
اندي گارسيا (Andy Garcia از جمله بازيگران سينماست كه هميشه بازي كلاسيك او برايم جذاب بوده و از جمله بازيهاي شاهكارش ميتوان به بازي در پدرخوانده سه (The Godfather, Part III – 1990) به كاگرداني فرانسيس فورد كاپولا (Francis Ford Coppola) و ياران اوشن 11(Ocean's Eleven) و ياران اوشن 12 (Ocean's Twelve) اشاره كرد.
اما داستان فيلم شهر گمشده در واقع نگاهي است به انقلاب كمونيستي كوبا كه در آن اندي گارسيا در نقش «فيكو» در خانوادهاي با قالبهاي سنتي زندگي ميكند كه پدر محور آن خانواده است و سعي دارد نقش خانواده را مانند گذشته در زندگي افراد تحت پوشش آن حفظ كند، فيكو(اندي گارسيا) صاحب يكي از كلوپهاي معروف «هاوانا»ست و پدرش استاد دانشگاه شهر است، دو برادر فيكو به نامهاي لويس و ريكاردو در برههاي از زمان به انقلابيون مبارز ميپيوندند و به همين دليل از جمع خانوادهگي كه چندان با انقلابهاي پوپوليستي و بدون هدف موافقت نداشتند جدا ميشوند.
«لوئيس» پس از حمله انقلابيون به كاخ رياست جمهوري توسط عوامل «باتيستا» كشته ميشود اما قبل از مرگش از فيكو ميخواهد تا از همسرش در نبود او مراقبت كند. «ريكاردو» به پارتيزانها ميپيوندد و به آرام آرام روحيه خشن پارتيزاني بر روحيه دانشجويي و آزادي خواهياش غلبه ميكند. فيكو تصميم ميگيرد كه انتقام برادرش را از عوامل باتيستا بگيرد و به قصد كشتن آنها به رستوراني ميرود اما آينده خانواده و قولي كه به برادرش داده است او را از اين كار باز ميدارد.
فيكو طبق قولي كه داده بود از «لئونلا» همسر برادرش مراقبت ميكند، كم كم رابطه فيكو و لئونلا كمكم به نوعي علاقه تبديل ميشود.

انقلاب به پيروزي ميرسد و انقلابيون بر سر كار ميآيند، فيكو براي نجات يكي از دوستان ارتشياش كه روزگاري جان برادرش ريكاردو را نجات داده بود به ديدن ريكاردو ميرود، اما با برخورد سرد و غير انساني او روبرو ميشود و دوستش اعلام انقلابي ميشود.
به جاي دمكراسي كه پيش از اين انقلابيون قولش را داده بودند نظاميگري بر سر كار ميآيد و دامنه آن حتي كلوپ فيكو را ميگيرد و زني با لباس نظامي در كلوپ او به او دستور ميدهد كه در آهنگهاي مورد استفادهاش حق ندارد از ساز ساكسيفون استفاده كند زيرا كه اين ساز ساخته امپرياليست است !!
لئونلا براي انتقام خون شوهرش به انقلابيون ميپيوندند و كمكم آنچنان معروف ميشود كه از او بعنوان بانوي انقلاب نام ميكنند و با اينكه همچنان فيكو را دوست دارد اما از انقلابيون جدا نميشود.
ريكاردو به مزرعه عمويش ميرود تا آن مزرعه را نماد امپرياليست و سرمايهداري است مصادره كند و عمو با شنيدن اين مسئله سكته ميكند و ميميرد. ريكاردو از جمع خانواده طرد ميشود و پدر به او ميگويد كه ديگر پسري به اين نام ندارد و ريكاردو از فشار اين غم دست به خودكشي ميزند.
به اصرار فراوان پدر و مادر سرانجام فيكو راضي به ترك كشور ميشود زيرا متصور است كه ديگر اجازه فعاليت و كار به او داده نخواهد شد، فيكو براي بار آخر به ديدن «لئونلا» ميرود و از او ميخواهد كه همراهش به خارج از كشور سفر كند اما «لئونلا» با اينكه همچنان دل در گرو او دارد همراهياش نميكند.
فيكو به آمريكا ميرود و از مديريت بزرگترين كلوپ در هاوانا به ظرفشويي در يك رستوران كوچك ميرسد و كمي كه وضعيتش ارتقاء مييابد در كنار آن پيانو نيز مينوازد.
داستين هافمن كه در هاوانا به فيكو پيشنهاد همكاري داده بود بار ديگر در آمريكا به سراغش ميآيد و پيشنهادش را تكرار ميكند. ناگهان پس از ماهها «لئونلا» از درب رستوران وارد ميشود و فيكو را غافلگير ميكند، لئونلا براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل به آمريكا آمده بود و تنها به اندازه قهوهاي كوچك وقت داشت كه به ديدار فيكو آمده بود.
فيكو سالها بعد كلوپي را به ياد خانواده و تمامي دوستانش كه در كوبا از دست داده است راهاندازي ميكند.
داستان «شهر گمشده» نوشته «گويلرمو كابررا اينفانته» نويسنده كوبايي معترض در تبعيد است و ساخت اين فيلم دغدغه 18 ساله «اندي گارسيا» بوده، اندي گارسياي 50 ساله كه خود اصالتا كوبايي است و در كودكي به همراه خانواده مجبور به ترك وطن شده و به آمريكا مهاجرت كرده است.
اندي گارسيا علاوه بر بازي شاهكارش در اين فيلم بعنوان كارگردان، تهيه كننده و سازنده موسيقي متن آن نيز فعاليت كرده و در يك كلام فيلمي كاملا شخصي را ساخته كه البته پرداخت بسيار مناسب و تاثير گذاري دارد و پيش بيني دريافت چندين جايزه بين المللي براي فيلمش چندان دور از ذهن نيست.
فيلم بمدت 35 روز در جمهوري دومينيكن فيلمبرداري شده در مجموع 9 ميليون و پانصد هزار هزينه داشته و هيچ كمپاني معروف هاليوودي در ساخت اين فيلم نقش نداشته است.
در بعضي از صحنههاي اين فيلم به صورت عجيبي شباهتهايي بين رفتارهاي انقلابيون كوبايي و برخي رفتارها در كشور خودمان ديده ميشود كه فيلم را برايم جالبتر مينمايد و توصيه ميشود كه فيلم را ببينيد، هرچند كه ممكن است چند وقت ديگر فيلم توسط سيماي ملي جمهوري اسلامي با ديالوگهايي صددرصد دگرگون شده نمايش داده شود ولي ديدن اصل فيلم خالي از لطف نخواهد بود.