد.

***

براساس اخبار تاكنون ليست ائتلاف اصلاح طلبان براي 10 كانديدا به جمع بندي رسيده است و پنج نفر باقيمانده نيز تا سه شنبه قطعي خواهند شد، البته در خصوص برخي از اين افراد نظراتي دارم كه مفصل در خصوص آن خواهم نوشت اما خوشبختانه شهاب طباطبايي در اين ليست جاي گرفته است، ليست به قرار زير است:

1- محمد علي نجفي
2- اسحاق جهانگيري (براساس آخرين خبر جهانگيري انصراف داده است)
3- احمد مسجدجامعي
4- معصومه ابتكار
5- اعظم نوري
6- پيروز حناچي
7- قاسم تقي زاده خامسي
8- شهاب طباطبايي
9- غلامرضا تاجگردون
10- هادي ساعي
11- مرتضي خيرآبادي

بدون شرح

بعد از يك روز كاري وقتي آخر شب به خونه مي‌رسي و ميري سراغ پيغام گير تلفن و دكمه رو مي‌زني مي‌شنوي كه:

(آقايي با صداي خيلي كلفت و لهجه آذري) جناب آقاي ............. من از ستوان .................. از كلانتري 110 ................... لطفا در خصوص پرونده كلاهبرداري‌تون كه در اين كلانتري تشكيل شده با توجه به اينكه مراحل اوليه در اداره آگاهي طي شده فردا صبح به اين كلانتري مراجعه كنيد و اين پيغام رو به منزله احضار بدانيد.

تكلمه: اينجانب از كلاهبردار محترم تقاضا دارم، كه حداقل مقداري از مبلغ كلاهبرداري شده را به اينجانب بدهند كه ما آش نخورده و دهن سوخته نشويم.

November 26, 2006

آشنايي با كانديداهاي اصلاح طلب شوراها - 2

اينبار كانديداي جوان اصلاح طلبان را به شما معرفي مي‌كنم و اميدوارم كه اطلاعات عرضه شده براي تصميم گيري مفيد باشد.
در ضمن با خبر شدم كه از ميان 45 نفر نامزد اصلاح طلب، ائتلاف اصلاح طلبان به يك ليست 20 نفره رسيده است و از قرار معلوم در همين هفته ليست 15 نفره منتشر خواهد شد.
در همين زمينه:
معرفي چندين كانديداي ديگر اصلاح طلب
آشنايي با محمد هاشم مهيمني

سيدشهاب الدين طباطبايي اردكاني

تاريخ تولد: 1354 - محل تولد : شميران
تحصيلات: فارغ التحصيل رشتة مهندسي صنايع گرايش تکنولوژی صنعتی از دانشگاه علم و صنعت ايران


سوابق و فعاليت های سياسی و حزبی

• عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال 1374 تا 1376)
• عضو نخستين دوره شاخه جوانان جبهة مشاركت ايران اسلامي(سال 1377)
• عضو کميته پشتيبانی جبهه مشارکت ايران اسلامی(از سال 1384 تا كنون)
• مسوول کميته سازمانهای غيردولتی ستاد انتخاباتی دکتر معين در انتخابات رياست جمهوری


سوابق و فعاليت های اجرايي

• کارمند معاونت ارتباطات مردمي دفتر رئيس جمهور (از سال 1376 تا 1378)
• مشاور و رئيس دفتر مشاور رئيس جمهور و دبيرشورايعالی مناطق آزاد (ازسال 1378 تا ارديبهشت 1383)
• عضو و دبير شوراي سرپرستي هفته نامة آئينة کوير (از سال 1378 تا 1384)
• مديرعامل موسسه نسل سوم(از سال 1380 تا كنون)
• قائم مقام دبيرخانة انجمن هاي دوستدار ميراث فرهنگي(وابسته به سازمان ميراث فرهنگي كشور) (از سال 1380 تا 1382)
• دبير نخستين همايش نسل سوم و شريعتی (خرداد 1380)
• رئيس هيات مديره و مديرعامل جمعيت توسعة مشاركت هاي جوانان (از ابتداي سال 1380)
• دبيرهمايش ملی نسل سوم و ميراث فرهنگی(اين همايش با پيام رئيس محترم جمهوری وقت آقای خاتمی افتتاح شد) (ديماه 1381)
• مدير روابط عمومی و امور بين الملل شرکت صنايع خودروکوير(از ارديبهشت سال 1383)
• عضو هئيت مديره و دبيرکل مجمع ايران برای فردا (عضو ايرانی نهاد بين المللی غيردولتیIBF(International Business Forum))
• مشاور کميسيون ملی يونسکو در امورسازمان های غيردولتی(با حکم دبيرکل کميسيون ملی) (از تيرماه سال 1383)
• مسوول کميته تشکيل سازمان ملی داوطلبان (مردادماه سال 1383)
• مدير اجرايی اجلاس زيرمنطقه ای سازمانهای غيردولتی و يونسکو(خردادماه 1384)
• سرپرست روزنامه شرق در کيش (از ابتدای تاسيس روزنامه)
• عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران
• عضو شورای برنامه ريزی کلوپ های يونسکو در ايران (از ابتدای سال 1382)
• عضوشورايعالی اطلاع رسانی اتاق بازرگانی و صنايع و معادن ايران
• عضو شورايعالی برنامه ريزی همايش "توسعه دانايی محور، دانشگاههای بين المللی و مناطق آزاد"

