انتخابات از زاويه امروز
به همراه علي و علي و آرش تصميم گرفتيم به مناسبت 27 خرداد اولين سالروز انتخابات رياست جمهوري، هركسي از ديد خودش مطلبي در خصوص اين روز بنويسيد كه البته فكر كنم دوستان زياد ديگري نيز در اين خصوص خواهند نوشت.
پيش از خواندن مطلب به اين دو نكته لطفا توجه داشته باشيد: 1- موارد ذيل احساس و نظرات شخصيام در خصوص انتخابات است و اميدوارم كه كسي عصباني نشود. 2- نكاتي را كه آوردهام نظراتم بعنوان يك حامي معين در انتخابات سال گذشته است و تنها دلايل شكست معين را ذكر ميكنم و در ضمن اينجانب هيچگونه عضويتي در احزاب حامي معين نه آنموقع و نه امروز نداشته و ندارم و تنها بعنوان يك داوطلب در ستادهاي حمايت از دكتر معين و به خصوص ستاد نسيم فعاليت ميكردم.
امروز يكسال از واقعه گذشته است و ميشود با آرامش بيشتر و به دور از هيجانهاي آني انتخابات را بررسي و نقد كرد و سعي در رفع ايراداتي داشت كه در آينده تكرار نشود. البته شايد همين نقد هم براثر گذشت زمان چندان مطابقتي ديگر با فضاي آن روز انتخابات پيدا نكند و گفته شود كه همان رفتارها در زمان انتخابات بهترين بود وليكن در اين يكسال گاهي در اين خصوص انديشيدهام خصوصا اينكه چرا انتخابات اينگونه شد و چه ميشد كرد كه بهتر از اين نتيجه ميگرفتيم.
به عنوان يك حامي معين در انتخابات 84 كه تمام تلاشم را هم براي افزودن رايهايش انجام دادم، از تبليغات رو در رو در ميادين تهران تا سفر به گلستان و خوزستان و بوشهر و خراسان. معتقدم كه امروز هم اگر قرار بود كانديدايي انتخاب شود، دكتر معين بهترين گزينه بود و انتخاب معين بعنوان نامزد انتخاباتي طيفي از اصلاح طلبان اشتباه نبود، زيرا معين با وجود اينكه داراي ويژگيهاي جذاب – چهره و خوش زباني - از نظر يك كانديدا نبود، اما داراي يك ويژگي منحصر به فرد بوده و هست كه وي را همچنان برايم قابل احترام ميكند، ويژگي منحصر به فردي كه من در كمتر سياستمدار اصلاح طلب امروز ديدهام، صداقت و راست قامتي معين هرچند ممكن بود كه در لباس يك رئيسجمهور مشكلساز شود، اما حداقل حسن آن اين بود كه تجربه هشت سال گذشته خاتمي را با استحكام بيشتري به پيش ميبرد.
معتقد بوده و هستم كه بعد از خاتمي به فردي احتياج بود كه بيش از خاتمي جسور باشد، و صداقتش جسور بودنش را تكميل كند و به مرور و وقتي از نزديك با معين آشنا شدم اين حس بيشتر در درونم تقويت شد.
اما چه شد كه نتيجه انتخابات اينگونه رقم خورد؟
اول اينكه معتقدم كه ما در انتخابات شكست به مانند آنچه ناطق نوري در سال 76 خورد، نخورديم، ما در انتخابات تنها از رئيس جمهور فعلي يك ميليون و نيم و هاشمي رفسنجا�%
نظرات
شوق :
بنام حق
...امشب!
جامعه قبل از نان و آب و برق و گاز و تلفن و شغل ومسکن و آزادی و عدالت، به قانون نیاز دارد؛ چرا که قانون؛ برای جامعه، بطور منطقی و اصولی، همه چیز خواهد ساخت.
اگر قانون حاکم باشد!
فقر و بی عدالتی؛ تبعیض و رابطه؛ گرانی و بیکاری، نیز از بین خواهد رفت؛ اعتیاد و فحشاء و خلاف، محدود و محصور خواهد شد؛ کاخها درمقابل کوخها ساخته نخواهد شد؛ و نادارها، جایگاهی شایسته شان و منزلت خود پیدا خواهند کرد.
آقازاده ها به تولد و تبار؛ داراها به زندگی؛ چاپلوسان به بندگی؛ و فریبکاران به آنچه که دارند؛ افتخار نخواهند کرد.
