آرش در تهران

با آرش سيگارچي اولين بار، به صورت تلفني آشنا شدم، داستان به زماني بازميگشت كه در روزنامه مرحوم اقبال گزارشي پس از آزاديش در آن روزنامه نوشتم و بعد از آن بود كه آرش تماس گرفت تا بابت آن گزارش تشكر كند.
پس از آن در ايام نمايشگاه مطبوعات كه من غرفه روزنامه اقبال مسئول غرفه بودم و آرش هم بيشتر اوقات به آنجا ميآمد و با هم حرف ميزديم و رفاقتي بينمان در گرفت.
چند روز قبل خبردار شدم كه آرش به تهران آمده و قراري با هم گذاشتيم تا ببينمش، بر اثر كمبود زمان و عجله براي بازگشت به زادگاهش(رشت)، تنها دقايقي موفق به ديدنش شدم.
در مدت كوتاهي كه ديدمش با هم از هر دري سخن گفتيم از ياد برادر مرحوم هنرمندش گرفته تا مسائل ديگر ...
از تماسش با مجتبي سميعينژاد ميگفت، از اينكه در زندان مشغول درس خواندن است و بيشتر اوقاتش را در كتابخانه ميگذارد، ميگفت كه امتحاناتش هم نزديك است و بايستي براي هفتههاي آينده آماده باشد.
از اوضاع و احوال سياسي ميپرسيد و از تجمع اخير زنان، از اوضاع روزنامهها دوست داشت خبردار شود و ميگفت من كه هر از چند گاهي به محيط عمومي ميآيم حس ميكنم كه جامعه هر دفعه به شدت دلمرده تر از قبل ميشود.
و امروز او دوباره به زندان بازگشته است ...
آزاديت را ميخواهم برادر
عكس ديگر آرش در اينجا
نظرات
جواد :
عجب روزگاری شده ها! جوانها را ميگيرن و الکی و بدون هيچ و پوچ زندانی می کنند. از استفاده از بهترين دوران زندگی محرومشون ميکنن. حالا خواهيد ديد. يه زمانی بايداينها تقاص پس بدهند. درست مثل اون ديکتاتور قبلی. حالا خواهيد ديد.
جواد - June 22, 2006 1:11 AM
:
سلام. برخوردی که با سیگارچی شد و می شود خیلی تند و خشن بود و است. آخرش هم ندانستم چرا؟! /// به وبلاگت لینک دادم
Anonymous - June 22, 2006 9:09 AM
:
این حرف آرش مبنی بر روز به روز دلمرده تر شدن مردم و پاشیده شدن خاک مرده به جامعه و همچنین تقارن این روزها با سالگرد خرداد 1360 من رو بی اختیار به یاد اون فرموده امام راحل در بهشت زهرا میندازه که: « محمدرضا قبرستانها را آباد کرد...»
Anonymous - June 22, 2006 1:51 PM
محمد :
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی.
این قضیه ارسال بولتن مشارکت صددرصد کنسل شد؟
محمد - June 22, 2006 5:43 PM
:
kash golhay yad ensanhaye be dard bokhor ra par par nemikardim kash in adamay sharif vojood dashtand keshvar zamani be pishraft va hamgami ba donyaye motemaden mirese ke in ensanha na dar zendan bashan va na zir khak va ma cheghadr naboodeshoono hes mikonim va be vozooh mibinim dar hame mavared chenan be aghab raftim ke halaha bayad berim albate roo be pas.
Anonymous - June 23, 2006 8:05 PM