پيشنهاد مي‌كنم كه يادداشت «بازوبندی به رنگ سفيد» شهاب را كه چندي پيش نگاشته است را در ادامه همين صفحه حتما بخوانيد

بازوبندی به رنگ سفيد
1) در عرصه حكومتداري و حكومت گري، اگر «روش ها» را به مثابه يك « متد» بدانيم كه باورمندي گروهي به بخشي از آنها، نحله هاي فكري را در اين عرصه، سبب مي شود، آن گاه مي توان منتقد هر حكومتي بود يا موافق آن و وجود هر يك از اين دو نگاه متفاوت به « شيوه» حكومت گري حاكم، در هر فردي را مي توان ستود يا نكوهش كرد.

اما چه زماني بايد از رفتارهاي حكومتگرانه حاكم يا بخشي از حاكميت، تبري جست و اين برائت را عيان ساخت؟

2) وقتي جرج بوش، به رياست جمهوري ايالات متحده رسيد، برخي شهروندان آمريكايي كه سياست هاي جنگ طلبانه وي را چنان به دور از منطق و هنجارهاي انساني مي دانستند كه وجود هر شبهه اي در مورد رأي دادن خود به بوش را برنمي تافتند، با بستن بازوبندي آبي رنگ كه گويا جمله «من به بوش رأي نداده ام» نيز روي آن خودنمايي مي كرد برائت خود را از رفتار سياسي حاكميت به معرض نمايش گذاشتند. به بيان ديگر « شرم» از رفتار دولتمردان، چنان بخش بزرگي از ذهن برخي شهروندان را اشغال مي كرد كه « برائت» از اين رفتار به واضح ترين شيوه ممكن لازم بود که بروز يابد.

3) محمود احمدي نژاد، از ابتداي قرارگرفتن بر صندلي رفيع رياست جمهوري، چنان رفتاري از خود نشان داده است كه ديگردغدغه فكري منتقدين و مخالفين وي، زير سؤال بردن بنيان هاي منطقي رفتار حكومتي وي نيست، چه اساساً در برخي كنش هاي اين دولت، بنياني « منطقي» و «عقلايي» يافت نمي شود كه نقد را بتوان با تكيه بر پايه آن منطق پايه گذاشت. رفتارهايي همچون «تکذيب واقعيت های موجود در بازار مثل گرانی های اخير»، « ستاره دار كردن دانشجويان براي برخورد با ايشان»، «تعطيلي هاي فله اي و پيش بيني نشده و ناگهاني» ، « تغيير ساعت كاري بانك ها و پافشاري بر آن عليرغم مخالفت قريب به اتفاق كارشناسان و فعالان بانكي و حتي مشتريان »، «الحاق دفاتر سازمان مديريت و برنامه ريزي به استانداري ها»، «ورود بي دليل به قضيه بانك پارسيان و ناكامي پروسه به دليل عدم تأييد اين موضوع توسط ديوان عدالت اداري» ، «تأكيد غير منطقي بر مخالفت با طرح جلوگيري از افزايش جمعيت با ادبياتي عوامانه» و ... را مي توان از جمله رفتارهاي دولت دانست كه اساساً هيچ منطق و عقلانيتي در آن جسته نمي شود و البته چنان خسارات اقتصادي و اجتماعي و ... به بار خواهد آورد كه شايد نسل هاي آينده، همه «ما» را به خاطر اين رفتار مورد مؤاخذه قرار دهند.

4) به نظرم با توجه به « كيفيت» رفتار سياسي دولت احمدي نژاد، اعلان «برائت» از عدم عقلانيتي كه در مجموعه دولت، موج مي زند، می تواند در دستور كار همه آنهايي قرار گيرد كه اين شيوه ها را با معيارها و هنجارهاي منطق، سازگار نمي دانند.

براي اين اعلان «برائت» بايد شيوه اي شفاف، واضح ، صريح و علني يافت.

شايد "بازوبندي به رنگ سفيد" نشانه خوبی باشد.

November 25, 2006

ائتلاف؛ هم استراتژی هم تاکتیک

پيشنهاد مي‌كنم حتما مطلب «ائتلاف؛ هم استراتژی هم تاکتیک» نوشته كريم ارغنده پور را كه در وبلاگش گذاشته بخوانيد، نكات جالبي در خصوص انواع ائتلاف‌ها به لحاظ علمي و همچنين استدلال‌هاي بسيار خوبي براي روي آوردن به ائتلاف ارائه كرده است.

اين مطلب را در اينجا بخوانيد.

November 24, 2006

دنیای ما

چقدر جالبه که:

1- تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره.

2- تا فرياد نزني کسي به ‏طرفت بر نميگرده.

3- تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه.

4- تا قصد رفتن نکني کسي به ‏ديدنت نمياد................

و تا وقتي نميري کسي تو رو نميبخشه

November 23, 2006

دنيا در حال احمدي نژاد شدن

از آنجايي كه جناب آقاي رئيس جمهور فرموده اند كه دنيا در حال احمدي نژاد شدن است، پيشنهاد مي‌كنم در نظرسنجي مجله تايمز كه در حال انتخاب «شخص سال» خود طبق سنت گذشته اش است شركت كنيد.

