هشدار !!
تنور انتخابات شوراها بعنوان يكي از دو انتخابات پيشرو در حال گرم شدن است و اصلاح طلبان تاكنون توانستهاند با سازماندهي و ائتلاف برخي احزاب و گروهها براي حضور هماهنگ در اين انتخابات آماده شوند، مسئوليت انتخابات اصلاح طلبان به عهده خاتمي گذاشته شده و وي در اولين گام رئيس ستاد را برگزيده و خبرها حاكي از شروع رايزنيها براي انتخاب نامزدهاي انتخابات شوراها توسط اين ستاد و شخص خاتمي و احزاب حول و حوش اين ائتلاف است.
نكتهاي كه مرا بر آن داشت تا اين مطلب را بنويسم، اساميايي است كه اين روزها نقل محافل سياسي شده و از آنها بعنوان كانديداهاي احتمالي حضور در ليست ائتلاف نام برده ميشود كه چندان خوشايند نيست و غرض نوشتن اين مطلب هشداري است كه به نظرم بايستي براي جلوگيري از يك شكست مفتضحانه از امروز آن را در نظر گرفت.
از قديمالايام برخي از دولتمردان اصلاح طلب را ميشناختم و حتي قبل از وزير و معاون رئيس جمهور شدنشان آنها را ديده بودم و رفتارشان همان بود كه همه مردم عادي انجام ميدادند و بمانند همه در صفها ميايستادند، خوشبختانه در طول مدت زمامداريشان گذرم هيچگاه به درگاه يكي از آنها نكشيد كه چيزي يا كاري يا تقاضايي داشته باشم اما امروز كه برخي از آنها را ميبينم، گويي اين هشت سال آنچنان در اعماق وجودشان تاثير گذاشته و آنچنان حسي به ايشان دست داده كه ديگر نميتوانند دو قدم را بدون راننده جا به جا شوند يا در برخورد با كسي كه نميشناسندش چنان بيتوجه و از سر كبر با او سخن ميگويند كه تو بعنوان نظاره گر احساس توهين ميكني چه رسد به مخاطبشان، حال اينها كه در هشت سال گذشته اخلاقشان چنان حكومتي شده است، چگونه ميتوانند در جايگاه كانديدايي با مردم عادي كوچه و بازار ارتباط برقرار كنند.
منظور زير سئوال بردن دستاوردهاي دولت قبل و اين افراد نيست و اصلا در جايگاهي نيستم كه در اين مورد اظهار نظر كنم، غرض پرداختن به اين مسئله است كه آيا لزوما افراد قابل اعتمادي كه در دولت در كنار خاتمي يا هاشمي بودهاند با خصوصياتي كه اشاره شد ميتوانند در جذب آراء مردم موفق باشند؟
به طول مثال تصور كنيد كه يك كانديد شوراي شهر مجبور است در اكثر محلات و مساجد تهران در دوره تبليغات حضور يابد و رو در رو با مردم سخن بگويد، حال كساني با شخصيتهاي متكبرانه و اينكه اين شماييد كه به او احتياج داريد نه او به شما چگونه ميتواند جذب راي كند يا افراد را متقاعد كند كه در انتخابات برايش تبليغ كنند !
باور دارم افرادي كه يكبار تجربه انتخابات را آزمودهاند نسبتا مبري از اين وضعيت هستند و اين مسئله را به خوبي درك ميكنند، مثلا در مجلس ششم با وجود همه مسائل خوب و بدش يكي از مهمترين نكاتي كه تا به امروز هميشه آنرا بعنوان نقطه قوت اين مجلس ميدانم اين بود كه به غير از رئيس مجلس(كروبي) تمامي نواب رئيس، هيات رئيسه و روساي كميسيونها نه محافظ داشتند و نه راننده و مثلا بهزاد نبوي و رضا خاتمي با اينكه نايب رئيس مجلس كشور بودند خودشان راننده خودشان بودند و بارها خودم آنها را در خيابانهاي تهران در حال رانندگي ديده بودم و رفتار عموميشان اگر جاذبهاي نداشت (كه به نظرم مناسب بود)، حداقل دافعه ايجاد نميكرد. اين دو اسم را هم آوردم نه بعنوان اينكه مثلا مناسب براي حضور در ليست هستند يا خير بلكه نكته مثال زدن در نوع رفتار افراد مختلف است.
البته اگر بخواهيم از منظر خاتمي هم به اين مسئله بنگريم، قطعا او نگران تكرار نشدن تجربه شوراهاي اول و ظهور غضنفرهايي مانند دوزدوزاني و اصغرزاده است كه شورا را زمينگير كردند و از اين نظر خاتمي ترجيح ميدهد كه از افراد قابل اعتمادي كه امتحانشان را نيز پس دادهاند استفاده كند، اما نبايستي فاكتور جذابيت و عدم ايجاد دافعه را در اينگونه انتخاباتها از نظر دور داشت.
اين هشداري خيرخواهانه بود به دستاندركاران ستاد ائتلاف خاتمي و احزابي كه زير پرچم اين ائتلاف قصد دارند فعاليت كنند و اميدوارم ليستي را منتشر نكنند كه به قول اين برادر حتي خودمان رويمان نشود كه به آن راي بدهيم چه برسد به تبليغ كردن آن.