درمان و آموزش، رایگان وهمگانی خواهد بود؛ ومدارس طبقاتی، در جامعه جایگاهی نداشته؛ رانت و سود و ثروتهای باد آورده یکشبه، معنا پیدا نخواهد کرد. دولت برای مردم، و در خدمت مردم؛ و مردم برای دولت، و در خدمت دولت؛ خواهند بود.
فاصله بین دولت و ملت؛ اینک رواج بی قانونی و قانون گریزی می باشد؛ و این فاصله، باید، با حاکمیت قانون؛ از بین برود.
راه وفاق و همدلی و همراهی در جامعه، از قانون می گذرد؛ باشد؛ که خدا و قانون؛ حق و حقیقت؛ بر ما حکومت کند؛ و این بدون قانون گرایی مردم، و مسئولین ممکن نیست.
خدا.قانون.ایران.
شب بخير! نامه اي براي امشب! را امشب بخوان
شوق - June 17, 2006 2:06 AM
سيد علي :
سلام اقا حنيف حرفت واقعا صحيح هس بابا افرادي بودن فقط برا برنامههاي خود امده بودن مثلا در استان فارس افرادي از حزب هاي باد در ستاد ها بودن فقط برا موقعيت به اقاي هاشمي راي دادن اما معين رو معرفي ظاهري ميكردن و يكي از فعالين ستاد الان شده رييس حزب اعتماد ملي بايد در كنگره حزب اينو مطرح كنند افراد موقعت طلب باعث قسمتي از شكست بودن اينو بگم يكي از عضاي ستاد در شهراي فارس الان مشاور فرماندار ديد هس تاايناهس موقعيت ها و نداشتن نيروي تئوريك حزب همين هس كه ميبينيد
سيد علي - June 17, 2006 3:14 AM
بهرنگ :
فكر ميكنم نكته ششم را بايد كمي تعميم دهم. سازمان مجاهدين كه بيشتر از آن كه يك حزب باشد، يك محفل و فرقه سياسي است و دايرهاش، سالهاست كه بسته شده. اما در مورد مشاركت، همين بس كه مركزيت حزب به مناطق و استانهايش ديدي منفي (به سان كل حكومت نسبت به آن چه در تهران نيست) دارد و بسيار علاقمند است كه آنها فعال باشند (فقط در زمان انتخابات) اما سهمي در مركزيت و تصميمسازيها نداشته باشند.
از طرف ديگر، همين ديگاه مركزيت موجب شده كه مثلاً در استان خراسان، كساني تابلوي مشاركت را به دست گيرند كه به هيچ يك از اصول و بندهاي مرامنامه آن معتقد يا حتي پايبند نيستند و كسي نميتواند باور كند كه بين اينها و كساني چون حجاريان، عبدي، تاجزاده يا ديگران، نسبت فكري وجود دارد.
اينها را به عنوان كسي ميگويم كه دوران نوجوانياش به مشاركت تهران، رفت و آمد داشت و دوران دانشجويياش گاهي به مشاركت مشهد سر ميزد
بهرنگ - June 17, 2006 5:21 AM
صادق جم :
ر اولين فرصت به شما خواهم پيوست.
به مطلب جالبتان در لينكدوني وبلاگم و همچنين "بلاگ نيوز" لينكيدم.
موفق باشيد...
www.1irani.com
صادق جم - June 17, 2006 9:55 AM
Mehdi :
بزرگترين اشتباه شما اين بود که به زبان مردم سخن نمیگفتيد. همانطور که خودت گفتی کسی انتظار نداشت دکتر معين مثل کروبی شعار دهد اما انتظار میرفت که ايشان به زبان مردم سخن بگويد. از بکارگیری الفاظ قلمبه سلمبه اجتناب کند و عوام را هم در نظر بگيرد. ساده سخن گفتن نشانهی بيسوادی نيست.
Mehdi - June 17, 2006 11:34 AM
نگاه :
آقای مزروعی . به نظر من نظرتون ایراد داره . درست به همون دلیل که مشارکتی ها جو واقعی جامعه رو تشخیص ندادند و دلشون رو به تحریمیها خوش کردند و از توده غافل شدند معین هم انتخاب درستی نبود . معین نمی تونست اون کشاورز بی سواد کویر نشین رو که کل زندگی اش به باریکه ابی که به زمینش برسه یا نرسه بسته است ( این صفات هیچ کدومش توهین نیست . توصیفه . ) جذب کنه . هرگز نمیتونست و بهمین دلیل حتی اگه مشارکت روی توده هم برنامه ریزی میکرد راه به جایی نمیبرد . شاید بهتر بود برای نرسیدن به امروز روی کروبی توافق میشد . هرچند یه سال پیش دور از انتظار بود .