در نتايج نظرسنجي احمدي نژاد در صدر چهره‌هاي كانديد شده قرار دارد و اين نيز نشانه‌اي است از آنكه دنيا در حال احمدي نژاد شدن است.

November 22, 2006

آشنايي با كانديداهاي اصلاح طلب شوراها

پيشنهاد دارم كه هركسي در هر شهري اقدام به معرفي كانديداهاي اصلاح طلب شهر خودش بنمايد و هر ديدي چه سلبي و چه ايجابي نسبت به هر يك از كانديداهاي موجود دارد در وبلاگ خودش منتشر كند تا هم موجب آشنايي بيشتر و بهتر با كانديداها بشود و هم راهنماي ما در انتخاب گزينه هاي بهتر.

براي اينكه اين كار را آغاز كرده باشم خودم اولين كار را انجام مي‌دهم و اميدوارم كه سايرين نيز همين كار رو ادامه بدهند.

محمد هاشم مهيمني

كانديداي حوزه انتخابيه شهر تهران
سوابق:
متولد شهر گرگان
از دانشجويان مبارز دانشگاه اصفهان در پيش از انقلاب
فرمانده سپاه گنبد(در دوران جنگ)
فرمانده سپاه گرگان(در دوران جنگ)
خروج از سپاه پس از پايان جنگ و روي آوردن به عرصه‌هاي مديريتي و سياسي
معاون مديركل سياسي وزارت كشور در سال 69 تا 72 (مديركل سياسي وقت: مرتضي مبلغ)
شهردار منطقه 16 تهران در سال 72 (شهردار وقت تهران: غلامحسين كرباسچي)
دستگيري و تحمل زندان انفرادي 3 ماه توسط سردار نقدي در زمان برخورد با شهرداران تهران در سال 76 و 77 و در نهايت متهم شدن به خاطر هديه دادن يك دستگاه كامپيوتر به نماينده ولي فقيه در گرگان كه در نهايت نيز تبرئه گرديد.
مديركل امور شوراهاي وزارت كشور در دولت خاتمي
استاندار گلستان دولت خاتمي تا دولت احمدي نژاد

تحصيلات:
ليسانس زمين شناسي از دانشگاه اصفهان
فوق ليسانس علوم سياسي از دانشگاه تهران

به لحاظ مديريتي وي را يكي از استانداران موفق دولت خاتمي در گلستان مي‌دانند و به لحاظ شهرسازي در دوره حضور در منطقه 16 تهران آغاز تحول در اين منطقه كليد خورد و در نهايت به لحاظ وفاداري به جريان اصلاحات وي يكي از معدود شهرداران دستگير شده تهران بود كه در تمام مدت زندان و محاكمه حاضر به كوتاه آمدن از ديدگاه‌هاي خود نشد و دست به افشاگري عليه سردار نقدي و دار و دسته اش زد.

November 21, 2006

من و جمهور

سفر خوزستان ما هر دستاوردي نداشت، حداقل باعث شد كه اين رفيق نازنين رو يه بار ديگه ببينيم، اون هم كه ما رو فيلم خودش كرد.


غيبت

چند روزي را مهمان يك كارگاه عمراني نيمه بياباني بودم و به همين دليل از عالم و آدم بي‌خبرم و وقتي ايميلم را باز كردم در نگاه اول 128 ايميل جديد مغزم را منفجر كرد، از دوستاني كه جوابشان را دير دادم يا ندادم عذرخواهي مي‌كنم.

November 17, 2006

وبلاگ مدرس كاراته

بر اساس سنت حسنه معرفي وبلاگ‌هايي كه درست كرده‌ام، امروز وبلاگ «مدرس كاراته» كه متعلق است به عبدالرضا عرفاني مربي اسبق تيم ملي جوانان و اميد كاراته، قهرمان پليس‌هاي جهان، قهرمان جوانان اميد جهان و قهرمان آسيا و ....

اين وبلاگ داراي چند بخش متنوع است از جمله اخبار و گزارش‌هاي روزانه‌اي كه اين مربي كاراته از رويدادهاي اين ورزش مهيج تهيه مي‌كند و از آنجايي كه اين رشته مدال آورترين رشته ورزشي كشورمان ايران است، اخبار جالب توجهي را در خود جاي داده است.

در بخش ديگري از اين وبلاگ يكسري مقالات تخصصي در خصوص ورزش و همچنين آلبوم عكس هاي اين ورزشكار و دوست عزيزم را مي‌توانيد مشاهده كنيد و در آخر هم قسمتي مربوط به احكام مختلف و زندگينامه اين وزرشكار خوب كشورمان است.

در پايان توصيه مي‌كنم كه لينك اين وبلاگ ارزشمند را حتما در وبلاگ خود اضافه نماييد و از خبرهاي ورزشي او در حوزه تخصصي تحت نظرش استفاده نمايد.

November 14, 2006

خوشبختي و ...

خوشبختي زماني است که شما داراي:
حقوق آمريکايي، خانه بريتانيايي ، غذاي چيني ، اتومبيل آلماني و زن ايراني باشيد.

