« بوي باران | اول دفتر | فرياد »

به نام پدر

روز گذشته در نمايش اختصاصي فيلم سينمايي «به نام پدر» كه براي اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران و خانواده‌هايشان ترتيب يافته بود حاضر شدم و به تماشاي آخرين ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا نشستم.

چند سالي است كه چندان ميلي به تماشاي فيلم‌هاي وطني ندارم و دليل عمده اين مسئله را ضعف فراگيري مي‌دانم كه در ميان فيلم هاي سالهاي اخير ديده‌ام و هر باري كه به دلايلي ناخواسته به سالن سينما كشيده مي‌شوم، بيشتر و بيشتر به اين نتيجه مي‌رسم كه فيلم‌هاي وطني ما ديگر بار معنايي و تصويري‌ گذشته را ندارند و آن ارزش از بين رفته است.

«به نام پدر» حاتمي‌كيا را نيز از همين دست مي‌دانم، فيلم چندان قدرتمندي نبود كه بتواند مخاطب را تا آخرين لحظه همراه خود داشته باشد، فيلم به نظر نسبت به ساخته‌هاي گذشته اين كارگردان به شدت از ضعف تصوير و ساختار رنج مي‌برد و اگر بخواهم كمي رك اين فيلم، سينما به معناي واقعي‌اش نبود و شايد به يك مجموعه تلويزيوني شباهت داشت.

حقيقت اين است كه حس كرده‌ام حاتمي‌كيا بعد از ساخت يك سريال تلويزيوني ديگر دوربين سينما را گم كرده و حس سينمايي تصاويرش كم شده است. حاتمي‌كيايي كه من در تصوير مي‌پسندم در بوي پيراهن يوسف يا آژانس شيشه‌اي خود را به نمايش گذاشت.

از حق نبايد گذشت كه سوژه فيلم سوژه عالي و بكري بود، اما پرداخت سوژه چندان دلچسب نبود و ماجراهاي حاشيه‌اي آن چندان پخته با مركز ثقل داستان هماهنگ نشده بود، در فيلمنامه اثري از زبان تيز نوشتارهاي سابق حاتمي‌كيا در خصوص جنگ نبود و به راحتي مي‌شد حس كرد كه كمي تا قسمتي محافظه‌كاري در گفتارها وجود دارد، اين محافظه كاري مخصوصا در گفت‌وگوهاي راحله و مهندس(پدرش) اوج مي‌زد و گويي حاتمي كيا تنها قصد داشت سرخط را به ذهن تماشاگر برساند و بقيه را به خود او واگذار نمايد. از اين نظر نيز صراحت حاتمي كيا را در آژانس شيشه‌اي بيشتر دوست داشتم زيرا به صراحت عقيده‌اش را هرچند مخالف ذهن تماشگرش بود بيان مي‌كرد.

به نظر مي‌رسيد كه سعي شده فيلم بار احساسي و عاطفي داشته باشد، اما متاسفانه اين جنبه از فيلم نيز چندان پررنگ نبود تا مخاطب را حتي وادار به تاثر كند، از اين نقطه نظر از كرخه تا راين فيلمي كامل‌تر و از لحاظ تاثير گذاري احساسي و عاطفي موفق‌تر بود.

در خصوص فيلمبرداري فيلم نيز نقايص عديده‌اي در آن قابل رويت بود كه گاهي تصوير كاملا ناواضح(فلو) مي‌شد، البته ممكن است اين اشكال در ظهور فيلم بوجود آمده باشد ولي در كل تاثير منفي‌اي در ديد مخاطب ايجاد كرده بود.


در مجموع «به نام پدر» فيلمي بود كه نپسنديدم و معتقدم كه حاتمي كيا هم در زبان صراحت لازم را در اين فيلم به كار نبرده و هم اينكه نسبت به تصوير سينمايي كمي فاصله گرفته است و از اين نظر دوست دارم حاتمي كيا را همچنان با آژانس شيشه‌اي و ساير ساخته‌هاي خوبش به خاطر بياورم، انشاءالله كه در آينده فيلم‌هاي بهتري از وي ببينيم.

نظرات

vartan :

در بلاگ نیوز لینک شد!
پایدار باشی حنیف جان.

 

:

حاتمی کیا از کارگردانان ارزشی است همانطور که شما می پسندید اما بحث بر سر این است که چه ارزشی؟ فیلم آژانس شیشه ای تقلید ناشیانه فیلم زیبای بعد ازنحس سیدنی لومت است که به زور قرار است ارزشی وبه فرهنگ جبهه بچسبد این فیلم که نامش هم قرضی است از فیلم به نام پدر جیم شریدان . مثل اینکه کارگردانان ارزشی دچار کمبود اسم وسوژه هستند که با نگاهی به خارج نقیصه جبران میشود. وقتی کارگردانان خوبی همچون بیضایی بیکارشدند جا برای کارگردانان ارزشی باز شد که با بودجه دولتی فیلم های سوژه کش رفته اشان را بسازند.

 

صادق جم :

وسوسه شدم كه حتماً ببينمش!

 

hamdam :

فرصت رفتن به سینما و دیدن فیلم ندارم، اما منتظر میمانم تا CD شود و ببینمش. پایدار باشید...

 

میثم مهرانی :

این فیلم در قیاس با دیگر فیلمهای حاتمی کبا خوب نبود ولی در قیاس با دیگر فیلمهای روی پرده عالی بود

 

:

فيلم مزخرفي كه مهتاب نصيرپور تنها دليل تحملش مينونه باشه با بازي شاهكارش واقعا حيف اين بازي تو اين فيلم - تازه موضوعش را هم از اشك سرما (عزيز ا... حميد نژاد)كش رفته و واسه همين هم حواشي داستانش كاملا آشفته و بي منطقه -استفاده از گلشفته فراهاني هم دليل ديگري از سرقت ايشونه

حنيف: اصلا از اين نوع لحن انتقاد خوشم نمياد اين نوع انتقاد نشان از نفهم بودن نويسنده داره

 

دلارام :

اتفاقا من از فیلمش خوشم اومد. به نظرم چیزی که خیلی تو ذوق می زد فقط استفاده بجا و بیجای موبایل سامسونگ بود. خیلی تبلیغ ناشیانه ای بود به نظرم.

 

محسن :

بنظر من باز هم يکي از بهترين کارگردانان ماست البته من هنوز اين فيلم را نديدم و دوست هر چه زودتر آن را ببينم.
راستي بابت اظهار نظر آن دوست خوبمون من ازت عذرخواهي ميکنم احتمالا خيلي حاتمي کيا را دوست داره اشکالي نداره ببخشش

 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007