الخير في ما وقع ...
نظرات
erinther :
حسین درخشان و عذر خواهي از شکرخواه تلاش درخشان براي پنهان کردن شباهت مقالات اخير او به نوشته هاي بعد از زندان جهانبگلو و ......
http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=10
erinther - October 8, 2006 1:28 PM
سعید :
جناب حنیف با این تحلیل شما در مورد بعضی از اصلاح طلبان حکومتی موافقم.
من از تفکر و شیوه مدیریت احمدی نژاد و اطرافیانش تا حد تنفر ناراضی هستم ولی از برخوردی که با اصلاح طلبان حکومتی کرد نه خوشحال بلکه راضی ام!!!
شاید درسی باشد تا از این نخوت, تکبر و خود زیاد بینی در آیند. از اشتباهاتشان درس بگیرند و از خودخواهی ها دست بردارند. ولی ...
نمیدانم شما شاید نزدیکتر باشید و بهتر بتوانید جواب این سئوال را بدهید.
یک همشهری دانجشو در فرانسه
حنيف: من سئوالي نديدم در نوشته شما، شايد هم متوجه سئوال شما نشدم
سعید - October 8, 2006 9:40 PM
farid :
ای دوست عزیز میذانم که با توجه به وضع و اوضاع و خاطراتی که اپزوسیون ها در ذهن ما گذاشتند امیدی به جز اصلاحات نداری اما به موجوداتی که در این حکومت بر سر کار هستند و انتخاباتشان اطمینان نکن و دلنبند.
farid - October 9, 2006 12:43 AM
farid :
ای دوست عزیز میذانم که با توجه به وضع و اوضاع و خاطراتی که اپزوسیون ها در ذهن ما گذاشتند امیدی به جز اصلاحات نداری اما به موجوداتی که در این حکومت بر سر کار هستند و انتخاباتشان اطمینان نکن و دلنبند.
farid - October 9, 2006 12:44 AM
سعید :
منظورم این بود که پس آیا دوباره می توان و باید به این جماعت اصلاح طلب حکومتی اعتماد کرد؟
همون همشهری دانجشو در فرانسه
حنيف: به نظرم اگه اين بار با دقت نظر انتخاب كنيم ممكنه كه بهتر بشه، در ضمن الان ديگه اصلاح طلب حكومتياي ديگه باقي نمونده چون همه بيرون از حكومت هستن، فكر كنم اين اصلاح طلب حكومتي كه شما ميگيد يه نوع فحش باشه !!
سعید - October 9, 2006 1:42 PM
سعید :
نه دادا منظور همون هایی است که به این صفت شناخته می شن. کسایی که اصلاح طلب! نام داشتند و در حکومت بودند. به الان نشون کاری ندارم که از حکومت اخراج شدند.
عزت زیاد
حنيف: چرا جوش آوردي پس، خوب نيست آدم زود داغ كنه، در هر حال آدم كه نكشتن، ايذر هم كه ندارن، اگه سعي كنن رفتار گذشته رو تكرار نكنن قابل برگشت هستن
سعید - October 9, 2006 9:52 PM
سعید :
سلام آقا حنیف
درسته که بابات هم قاطیشون بود ولی من که نه به اونا و نه به بابات فحش ندادم!
گفتی حکومتی نیستن، گفتم منظور اسم و صفتی است که به اون شناخته می شن.
حالا تو هر طور می خوای برداشت کن و متلک بپرون!
حنيف: حضرت استاد شما كه به بقيه تيكه ميندازي چرا خودت اينقدر ظرفيت نداري، اول اينكه ديدي منظورت از حكومتي فحش بود و چيز ديگه اي نبود، دوم هم عملكرد پدرم به من ربطي نداره و خودش پاسخگوي آن هست، سوم هم منظور من از اينكه ديگه حكومتي نيستن، اصلاح اين مسئله بود كه ديگه در حكومت نيستن، حالا شما بگو اخراجش كردن يا هر چيز ديگه اي، بهتره اگه انتقاد ميكني جنبه انتقاد شنيدن رو هم داشته باشي، نه اينكه يك طرفه بري جلو و هرچي دوست داشتي بگي
سعید - October 10, 2006 2:40 PM
محمد رضا :
جریان کشور ما داره کم کم خیلی خنده دار می شه. وقتی دولت -دقت کنید دولت نه حکومت- دست اصلاح طلب ها بود، اصولگراها خوب سازماندهی شدند و رای آوردند. و الان هم که حکومت دست اصولگرا هاست اصلاح طلب ها سازمان دهی می شوند.
انگار این دوتا گروه نمی تونن هم قدرت را داشته باشند هم سازماندهی شده رفتار کنند. البته شاید این عادت بد مربوط به تمام انسان ها باشد.
به هر حال...
موفق باشید و عاشق.
محمد رضا - November 19, 2006 8:00 AM
:
بنظر من اصلاح طلبان به جای اینکه به فکر پیروزی درانتخابات شواراها باشند بیشتر از این بستر برای یک سازمان دهی جدید می خواهند بهره برداری کنند.تا در یک فرصت مناسب با قدرت بتونند وارد میدان بشوند در غیر اینصورت باید گفت با شرایط فعلی و با این لیست خیال برشون داشته .
Anonymous - November 25, 2006 12:52 PM