بدبختي زماني است که شما داراي:
اتومبيل آمريکايي ، زن بريتانيايي ، خانه چيني ، غذاي آلماني و حقوق ايراني باشيد

November 13, 2006

ما را چه شده است؟

پرده اول:
مي‌گفتند كه اگر سازمان بين‌المللي انرژي اتمي بخواهد براي بازرسي مكان‌هاي مشكوك ايران، بازرس ويژه اعزام كنيم از ان پي تي خارج مي‌شويم و ديگر با سازمان همكاري نمي‌كنيم و فلان و بهمان ....

پرده دوم:
در مرحله بعدي مي‌گفتند كه اگر قرار باشد پرونده ايران توسط شوراي حكام سازمان بين‌المللي انرژي اتمي بررسي شود اين بار ديگر به جان فلاني از ان پي تي خارج مي‌شويم و به خارجي‌ها چه كه ما چيكار مي‌كنيم، تازه اونها كه اومدن و بازرسي كردن و ديدن كه ما كاري نكرديم پس چرا پرونده بايد بررسي شود.

پرده سوم:
در مرحله بعد و پس از بررسي و صدور قطعنامه اولتيماتوم عليه ايران در شوراي حكام سازمان بين المللي انرژي اتمي مي‌گفتند كه اگر قرار باشد كه پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارسال شود كه ديگر اصلا آب ما با دنيا در يك جوي نمي‌رود و ان پي تي كه هيچ همه چيز را تعليق مي‌كنيم و اصلا دنيا را تحريم اقتصادي مي‌كنيم.

پرده چهارم:
پس از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مي‌گفتند كه اگر شوراي امنيت عليه ما قطعنامه‌اي صادر كند كه بمعني آن است كه ديگر شوراي امنيت صلاحيت ندارد و ما صلاحيت داريم و آنوقت فلان و بهمان مي كنيم

پرده پنجم:
پس از صدور قطعنامه اولتيماتوم شوراي امنيت براي توقف غني سازي اورانيوم مي‌گفتند كه شوراي امنيت راه مذاكره را بست و ما چاره اي جز قهر كردن با جامعه جهاني نداريم و غيره و ذالك ...

پرده ششم:
اولتياتوم تمام شد و شوراي امنيت در حال تنظيم قطعنامه اي تحريمي عليه ايران است و ما هم بعد از آن همه رجز خواني و قلدر بازي و گردن كلفتي كارمان به اينجا رسيده كه مي‌گويند ايران با پيش نويس تحريم‌هاي روسيه و اصلاحات روسيه در قطعنامه تحريم عليه ايران موافق است وگرنه باز از همان كارهايي مي‌كنيم كه قبلا قولش را داده بوديم ....

حرف آخر:
اول اينكه نه به اون شاخه و شونه كشيدن‌هاي داخلي و خارجي و نه به اينكه حالا رضايت داديم به اينكه ما با نسخه تحريمي روسيه موافقيم و اين چه نوع دفاع از منافع ملي كشور است كه من ايراني بايستي كار را براثر رفتارهاي غيرعقلاني به جايي بكشانم كه با تحريم خودم در نهايت موافقت داشته باشم؟

دوم هم خدا وكيلي متوجه اين نوع رفتار پست مدرن در سياست خارجي يك كشور كه با آينده و منافع ملي تك تك ايرانيان سر و كار دارد نمي‌شوم، كدام رفتار غيرمعقولانه تجويز مي‌كند كه كار را به جايي بكشانيم كه هزينه آن از جيب تك تك ملت پرداخت شود و براساس كدام گواه و نظرسنجي و رفراندومي ملت را جان بر كف تحمل هرگونه تحريمي مي‌دانيم؟

سوم هم طبق معمول اينكه خدا آخر و عاقبت همه ما رو ختم به خير كند و از دست امثال لاريجاني برهاند.

آمين

November 12, 2006

استارت انتخابات

ادامه :

اين ليست شوراهاي تهران به انتخاب من

1- خانم دكتر معصومه ابتكار - معاون سابق رئيس جمهور و رئيس سازمان محيط زيست
2- خانم دكتر اشرف بروجردي - معاون اجتماعي سابق وزير كشور
3- خانم صدراعظم‌نوري شهردار - سابق منطقه 7
4- آقاي دكتر محمد علي نجفي - وزير اسبق آموزش و پرورش، معاون اسبق رئيس جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه
5- آقاي مهندس اسحاق جهانگيري - وزير سابق صنايع و معادن، استاندار سابق اصفهان
6- آقاي دكتر احمد مسجد جامعي - وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي
7- آقاي دكتر غلامرضا ظريفيان - معاون سابق وزير علوم و تحقيقات و فن‌آوري
8- آقاي مهندس محمود ميرلوحي - معاون سابق وزير كشور و استاندار اسبق آذربايجان غربي
9- آقاي مهندس محمد هاشم مهيمني - استاندار سابق گلستان و شهردار اسبق منطقه 18 تهران
10- آقاي دكتر مرتضي خيرآبادي - قائم مقام سابق وزير رفاه، نماينده سبزوار در دور ششم مجلس
11- آقاي مهندس عبدالحميد امامي - معاون سابق وزير نيرو
12- آقاي مهندس حسين بي‌غم - معاون سياسي استانداري‌هاي آذربايجان غربي و زنجان
13- آقاي دكتر غلام تاجگردون - معاون سابق رئيس سازمان برنامه‌ريزي و مديريت
14- آقاي مهندس قاسم تقي‌زاده خامسي - مدير كل سابق آب و قاضلاب تهران
15- آقاي مهندس مرتضي شاپوريان - شهردار اسبق منطقه 5 تهران

خبرهاي كردستان حاكي از آن است كه اكثريت اصلاح طلبان در اين منطقه تاييد صلاحيت شده اند و تعداد اندكي مانده‌اند كه با پيگيري هاي انجام شده مشكلشان قابل رفع خواهد بود.

