پاسخ ديگري به قاليباف
در جلسهاي كه در دانشگاه تهران برگزار شد و من نيز صحبت كردم، آقاي قاليباف از قول كساني كه در جلسه حاضر نبودند براي رد حرفهاي من دلايلي آوردند كه يك نمونه آن يكي از بازداشت شدگان در شهر قم بود.
در زير جواب بردار عزيزم «مسعود رهبري» نويسنده وبلاگ كهنه نقاب به آقاي قاليباف را مطالعه بفرمائيد:
تخلفات جزئی؟!
در سايت امروز آمده بود كه جناب قاليباف در جلسه سخنراني خود در ميان دانشجويان گفته اند: تخلفات «جزئي » مأموران نيروي انتظامي در حد هل دادن و زدن گاز اشك آور در ماه رمضان بوده است و از قول يكي از «متهمان قم» _كه قاعدتاً بايد من باشم _ نقل كرده اند كه صرفا مدت طولاني، در حالي كه زير پاهايش خيس بوده در هواي سرد نگه داشته شده است. البته با تحقيقاتي كه ايشان انجام داده اند، مشخص شده كه اين رفتار فقط با من نشده است؛ بلكه آن مأمور عادت داشته كه با متهمان اين گونه برخورد كند.
اين كه جناب قاليباف سرانجام برخي تخلفات «جزئي» را در مجموعه تحت امر خود پذيرفته اند، خود يك گام به پيش است. اما تأسفم از آنجاست كه ظاهراً مشغله هاي انتخاباتي چنان ذهن سردار را خسته كرده است كه از كل ماجراها و رفتارهايي را كه به طور مشروح به ايشان انتقال داده ام تنها مدتها در هواي سرد با پاهايي خيس نشستن در خاطر شريفتان مانده است. ايشان به حنيف مزروعي كه سعي داشته است برخي از مطالب مطرح شده در جلسه بازداشت شدگان با ايشان را به يادشان بياورد، فرموده اند:«يكي از مشاوران من كه در آن جلسه حضور داشت، الآن هم اينجاست و مي تواند شهادت دهد». بعيد مي دانم آقاي قاليباف قبل از هر جلسه پرسش و پاسخ (خصوصاً اگر با دانشجويان باشد) احتمال ندهد كه يكي از پرسش هاي حاضران جريان بازداشت وبلاگ نويسان خواهد بود. بنابر اين اي كاش پيش از اين جلسه، از همين مشاور محترم _كه اگر اشتباه نكنم نامش آقاي خرازي بود _ مي خواستند تا مطالبي را كه در جلسه بازداشت شدگان با ايشان مطرح شد، به خاطر ايشان بياورند و به جناب فرمانده ياد آوري كنند كه در آن جلسه، صرفاً هل دادن يا گاز اشك آور زدن يا در هواي سرد نگاه داشته شدن مطرح نشد؛ بلكه علاوه بر آنها، سخن از ضرب و شتم بود، سخن از دست بند زدن به شيوه قپاني بود، سخن از آويزان شدن با دست بند بود، سخن از تهديد به بازداشت همسر و نزديكان بود، سخن از ريختن دبه آب سرد بر سراپاي متهم در نيمه شب سرد پائيز بود، و سخن از اين بود كه متهمان تمام اين مراحل را با چشمان بسته تحمل مي كردند. جالب اين كه متهمي كه ايشان از او نقل قول كرده است، تمام اينها را متحمل شده است تا به چيزي اعتراف كند كه موهوم بودن آن را حتي دادسراي انقلاب قم نيز نتوانست انكار كند و براي اين اتهام، حكم منع تعقيب صادر كرد! نمي دانم جناب قاليباف در چارچوب چه نظام گويشي سخن ميگويند. اما تا آنجا كه من اطلاع دارم در هيچ ادبيات و گفتماني نمي توان اين رفتارها را « تخلفات جزئي» ناميد.