نگاه - June 17, 2006 1:12 PM
محمد :
فقط امیدوارم از این تجربه ها درس گرفته شود تا این اشتباهات تکرار نشود.
تحریمی ها هم خودشان فهمیده اند چه اشتباهی مرتکب شدند.
من هم به نوشتن خاطره در وبلاگم بسنده کردم.
محمد - June 17, 2006 4:34 PM
فاطمه :
به زبان مردم سخن نگفتن اشتباه بزرگي بود.بارها در طرح ميادين به اين جمله برخوردم كه خانوم ما محتاج نون شب هستيم اين ها چيه ميگي؟بگو حقوق ها رو افزايش ميده يا نه؟ به دفعات مكرر با اين قبيل جملات برخور كردم.
فاطمه - June 17, 2006 9:12 PM
:
این باخت یه فرصته که جریان اصلاح طلبی خودش رو نقد و اصلاح کنه و ببینه چرا اقبال عمومی رو از دست داده ولی متاسفانه به جای ریشه یابی علت، فقط معلول مورد بحث قرار میگیره.
با درود فراوان
Anonymous - June 17, 2006 11:16 PM
علی :
من هم در این رابطه مطلبی نوشتم که خوشحال میشم بخونیدش. ممنون. این هم آدرسش:
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-121.aspx
علی - June 18, 2006 1:11 AM
مهدی :
من فکر می کنم با شرحی که شما از بی برنامگی دادین در صورت پیروزی مشکلات ما بیشتر می شد.
مهدی - June 18, 2006 2:44 AM
:
agha hanif khodetoon midoonid yeki az hami haie hamishegi hashemi hezb mojahedin enghelab boodan oona bishtar taraf dar hashemi boodan ta moein va dore aval ke hashemi be dore 2th resid avalin goroohi ke be samte hashemi raft hamin hezb bood pas che entezari mishe az in hezb baraye hemayate moein dasht eslah talaban baiad az daroon khodeshoon ham eslah beshan in harfie ke dr.khatami zade va doroste benyamin-ahvaz
Anonymous - June 18, 2006 4:30 AM
نشریه ی دانشجوویی قاصدک :
÷س از یک سال به چه کسی رای خواهید داد؟
دوباره انتخابات
به وبلاگم بیایید و رای دهید
نشریه ی دانشجوویی قاصدک - June 18, 2006 12:22 PM
بهمن هدايتي :
سلام! جون به جونت بکنن، آقازادایی!! برو بیرون! وقت کلاش رو هم نگیر
بهمن هدايتي - June 18, 2006 3:17 PM
daneshjoo :
عیب نداره رای بده های عزیز. ما ملت نه اینکه حافظه تاریخی نداریم یادمون رفته بود که زمان خاتمی دور میدونها پای دخترها را تو سطل سوسک میکردند و یا یادمون رفته بود که اگه معین میخواست وزارت حقوق بشر بزنه خاتمی هم میخواست وزارت جوانان بزنه و احتمالا یادمون رفته که قتلهای زنجیره ای کار گنجی بود و رفسنجانی بحق بخاطر عالیجناب سرخپوش خواندن گنجی همون 27 خرداد پارسال تو اعتصاب غذا بود و بازم یادمون رفته بود که یه زمانی یه کسانی میگفتند حکم حکومتی بده. حالا بازم عیب نداره . از تمام رای بده های عزیز میخوام که سه چهار ماه دیگه یادشون بره که رفسنجانی الانم عضو مجلس خبرگان رهبریه و با امید به اصلاحات کوبنده و به یاد مظلومیت حاج آقا تو قم بهش رای میدیم که معجزه کنه و همه عاملین بدبختی و فقر و کشتار روشنفکرامون را از قدرت برکنار کنند ان شاالله....
حنيف: از شجاعت بي حد و حصر شما لذت فراواني بردم، منظورم درج نام و حتي ايميل شما است، از انجايي كه براي حرفهاي كساني متوهمي مانند شما ارزشي قائل نيستم، تنها خواستم به شجاعت شما آفرين بگويم، فكر كنم ارزش حرفهاي شما به مانند نام شماست، در ضمن من ميفهمم كه اونجاي حضرت عالي از كجا ميسوزه، اشكالي نداره، بزرگ تر كه شدي ميفهمي
daneshjoo - June 18, 2006 10:46 PM
رسول بخشعلي :
يه سري پيشه ما بزن . شايد ياده خاطراته سفرت به خراسان زنده بشه .
رسول بخشعلي - June 19, 2006 1:07 PM