ابراهيم يزدي دبيركل نهضت آزادي ايران هم اعلام كرده كه حزب وي از ليست ائتلاف اصلاح طلبان براي انتخابات شوراها حمايت خواهند كرد.

در همين زمينه:

و بازهم انتخابات ... - سيامك قاسمي - رازنو

***

با اينكه استارت انتخابات شوراها از قبل زده شده بود اما اكنون در مرحله‌اي روشن تر از گذشته قرار داريم و با مشخص شدن صلاحيت‌ها كمي تا قسمتي مي‌توان در خصوص آن بحث كرد.

يكسري از دوستان بحث‌هايي رو در وبلاگ‌هايشان شروع كرده‌اند كه به نظرم جالب توجه بود مخصوصا اينكه برادر سيدآبادي ليست اوليه 45 نفري را هم منتشر كرده كه در آن آدم‌هاي سرشناس و ناشناسي به چشم مي‌خورد.

از صلاحيت‌ها هم تا حدي خبرهايي منتشر شده از جمله اينكه :

در تهران اكثريت اصلاح طلبان تاييد صلاحيت شدند و چهره‌هايي كه امكان داشت تاييد صلاحيت نشوند تاييد شده اند و برخي كه هميشه نقش غضنفر موش اصلاحات را بازي مي‌كردند رد صلاحيت شده‌اند كه البته فكر كنم بيشتر براي مظلوم نمايي اين بازي را سرشان در آورده‌اند.

در اصفهان از دم همه را رد صلاحيت كرده‌اند و حتي يك نفر هم براي رضاي خدا باقي نمانده، حتي رئيس و برخي اعضاي شوراي شهر اول اصفهان، استاندار هرمزگان در دوره خاتمي(آقاي معين) و دوستان ديگر را

در مشهد هم خبرها از رد صلاحيت بسيار نا اميد كننده است و براساس شنيده ها حتي لايه دوم و سوم هم رد صلاحيت شده و عملا امكان شركت اصلاح طلبان در انتخابات مشهد تاكنون وجود ندارد.

تا آنجا كه شنيده ام در تبريز و شيراز نيز برخي چهره هاي شاخص رد صلاحيت شده‌اند اما در حدي تاييد صلاحيت صورت گرفته كه ليستي جمع و جور شود.

از كاشان هم خبرها چندان اميدوار كننده نيست و از 9 نفر 5 نفر رد صلاحيت شده اند، در خراسان رضوي هم اخبار به همين ترتيب است.

در اهواز هم از قرار معلوم تمامي منتسبان به اعراب رد صلاحيت شده‌اند و با اينكه شوراي شهر دوم شهر اهواز در اختيار اعراب بوده ولي گويا اكثريت اعضاي شوراي شهر كنوني را نيز رد صلاحيت كرده‌اند كه البته فكر كنم اخبار جمهور از وضعيت اين شهر دقيق‌تر باشد، همچنين شنيدم كه دو شب قبل يعني جمعه شب نيز يك بمب صوتي ديگر در اين شهر منفجر شده است.

اگر از اخبار جاهاي ديگر نيز چيزي به دستم رسيد حتما مي‌نويسم، البته اميدوارم كه جذابيت داشته باشد و مفيد باشد.

در همين زمينه:

فهرست اصلاح طلبان در انتخابات شوراها و چند نكته ديگر - علي اصغر سيدآبادي - هنوز

اگر که به اين فهرست رأی ندهم، چه کنم؟ - پرستو دوکوهکی - زن نوشت

تا شوراها>ائتلاف اصلاح طلبان - آرش غفوری - ایران پاپاراتزی
سه سوالی که نیما به تدریج پاسخ خواهد داد؟ - نیما نامداری - ساز مخالف

سابقون ( کسانی که از مدت ها قبل بحث شوراها را در فضای وبلاگ ها پیش کشیده اند) :

پياده‌هايي كه مي‌خواهند وزير شوند - ناصر خالدیان - نقطه ته خط

خواب خرگوشی اصلاح طلبان - مهدی محسنی - جمهور

با شوراها و از مجلس خبرگان - هوشنگ دودانی

در حاشیه‌های فقیرنشین شهرها هر شناسنامه فقط سه هزار تومان قیمت دارد
- آیدین فرنگی - یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی

شورای سوم! و دغدغه های شورایی - تهران شهر

November 11, 2006

يادمان باشد

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم

يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

November 9, 2006

بوش و انتخابات

نومحافظه‌كاران آمريكاي انتخابات كنگره و فرمانداري‌ها را با فاصله به دمكرات‌ها واگذار كردند و حال اين دمكرات‌ها هستند كه به كرسي رياست كنگره تكيه خواهند زد. در مجلس سنا نيز آراء برابر شده اما باز هم اين مسئله نتوانست بر شكست و اگذاري كنگره و فرمانداري‌ها به دمكرات‌ها تاثير بگذارد.

بوش در اولين اقدام «رامسفلد» را با «گيتز» جا به جا كرد و طبق مصاحبه تلويزيوني‌اش گفت كه احتمالا تغييرات ديگري در كادر رهبري ايالات متحده اعمال خواهد كرد، بوش به سرعت پيام انتخابات را دريافت كرده و مسئله اول آنرا كه عراق بوده به خوبي درك كرده و وزير دفاع را تغيير داد.

حال مقايسه كنيد آن وضعيت را با وضعيت احزاب سياسي در ايران مقايسه كنيد، در ايران احزاب رسمي و شناسنامه دار حتي براي حضور در انتخابات هم مشكل دارند، به قولي:

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

در همين زمينه:

پيام هفتم نوامبر – كريم ارغنده پور

November 8, 2006

مسابقه وبلاگ ها

چند روز بيشتر به پايان مدت زمان راي گيري مسابقه وبلاگهاي دويچه وله نمانده و پيشنهاد مي كنم حتما اگر تا كنون راي نداده‌ايد راي بدهيد و من نيز راي خودم را با احترام به تمامي دوستانم كه كانديدا هستند اعلام مي‌كنم.

در مسابقه بهترين وبلاگ به وبلاگ محمدعلي ابطحي (وب نوشت‌ها) راي مي‌دهم.

در مسابقه گزارشگران بدون مرز به فتوبلاگ دوست خوبم آرش عاشوري‌نيا (كسوف) راي مي‌دهم.

و اما در داغ‌ترين بخش يعني بهترين وبلاگ فارسي زبان اين مسابقه با احترام به تمامي دوستانم نويسندگان وبلاگ‌هاي «يك تبعيدي عصباني» ، «آق بهمن» ، «ملكوت» و سايرين به وبلاگ «يك ليوان جاي داغ» دوست گرامي‌ام حامد قدوسي راي مي‌دهم.

شما هم تا دير نشده راي بدهيد.

November 7, 2006

پس كودكي ما چه مي‌شود؟

در خبرها آمده بود كه صدام ديكتاتور سابق عراق به جرم كشتار حدود 200 تن از شيعيان يك روستاي شيعه نشين در جنوب عراق به اعدام با چوبه دار محكوم شده است. به همين سادگي ... !!

نسل ما را به نوعي نسل سوم انقلاب مي‌نامند، نسلي كه در ابتداي انقلاب پا به عرصه وجود نهاد و به واقع فرزندان انقلاب 57 هستيم، اما ما فرزندان اين انقلاب آيا به واقع دوران كودكي و نوجواني داشته‌ايم؟

آيا دوران كودكي ما آنچنان بود كه امروزه كودكان در دوران خردسالي خود كودكي مي‌كنند و شادي مي‌كنند و ...؟ اما پاسخ من به اين سئوال منفي است. كودكي ما همراه بود با صداي آژير قرمز و زرد و سفيد، همراه بود با سوت موشك، همراه بود با مارش‌هاي هيجان انگيز نظامي، همراه بود با از دست دادن يكي از اعضاي خانواده يا در جنگ يا در موشك باران و همراه بود با غرش موشك‌هاي عراقي، همراه بود با زندگي در پناهگاهها و هزاران نكته ديگر كه سراسر كودكي‌‌مان را با آن گذرانديم.

دوران نوجواني ما نيز تعريفي نداشت، با اينكه گفته مي‌شد جنگ تمام شده ولي باز هم خبري از شادي و دوران معمول نوجوان‌ها نبود، زيرا به بهانه اينكه كشور نياز به بازسازي داشت كسي به فكر ما نبود و تنها چيزي كه ديده مي‌شد اين بود كه كساني كه همچنان فكر مي‌كردند جنگ ادامه دارد سعي مي‌كردند كه اين جنگ را به داخل شهرها و ايست بازرسي‌ها و گشتن‌ها و ... بگذرانند.

آري شايد مقصر همه اين مشكلات صدام نبود اما قطعا او سهم بزرگي در خراب كردن شيرين‌ترين دوران زندگي ما دارد و او بود كه جرقه اين آتش را روشن كرد و شايد ناداناني در داخل نيز به اين آتش دامن زدند اما معتقدم كه مقصر اصلي او بود و او امروز بايد پاسخگو كودكي از دست رفته من و همنسلان من باشد كه چرا نگذاشت ما آنچنان كه بايد كودكي بكنيم.

طرفدار خشونت ورزيدن نيستم، حتي با صدام و امثال او اما حداقل فكر مي‌كنم كه نبايد كسي كه موجب به آتش كشيده شدن زندگي‌هاي بسياري شده به اين راحتي خلاص شود، من كه كودكي‌ام را از او طلبكارم، شما را نمي‌دانم !

دو پيشنهاد

اول:

اين عكس جالب را چند روز پيش كريم ارغنده پور در وبلاگ نماي آينده گذاشته بود به نظرم جالب آمد:

سال 1372- خيابان فلسطين- تحريريه سلام- عباس عبدي پس از چند ماه حبس در انفرادي به مرخصي آمده بود. از راست به چپ: عباس عبدي، سيد محمود حسيني، کريم ارغنده پور، محمد نعيمي پور، علي مزروعي، وفا تابش، فيض الله عرب سرخي، حميد رضا کاوياني

دوم:

پيشنهاد ميكنم اگر تاكنون «رخداد» را نخوانده‌ايد حتما بخوانيد، سايتي است با مطالبي از مراد فرهاد پور ، نادر فتوره چي، جواد گنجي، امير هوشنگ افتخاري راد، اميد مهرگان و تعداد ديگري از نويسندگان حوزه انديشه. پيشنهاد ميكنم از دست ندهيد

November 5, 2006

به نام «پيامبر رحمت» به كام «شوراي امنيت»

هيچگاه متوجه اين مسئله نشده‌ام كه چه دليلي دارد كه آموزه‌هاي ديني را در امورات سياسي و نظامي دخالت دهيم و برايم قابل درك نيست كه چرا براي راه‌اندازي يك برنامه و پروژه به جاي اينكه از خودمان مايه بگذاريم از نام ائمه و پيامبر استفاده مي‌كنيم.

اين روزها دومين رزمايش – بخوانيد مانور – سال در كشورمان به نام پيامبر رحمت در حال اجراست و طبق گفته اخبار و شواهد تصويري تعداد زيادي از آخرين سلاح‌هاي ساخت كشورمان در حال آزمايش شده كه گويا نتيجه‌اش نيز در بعد نظامي مثبت بوده است.

در امور نظامي تخصصي نداشته و دوست هم ندارم كه اطلاعاتي داشته باشم و البته پيشرفت هر كشوري را در اين زمينه حق آنها مي‌دانم البته به شرطي كه اين سلاح‌ها در دست حاكمان باصلاحيت و ]...[ باشد با اين حال درك نمي‌كنم كه چرا براي آزمايش چنين تجهيزاتي از نام پيامبر مايه گذاشته مي‌شود و اين مسئله امروزي و دنيوي را به دين و ايمان و اعتقادات ارتباط مي‌دهند.

حقيقتا كه كج سليقگي در اين كشور بيداد مي‌كند، در دنياي كه امروزه بر اثر همين رفتارهاي نابخردانه اسلام مساوي دين خشونت و ترور و كشتار معني مي‌شود شما تصور كنيد كه يك شهروند ساده در يك نقطه از اين جهان پهناور مثلا خبر يا تصوير پرتاب موشك‌ها را ببيند و بشنود كه نام اين عمليات نام پيامبر اسلام بوده، خوب اولين نكته‌اي كه ذهن هر انساني مي‌رسد اين است كه اين دين، ديني است كه ترويج جنگ مي‌كند و براي جنگ از نام پيامبرانشان الهام مي‌گيرند.

تاكنون نه شنيده و نه ديده‌ام كه ساير اديان آسماني براي انجام عمليات‌هاي نظامي خود از اين ابتكارات محيرالعقولي در بد نام كردن شخصيت‌هاي مذهبي‌شان استفاده كنند و فكر كنم آخرين باري كه اين اشتباه را انجام دادند، جنگ‌هاي صليبي بود كه نتيجه‌اش را همه تاريخ مي‌دانند.

به هر صورت اينگونه رفتارهاي نابخردانه و اين اسامي مقدس نه تنها چاره كار ما براي رهايي از بي‌اعتمادي جهاني نسبت به مسئله هسته‌اي ايران است بلكه بهانه‌اي براي محدود و محذور كردن ايران در شوراي امنيت مي‌شود و حال كه ذره بين اين شورا بر روي ايران قرار گرفته است، اين عمليات‌ها و رفتارهاي مشابه تنها به ضرر ملت و منافع ملي ماست.

November 2, 2006

Lost City – شهر گمشده

اندي گارسيا (Andy Garcia از جمله بازيگران سينماست كه هميشه بازي كلاسيك او برايم جذاب بوده و از جمله بازي‌هاي شاهكارش مي‌توان به بازي در پدرخوانده سه (The Godfather, Part III – 1990) به كاگرداني فرانسيس فورد كاپولا (Francis Ford Coppola) و ياران اوشن 11(Ocean's Eleven) و ياران اوشن 12 (Ocean's Twelve) اشاره كرد.

اما داستان فيلم شهر گمشده در واقع نگاهي است به انقلاب كمونيستي كوبا كه در آن اندي گارسيا در نقش «فيكو» در خانواده‌اي با قالب‌هاي سنتي زندگي مي‌كند كه پدر محور آن خانواده است و سعي دارد نقش خانواده را مانند گذشته در زندگي افراد تحت پوشش آن حفظ كند، فيكو(اندي گارسيا) صاحب يكي از كلوپ‌هاي معروف «هاوانا»ست و پدرش استاد دانشگاه شهر است، دو برادر فيكو به نام‌هاي لويس و ريكاردو در برهه‌اي از زمان به انقلابيون مبارز مي‌پيوندند و به همين دليل از جمع خانواده‌گي كه چندان با انقلاب‌هاي پوپوليستي و بدون هدف موافقت نداشتند جدا مي‌شوند.

«لوئيس» پس از حمله انقلابيون به كاخ رياست جمهوري توسط عوامل «باتيستا» كشته مي‌شود اما قبل از مرگش از فيكو مي‌خواهد تا از همسرش در نبود او مراقبت كند. «ريكاردو» به پارتيزان‌ها مي‌پيوندد و به آرام آرام روحيه خشن پارتيزاني بر روحيه دانشجويي و آزادي‌ خواهي‌اش غلبه مي‌كند. فيكو تصميم مي‌گيرد كه انتقام برادرش را از عوامل باتيستا بگيرد و به قصد كشتن آنها به رستوراني مي‌رود اما آينده خانواده و قولي كه به برادرش داده است او را از اين كار باز مي‌دارد.

فيكو طبق قولي كه داده بود از «لئونلا» همسر برادرش مراقبت مي‌كند، كم كم رابطه فيكو و لئونلا كمكم به نوعي علاقه تبديل مي‌شود.

انقلاب به پيروزي مي‌رسد و انقلابيون بر سر كار مي‌آيند، فيكو براي نجات يكي از دوستان ارتشي‌اش كه روزگاري جان برادرش ريكاردو را نجات داده بود به ديدن ريكاردو مي‌رود، اما با برخورد سرد و غير انساني او روبرو مي‌شود و دوستش اعلام انقلابي مي‌شود.

به جاي دمكراسي كه پيش از اين انقلابيون قولش را داده بودند نظامي‌گري بر سر كار مي‌آيد و دامنه آن حتي كلوپ فيكو را مي‌گيرد و زني با لباس نظامي در كلوپ او به او دستور مي‌دهد كه در آهنگ‌هاي مورد استفاده‌اش حق ندارد از ساز ساكسيفون استفاده كند زيرا كه اين ساز ساخته امپرياليست است !!

لئونلا براي انتقام خون شوهرش به انقلابيون مي‌پيوندند و كم‌كم آنچنان معروف مي‌شود كه از او بعنوان بانوي انقلاب نام مي‌كنند و با اينكه همچنان فيكو را دوست دارد اما از انقلابيون جدا نمي‌شود.

ريكاردو به مزرعه عمويش مي‌رود تا آن مزرعه را نماد امپرياليست و سرمايه‌داري است مصادره كند و عمو با شنيدن اين مسئله سكته مي‌كند و مي‌ميرد. ريكاردو از جمع خانواده طرد مي‌شود و پدر به او مي‌گويد كه ديگر پسري به اين نام ندارد و ريكاردو از فشار اين غم دست به خودكشي مي‌زند.

به اصرار فراوان پدر و مادر سرانجام فيكو راضي به ترك كشور مي‌شود زيرا متصور است كه ديگر اجازه فعاليت و كار به او داده نخواهد شد، فيكو براي بار آخر به ديدن «لئونلا» مي‌رود و از او مي‌خواهد كه همراهش به خارج از كشور سفر كند اما «لئونلا» با اينكه همچنان دل در گرو او دارد همراهي‌اش نمي‌كند.

فيكو به آمريكا مي‌رود و از مديريت بزرگترين كلوپ در هاوانا به ظرفشويي در يك رستوران كوچك مي‌رسد و كمي كه وضعيتش ارتقاء مي‌يابد در كنار آن پيانو نيز مي‌نوازد.

داستين هافمن كه در هاوانا به فيكو پيشنهاد همكاري داده بود بار ديگر در آمريكا به سراغش مي‌آيد و پيشنهادش را تكرار مي‌كند. ناگهان پس از ماهها «لئونلا» از درب رستوران وارد مي‌شود و فيكو را غافلگير مي‌كند، لئونلا براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل به آمريكا آمده بود و تنها به اندازه قهوه‌اي كوچك وقت داشت كه به ديدار فيكو آمده بود.

فيكو سالها بعد كلوپي را به ياد خانواده و تمامي دوستانش كه در كوبا از دست داده است راه‌اندازي مي‌كند.

داستان «شهر گمشده» نوشته «گويلرمو كابررا اينفانته» نويسنده كوبايي معترض در تبعيد است و ساخت اين فيلم دغدغه 18 ساله «اندي گارسيا» بوده، اندي گارسياي 50 ساله كه خود اصالتا كوبايي است و در كودكي به همراه خانواده مجبور به ترك وطن شده و به آمريكا مهاجرت كرده است.

اندي گارسيا علاوه بر بازي شاهكارش در اين فيلم بعنوان كارگردان، تهيه كننده و سازنده موسيقي متن آن نيز فعاليت كرده و در يك كلام فيلمي كاملا شخصي را ساخته كه البته پرداخت بسيار مناسب و تاثير گذاري دارد و پيش بيني دريافت چندين جايزه بين المللي براي فيلمش چندان دور از ذهن نيست.

فيلم بمدت 35 روز در جمهوري دومينيكن فيلمبرداري شده در مجموع 9 ميليون و پانصد هزار هزينه داشته و هيچ كمپاني معروف هاليوودي در ساخت اين فيلم نقش نداشته است.

در بعضي از صحنه‌هاي اين فيلم به صورت عجيبي شباهت‌هايي بين رفتارهاي انقلابيون كوبايي و برخي رفتارها در كشور خودمان ديده مي‌شود كه فيلم را برايم جالب‌تر مي‌نمايد و توصيه مي‌شود كه فيلم را ببينيد، هرچند كه ممكن است چند وقت ديگر فيلم توسط سيماي ملي جمهوري اسلامي با ديالوگ‌هايي صددرصد دگرگون شده نمايش داده شود ولي ديدن اصل فيلم خالي از لطف نخواهد بود.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007